ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشتی بر فیلم مالاریا, MALARIA, مالاریا امروز ما

امیرحسین یزدی
۴ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

در بازارکسادی سینمای ایران  بی شک پرویز شهبازی یکی از معدود خوبهای این سینمای  زوار دررفته است که فیلم جدیدش مالاریا این حس را در بیننده القا می کند که با قضاوتی خوش بینانه به تماشای آن بنشیند فیلم با یک شروع  نوآرگونه آغاز می شود که ذهن بیننده اش را  برای  وقوع یک سری  اتفاقات پر تنش وفاجعه بارآماده می کندولی  این اتفاقات  بر خلاف تصور  هیچگاه تا انتها بوقوع نمی پیوندددر واقع ایده اولیه فیلم که فرار یک دختر و پسر به یک کلانشهر ناامن و پر هرج...

در بازارکسادی سینمای ایران  بی شک پرویز شهبازی یکی از معدود خوبهای این سینمای  زوار دررفته است که فیلم جدیدش مالاریا این حس را در بیننده القا می کند که با قضاوتی خوش بینانه به تماشای آن بنشیند

فیلم با یک شروع  نوآرگونه آغاز می شود که ذهن بیننده اش را  برای  وقوع یک سری  اتفاقات پر تنش وفاجعه بارآماده می کندولی  این اتفاقات  بر خلاف تصور  هیچگاه تا انتها بوقوع نمی پیوندددر واقع ایده اولیه فیلم که فرار یک دختر و پسر به یک کلانشهر ناامن و پر هرج مرج است بارها در سینما به تصویر کشیده شده است ولی شهبازی این  بار  در نظر دارد در دل این ناامنی ها حرفهای جدیدی از دل جوان امروز را بزند که این حرفها از بی پناهی و نداشتن امید به آینده نشات می گیرد و به تباهی و از هم گسیختگی منجر می شود در تصویری که از شهر تهران در این فیلم می بینیم  شاهد   یک سری هنجار شکنی  هستیم   که می توان از شستن یک شیر درنده در پیاده رو شهر ،تا سلفی گرفتن سرباز وظیفه با متهم در پشت میله های زندان و یا به تصویر کشیدن صحنه دلخراش رنگ کردن جوجه ها نام برد  که متعاقب آن یک جامعه بی رحم و بی قید نشان داده می شود  و توقع از یک زندگی سالم در این جامعه  مزاحی بیش نیست  و می توان گفت مثل همه فیلمسازان دیگرشهبازی راه علاجی نشان نمی دهد و فقط اشاره ای نیش دار به شادی جوانان بابت  توافقات هسته ای دارد که استعاره ای  دوپهلو را در ذهن می سازد که از طرفی امید به آینده و از طرفی الکی خوش بودن در یک شادی زود گذر را نشان می دهد که عاقبت حنا و مرتضی در قایق به استعاره  دوم قوت می بخشد

بازیهای بازیگران اصلی در کل به غیر از آزاده نامداری قابل قبول است ولی  مشکل اصلی بازی کلیشه ای  ساعد سهیلی است که همان نقشهای  تکراری همیشگیش  است اما سحر قناعت با توجه به تازه کار بودنش توانسته گلیم خودش را از آب بیرون بکشد

در کل فیلم از مشکلات عجیبی رنج می برد که عدم تعادل شخصیتها یکی از آنهاست از جایی که آذرخش برای مرتضی خودش را به آب و آتش می زند تا بی تفاوتیش در زمانی که مرتضی ناپدید شده و او بی خیال برای خودش گیتار می نوازد و یا عروس شدن حنا در اوضاع ولبشو و خنده های سرمستانه اش و دوباره تبدیل شدن به یک دختر مغموم در یک چشم بهم زدن و از همه مهمتر نقطه عطف پایان فیلم است که حنا در قایق نشسته و از آندست حرفهای تکراری نخ نما با دوربین می زند که به کرات در فیلم ها ی فارسی دیده ایم و از کسی مثل پرویز شهبازی تحریر این مونو لوگها به عنوان فیلمنامه نویس واقعا بعید است ولی کارگردان به نکات ریز و جذابی هم اشاره کرده که می توان به محاوره آذرخش با کارمند بانک اشاره نمود و صحنه پنهان شدن حنا در جعبه سوندباکس نیز خوب از آب درآمده و هیجان انگیز است  .

در انتها باید گفت  که فیلم مالاریا می تواند المانهای یک فیلم جشنواره ای را داشته باشد و شاید قشر هنرمند هم از آن استقبال کند ولی مشکل از آنجا آغاز می گردد که قرار است این فیلم در اکرانی گسترده برای عموم به نمایش درآید و تماشاگر عامی  نمی تواند با آن ارتباط برقرار کند

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است