ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم پلنگ سیاه, Black Panther, تصویر هیجان انگیزی از فرهنگ و تاریخچه ی مردمان آفریقا

پیتر بردشاو
۱۰ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه

آخرین نمایش بزرگ داستان ابرقهرمانی نوعی ماجراجویی ویرانگر و جنجالی است که در آن کلیشه ها وارونه شده و تاریخ از نو نوشته می شود.این آینده نگری( فوتوریسم ) است که به پلنگ سیاه قدرت متمایزی بخشیده. چیز جذابی که درباره پلنگ سیاه وجود دارد این است که شبیه فیلم ابرقهرمانی نیست- بیشتر شبیه به یک عاشقانه فانتزی است: هیجان انگیز، سرگرم کننده و ویرانگر.

اختصاصی سلام سینما- آخرین نمایش بزرگ داستان ابرقهرمانی، نوعی ماجراجویی ویرانگر و جنجالی است که در آن کلیشه ها وارونه شده و تاریخ از نو نوشته می شود.

 رایان کوگلر کارگردان و جو رابرت کول فیلمنامه نویس با یک فیلم سورئال و پر سر و صدا و استفاده از ابرقهرمان هایی سیاه پوست، افسانه ی پلنگ سیاه مارول را به نمایش می گذارند و این لذت ببیننده است که فیلم را با سرگرمی پیش می برد. پلنگ سیاه نوعی افسانه اکشن- ماجراجویی است که کمتر شبیه یک فیلم ابرقهرمانی مرسوم و بیشتر شبیه به یک بریگادون افراطی یا یک ماجراجویی جنون آمیز ژول ورن یا ادگار رایس باروز است.  نویسندگانی که خالق افسانه های دوره ی استعمار بودند و آثار هنری عجیب و اگزوتیسمک‌شان توانست استن لی و جک کربی را در هنگام خلق کتاب های کمیک در دهه 1960 تحت تاثیر قرار دهد. همین نویسندگان اند که در فیلم پلنگ سیاه از فرهنگ و تاریخچه مردمان افریقا الهام گرفته و در نهایت توانست در میان طرفداران این سبک از فیلم ها محبوبیت پرده کرده و جایگزینی برای فرهنگ امریکایی های سفیدپوست شود. اما این آینده نگری( فوتوریسم ) است که به پلنگ سیاه قدرت متمایزی بخشیده است.

چادویک بوزمن نقش تچالا را ایفا میکند، شاهزاده ای حساس، سخاوتمند، با چهره ای جوان و خودباور به سبک خودش و گاهی درون گرا. بعد از مرگ پدرش( که در سال 2016 و در قسمت: کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی  دیده شد )، تچالا موفق شد تا بر تخت پادشاهی منطقه آفریقایی واکانادا بنشیند، که در غرب دریاچه ویکتوریا واقع شده است، دردنیای واقعی در قلمرویی قرار دارد که اوگاندا، راواندا و تانزانیای شمالی آن را اشغال کرده اند. 

ظاهرا واکانادا بسیار فقیر، کوهستانی، جنگلی و غیرقابل دسترس است. اما نکته اصلی اینجاست که واکاندا عمدا به یک مکان فوق العاده برای پنهان شدن در غرب افریقا تبدیل شده است، تا بدین وسیله از دخالت های خارجی جلوگیری شود. در زیر این شاخ و برگ ها واکاندا شهر مخفی است با ترن های معلق و ماشین های پرنده بیشتر از آنکه بتوانید بشمارید. این جهانی فوق مدرنیته است- با این وجود دموکراسی را از یاد برده است. تمام این قدرت از عنصر مخفی به نام ویبرانیوم به دست می آید، که منجر به تولید انرژی نامحدودی می گردد، و تحت کنترل زره ای است که تچالا به عنوان پلنگ سیاه به تن کرده است. 

خواهر باهوش تچالا شوری( لتتیا رایت )، دانشمندی است که تجهیزات و اسلحه ها را طراحی می کند. لوپیتا نیونگو در نقش ناکیا، یکی از مامورین باهوش واکاندا است که به تچالا علاقه مند است. آنجلا باست در نقش راموندا مادر تچالا است. فارست ویتاکر در نقش زوری و دنیل کالویا( بازیگر فیلم بروبیرون )در نقش وکابی مامور مرز قبیله است که مشخص نیست به چه کسی وفادار است. 

اما در واکاندا مشکلاتی وجود دارد که تنها از تعداد کم شخصیت های سفید پوست داستان منشا نمی گیرد: اورت راس( مارتین فریمن ) از افراد سی آی ای اشتباها به سیاست قدرتمند واکاندا نفوذ می کند، و کلا خلافکار سفیدپوست افریقای جنوبی( اندی سرکیس )برای دزدیدن ویبرانیوم نقشه می ریزد. اریک کیلمانگر(مایکل بی. جردن) یک تبعیدی اهل واکاندا می خواهد تخت پادشاهی تچالا را به دست آورده و رویکرد بی تفاوتی که تچالا نسبت به این عنصر اتخاذ کرده است را تغییر دهد، از برتری تکنولوژیک واکاندا نهایت استفاده را کند، در برابر آزار نژادی مردمان افریقایی و سیاه پوستان در هرکجای دنیا بایستد و برپایه عدالت امپراطوری جدیدی از واکاندا را پایه ریزی کند که هیچ گاه خورشید در آن غروب نکند. اولین تصویری که از اریک می بینیم زمانی است که وی در حال تماشای آثار افریقایی غارت شده در موزه بریتانیای کبیر در لندن است. 

این تصویرها از نظر شباهت ما را به یاد کمیک «تور» و «اسگارد» و از نظر تغییر زمینه به یاد افسانه «شیرشاه »می اندازد، اما داستان درباره کشته شدن شیر شرافتمندی به دست عمویش نیست. ویبرانیوم عنصر بسیار مهمی است شاید به نظر احمقانه بیاید اما این بسیار شبیه به سایر منابع طبیعی است که مردم خارج از افریقا را ثروتمند کرده است: طلا، الماس، کائوچو و کلتان در جمهوری دموکراتیک کونگو که در ساخت تلفن های هوشمند از آنها استفاده می شود. فیلم به ما این امکان را می دهد که تفاوت های بین تچالا و اریک را بعنوان یک افریقایی و یک افریقایی امریکایی ببینیم- اریک از بی عدالتی و آسیبی که به تاریخ امریکا وارد شده است سخت ناراحت است درحالیکه تچالا به آن اهمیتی نمی دهد. از این مطلب استفاده شده است تا نشان داده شود باراک اوباما که از یک پدر کنیایی در هاوایی متولد شده است، چنین مشغله ای نداشته است. 

آیا پلنگ سیاه یکی دیگر از زیرمجموعه های فیلم های مارول خواهد بود؟ امیدوارم چنین اتفاقی نیفتد، من منتظر داستان هایی از پلنگ سیاه هستم که در آن از مردمان خارج از اوکاندا هم استفاده شود و فیلمی به تنهایی درباره« ناکیا »ساخته شود. چیز جذابی که درباره پلنگ سیاه وجود دارد این است که شبیه فیلم ابرقهرمانی نیست- بیشتر شبیه به یک عاشقانه فانتزی است: هیجان انگیز، سرگرم کننده و ویرانگر. 

منبع: گاردین

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است