ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
1
کیارش خوشباش
۶ سال پیش - ۳ دقیقه مطالعه

سفسطه های سینمایی: جایزه

بسیاری از فیلمها هستند که از روی جوایزشان مورد ارزیابی قرار میگیرند. در این مطلب دلایلی ذکر خواهد شد که نشان میدهد جوایز یک فیلم به ارزش آن نمی افزاید و ارتباط چندانی بین جایزه و یک فیلم خوب نیست.

فیلم الف فیلم خوبی است چون چندین جایزه بهترین فیلم را گرفته است.

آقای جیم کارگردان خوبی است چون چندین جایزه بهترین کارگردان را گرفته است.

خانم میم بازیگر خوبی است چون چندین جایزه بهترین بازیگر زن را گرفته است.

در علم منطق گفته میشود که برای رد یک گزاره تنها اگر یک مثال نقض آورده شود، آن گزاره مردود است. با چند درجه تخفیف میتوان گفت حداقل آن گزاره جهانشمول نیست و همه جا صدق نمیکند و همین هم برای ما کافی است.

خوشبختانه برای رد گزاره های فوق مثال های نقض فراوانی وجود دارد. از میان فیلمها میتوان به فیلم پنجره عقبی اشاره کرد که مورد بی مهری بسیاری از جشنواره ها قرار گرفت و از میان کارگردانان میتوان به کوبریک و هیچکاک اشاره کرد. همچنین هو شدن فیلم آنجلوپلوس در جشنواره کن نیز از خاطره ها پاک نمیشود!

حتی اگر گاو هم باشی چنانچه در جای درست قرار بگیری کسانی پیدا می شوند که تو را بپرستند… (برتراند راسل)

فارق از دهها مثال نقض موجود دلایل قوی تری نیز بر رد این مدعا وجود دارد. نخست باید دید جوایزی که یک فیلم گرفته است در کدام جشنواره ها می باشد؟ امروزه در گمنام ترین کشورها هم چندین و چند جشنواره فیلم برگزار میشود. 

ارزش گذاری روی جشنواره ها براساس فیلمهایی که نمایش میدهند صورت میپذیرد. پس باید بررسی شود که رقبای فیلمی که برنده شده است در جشنواره مذکور چه فیلمهایی بوده اند؟ گاه رخ میدهد که در یک سال و در یک جشنواره سطح اکثر فیلمها پایین است و بالاخره جایزه باید نصیب یکی از آنها بشود. در این مواقع فیلمی که جایزه را میبرد حتما فیلم خوبی نیست. فقط به صورت اتفاقی در موقعیتی قرار گرفته است که جایزه نصیبش شود.

زمان درباره همه چيز قضاوت مي كند... (مثل يوناني)

جوایز در بند زمان و مکان هستند. درصورتیکه ارزشهای یک اثر را زمان مشخص میکند. بسیاری از فیلمسازان از زمان خودشان بسیار جلوتر بوده اند و فیلمهایشان در زمان خودش مورد بی مهری قرار گرفته است اما بعدها ارزشهای آنها کشف شده است.

بسیاری از فیلمها توسط رسانه ها بزرگ میشوند تا جایزه دریافت کنند و درست زمانیکه فروش خود را میکنند صدایشان میخوابد. در سر و صدا و هیاهوی رسانه ای بسیاری از آثار با ارزش دیده نمیشوند. برای نمونه در سال 1997 با هیاهوی بسیار زیاد فیلم تایتانیک بسیاری از فیلمهای خوب آن سال دیده نشدند. هم اکنون نیز تایتانیک، علی رغم دریافت جوایز بسیار، هیچ جایگاهی در تاریخ سینما ندارد! اگر جو سیاسی، اجتماعی و رسانه ای وقت در هر دوره از جشنواره ها را بررسی کنیم متوجه خواهیم شد که بسیاری از جوایز تحت تاثیر همین فضاها داده شده است.

هيچ كس اجازه نخواهد داد تا از او بلندتر شويم... (آرتور شوپنهاور)

اما مهمترین دلیل برای رد این مدعا این است که یک معیار مشخص هنری و فنی جهت داوری هیچ جشنواره ای وجود ندارد. اکثر جشنواره ها یا تحت تاثیر سیاست هستند یا رسانه. در جشنواره فیلم فجر قضاوت عموم خیلی زودتر از قضاوت داوران اعلام میشود و همین مسئله احتمال دارد داوران را به ورطه مغلطه توسل به اکثریت بکشاند. نه تنها معیار هنری و فنی در بسیاری از جشنواره ها نیست، بلکه برعکس معیارهای ضدهنر در برخی جشنواره ها حاکم است. مثلا جشنواره فیلم بین المذاهب واتیکان مشخص است که از چه جنبه ای به فیلمها و سینما نگاه میکند و نهایتا داوری این جشنواره نیز تحت تاثیر همین نگاه و دیدگاه غلط قرار میگیرد.

داوران جشنواره ها عموما از بین خود هنرمندان انتخاب میشوند. فرض کنید هنرمندی یکی از بهترین فیلمها در ژانر دفاع مقدس را ساخته باشد و در جشنواره ای به عنوان داور با فیلمی مواجه شود که چندین برابر از فیلم خودش بهتر است. داوری این فرد در اینجا چگونه کیفیتی دارد؟

همچنین دست های پشت پرده متولیان، مجریان و حامیان جشنواره ها را نیز نباید نادیده گرفت! اما نباید این نکته را نیز نادیده گرفت که گاهی هم ارزشهای ساختاری و هنری یک فیلم آنچنان عیان است که جشنواره ها مجبورند جلوی هنر آن سر تعظیم فرود بیاورند.

با این تفاسیر باید گفت یکی از معیارهای بسیار غلط در ارزیابی یک فیلم اشاره به جوایزی است که آن فیلم گرفته است.  در کل یک فیلم با ساختار هنری و فنی بدون دریافت هیچ جایزه ای نیز فیلم خوبی است و در ارزیابی و سنجش ارزشهای هنری یک فیلم باید به نکات ساختاری آن، فارغ از کسب هر جایزه ای، توجه داشت.