2
یاسمن خلیلی فرد
۹ روز پیش - ۴ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند

نقد فیلم آن, IT, ترس حقيقى يا ترس دروغين؟

امتیاز منتقد به فیلم :

آنچه فارغ از اجتناب ناپذیر بودنش به لحاظ وفاداری به ژانر و شاخصه های آن به زعم نگارنده تا حدودی ملال انگیز و ناخوشایند است، حجم خشونت به کار رفته در این فیلم و اصولاً بسیاری از فیلم های ژانر وحشت هالیوودی است که برعکس فیلمهای غیرامریکاییِ این ژانر، اصلی ترین تمهید برای ترساندن مخاطب است.

«این» نام یکی از جدیدترین فیلم های ژانر وحشت محصول کمپانی برادران وارنر است که در سینماهای سراسر دنیا به اکران درآمده است.

این فیلم براساس یکی از رمان های استفن کینگ ساخته شده است که می توان او را پدر داستانهای ژانر وحشت دانست.

داستان فیلم در سال 1988 میلادی روایت می شود و مکان وقوع رخدادها شهری کوچک و کم جمعیت در امریکاست که هر 27 سال یک بار تعدادی از کودکان و نوجوانان این شهر به شکل مشکوکی ناپدید می شوند. پس از گم شدن مشکوک جورجی، برادر کوچک تر بیلی، بیلی به همراه تعدادی از دوستانش تصمیم می گیرند تا راز گم شدن او را کشف کنند و بدین طریق بی آن که متوجه باشند پا در مسیر پر پیچ و خمی می گذارند.

مانند بسیاری از فیلم های اقتباسی می توان رمانِ «it» را سر و گردنی بالاتر از فیلم آن دانست؛ گرچه کارگردان آن، آندرس موشیتی در اجرای المان های رعب آور و رعایت شاخصه های موحش فیلم از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است و بودجه صرف شده برای فیلم نیز ثابت می کند که «It» فیلمی پرخرج و گران قیمت در ژانر خود محسوب می شود.

رمان کینگ در سال 1986 منتشر شده بود و کارگردان فیلم، موقعیت زمانی آن را به زمان نگارش کتاب نزدیک کرده و در فضاسازی کار به لحاظ زمانی موفق عمل می کند طوریکه به سختی می توان ایرادی در جزییات طراحی صحنه، لباس، خرده رویدادهای مبتنی بر زمان و به طور کلی میزانسن آن پیدا کرد.

زوایای انتخابی دوربین، موسیقی متن، تدوین و جلوه های تصویری قطعاً نقش به سزایی در موفقیت کار به لحاظ اجرایی داشته اند و می توانند پس از فیلم موفق «ماما» نام این کارگردان را به عنوان فیلمسازی چیره دست در ژانر وحشت در تاریخ سینما ثبت کنند.

از دیگر وجوه دشوار کار، بازی گرفتن از بازیگران فیلم است که تماماً در رده سنی نوجوان قرار دارند و به دلیل تعدد شخصیت ها و پررنگ بودنِ نسبی حضور همه ی آن ها در فیلم، چه از منظر شخصیت پردازی و چه از لحاظ اجرای نقش ها، موقعیت دشواری را برای کارگردان به وجود می آورند. علاوه بر انتخاب درست بازیگران (که به لحاظ ظاهری و فیزیکی منطبق با شخصیت های کتاب هستند)، این بازیگران تازه کار و بسیار جوان، بازی های خوبی هم ارائه می دهند و لحظات ترس، بهت زدگی و تعقیب و گریز را واقعگرایانه و باورپذیر از آب درمی آورند.

اما آن چه فارغ از اجتناب ناپذیر بودنش به لحاظ وفاداری به ژانر و شاخصه های آن به زعم نگارنده تا حدودی ملال انگیز و ناخوشایند است، حجم خشونت به کار رفته در این فیلم و اصولاً بسیاری از فیلم های ژانر وحشت هالیوودی است که برعکس فیلمهای غیرامریکاییِ این ژانر، اصلی ترین تمهید برای ترساندن مخاطب است. این پدیده، در دهه های قبل کمرنگ تر بود و شاید آن چه بیش تر مخاطب را دچار ترس می ساخت متن قوی کار و هسته اصلی داستان ها بودند که ماهیتاً ترسناک بودند و رعب و وحشت ایجاد می کردند. آن فیلم ها قالباً با تکیه بر المان های مذهبی و قواعد متافیزیک ترس را به سلول های مخاطب تزریق می کردند؛ نه این که این فیلمها به لحاظ فرمیک و اجرایی از صحنه های خشونت آمیز و بعضاً چندش آور بی بهره باشند اما مختصات این عناصر در آن ها به شدت کمتر از فیلم های ترسناک امروزی بود و به بیانی این فیلم ها بر پایه ی خشونت های فیزیکی و تصویری بنا نشده بودند بلکه ماهیتی وحشت آور داشتند؛ مثل فیلم های «بچه رزماری»، «طالع نحس»، «جن گیر» یا نمونه های جدیدتری چون «دیگران» و «حس ششم».

از ایرادهایی که می توان به فیلم گرفت، عاریه ای بودن بسیاری از صحنه های ترسناک آن است که مشخصاً از کتاب به فیلم راه یافته اند و قابلیت آن را داشتند که حذف گردند یا به شکل هوشمندانه تری به فیلم منگنه شوند. مثلاً صحنه ی حمام خون (که تا حدودی هم یادآور فیلم Shining  استنلی کوبریک است) به نوبه خود چندش آور و مشمئزکننده است و حس بدی به مخاطب می دهد اما نه آن چنان وحشتناک است و نه حذف آن از فیلم ضربه ای به کل فیلم می زند. از این دست صحنه ها در فیلم به وفور یافت می شوند و به نظر می رسد بزرگترین حفره ی فیلم اقتباس نه چندان خوب فیلمنامه اش از کتاب استفن کینگ بوده است که بسیاری از بخش های زاید یا تکراری را حذف نکرده و مستقیماً به فیلمنامه منتقل نموده است. 

با گذشت بیش از بیست دقیقه از فیلم می توان دریافت که با فیلمی رو به رو هستیم که بیش از وحشت آور بودن، پراتفاق است و به تلخکامی ها و معضلات زندگی بسیاری از نوجوانان امریکایی که در شهرهای کوچک و بسته زندگی می کنند اشاره دارد؛ در فیلم معضلاتی چون "مورد سخره واقع شدن بچه ها در مدرسه"، "خشونت های خانگی"، "پدر و مادرهای سواستفاده گر"، "روابط ناسالم نوجوانان" و ... اشاره می شود و فیلمساز بی هیج ابایی تصاویری چون کشته شدن پدر به دست فرزند، کتک خوردن و زخمی شدن یک نوجوان به دست گروهی از نوجوانان دیگر، دزدی کردن از فروشگاه توسط نوجوانان و ... را در فیلم به منصه ظهور می گذارد بی آن که عواقب این اعمال نه چندان اخلاقی در فیلمی که قطعاً بخشی از مخاطبانش هم سن و سال شخصیت های اصلی آن هستند مشخص شود. حتا احتمالاً به سبب مثبت بودن شخصیت های اصلی فیلم و همذات پنداری مخاطبان با آن ها، همه ی رفتارها و کنشهای آن ها عادی و درست تلقی می گردد.

«It» قطعاً می توانست کوتاه تر باشد و اقتباسی جز به جز از رمان کینگ نباشد. تمهیدات وحشت آور آن می توانستند به روزتر و هوشمندانه تر باشند و پنی وایز فیلم می توانست ترسناک تر و واقعی تر باشد و ترسِ حقیقی را به مخاطب فیلم تزریق نماید، با همه این حرف ها «It» به سبب داستان دلهره آور و اجرای نسبتاً قوی و فیلمبرداری بسیار خوب و تمیزش یکی از خوش ساخت ترین فیلم های ژانر خود بهلحاظ فرمیک محسوب می شود که بزرگترین ایراد آن به فیلمنامه اش بازمی گردد؛ فیلمنامه ای که بیش از اندازه به کتاب وفادار است.




در اکتبر سال 1988، جورجی برای به آب انداختن قایقی که برادرش بیل برای او ساخته به خیابان می رود و دیگر به خانه برنمی گردد. خانواده او مرگ او را قبول می کنند اما بیل به همراه عده ای از دوستانش تصمیم می گیرد تا راز گم شدن برادرش را کشف کند و این گونه است که داستان های وحشتناکی برایشان اتفاق می افتد...