ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم تنگه ابوقریب, من جنگ را زیسته ام...

مسعود شعبانی
۳ سال پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

فیلمی که قرار است ما را با خود درگیر جنگ کند، درگیر عشق، درگیر نفرت، درگیر زندگی

به تماشای یکی دیگر از فیلم های ژانر دفاع مقدس می نشینی،حافظه سینمایی مخاطبی که جنگ را ندیده و آن را لمس نکرده میگوید این فیلم هم باید همان نشانه های همیشگی را داشته باشد،همان قهرمان هایی با نیروهای فرازمینی، همان پیروزی های همیشگی، همان دشمن پرشمارِ احمق،همان...همان...همان همیشگی...اما بهرام توکلی ما را به دنیای دیگری می برد، دنیای ابوقریب. فیلمساز در این فیلم ما را با پسرک نوجوانی به نام علی(مهدی قربانی) آشنا می کند که شباهت زیادی به ما(مخاطبی که جنگ را ندیده و لمس نکرده) دارد، بعد از این آشنایی مختصر بین ما و "علی" فیلمساز با جادوی خود ذهن سیال ما را در کالبد علی وارد کارزار جنگ و تنگه ابوقریب می کند،انگار برای اولین بار هم که شده باید جنگ  را با پوست و استخوانمان لمس کنیم.چرا که ما همانند علی جنگ را بسان لحظه هیجان انگیزی که نیاز به ثبت و ضبط(عکاسی علی) دارد، می دیدیم. اما قرار است به همراه علی وارد دنیای غبارآلود جنگی شویم، ابتدا وارد منطقه ای قبل از تنگه ابوقریب می شویم. به همراه علی مردمانی را می بینیم که سلاح های شیمیایی آنها را به انسان های ترسناکی تبدیل کرده، رفتاری که نه ما ونه علی حتی قادر به ثبت آن نیستیم،اما جنگ است،دشمن است و فارغ از هرگونه نشانه های انسانی. با علی و دوستانش(همرزمانش) به تنگه ابوقریب می رویم، پایمان که به آنجا می رسد نفس هایمان در سینه حبس می شود،واقعا جنگ است. دشمن با بی رحمی هرچه تمام تر در حال تارومار نیروهایمان است، به همراه علی به یاری نیروهایمان می شتابیم، رزمنده هایی را می بینیم که می دانند محکوم اند به مرگ، اما فضا به گونه ای است که انگار به ظرف مکان و زمان تعلق ندارند،آمده اند که خاکشان را به دشمن ندهند،هیچ نشانی از قهرمان های اسطوره ای ندارند، اما متر و معیارشان هم درباره کشورشان عجیب است و دوست داشتنی. وارد فضای سیاه جنگ می شویم، دست های بریده، پاهای بریده، فریادهای ناشی از درد،ناله های قبل از مرگ، این همه درد، این همه رنج، این همه مرگ... 

به همراه علی تمام تن و بدنمان می لرزد و به دنبال رهایی از این تنگه لعنتی، اما در چشم بهم زدنی جنگ مهم ترین قهرمانانان را از ما می گیرد، این است حقایق جنگ،جایی که در آن جز فروشنده سلاح های جنگی پیروز دیگری نمی توان یافت(یگی از دیالوگ های فیلم) ، ما و علی می مانیم و حسی که باید مدت ها قبل لمس می کردیم اما..

به هر حال این فیلم تمام مولفه های یک فیلم زیبا را دارد. کارگردانی فوق العاده، فیلمنامه حرفه ای،طراحی صحنه،لباس و گریم هم بسیار باورپذیر، موسیقی فوق العاده حامد ثابت، بازی یکدست بازیگران و البته بازی بسیار خوب جواد عزتی که مسیر ستاره شدن(با مفاهیم هنری و سینمایی) را به درستی در حال طی کردن است. به هر حال اگر قصد سفر به ابوقریب و لمس آن رابا تمام وجودتان دارید، این فیلم را از دست ندهید. از آن تجربه های نابی که باید روی پرده دید.


3

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

امیر دبیر
۳ سال پیش
بسيار عالي👍
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مجتبی علی نیا
۳ سال پیش
تنگه ابو قریب با نقد تا حدودی موافقم . کارگردانی و تکنیک در سطح بالا و فیلم نفس گیر و هیجان انگیز . فارق از اسطورهای فرازمینی و رفتار قلو شده و اغراق آمیز . همه اینها درست ایت اما ... بیایید این فیلم بسیار خوش ساخت از سینمای دفاع مقدس را با کارهای بزرگ هالیوود مقایسه کنیم . مثل صخره هاکسا ، نجات سرباز رایان و ... آره مقایسه اونها با اون امکانات و تجهیزات با فیلمهای ایرانی اشتباه . بله قبول . اما این فیلم در اشل سینمای ایران از ابزار کافی استفاده میکنه و یک فیلم بسیار جذاب و نفسگیر رو به شما پیشکش میکنه . اما اشکال کار کجاست؟ دقت کنید در مثالهایی که زدم . امریکاییها به درستی قهرمان رو براتون تعریف میکنن . قهرمان براتون باور پذیر میشه . از طرفی هدف قهرمان هم کاملا مشخص و واضحه . (مثلا فتح صخره ، نجات نفرات بدون اسلحه ، نجات رایان و یا تو فیلم آخر نولامن فرار از ساحل و ...) وقتی شما قهرمانتون رو کاملا مشخص کردید ، هدف هم مشخص شده ، و با داستانکها و قصه های فرعی قهرمان رو برای مخاطب جا انداختی اونوقته که فیلم شما رو در خودش غرق میکنه و میبلعه . وقتی تمام میشه شما یه قهرمان واقعی در ذهنتون نقش بسته و با یک حس معمولا میهن پرستانه و یا با یک اندوه که قهرمانتون شاید کشته شده سینما رو ترک میکنید و دقیقا در اینجور فیلمها کشته شدن قهرمان و یا پیروزیش حسی عجیب رو در درونتون زنده میکنه . اما علی رغم جنگ تمام عیار با تکنیک فوق العاده در ساخت ، کشته شدن قهرمانان و یا پیروزیشون تو این فیلم اون تاثیر نهایی و اون ضربه پایانی رو که به مخاطب باید وارد کنه رو وارد نمیکنه . چرا؟ به دلیل نداشتن همون عواملی که گفتم . فیلم متاسفانه لحظاتی رو از دست میده . مثلا شب قبل از ورود به تنگه . اونجا بهترین فرصت برای این بود که وارد خلوت یکی از چهار قهرمان قصه بشه و اونو بیشتر بشناسونه و با یک قصه فرعی یک دغدغه رو وارد ذهن تماشاچی کنه که در پایان بتونه ضربه نهایی و حس پایانی رو با بالاترین سطحش به مخاطب انتقال بده . اما این اتفاق در نهایت نمی افته . جنگ اونقدر درهم و شلخته س که ما نمیدونیم دقیقا کدوم قهرمان باید چه هدفی رو نشانه بگیره و شکست بده . (شاید تانکها) . اما همین تانکها به شکل ساده ای وارد کارزار میشن و همه موشکهای آرپی جی ما به هدف میخوره ای کاش کمی تمرکز بیشتری میگذاشت روی زدن یکی از تانکها و یا زدن یکی از سنگرهای مسلسل ها که پس از شکستشون ما هم بتونیم حس غرور ملی با بغض شهادت مخلوط بشه و بغض به گلوی تماشاگر چنگ بزنه . و ای کاش کمی موسیقی تو این فیلم پر رنگ تر بود و قطعا میتونست تو انتقال حس کمک کنه . توجه کنید به فیلم دانکرک . هانس زیمر یک تنه با موسیقی فیلم رو نجات میده . فقط ای کاش ... فیلم به لحاظ فرم طراحی صحنه ، فیلم برداری ، جلوه های ویژه و کارگردانی فراتر از سینمای ایرانه و میشه گفت نقطه قوت فیلم همینجاست . پلانهای طولانی با صحنه آرایی معرکه و بازیهای البته قابل قبول چیزیست که دیدن این فیلم رو براتون لذت بخش میکنه. حرفهایی که زدم فقط برای این بود که این فیلم میتونست یکی از بهترین فیلمهای جنگی تاریخ سینمای آسیا بشه ولی با کمی بی توجهی کلی از حس فیلم از بین رفت . ای کاش ... قطعا دیدن این فیلم رو اونهم فقط تو سینما به همه دوستان پیشنهاد میکنم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
مسعود شعبانی
۲۸ دقیقه پیش
***امریکاییها به درستی قهرمان رو براتون تعریف میکنن . قهرمان براتون باور پذیر میشه . از طرفی هدف قهرمان هم کاملا مشخص و واضحه . (مثلا فتح صخره ، نجات نفرات بدون اسلحه ، نجات رایان و یا تو فیلم آخر نولامن فرار از ساحل و ...)*** دوست عزیز در فیلمنامه نویسی به تعریفی که شما ارائه کرده اید براساس تقسیم بندی های پیرنگ،سینمای شاه پیرنگ می گویند(همان سینمای کهن الگویی) که دارای روابط علت و معلولی،قهرمان منفرد،زمان خطی و ... می باشد. اما بهرام توکلی سینمای خرده پیرنگ را به ما ارائه می دهد که سینمای خرده پیرنگ شامل: پایان باز،کشمکش درونی،تعدد قهرمان و ...پس انتظار این است که مخاطب فیلم را بر اساس سینمای جنگی خرده پیرنگ قضاوت کند نه سینمای جنگی کهن الگو. هدف قهرمان ها هم کاملا مشخص است،درگیری با دشمن تا رسیدن نیروهای خودی
سپنتا حیدری
۳ سال پیش
واقعا فیلم خوبی بود تنگه ابوقریب
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: