ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم چهارراه استانبول, سانتی مانتالیزم

علی رفیعی وردنجانی
یک سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعهفت صبح
امتیاز منتقد به فیلم :

مصطفی کیایی فیلم ساز اجتماعی نیست ؛ نه خوب جامعه و دغدغه هایش را می شناسد و نه خوب علت و معلول حوادث اجتماعی را به نقطه عطف داستان گره می زند و ...

  

مصطفی کیایی فیلم ساز اجتماعی نیست ؛ نه خوب جامعه و دغدغه هایش را می شناسد و نه خوب علت و معلول حوادث اجتماعی را به نقطه عطف داستان گره می زند ؛ اما به خوبی از سطح سلیقه رواج یافته در سینمای ایران باخبر است و می تواند آنچه را که مخاطب می خواهد بیان کند . این مرحله از تفکر خلاق در حوزه فیلم سازی را نمی توان هنر ارائه متن به شیوه روشن فکر مآبانه توصیف کرد اما می توان لحظاتی را به تماشای آن نشست بلکه حرف حسابی نیز زده شود . مشخصا «چهارراه استانبول» عقب نشینی همه جانبه کیایی از سینما است . چرا که توان تولیدی سینمایی اثر را ، بر گردن مستندات به جای مانده از یک حادثه ، و داستان را بر دوش یک گفتمان آشفته انداخته است . فرار ورشکستگان و موقعیت شناسیشان می تواند به خودی خود هیچ ربطی به حادثه پلاسکو نداشته باشد و همین دلیل باعث می شود که تزریق هر ایده داستانی به این فیلمنامه شکستی ترحم برانگیز باشد که البته بعضا با جلوه های ویژه خوب و  مکانیزه شده تا حدودی از بروز این پدیده جلوگیری شده است . 

*انگاره های سانتی مانتالیسم 

اول اینکه کیایی عاشق شعار دادن است و به هر شکل ممکن آموخته های خود را در زمینه فیلم سازی عملی می کند تا آنچه را که می خواهد فریاد زند البته این بد نیست و فیلم سازی که شعاری برای انتقاد از پیرامون خود نداشته باشد فردی منفعل است اما به شرطی که این شعار به شکل پویا و مفهومی در لایه های مختلف فیلم نامه رسوخ کند و از آشفتگی داستانی به دور باشد . اولین نکته ای که در این زمینه به وضوح دیده می شود اینکه اساس فقر و مشکلات خانواده و چرایی ورشکستگی مطرح شده در این اثر پشت نقاب حادثه ای لمس شده از سوی مخاطب ایرانی پنهان می شود ؛ به خوبی می توان وارد این حوزه شد که فیلم ساز معلولیت های داستانش را ارائه می دهد ولی علت های آن را باز می گذارد و به طور فزاینده ای در داستان ارجاع می دهد . دوم باید اشاره کرد که بازی های خوب مانند شناخت شخصیت از سوی سحر دولت شاهی به وسیله تلفیق عمل متد و تکنیک اکتینگ به خودی خود باعث نمی شود اثری قابل فهم و عمیق شود چرا که سینما هنری تلفیقی است و خلاقیت در آن به طرز غیر قابل پیش بینی رو است ؛ از این رو با نادیده گرفتن بازی ها و بعضا جلوه های ویژه میدانی و کامپیوتری می توان این فیلم را سطحی ترین برداشت از واقعه ای سوزناک برشمرد . سوم نگاه ویژه ای است که همواره گریبان مخاطب را در آثار کیایی گرفته است و آن سانتی مانتالیسم غیر بومی تزریق شده در تصویر است . همان طور که ما در آثاری مانند «خط ویژه» و «عصر یخبندان» از این فیلم ساز دیدیم ، وی می خواهد قشری از جامعه را نمایان کند که همواره در تاریکی قدم بر می دارد اما بسیار تاثیر گذار هستند . وجود چنین انگاره هایی به توهم آفرینی اثر کمک می کند و همانطور که مشاهده می شود هیچ یک از برداشت هایی که مولف برایمان از دل خانواده – لحظه وقوع تا سقوط حادثه و شخصیت پردازی ها روایت می کند نمود عینی و واقعی به خود نمی گیرند و صرفا یک متن قابل تصور فانتزی با چاشنی غم و دلقک بازی باقی می مانند . 

*دستاوردها و از دست داده ها

کیایی در سال های فعالیت خود در سینمای ایران نشان داد که در هر فیلمی یک دستاورد جدید برای سینمای ایران به ارمغان می آورد . به عنوان مثال در «ضد گلوله» طنزی تحلیلی و نوستالژیک را از نظام دفاع مقدس در سینما ارائه کرد . اما مشخصا در این اثر بزرگترین دستاورد را می توان برون گرایی از حوادث طبیعی برای شناخت تم فیلم نامه نویسی در سینمای ایران توصیف کرد ؛ به معنای آنکه مسلما تک تک آدم هایی که در محل حادثه حضور داشتند و ضربه خوردند شخصیت هایی بودند که به وسیله این پدیده مهم و مورد توجه قرار گرفتند و سینمای ایران می تواند بر روی چرایی این موضوع بیشتر پژوهش کند و از دل چنین حوادثی مضامین نابی را بیرون کشد . اما سینما همان طور که از عمر خود می گذراند ارزش های هنری زیادی را از دست می دهد و در ایران چنین عبوری به صورت چندین برابر نمود پیدا کرده است اما اگر در یک جمله بخواهیم ار دست داده این اثر را به عنوان سینما یادآوری کنیم روایت استخوان داری است که از آن صرف نظرشده است . فیلمنامه خوب طرح مسئله می کند اما به همان خوبی برای حل آن کد گذاری نکرده است . 

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است