ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم اتاق, room, این اتاق دیگر اتاق سابق نیست !

محمدحسین سیفی
۴ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم و فیلمنامه به طور کاملا مشخص و واضح دو نیمه داره . نیمه ی اول آشنایی با دوشخصیت یه جورایی زندانی در اتاق قصه ی ما و فرار اونا از زندان ، نیمه ی دوم برخورد بچه ای که از نوزادی تمام جهانش یک اتاق بوده و حالا آزاد شده با دنیای اطراف و البته زندگی مادرش .

فیلم "اتاق" طبق جمله ای که روی پوستر خود فیلم هم هست ، برگرفته از پرفروش رمان سال آمریکا به همین نام ـه . شاید اگه هیچوقت چشمم به نامزدهای گلدن گلوب و اسکار امسال نمی افتاد ، با این فیلم حتی آشنا هم نمی شدم ! این فیلم برنده ی جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن هم برای بری لارسونی هست که ما قبل از این فیلم هیچ فیلم درخور توجهی ازش به زعم من ندیده بودیم اما از اون درخشان تر بازی بازیگر خردسال فیلم یعنی "جیکوب ترمبلای" هست که به قدری این پسر تو این فیلم خوبه که شما خیال می کنید سالهاست کارش بازیگریـه !
فیلم و فیلمنامه به طور کاملا مشخص و واضح دو نیمه داره . نیمه ی اول آشنایی با دوشخصیت یه جورایی زندانی در اتاق قصه ی ما و فرار اونا از زندان ، نیمه ی دوم برخورد بچه ای که از نوزادی تمام جهانش یک اتاق بوده و حالا آزاد شده با دنیای اطراف و البته زندگی مادرش .
نیمه ی اول به شدت درخشان و خوبه و به نظرم تمام بار مثبت فیلم روی دوش همین نیمه است.شکل گرفتن شخصیت مادر و پسر به بهترین نحو به علاوه سکانس های ورزش کردن ، نریشن بچه ، خوابیدن تو کمد و... همه و همه خوب اند و باعث میشن شخصیت بچه ی قصه ی ما ساخته بشه . بدمن قصه ی ما که همون شخصیتی هست که باعث شده این مادر و پسر این همه سال تو این اتاق زندانی بشن هم ما تو این نیمه داریم و باهاش آشنا میشیم اما به نظر من تنها نقطه ضعف این نیمه همین شخصیته چرا که اصلا وارد این شخصیت نمیشیم . ما فقط میدونیم که این مرد ، جوی(بری لارسون) رو 7سال پیش به بهونه ی مریضی سگش گول زده و آورده اینجا زندانی کرده و هر چند روزی هم با خرید مایحتاج این مادر و پسر میاد و میره اما اینکه هدفش از این کار چی بوده ، خودش اصلا کی بوده از کجا اومده و چیکارست رو ما اصلا نمی فهمیم ! اما در آخر با نقشه ای که مادر می کشه و تلاش پسر ، این مادر و پسر خلاص میشن از این مهلکه و نجات پیدا می کنن و از اینجا نیمه دوم شروع میشه...
نیمه دوم دیگه ما با کشش داستانی فوق العاده نیمه اول طرف نیستیم و داستان دقیقه به دقیقه داره سقوط می کنه و با صحنه ی خودکشی ناموفق مادر هم این سقوط تکمیل و البته تموم میشه . چراکه از بعد خودکشی و کوتاه کردن موهای پسر دوباره فیلم جون می گیره و با اون سکانس پایانی دوباره به اوج بر میگیرده . اما چرا خودکشی بده؟ دلیل اینه که ما در تمام نیمه اول داریم شخصیت مادر رو یک شخصیت خیلی قوی و محکم می بینیم و اینکه همین زن که این همه قدرت در این 7سال به خرچ داده حالا بیاد وبه خاطر دوسه تا جمله توی مصاحبه با خبرنگار و بعد از مقابله غرورمندانه با پدرش سر میزشام برای دیدن فرزندش ، خودکشی کنه به شدت در تناقضه و اصلا یه جورایی شخصیت مادری که شکل گرفته رو نابود میکنه. البته حدفاصل شروع نیمه دوم تا خودکشی (که فیلم درحال سقوطه) چندتا سکانس خوب هم داریم اما خب منظور کل این بخشه. تو این نیمه حتی سرنوشت اون مرد بدمن هم(نیک پیر) هم اصلا نامشخصه و به جز چندتا جمله از وکیل خبری از چیز دیگه نیست !
بعد از خودکشی و بازگشت دوباره به اتاق برای یک بازدید کوچک (پایان بندی فیلم) به شدت فیلم اوج می گیره و خوبه این سکانس . پسر با دیدن اتاق بدون وسایلشون و بعد از تجربه ی دنیا میگه "این اتاق اونقدر ها هم بزرگ نیست..." و بعد هم وقتی در اتاق بازه میگه "وقتی در اتاق بازه اصلا اتاق نیست..." ! این دوجمله ی پایان بندی فیلم و خداحافظی مادر با اتاق به درخواست پسر فوق العادست . یعنی یه جورایی این سکانس فیلم رو نجات میده از یک شکست و واقعا عالیه.
موسیقی متن فیلم هم عالیه و جزو بهترین های امساله و فکر می کنم کمترین حقش اینه که نامزد اسکار بهترین موسیقی متن بشه.
در مجموع فیلم "اتاق" فیلم خوبیه و به نظرم جایزه ی نقش اول زن رو میتونه برای بری لارسون به ارمغان بیاره اما همونطور که در توضیحاتم اشاره کرده توی بخش کارگردانی و فیلمنامه کم ایراد نیست !

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است