ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم در وجه حامل, کدام داستان؟ کدام سینما؟

افشین علیار
یک سال پیش - ۵ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه هنرمند
امتیاز منتقد به فیلم :

این فیلم برای مخاطب به هیچ وجه جذابیت نداشته و فیلمی ست که به سرعت فراموش می شود

  

در خلاصه ی فیلم در وجه حامل نوشته شده: داستان این فیلم روایتگر زنی به نام مهری ست که ناخواسته درگیر ماجرایی مجهول می شود و در پی حل آن است .... کدام داستان ؟ کدام زن ؟ کدام سینما؟ انگار این روزها مُد شده است که بعضی از فیلمسازان فیلمنامه ی تلویزیونی شان را تبدیل به فیلم سینمایی می کنند، فارغ از اندکی تامل که آیا این قصه ی نیم بندِ تکراری قابلیت سینما دارد یا نه، روی پوستر هم نشانه ی مثبت پانزده سال می زنند که مخاطب بیشتر ترغیب شود تا این فیلم را ببیند ، اما چرا باید این فیلم را دید؟ قطعا فیلمنامه ی در وجه حامل با استانداردهای یک تله فیلم یا مینی سریال نوشته شده زیرا وقتی این فیلم را در سالن سینما روی پرده ی نقره ای می بینیم فیلم لو می رود که برای سینما نیست چرا که دروجه حامل فیلم قلابی است که می خواهد نود دقیقه فقط وقت تماشاگر را تلف کند و اگر نه فیلمساز هم می داند که نمونه ی همچین داستانی بارها در سینما و تلویزیون ساخته شده اما کدام داستان؟ در وجه حامل در حد یک طرح است که به فیلمنامه نمی رسد و فیلمساز تنها سعی کرده از زنِ فیلم قهرمانی بسازد که به هیچ وجه همچین عنصری در ساختار شخصیت زن دیده نمی شود، یا از سوی دیگر کامیار به عنوان فیلمساز قصد داشته اتمسفر فیلم را زنانه کند به طور مثال حضور مهری ، اقدس یا آن زن ثروتمند که چک شوهرش را جعل می کند نمی تواند نشانی از دنیای زنانه باشد چرا که فیلم تنها اشارات کوچکی به این موضوع دارد و اساسا ضعف فیلمنامه اجازه نمی دهد حتی شخصیت مهری پرداخت درستی داشته باشد به همین دلیل این فیلم در بوجود آوری حس زنانه اش الکن است و نمی تواند به طور قابل قبولی به زنان بپردازد اگر زمان فیلم دویست دقیقه هم می بود باز هم این حس به مخاطب القا نمی شد، زنی رنج دیده و خسته بی خبر از همه جا باید بدهی های شوهرش را بدهد ، خوب اگر ندهد چه می شود؟ این سوال معکوس برای این پیش می آید که ما هیچ چیزی از گذشته ی ایرج نمی بینیم و اساسا ایرج  کاراکتر مجهول بی خاصیتی ست که اگر مُرده بود این فیلم بیشتر می توانست قصه تعریف کند و فیلمساز به هدف نهایی اش برای قهرمان سازی زن می رسید، اما در شرایط کنونی حضور ایرج روی تخت برای داستان چه تاکیدی دارد؟ اساسا نمی شود پذیرفت که چرا ایرج به هر دلیلی آن اول نمی میرد و روی تخت می خوابد! دلیلش چیست ؟ اینکه در اواخر فیلم با توجه به حضور مرد همسایه و جلال، ایرج تبدیل به یک قهرمان مفلوک شود! آیا این قهرمان سازی یا رودست زدن به مخاطب(مثلا) پتانسیل دراماتیک دارد؟ اساسا معتقدم قهرمان سازی در انتهای فیلم به شدت اشتباه است زیرا فیلمساز می توانست کاراکتر ایرج را سیاه تر بنویسد که حداقل پایان فیلم بشود باور کرد که ایرج در حق جلال چه لطفی کرده است یا فیلمساز می توانست فلاش بکی از ایرج نشان دهد اما انگار کامیار بیش از هر چیز روی مهری تمرکز کرده و خواسته از او یک شخصیت مستقل بسازد که جواب نداده است، چرا که اِلمان های تدارک دیده شده برای خلق این شخصیت نمی تواند جواب گو باشد در اواسط فیلم مهری به خانه می آید و جای خالی ایرج را می بیند و هراسان می شود آن دختر لال که ایرج را با ویلچر از بیرون به داخل می آورد کیست و چه کارکردی برای فیلم دارد؟ جز سکانس های آخر زمانی که مهری می فهمد ایرج بی گناه است جای او را کنار خودش روی زمین پهن می کند و آن دختر لال با رویت این صحنه به اتاق می رود و درب را می بندد!! این تصویر نشان می دهد که گمان های اشتباه مهری نسبت به ایرج تبدیل به عشق شده و غیره .... اما به اصطلاحِ عامیانه فیلمنامه به شدت لاغر است و عناصر درام آنقدر ساده انگارانه در فیلم چیده شده که نمی شود از در وجه حامل به عنوان یک فیلم سینمایی توقع خاصی داشت به یاد بیاورید که مهری نزد برادرش می رود و برادرش چگونه با او برخورد می کند در سکانس های آخر همان برادر برای مهری چک می آورد تا طلب ایرج صاف شود خوب این چک را چرا در همان سکانس با همین دیالوگ ها به مهری نداد؟ برای همین احساس می شود که فیلمنامه ضعیف و کم جان است زیرا که نود درصد فیلم شخصیت ها ارجاعی دیالوگ می گویند به طور مثال ما یک شخصیت به نام ایرج داریم که افلیج روی تخت خوابیده حالا تمامی شخصیت ها درباره ی ایرج دیالوگ می گویند مثل جلال که مشخص نیست چرا با این سن کم رفیق ایرج است؟ در همان سکانس های اول زن همسایه با حرف های بی ربط به موضوع فیلم درباره ی شغل لوله بازکنی خواستگار دخترش به مهری می گوید در سکانس های بعد مهری در دفتر صاحب کارش است و لوله بازکن برای باز کردن لوله ی توالت مبلغ دویست هزار تومان را درخواست می کند ، این تاکید به چه درد فیلم می خورد یا رفتن مهری به آن خانه که سند قلابی بخرد که پایان آن سکانس مشاجره مرد جاعل با نامزدش را می بینیم! سکانسی شلخته و درهم که فیلمساز فقط قصد داشته همچین سکانسی در فیلمش وجود داشته باشد اما این سکانس به قدری ابتدایی و غیراستاندارد است که به هیچ وجه نمی شود آن را قبول کرد چرا که در سکانس بعد می بینیم که مبلغی که به آن جاعل داده را پس گرفته، چگونه؟ فیلمساز می توانست فصل پس گرفتن پول را نشان بدهد، این گونه مهری به شخصیت می رسید اما در شرایط کنونی قفط سکانس هایی را می بینیم که بی منطق رها شدند مثل نوشتن چک مهری برای آن دختر! به همین دلیل فیلمنامه ضعیف احساس می شود چرا که هیچ منطقی در درام دیده نمی شود و اساسا چیدمان درام برای چنین شرایطی اشتباه است زیرا هیچ جذابیتی در درام وجود ندارد که مخاطب بتواند با فیلم ارتباط برقرار کند. فیلمساز برای پایان دادن به فیلمش و رسیدن به گره گشایی( که البته گره افکنی استانداردی هم در فیلم احساس نمی شود) ساده ترین راه را انتخاب می کند ، جلال برمی گردد اقرار می کند که ایرج بی گناه است او از زدوخورد دارودسته ی غفوری با ایرج فیلم گرفته و علت زمین گیرشدن ایرج هم مشخص می شود به همین سادگی و راحتی! مگر می شود فیلمنامه ی یک فیلم سینمایی اینقدر ساده انگارانه باشد؟ 

بهمن کامیار انگار قبل از در وجه حامل یک فیلم نیمه بلند و دو فیلم سینمایی هم ساخته اما نگارنده در جریان دلیل اکران نشدن آن فیلم ها نیست اما از سر و شکل این فیلم به نظر می رسد بهمن کامیار در نوشتن فیلمنامه مشکل دارد چرا که در وجه حامل از فیلمنامه آسیب دیده است این آسیب هم از ایده با فیلمنامه همراه است اگر ایده با سروشکل منسجم تری به فیلمنامه تبدیل می شد و اگر فیلمنامه چندبار بازنویسی می شد در وجه حامل می توانست یک فیلم معمولی سینمایی باشد، در شرایط کنونی این فیلم برای مخاطب به هیچ وجه جذابیت نداشته و فیلمی ست که به سرعت فراموش می شود، البته که فیلمبرداری علی قاضی، موسیقی علی ثابت و تدوین سپیده عبدالوهاب از نکات مهم در وجه حامل محسوب می شوند و البته بازی همیشه خوبِ ژاله صامتی را هم به این موارد اضافه کنید.  

1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

امیر سامی
یک سال پیش
باید کارگردان و نویسنده فیلم در وجه حامل را بعلت آنکه یکساعت و پانزده دقیقه وقت گرانبهای ملت را تلف کردن در ملاء عام نود ضربه به تعداد صد دقیقه این فیلم شلاق زد . آخه چی ساختی خاک عالم بر سرت !!! در کدوم خرابه درس سینما خواندی که فیلمت هیچی برای عرضه ندارد . برید پیش افرادی مثل منوچهر هادی شاگردی کنید که سریالی مثل دلدادگان را میسازد که هر دو قسمتش از فیلم های سینمایی شما هم تایمش بیشتر میشه ولی از قسمت اول تا حالا که نزدیک شصت هفتاد تا گذشته آنقدر کشش و جذابیت دارد که مخاطب یک لحظه اش را هم نمیتواند از دست بدهد . آنوقت خاک برسری مثل نویسنده فیلم در وجه حامل نمیتونه برای یک ساعت چهارتا دیالوگ و قصه جذاب و گره تعریف کند . مثلا خودتان شرمنده همکاراتون نمیشید . حالا ما عوام به کنار . ما شهرستانیهای به قول شما دهاتی به کنار . لااقل از تهرانی های هفت خط و اساتید و همکارای خودتون خجالت بکشید که گروهی را وقف این کار کردید و میلیونها تومن هزینه . یادم میاد اون موقع که تلویزیون تبلیغ این فیلم شما را میکرد . حالا باید به صداوسیما هم گفت خاک برسرتون که این سخیفیه مزخرف چرت را تبلیغ کردین و عده ای فریب تبلیغ صداوسیما را خوردن و یکساعت و اندی از وقتشان صرف تماشای چرندترین فیلم دهه اخیر شد . البته خانم ژاله صامتی که ما همیشه ایشان را دوست داریم ولی ایشان هم نباید قبول میکرد در این سخیفیه بازی کنند چون هیچ چیزی نداشت که بگم بعد از تماشای فیلم در ذهن باقی میماند . من کارگردان و نویسنده این سخیفیه مزخرف در وجه حامل را نمیشناسم ولی معتقدم به اینها باید بد و بیراه گفت تا حساب کار دستشان بیاد و عبرت بگیرن . کافی بود همین فیلمنامه را میدادی به یک بچه دوره راهنمایی برایتان میخواند و چهارتا گره و موضوع بهش اضافه میکرد . قشنگ پیداست بزن بهادری درستش کردین . بودجه ایی چیزی بوده خواستین تصاحبش کنین و این چرندیه را ساختین . البته تهیه کننده یعنی کیایی را هم باید ملامت کرد چون بالاخره تو خودت بازیگری برادرت کارگردانه . خداییش این بودجه رو از کجا کش رفتی با اون قیافه حزب اللهیت . فکر کنم نهاد مربوطه فقط بهت گفته میخام جامعه ایرانی رو یک مست شارلاتان هفت خط نشان بدهی و برو فیلمی بساز که فقط ملت ایران رو باهاش خراب کنی همین برای نهاد ما کافیه تا مردم بفهمند که آخوندا چه نعتمی اند در این مملکت که همه مردمانش دزد و شارلاتان اند . غیر از این فرضیه دیگه دلیلی برای ساخت این چرندیه در وجه حامل نمی بینم .
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
ليلى lili
۲۶ دقیقه پیش
اول اينكه تهيه كننده مصطفي كياييه نه محسن! دو اينكه شما همون دلدادگان كه خيلي برات جذابه ببين و انقد خاك تو سرِ همه نكن! در اخر نكته جالب اينكه شما كه بخاطر ٩٠ ديقه فيلم ديدن ميخواين كارگردان رو شلاق بزنيد و خاك تو سر صدا و سيما و تمام عوامل كنيد و بازيگر رو به خاطر چهره حزب الهى و ... محاكمه كنيد از به تصوير كشيدن شارلاتان ناراحتين!! شما تعريف ساده شارلاتانى برادر!!!
غلامرضا آقاجری زاده
یک سال پیش
سلام بنظر می رسد فیلمهایی با مضمون مشابه دروجه حامل قبلاً ساخته شده و دیدن این فیلم چیز جدیدی ندارد. فیلمنامه دروجه حامل برای یک سریال تلویزیونی 3 یا 4 قسمتی خوب است نه برای یک فیلم سینمایی . چطور می توان انتظاریک گیشه موفق داشت. متاسفانه امسال تاکنون 2 فیلم ( دروجه حامل ، آخرین بارکی سحررادیدی ) بابازی خانم صامتی روی پرده رفته که هیچکدام فروش خوبی نداشته اند. البته من فیلم را دریکی از کانالهای تلویزیونی ماهواره ای دیدم که ممکن است یکی از عوامل کم فروشی درسینما همین هم باشد ( پخش همزمان فیلم از ماهواره درحالی که فیلم اکران اول را می گذراند)
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
صدف مرواریدی
یک سال پیش
چقدر خواندن نظرات و کامنت های مختلف در فضای مجازی، می تواند جذاب و در عین حال نمونه ی بارز از جامعه ای که در آن زیست می کنیم باشد. درست است که اکثر ما پشت نام ها و القاب و حتی جنسیت های دروغین پنهان می شویم و کلمات و جملاتی می نویسیم که آن هم نوعی نقاب و پوشش است؛ ولی باز هم از ذهن و دیدگاهی مستقل نشات گرفته. می توان در کنار نقد فیلم و کتاب، نظرات کسانی که در مورد اثر در حال بحث و کامنت گذاری هستند نیز مورد نقد قرار داد. ولی نه از حیث ادبی و علمی، بلکه از جنبه ی جامعه شناسی و روانشناسی که خود نیازمند ساخته شدن صدها فیلم در این باب است.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: