ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
0
امید میرحسینی
۱۰ روز پیش - ۲ دقیقه مطالعه
منبعامید میرحسینی

فیلم نوآر و دوران افسردگی سینما

منتقدان فرانسوی در سال 1946 وقتی با چنین فیلم هایی که بیشتر ملودرام های جنایی آمریکایی بودند مواجه شدند اصطلاح " فیلم نوآر " را به کار بردند که معنای تحت اللفظی آن به زبان فرانسه " فیلم سیاه " یا "...

فیلم نوآر و دوران افسردگی سینما


" تورناتوره " در " سینما پارادیزو " فاصله ی میان زندگی و سینما را بر می دارد و سینما را خود زندگی می داند . حال اگر زندگی اسیر اتفاقات ناگواری مثل جنگ ، زلزله ، سونامی و . . . شود سینما هم تحت تأثیر این بلایا قرار می گیرد . شاید هیچ اتفاقی به اندازه ی جنگ جهانی تاریخ سینما را متأثر نکرده باشد .آثار بسیاری که یا در زمینه  و یا در پس زمینه ی خود به این واقعه ی بزرگ اشاره داشته اند کم نیستند . 

اما آنچه در این نوشته مورد نظر است حال سینما در روزهای  پایانی جنگ دوم جهانیست . زمانی که سینما حال بدی پیدا می کند . حالی شبیه یک افسردگی شدید . همان طور که یک فرد افسرده زندگی را بی هدف و نا امید کننده می بیند برخی سینماگران نیز همه چیز را سیاه و تلخ و یاس آلود می دیدند و  به جای قهرمان ، ضد قهرمانی  خلق می کردند که مظهر فساد و آلودگی بود .

منتقدان فرانسوی در سال 1946 وقتی با چنین فیلم هایی که بیشتر ملودرام های جنایی آمریکایی بودند مواجه شدند اصطلاح " فیلم نوآر " را به کار بردند که معنای تحت اللفظی آن به زبان فرانسه " فیلم سیاه " یا " فیلم تلخ " بود . سیاهی یا تلخی ای که حاصل اوضاع نابسمان جهان پیرامون فیلمساز بود.

به قول " مارتین سلیگمن " روانشناس معاصر انسان وقتی با موقعیتی مواجه می شود که در مقابل آن احساس شکست و ناتوانی می کند این احساس را به سایر موقعیتها انتقال می دهد و به نوعی " درماندگی آموخته شده " دچار می شود . احساس می کند تمام اتفاقات خارج از حیطه ی توان او رخ می دهند . وقتی جنگ جهانی دوم فجایع بسیاری به بار آورد درماندگی آموخته شده را برای مردم و به تبع آن سینما گران به ارمغان آورد . و سینمای نوآر از چنین وضعیتی سر بر آورد . 

فیلم های شاخصی چون " جنگل آسفالت " ، " بانویی از شانگهای " ،  " کوکب آبی " ، " غرامت مضاعف " و حتی فیلمی مثل " شاهین مالت " که در سال 1941 یعنی قبل از پایان جنگ جهانی دوم  و نام گذاری فیلم نوآر ساخته شد نیز نمونه ای از فیلم های افسرده ی تاریخ سینما هستند . فیلم هایی سرشار از بد بینی و تلخ اندیشی .

آرون بک برای مبتلایان افسردگی یک مثلث شناختی در نظر می گیرد که 3 ضلع آن تشکیل شده از دیدگاه منفی نسبت به خود ، دیدگاه منفی نسبت به دنیا و دیدگاه منفی نسبت به آینده است . درست همان نگرشی که در فیلم های نوآر دیده می شود که بی گمان حاصل افسردگی ملتی است که فیلمساز هم جزئی از آن است .

فیلم تلخ " غرامت مضاعف " اثر " بیلی وایلدر " نمونه ای از این گونه آثار است . فیلمی که در زمان پخشش هالیوود را دچار چالش می کند و آن قدر فضایی ناگوار خلق می کند که دستور توقیفش صادر می شود . به حدی فضای فیلم گزنده است که منتقدان آن را فیلمی بدون ذره ای عشق و مهربانی توصیف می کنند . این حالی است که اکثر اینگونه فیلم ها دچارش بودند.

البته به قول " دیوید کوک " : " فیلم نوآر ضمن آن که گونه یا سبک یک دوران تاریک و سرشار از بدگمانی را تصویر می کند ، توانسته از ملودرام های جنایی و هیجان انگیز گرفته تا تمام گونه های اواخر دهه ی 1940 سینما را یکجا در خود جذب کند . "

 فیلم نوآر  با ناآرامی های جنگ جهانی دوم و فجایع جهانی آن شکل گرفته است اما پایانی برای آن نمی توان متصور بود زیرا جوامع صاحب سینما هرگاه از لحاظ سیاسی و اجتماعی دچار نابسامانی شوند " فیلم نوآر " خواسته یا نا خواسته شکل می گیرد و شاید بهترین روایت کننده ی نا امیدی ها و تلخی های زمان خودش باشد .   


امید میر حسینی _ روانشناس



تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi