نقد فیلم عطر: داستان یک قاتل, Perfume: The Story of a Murderer, قتل خوش بو

۵ سال پیش

۱ تیر ۱۳۹۵

معین رسولی

امتیاز منتقد به این اثر: ۸ از ۱۰

عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.

- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

«ژان باپتیست گرونویل» که در میان گنداب‌های پاریس به دنیا آمده و شامه‌ای بسیار تیز و غیرعادی دارد؛ بهترین عطر دنیا را می سازد. هرچند تلاش او برای رسیدن به بهترین رایحه ها او را به سوی ارتکاب جنایاتی می کشاند.

عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.

گفته میشود استنلی کوبریک کارگردان بزرگ آمریکایی پس از مطالعه این کتاب از ساخت آن صرف نظر کرده است و آن را کتابی فیلم نشدنی قلمداد کرده است.

 

در قرن هجدهم در پاریس فرانسه کودکی با توانایی حس بویایی استثنایی در محله فقیرنشین، کثیف و متعفن به طور ناخواسته به دنیا می آید و مادرش که سعی در ازبین بردن او دارد دستگیر شده و اعدام میشود.پس از آن جین باپتیست به نواخانه سپرده میشود و کم کم از توانایی خود آگاه میشود.در ادامه، تصمیم به رسیدن به میل ذاتی خود در رایحه ها و دستیابی به آنها در جهت حفظ و نگهداری و ساخت گونه ای جدید از آنها به عنوان عطری متفاوت میگیرد.

قسمت ابتدایی فیلم به امر شکل گیری آگاهی جین باپتیست می گذرد و سختی های کارکردن وی در محله های فقیرنشین فرانسه می گذرد. تا اینکه برای اولین بار رایحه ای متفاوت را تجربه میکند که عطر بدن دختر میوه فروش جوانی است. سپس دختر را دنبال میکند و ناخواسته موجب قتل وی میشود و از آنجا به ذهنش این سوال رسوخ میکند که چگونه میشود این عطر را برای همیشه پیش خود نگه داشت و این سوال راه جدیدی برای زندگی او ایجاد میکند.

با بالدینی ایتالیایی(داستین هافمن) یکی از بزرگترین عطرسازهای فرانسه آشنا میشود و پس از ثابت کردن توانایی خود به وی در آنجا مشغول کار میشود و از وی می آموزد که عطرساختن شامل دوازده قسمت مجزای آغازین، میانی، پایانی است و قسمت سیزدهم ناشناخته است و فقط در شهر گراس می تواند راز نگهداری رایحه را بیاموزد.

در راه رسیدن به گراس به غاری میرسد که در آن دچار خلسه ای انسانی میشود که زندگی او را به سمت ساخت عطری متفاوت و جادویی از رایحه بدن دختران جوان هدایت میکند.پس از به قتل رساندن دوازده دختر و دختر سیزدهم که تلاش زیادی در پی دارد به عطری دست پیدا میکند که همان عطر جادویی است.

 

ارضا شدن از طریق حس بویایی و نگهداشتن ای بو به منزله بازیابی میل غریزی از راه احساس دیگر است.میل غریزی که ریشه آن در محله کودکی جین باپتیست به وجود آمده است.بوی تعفن شهرها و آدمها و خشونت مفرط محله های فقیرنشین پاریس به زعمی ساخت آرزویی برای جین است که رایحه این شهر ویران شده را عوض کند.عوض شدن رایحه، عوض شدن بنیاد وجودی و روح منحرف شده جامعه را در پی دارد.گویی در نظر جین باپتیست وجود داشتن به معنای رایحه داشتن است و ای رایحه نه تنها به مثابه روح آدمی و در نتیجه روح جمعی شهر است بلکه وجود اجسام و مواد دیگر نیز وابسته به این رایحه ذاتی خود است.

این تفکر باعث میشود ارزش زندگی برابر با ارزش رایحه ذاتی سوژه گردد و گویی این دختران به عنوان سوژه وقتی به قتل میرسند به سوژه دیگری با روحی جدید از جنس رایحه میبخشد و در کنار این تفکر بعد تازه ای از نظر مفهوم نگاه به سوژه به وجود می آید.

در دو سکانس مهم فیلم در میابیم که حرف قابل تامل تام تیکور و ارتباطش با مضمون روح انسانی از جن احساسات درونی و شاید درونی ترین آنها چیست.

در سکانس نخست جایی که قرار است جین به دلیل قتل سیزده دختر جوان اعدام شود با پراکنده کردن رایحه عطر جادویی خود نه تنها حاضرین را بنده و مطیع خود بلکه سرزمین عدن یا همان بهشت موعود را به ارمغان میاورد که هم آغوشی گروهی به عنوان نماد اوج لذت در پی دارد و حتی سرسخت ترین مخالفان را به زانو درمیاورد.

اما این اوج لذت، میل غریزی جین باپتیست را ارضا نمیکند و اینجاست که میفهمد میل بالاتری از این اوج لذت یا همان بهشت نمادین وجود دارد واین حس عشق ورزیدن است.

در سکانس مهم پایانی جین باپتیست با غسل تمعید خود با عطر جادویی که از بدن دختران مقتول خود ساخته شده و به نوعی از هرکدام از معشوقهای نهانی جین صفتی را در خود حمل میکند سعی در دستیابی به عشق و مهم تر از آن، مورد عشق قرار گرفتن میکند و در نهایت نابودی عرفانی در عشق. در واقع بدست آوردن عشق مهم تر از بدست آوردن دنیا و آدمهایش است اما در نهایت تیکور به این امر اشاره میکند که نه بدست آوردن دنیا و نه بدست آوردن عشق غایی، هیچ کدام همیشگی وجاودان نیستند و امیال بشری هیچگاه راهی برای ارضای تمامیت طلب خود پیدا نخواهند کرد که این همان دیدگاه زیگموند فروید در مورد ناخودآگاه ذهن و یا همان فالوس(لیبیدو) است.

استفاده از کات های زیاد برای القای تصاویر مختلف از جامعه قرن هجدهمی فرانسه و خصوصا کلوزآپ های فراوان که به نوعی حس جدید تجربه را برای جین در پی دارد. همینطور موسیقی تاثیر گذار و مناسب و نکته برجسته و جالب موتیف به قتل رسیدن انسانهایی که از جین میگذرند و جین از آنها میگذرد. مادر جین، مسئول نواخانه، رییس غلات، بالدینی عطرساز و همسرش همه به قتل میرسند و این نگاه دوگانه ذات مقدس گونه و در عین حال شر گونه جین را به تصویر میکشد که آیا جین آنقدر شوم است است و یا آنقدر پاک و دست نیافتنی.

اما بحث بر سر این موضوع که راهی که جین انتخاب میکند تا چه حد منطقی و تا چه حد جاه طلبانه است.هدف وسیله را توجیه نمیکند. همانطور که اسکار وایلد در کتاب تصویر دوریان گری اشاره میکند، برای رسیدن به ظاهری زیبا نمیشود نفس ذات و باطن را فدا کرد و نادیده گرفت.

در سکانس تاثیرگذاری در میانه فیلم میبینیم که پدر دختر مقتول سیزدهم وقتی جین را دستگیر کرده است از او میپرسد : "چرا دخترمو کشتی؟" و جین در جواب میگوید : "به او احتیاج داشتم."

برای چه؟ برای بدست آوردن عطر اسرارآمیز؟صرفا برای استفاده و شاید سو استفاده نه جنسی بله ذاتی؟ برای به وقوع پیوستن اهداف و ارضا شدن میل ها ؟آیا پدر آن دختر به او احتیاج نداشت؟ آیا خود آن دختر به زندگی احتیاج نداشت؟ آیا تحول زودگذر عطری که زیر و رو میکند احساسات انسانی را به همان احساسات انسانی برتری جسته است؟

کدام هدف والاتر است؟ دستیابی به عطری اسرار آمیز یا زندگی یک انسان؟ آیا قتل انسان ها توسط جین باپتیست او را همان فرشته ای میکند که خطابش میکنند یا ساخت عطری شگفت انگیز؟

این ها سوالاتی است که تام تیکور در مورد احساسات بشری  و رابطه آنها و عشق بیان میکند که پاسخی برایشان نیست.


نقدهای مرتبط با این اثر

معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
برو بیرون (Get Out)
داستان فیلم درباره مرد سیاهپوستی به نام کریس می باشد که قصد دارد به دیدار خانواده دوست دختر سفیدپوستش رُز برود اما نگران این مساله است که تفاوت نژادی آنها برایش دردساز شود. زمانی که به خانه آنها می رسد، کریس متوجه می شود که همه چیز برطبق روال پیش نمی رود.ادامه مطلب
کشتن گوزن مقدس (The Killing of a Sacred Deer)
"کشتن گوزن مقدس"، آخرین اثر کارگردان صاحب نام یونانی، تقابلی بین سنت و مدرنیته را در ارائه مفهوم انتقام و بازخواست به تصویر می-کشد، کمدی سیاه پنهان در مقابل وحشت جامعه معاصر.ادامه مطلب

پربازدیدترین نقدها

معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
پسر - مادر (son - mother)
«مهناز محمدی» کارگردانی خوش‌سلیقه است که شوق او برای پرداختن به مسائل اجتماعی مرا به یاد «رخشان بنی اعتماد» می‌اندازد. او یک گروه فنی بسیار حرفه‌ای را در کنار خود دارد. یکی از آنها فیلمبردار «پسر-مادر» یعنی «اشکان اشکانی» است که موقعیت‌های ساده را نورپردازی خلاقانه‌ی خود تبدیل به سکانس‌های رویایی می‌کند و اتمسفری خلاقانه را به فضای فیلم می‌بخشد.ادامه مطلب
گشت ارشاد 3
بهنام بانی و شادمهر عقیلی هرچند بلحاظ موسیقایی، کاملا متفاوت از یکدیگرند ولی در تجربه بازیگری یک وجه اشتراک دارند که به نوعی خوش‌شانسی آنها محسوب می‌شود.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده