ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم سرخ پوست, سرخ پوست به اپیدمی اجتماعی مبتلا نیست

فاطمه صدرا
۳ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

به نظر من فیلم سرخپوست در محتوا و فرم موفق،در شخصیت پردازی کم حوصله و در پایان بندی سهل انگار است.با این حال یک خبر خوب در سینمای ایران محسوب می شود.

توجه:خطر لو رفتن داستان

سرخپوست تلاش قابل قبول و دغدغه مند نیما جاویدی در نمایش رویارویی فرد با تضادهای درونی اش است که در سیر تدریجی و تکاملی فیلم به نقطه تعیین کننده خود می‌رسد. فیلمی با ساختار و فرم منسجم و زیبا که امیدبخش است.

ماجرا در سال ۱۳۴۶  و در یک زندان  که  به دلیل توسعه فرودگاه در شرف تخلیه است اتفاق می افتد.سرگرد نعمت جاهد (نوید محمدزاده) رییس کارآمد و موفق زندان ،باخبر میشود که ترفیع شغلی گرفته  اما شادی او زیاد طول نمیکشد.طبق سرشماری روزانه،زندانی معروف به احمد سرخپوست مفقود شده است. ورود مددکار(پریناز ایزدیار) که  بین او و‌ رییس زندان علاقه ظریفی وجود دارد به بیننده کمک میکند تا اطلاعاتی درباره زندانی بدست آورد او اصرار دارد که احمدسرخپوست بیگناه است و نباید اعدام شود. اما ‌چیزی به اندازه  انجام وظیفه و یافتن سرخپوست برای رییس زندان مهم نیست. 

فیلم در بستری مناسب و در مقاطع متعدد تماشاگر را وارد هیجان و تقابل های به موقع و به اندازه میکند.جستجو برای یافتن سرخپوست گویی جستجوی  برای مواجهه با لایه عمیق‌تری از شخصیت رییس زندان است.همه چیز در خدمت رستگاری تدریجی اوست.او نادانسته به دنبال بُعدی پنهان از خودش است. بُعدی که کارگردان،متاسفانه در لحظه ای که باید با تامل و مکث بموقع به بیننده نشان دهد (سکانس آخر)، از آن باز می ماند.شخصیتهای فرعی ماموران زندان با لهجه های متنوع، پیش برنده نیستند و شما در طول فیلم تحت سیطره حضور شخصیت اصلی هستید.حضور پررنگ زن مددکار بعنوان مکمل میتواند درونیات ناپیدای رییس زندان را بما نشان دهد. وارد شدن زن احمد سرخپوست کمی محیط سرد و بی لطافت زندان را تغییر می‌دهد و سکانس زیبای مواجهه رییس زندان با کودک را رقم می‌زند. دکوپاژ ،نورپردازی و فیلمبرداری،جذاب و درست است. بازیهای کنترل شده و روان ، نشان از هدایت خوب کارگردان است. استفاده به جا از موسیقی زیبای رامین کوشا، به انتقال حس فیلم کمک میکند. فضاسازی‌ها  خوب و بدون اضافات است. تدوین یکدست و دارای ریتم مناسب است. به جز مواردی مانند سکانس اول و یا پلانهای پخش موسیقی عاشقانه در زندان که طولانی بنظر می‌رسد. همه چیز در سرخپوست یکدست و روان بسوی نقطه تعیین کننده ای پیش می‌رود اما با همه زیبایی و کشش دراماتیکی اش، یک آن ،در سکانس پایان کم دارد. یک آن و یک لحظه که به ما نشان بدهد ، سرگرد جاهد، تصمیم می‌گیرد. 

در میان اپیدمی فیلمهای شلوغ و اجتماعی زده سینمای ایران،  سرخپوست یک فیلم داستان گوی سینمایی خوب است که دیدن آن را بشما خواننده عزیز توصیه میکنم.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است