ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم برادرم خسرو, از دره های افسردگی تا قله های شیدایی

امید میرحسینی
۱۲ روز پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعبانی فیلم
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلم « برادرم خسرو » از معدود آثار سینمایی ایران است که به شکل درست و تقریبا دقیق به یکی از اختلال های روانی یعنی اختلال خلقی دو قطبی ( بای پولار ) پرداخته است .

از دره های افسردگی تا قله های شیدایی

نگاهی روانشناسانه به فیلم « برادرم خسرو »

امید میرحسینی - اغلب اختلال های روانی قابلیت دراماتیک خوبی دارند و در سینمای دنیا دست مایۀ خلق آثار سینمایی ماندگاری شده اند . فیلمسازان بزرگی چون هیچکاک ، برگمان ، کوبریک ، پولانسکی ، وودی آلن ، دیوید لینچ و... در بسیاری از آثار شاخص خود از این مسئله بهرۀ زیادی برده اند . در سینمای ایران چندان به این مقولۀ مهم پرداخت نشده است و غالب فیلمسازان ایرانی از قابلیت های دراماتیک اختلال های روانی غافل مانده اند . شاید داریوش مهرجویی بیش از دیگران به این مسئله توجه داشته است اما نگاه فیلسوفانۀ او مانع خلق شخصیت پردازی روانشناسانه در سینمای وی شده اند . گهگاهی در آثار دیگر فیلمسازان ایرانی نیز شاهد حضور فردی مبتلا به اختلال روانی هستیم اما به دلیل فقر مطالعه و پژوهش ، شخصیت پردازی های ناقص شکل می گیرد و معمولا حاصل کار چندان قابل قبول نمی شود . 

فیلم « برادرم خسرو » از معدود آثار سینمایی ایران است که به شکل درست و تقریبا دقیق به یکی از اختلال های روانی یعنی اختلال خلقی دو قطبی ( بای پولار ) پرداخته است . پرداختی که بی گمان حاصل مطالعه و پژوهش است . خواهر خسرو ( بیتا فرهی ) نگهداری از خسرو ( شهاب حسینی ) را که مانند کوکی به مراقبت نیاز دارد به برادرش ناصر ( ناصر هاشمی ) و همسر او میترا ( هنگامه قاضیانی ) می سپارد . درام قرار است از این جا شکل بگیرد . یعنی شروع رفتارهای خسرو و نحوۀ برخورد خانوادۀ سه نفرۀ ناصر با او .

ناصر و همسرش پزشک هستند و در ابتدا ظاهر زندگی شان نشان دهندۀ وضعیت مطلوب روانی آن ها است اما کمی که پیش می رویم با آسیب های روانی زندگی این دو نفر بیشتر آشنا می شویم . خسرو به وضوح بیمار است و دارو مصرف می کند . بیماری از نوع اختلال خلقی دو قطبی . افراد مبتلا به این اختلال گاه در رکود ، رخوت و سستی اقسردگی گرفتار هستند و گاه در هیجان ، نشاط و انرژی جنون آمیز شیدایی . خسرو با دورۀ افسردگی به خانوادۀ ناصر می پیوندد . گفتگوی شبانۀ وی با ناصر حاکی از بی هدفی و ناامیدی دورۀ افسردگی است و صبح خیلی زود بیدار شدن و هدف گذاری افراطی نشان دهندۀ آغاز دورۀ شیدایی .

پرگویی ، پر تحرکی ، پرش افکار ، کم خوابی ، بزرگ منشی و خشونت از ویژگی های ناگزیر دوران مانیک یا شیدایی است که خسرو با بازی درخشان شهاب حسینی ایفاگر این ویژگی ها است . فیلمساز به خوبی آگاه است که این اختلال به عوامل وراثتی و ژنتیکی مربوط است و بالا بودن واسطه های شیمیایی مغز سبب بروز آن می شود . می داند که این اختلال درمان ندارد و تنها می توان به کنترل نشانه های آن امیدوار بود . اما همین دانسته های مفید گاه فیلم را از شکل یک اثر سینمایی خارج می کند و آن را به یک اثر آموزشی در مورد نحوۀ برخورد با مبتلایان بای پولار تبدیل می کند . البته این آموزش خشک و کسل کننده نمی شود و کشش بصری فیلم با چالش های ناصر و خسرو تا پایان حفظ می شود . 

اگر فیلم را به دو بخش تبدیل کنیم ، بخش اول را باید دورۀ شیدایی و بخش دوم را دورۀ افسردگی بنامیم . در گذشته به این اختلال جنون ادواری می گفتند زیرا این اختلال ناشی از دور زدن خلق است . دورۀ شیدایی یا مانیا برای فرد مبتلا لذت بیشتری دارد ، زیرا به نشاط ، انرژی و اعتماد به نفس بالایی دست پیدا می کند . بر عکس بستگان و پزشکان این گونه افراد فاز افسردگی  را ترجیح می دهند ، زیرا سکون و گوشه گیری و عدم تظاهرات اجتماعی خطرات کمتری دارد . خسرو در جمع دوستان ناصر رفتارهایی را مرتکب می شود که برای جمع جالب است ( و البته برای مخاطب فیلم )، اما عصبانیت ناصر را در بر دارد . خسرو مزاحم آرامش ناصر می شود . روند تربیت فرزند او را مختل می کند . آبروی وی را در محله و حتی محیط کار خدشه دار می کند و ... ناصر تلاش می کند انرژی بیش از اندازۀ خسرو را کنترل کند ، اما زمانی که به بن بست می رسد سعی در نابودی کامل این انرژی دارد . 

ناصر پزشک است و انتظار می رود اطلاعات دارویی درستی داشته باشد اما نا آگاهانه دوز داروها را بالا می برد و مانند یک فرد عادی ، از تداخل دارویی بی خبر است که بهتر بود فیلمساز به این نکته توجه بیشتری می کرد و یا حداقل پیشۀ ناصر را تغییر می داد تا این مسئولیت ها از او سلب شود . 

ناصر و همسرش از لحاظ روانی وضعیت مطلوبی ندارند و همچنین ارتباط چندان سنجیده ای بین شان برقرار نیست . مصرف داروهای آرام بخش جزو لاینفک زندگی آن ها شده است . گویا خسرو با تمام مشکلات روحی و روانی اش از آن دو عاقل تر است و گاها رفتارهای منطقی تر و سالم تری مرتکب می شود . بحران رابطۀ ناصر و میترا در پلان های پایانی نمایان می شود . آن جا که میترا پی می برد ناصر به دوستانش گفته است که او تعادل روحی و روانی ندارد و بچه داری ترفندی  برای خانه نشینی میترا بوده است . شاید برای گره افکنی و گره گشایی بحران دراماتیک داستان بهتر بود شخصیت ناصر به شکل جذاب تری زیر سوال می رفت ویا کمی شخصیت خاکستری پیدا می کرد تا تمام بدی ها در او خلاصه نشود . البته بازی خوب ناصر هاشمی پوششی بر شخصیت پردازی نه چندان قدرتمندش شده است . هنگامه قاضیانی نیز با بازی سرد و بی روحش فضای افسرده کنندۀ زندگی اش را به خوبی آشکار می کند.

خسرو ارتباط دوران کودکی و نوجوانی اش با ناصر را نامطلوب توصیف می کند و این پیشینۀ ارتباطی در رفتار حال حاضر این دو نفر نمایان است . ناصر در برخورد با خسرو سلبی عمل می کند و تنها سعی در خاموشی او دارد اما میترا بیماری خسرو را بهتر درک می کند و سعی می کند با او ارتباطی خوب و انسانی داشته باشد . به همین دلیل خسرو با میترا رابطۀ با کیفیتی دارد .

افراد مبتلا به بای پولار هنگامی که وارد دورۀ مانیا یا شیدایی می شوند ، به دلیل انرژی بیش از اندازه بعضا درگیر بی بند و باری و روابط جنسی متعدد می شوند و احساس گرما و حرارت بسیار دارند به گونه ای که وقوع دورۀ شیدایی را از نوع لباس پوشیدن فرد می توان تشخیص داد . افراد مبتلا ، در دورۀ شیدایی لباس های کمی  می پوشند و حتی در سرمای زمستان به دلیل انرژی و حرارت زیاد لباس های تابستانی بر تن دارند . این موضوع را فیلمساز نادیده گرفته است و از ابتدا تا انتها پوشش خسرو یکسان است . حتی رنگ پوشش او نیز می توانست در این دو دوره به نحو افراطی تغییر کند و رنگ های جیغ و شاد دورۀ شیدایی جایگزین رنگ های تیره و سرد دورۀ افسردگی شوند .

ناصر با بی درایتی و نا آگاهی خسرو را از دورۀ شیدایی به کما و سپس به دورۀ افسردگی می برد و در پلان پایانی خسرو با درماندگی و ناتوانی بی حد واندازۀ افسرگی تنها تماشاگر فیلم بلایی است که ناصر بر سرش آورده است . 


احسان بیگلری تجربه های همکاری با فیلمسازانی نظیر اصغر فرهادی و کیومرث پور احمد را با مطالعه و پژوهش آمیخته است و به خوبی روایتگر خسرو است ، خسرویی که از عمق دره های افسردگی تا قله های شیدایی پیش می رود و دوباره سقوط می کند .

امید میرحسینی - روانشناس


0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi