ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم با دیگران, با دیگران؛ قطار سکوت در تاریکی می‌تازد

علی احسانی
۶ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعخبرگزاری آنا

«با دیگران» در ماراتن اکران نوروزی با فیلم های گردن کلفتی رقابت دارد. در این رقابت فیلمی چون «با دیگران» جایی برای عرض اندام ندارد. موقعیت سنجی و فرصت شناسی باید چراغ راه پدیدآورندگان باشد تا فرصت دیده شدن داشته باشد.

چالش های دراماتیک در فرآیند نشو و نمای داستان در یک رویه کلاسیک بر فرمی مثلثی قوام می گیرد. در جغرافیای این مثلث، زن و مرد و فرزند همیشه از ارکان اصلی محسوب می شوند که بر اساس ایده مرکزی که گاه مرد قهرمان قصه در راس مثلث است، گاه زن و گاه فرزند! گاهی نیز با فقدان یک یا دو عنصر در راس های دیگر مثلث ، چالش های درام رقم می خورد. اکثر تراژدی و کمدی های کلاسیک در همین مناسبات مثلثی قهرمانان خود را به نیک بختی و فرجام ناخوشایند سوق داده اند. در نگاه عادی خانواده عنصر مرکزی بیشتر رخدادهای دراماتیک است و ملودرام به عنوان یکی از گونه های کلاسیک تاریخ سینما همیشه هواخواهان مختص بخود را داشته است. ژانر محبوب مدیران و مغضوب منورالفکران پس از دگرگونی سینمای ایران که به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی و بر مسند نشستن مدیران جدید فرهنگی رخ داد، تا میانه های دهه 70 ژانر ملودارم، گونه سینمایی محبوب مدیران بود که مورد حمایت قرار می گرفت. در دوره های نخست جشنواره فجر فیلم های ملودرامی همچون گلهای داودی (رسول صدر عاملی) و مترسک (حسن محمد زاده) مورد التفات داوران قرار گرفتند. در جناح مقابل منتقدان و روشنفکران وقت، خیلی این نوع فیلم های بهداشتی و اتو کشیده را تحویل نگرفتند. از میانه دهه 70 وقتی دغدغه های اجتماعی قهرمانان فیلم ها پُر رنگتر شد، ژانر ملودرام از بستر معمولی مناسبات عاطفی زن و شوهری فاصله گرفت و رگه های روایی تازه ای به آن تزریق شد. شاخصه مادر شدن در مناسبات اجتماعی، قومی و دینی ما از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نازایی و عواقب آن کانون خیلی از خانواده های ایرانی را تحت تاثیر تبعات خود در هر دوره ای قرار داده است. به هر روی یک زمانی اجاق کوری مرد یا زن به عنوان نقطه ضعف اساسی زوجین تلقی می شد و آفت های روانی و اجتماعی آن برای مرد و زن در هر طبقه اجتماعی بازخوردهای متفاوتی داشت. سینما به معضل نازایی برای تعریف قصه و زیر ذره بین بردن مناسبات مرد و زن در هر دوره ای نیم نگاهی به آن داشته است. «سایه های غم» ساخته مرحوم شاپور قریب یکی از فیلم هایی است که با محور قرار دادن موضوع نازایی، سال 67 روی پرده رفت. این فیلم هر چند در آن دهه که موج فیلم های ملودرام باب بود با استقبال نسبی تماشاچی مواجه شد، ولی به سبب داستان ضعیف و پر لُکنت آن و نگاه سطحی به پدیده ناباروری حرف تازه ای برای مخاطب نداشت. با پیشرفت هایی که در علم ژنتیک در یک دهه اخیر اتفاق افتاد دیگر پدیده نازایی از چرخه یک آفت و بیماری صعب العلاج خارج شده و اکنون هر زوج ناباروری می توانند با فن آوری های ژنتیک صاحب فرزند شوند. پدیده رحم اجاره ای مدتی است که در کشور باب شده است. در جشنواره سال گذشته فیلم فجر 2 فیلم «تمشک» و «با دیگران» با دست مایه قرار دادن این موضوع رخدادهای فیلم شان را از زاویه درام پیش بردند. هر 2 فیلم نیز در بازنمایی این پدیده تازه و تعریف قصه خود با مشکل های ریز و درشتی در سازمان روایی دست و پنجه نرم می کردند؛ بخصوص «با دیگران» به عنوان نخستین ساخته کارگردانش در شکل اجرایی نیز مشکلات ریز و درشتی در آن نهفته بود. ریل گذاری سکوت مواجهه 2 خانواده با موضوع رحم اجاره ای مناسبات آدم های «با دیگران» را به هم متصل کرده است. طاهره (هنگامه قاضیانی) زن مطلقه ای است که نان آور خانه است و جور عموی پیرش را می کشد. مشکل نازایی، زندگی آرزو (لیلا زارع) همکار طاهره را به سکون و رخوت گره زده اما موتور قصه تا راه بیافتد یک ساعتی از زمان فیلم گذشته و آدم ها همچنان در موقعیت ایستای ابتدای فیلم مانده اند. تمرکز بر محیط بیمارستان و گفت و گوهای کشدار طاهره و آرزو بجای پیش برندگی قصه در عمل زمان فیلم را حجیم می کند. مضاف بر این که سازنده اثر تمرکزش را بر نماهای بلند و خنثی گذاشته که از نگاه فرمال هم بروز دهنده رخوت و سکون زندگی آرزو نیست. یعقوب (حمید آذرنگ) شوهر سابق طاهره، زمانی به درون قصه هُل داده می شود که فیلم دریچه روایی اش در حال مسدود شدن است. بارداری طاهره می توانست چالش های تازه ای را در سازمان فیلم شکل دهد اما یعقوب در جایگاه ضد قهرمان تمام موجودیت و هویتش به نمای انتهایی فیلم و سیگار کشیدن کنار امیرحسین (بابک حمیدیان) شوهر آرزو ختم می شود. «با دیگران» قصه اش در اندازه فیلم های کوتاه سینمای جوان ظرفیت دارد. ایده رحم اجاره ای در حد همان فکر اولیه در سازمان فیلم می ماند. امیر حسین در مقام مرد خانواده و پدر فرزندی که باید در رحم دیگری رشد کند بیشتر دغدغه موتور سیکلتش را دارد تا موجود زنده ای که می خواهد به این دنیای خاکی قدم بگذارد. این همه سکون و سکوتی که فیلمساز پیرامون امیرحسین چیده عملا او را در موضع منفعلانه قرار داده است. یک نیم بند چالشی هم که او با خانواده خود دارد در رویه داستان عامل پیش برنده نیست بلکه رویکردی تزیینی در کلیت رخدادها دارد. خانه سازمانی راه آهن که امیرحسین در آن سکونت دارد نیز از زندگی و طراوات خالی است گویی امیرحسن و آرزو در شهرک مُرده ها تنفس می کنند. فیلم ساز می توانست با کنتراست رفتاری و طراوتی که در خانه سازمانی شکل می داد زمینه قیاس زندگی زوج اجاق کور با دیگران را فراهم کند. اما این نکته کوچک هم در چارچوب مناسبات آدم های اصلی فیلم با محیط پیرامون خود لحاظ نشده است. فیلمساز بر طبل سکوت و سکون در چارچوب روایت خود می کوبد. او قطار درامش را در تاریکی رخدادها پیش می برد. چون مصالح و ملات روایتی وی کشش یک فیلم بلند سینمایی را ندارد. «با دیگران» در ماراتن اکران نوروزی با فیلم های گردن کلفتی رقابت دارد. در این رقابت نابرابر فیلم های مستقل و جمع و جوری چون «با دیگران» جایی برای عرض اندام ندارند. به هر روی فیلم برای مخاطب اکران می شود، ولی موقعیت سنجی و فرصت شناسی نیز باید چراغ راه پدیدآورندگان چنین آثاری باشد تا فرصت دیده شدن چنین فیلم هایی در یک اکران نادرست از دست نرود.

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است