0
مهیار محمد ملکی
۱۰ ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه

نقد فیلم دلبری, دلبری میکند دلبر من

امتیاز منتقد به فیلم :

دلبری .... دلبری میکند دلبر من ... مقدمه: چه عاشقانه تلخیست عزیزانی که رفتند و رفتنشان بازگشتی نبود  و عزیزانی که ماندند و ماندنشان خاطره سازی ایامی شد  ایامی که برنگشتنشان اندوه و حسرتی است دوباره ....دوباره و دوباره این قصه تکرار میشود بارها و بارها و دلبری قصه همه اون دلبرهاییست که بی هیچ ادعایی رفتند و عاقبتشان ....اندوهیست دوباره  گویی این سیکلیست پایان نیافتنی میروند میمانند اندوه و مرگ ... چقدر تلخ است باور مرگ یک عزیز ....از...


دلبری ....

دلبری میکند دلبر من ...

مقدمه:

چه عاشقانه تلخیست عزیزانی که رفتند و رفتنشان بازگشتی نبود 

و عزیزانی که ماندند و ماندنشان خاطره سازی ایامی شد 

ایامی که برنگشتنشان اندوه و حسرتی است دوباره ....دوباره و دوباره این قصه تکرار میشود بارها و بارها و دلبری قصه همه اون دلبرهاییست که بی هیچ ادعایی رفتند و عاقبتشان ....اندوهیست دوباره 

گویی این سیکلیست پایان نیافتنی میروند میمانند اندوه و مرگ ...

چقدر تلخ است باور مرگ یک عزیز ....از جنس پدر .... از جنس همسری مهربان ....


فیلم سینمایی دلبری به نویسندگی سید جلال دهقان اشکذری  و کارگردانی همین عزیز ساخته و پرداخته شده است 

فیلمنامه به وضوح در زمینه داستان یا خط طولی خیلی حرفی برای گفتن ندارد و ان چیزی که از نظر من این داستانو جذاب کرده بحث فیلمنامه خرده پیرنگ ان و حرکت عمقی یا شخصیت پردازی خوبش است باید اشاره کنم علی رغم کستینگ کم تعداد اما بازی ها خیلی حرفه ای و باور پذیر و دوست داشتنی است که میتوان در این میان به بازی خوب هنگامه قاضیانی و اتیلا پسیانی اشاره داشت


در ابتدای قصه فیلم با بهره گیری از نوع زاویه دید  خاصش گمان را بر این موضوع میبرد ک روایت از نوع اول شخص و از دید میثم مرد جانباز خواهد بود  اما در نهایت با جابه جایی های بیش از حد زاویه دید بین اول شخص جانباز و دانای کل این گمان در ما قوت میگیرد که فیلم ساز به اصول فیلمنامه نویسی به خصوص پایه و اصلی خیلی پایبند نیست و میخواهد به نوعی مدرن و براساس سلیقه و میل باطنی خود جلو ببرد


ضمن اینکه باید اشاره داشت موسیقی خیلی هماهنگ و با ضرب اهنگ درست نواخته میشود که میشود از ان به موسیقی های حماسی مربوط به پلان های میثم  و موسیقی های ارامش بخش مربوط به صحبت های طوبی  اشاره داشت


در ابتدا فیلم سعی دارد فضایی را متصور شود که این فضا دچار بلاتکلیفی است به این معنا که عروسی در راه است و باید شاد باشیم اما به یک باره در همین فضا پلان هایی را داریم که این پلان ها از زاویه دید میثم با ان تنفس های خاصش است که برای ما یاد اور روزگار سخت و اندوهناک میثم است در هر صورت همزاد پنداری با شخص میثم به درستی انجام میگیرد


صحنه های پلک زدن میثم را مشاهده میکنیم که در نهایت سادگی در بحث فنی و روایی استفاده مفیدی از ان در جهت پیشبرد خط سیر داستان شده است تا اونجا که یک گره اصلی فیلم حول  چرایی پلک زدن چهارم میثم اتفاق میافتد


یکی دیگر از نکات قوت ان تک لوکیشن بودن ان میباشد که این موضوع منو یاد فیلم باجه تلفن شوماخر انداخت که نویسنده اون کار هم لری کوهن بود 

فیلم به دنبال اغراق و بزرگنمایی نیست خط روایی داستان به زبان بسیار ساده و قابل فهم میباشد


بحث داستان :


در بحث محتوای داستانی کوتاه عرض کنم که فیلم روایت کننده قصه زندگی یک جانباز در مقام پدر و همسری مهربان است که به دلیل گذران دوران جنگ روی تخت دراز به دراز افتاده است در تمام مدت   ما حال و اوضاع خانواده او  را در نزدیکی عروسی یکی از بستگان مشاهده میکنیم


و در اخر بد نیست نگاهی هم داشته باشیم به دو دیالوگ خاطره انگیز از طوبی که واقعا برای من جالب بود دیالوگ هایی که طوبی در خلوت خودش به میثم میگوید


اولیش طوبی :یادته همیشه میگفتی گاهی اوقات قلب ادما انقدر داغ میشه که میخوای از قفسه سینه ات بکشیش بیرون ؟(کمی مکث)الان حالم اون شکلیه دلم خیلی برای صدات تنگ شده ممنون که میگذاری باهات حرف بزنم


دومیش و باز هم طوبی :

یادته اولین بار که بهت گفتم میثم جان ؟تو گفتی واقعا جان ؟و من گفتم اره جان حالا تو بهم بگو


در پایان فیلم به نظر من فیلم بدی نیست 

نمره ارزشیابی از ده :پنج

اگر دوست داشتید با خرید نسخه اورجینال حمایت کنید 

مهیار محمد ملکی



طوبی امشب عروسی امیرحسین، دوتامون خوشحالیم ...من نباید اون حرف ها رو می زدم فقط بهم بگو چرا چهار بار چشمت و بازبسته کردی ... منظور خاصی داشتی میثم؟