نقد فیلم گیتا, Gita, نویسنده و کارگردان: مسعود مددی

۴ سال پیش

۲۸ خرداد ۱۳۹۶

داستان پدر و مادری که یک پسر بچه رو به فرزند خودنگی قبول میکنن و مثل یک پدر و مادر واقعی بزرگش میکنن و بهش عشق میدن تا زمانی که...

کارگردان : مسعود مددی
- /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۰ رای

امتیاز دهید :

«گیتا» مادر متین است و به او دلبستگی زیادی دارد. پس از حادثه‌ای که برای متین پیش می‌آید، گیتا تلاش می‌کند تا با این موضوع کنار بیاید، اما با گذر زمان متوجه واقعیت‌های جدیدی می‌شود...

شاید داستان گیتارو تو خیلی از فیلما دیده باشیم و از خیلی از خونواده ها شنیده باشیم و یک موضوع تکراری به نظر بیاد. قصه مادرو پدری که یک پسر بچه رو به فرزند خوندگی قبول میکنن و درست زمانی که جوونه و براش آرزوهای زیادی دارن، طی یک حادثه تلخ، تو یک کشور خارجی از دستش میدن. به نظر من چیزی که این قصه تکراری و تلخو جذاب و گیرا میکنه، بازی منحصر به فرد و تاثیرگذار مریلا زارعی در نقش گیتا است. دنیای شیرین گیتا و همسرش امیر با شنیدن این خبر شوم روی سرشون خراب میشه اما این تنها چیزی نیست که گیتا باید درد سنگینشو به دوش بکشه، چرا که طی مراسم خاکسپاری پسرش با مادر اصلی متین روبه رو میشه. زنی که از اول به هردوشون قول داده بود که هرگز وارد زندگیشون نمیشه اما اتفاقا جوری پیش میره که چاره دیگه ای برای نسترن نمیذاره و اونو مجبور به یک دیدار تلخ و ناخواسته با گیتا و امیر میکنه. حالا گیتا مجبور بوده هم با مرگ تنها پسرش کنار بیاد، هم سنگینی وجود اون زنو تحمل کنه، هم مواظب نوازد کوچیک توی شکمش بشه که ناخواسته وارد زندگیشون شده و هم با قضایای دیگه ای که ازشون بی خبر بوده درگیر بشه. بعد از مرگ پسرش اون میفهمه که متین از دو سال پیش به واقعیت پی برده و با مادر اصلیش ارتباط داشته و هم پشیمون میشه که چرا خودش این موضوعو بهش نگفته بوده و هم از اینکه شوهرش،دوست صمیمیش و خونواده همسرش از این قضیه باخبر بودن و چیزی بهش نگفتن ناراحت میشه و از طرف دیگه هم نگران کمرنگ شدن احساس متین به خودش میشه و حتی به شوهرش هم تهمت میزنه که شاید اصرار اون برای قبول کردن سرپرستی متین و دلسوزیش نسبت به نسترن دلیل دیگه ای داشته و ازاون میپرسه" پدر واقعی متین کیه?" گیتا به امیر، کسی که همیشه حامیش بوده شک میکنه و به نظر من این یک واکنش کاملا طبیعیه که هرزنی موقع قرار گرفتن تو همچین شرایط سختی ممکنه از خودش نشون بده.

طی داستان ما متوجه میشیم که نسترن ناخواسته سرپرستی تنها پسرشو به امیر و گیتا که از قبل آشنایی کمی باهاشون داشته میسپاره و دلیلشم شوهرش بوده که این بچه رو نمیخواسته و اونو مجبور به این کار میکنه. نسترن هم به هردوشون قول میده که هیچ وقت تو زندگی متین پیداش نمیشه اما وقتی متین به واقعیت پی میبره، پیگیر ماجرا میشه، مادر واقعیشو پیدا میکنه و ازش میخواد تا ببینتش و نسترن هم نمیتونه هیچ عکس العملی در برابر خواسته طبیعی متین نشون نده و موقع مرگ متین، بازهم نمیتونه جلوی خودشو برای حضور تو مراسم ختم پسرش بگیره. 

به نظر من نقطه اوج فیلم، تو سکانسهای آخر، جاییه که گیتا از سردرگمی به خونه نسترن میره و از اون درمورد متین سوال میکنه و موقعی که عصبانتیش خاموش میشه و نسترن براش چایی میریزه، متوجه خال روی دست نسترن میشه و به یاد متین میفته که همچین خالی رو روی دستش داشت و به یاد میاره که وقتی کوچیک بوده ازش میپرسه این چیه و گیتا بهش میگه "این بوسهٕ یه فرشته مهربونه که جای بوسش مونده رو دستت" و به یاد متین، دست زنی رو که تا چند ساعت پیش، قادر به تحمل حضور سنگینش تو زندگیش نبود، میبوسه. و موقع رفتن از نسترن میپرسه که متین چی صداش میزده و سارا در جوابش میگه" همیشه مردد بود، میگفت سارا جون که لوسه، سارای خالی بی ادبیه، مامانم که فقط یدونس" و همین جواب خیال گیتارو راحت میکنه که متین باوجود پی بردنش به حقیقت، بازهم اونو مادر واقعی خودش میدونسته و به نظر من همین موضوع، دلیل خوبی برای وجود نسترن به عنوان مادر اصلی متین تو این فیلمه چون طی همین ماجرا گیتا میتونه شرایط اونو به عنوان یک مادر درک کنه و عصبانیتاشو نسبت بهش از بین ببره و متوجه بشه که هردوشون مادرن و هرکدوم جایگاه خاص خودشونو دارن. 

تو این فیلم ما تنها با شخصیت گیتا و امیر آشنا میشیم.چون اگر غیر از این بود و ما با شخصیت تک تک آدمهای داستان آشنا میشدیم، فیلم کسل کننده میشد و از مسیر و هدف اصلیش دور میشد. 

درواقع ما با شخصیت گیتا به عنوان یک زن قوی و مادر واقعی و امیر به عنوان یک پدر دلسوز مواجه میشیم. ما حتی متوجه ترس امیر از ارتفاع میشیم که موقع مرگ پسرش، بدون اینکه ذره ای اشک جلوی گیتا بریزه و به عصبانیت زنش دامن بزنه، به همون ارتفاعی پناه میبره که همیشه ازش میترسیده و تو تنهایی خودش اشک میریزه. 

انگار گاهی یک سری حوادث تلخ باید رخ بدن تا آدمهارو با بعضی اتفاقا و موضوعات غیر قابل پیش بینی روبه رو کنن. 


نقدهای مرتبط با این اثر

پربازدیدترین نقدها

پلتفرم (The Platform)
پلتفرم دارای یک جهان بینی استعاره ای ترسیمی از ماهیت بشر است که علیرغم قرارگیری در ژانر وحشت ممکن است ترس آنی برای مخاطب ایجاد نکند اما ترس عمیقِ ادراکی ایجاد می کند که تامل و تفکر ژرفای مضمونی آن ترس را در ضمیر ناخودآگاهِ مخاطبِ عالی بنا می نهد.ادامه مطلب
عرشیا برجعلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پرندگان (The birds)
پس از شصت سال، هنوز مبهوت کننده و نفس گیر. کمتر فیلمی را مخصوصا در ژانر ترسناک میتوان پیدا کرد که حتی برای بار دوم، با وجود اطلاع تام بیننده از وقایع پیش رو، هنوز بتواند او را میخکوب کند. فیلم «پرندگان» هیچکاک شاهکاری است که با جلوه های ویژه اگزجره و به ظاهر پرطمطراق یا افکت های صوتی و موجودات خیالی مخاطب را به هراس نمی کشد، بلکه با چیزی این کار را می کند که شاید کسی فکر ترسیدن از آن را هم نکند!ادامه مطلب
انگل (Parasite)
   انگل اگرچه نام یک بیماری در دستگاه گوارش بشر است اما نمونه روانی – سینمایی آن را به خوبی از دوربین بونگ جون هو به تماشا نشستم . فیلم ساز در این اثر با نمایش اخلاقیات در چارچوب شرایط و تلطیف آن بنابر سلیقه شخصیت ها یک روند تکاملی در سیر صعودی روان آدمی را شکسته است . از آنجاییکه همه فیلم های هو و مشخصا : «خاطرات قاتل» و «مادر» در کوشش تغییر اخلاقیات به واسطه شرایط و سائق های شخصی دست و پا می زنند ، «انگل» تا به امروز ضعیف ترین نمونه دیده شده...ادامه مطلب
علی رضایی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
دشمن (Enemy)
نیکی و بدی که در نهاد بشر است، شادی و غمی که در قضا و قدر است، با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل، چرخ از تو هزار بار بیچاره‌تر است.ادامه مطلب
معین رسولی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
عطر: داستان یک قاتل (Perfume: The Story of a Murderer)
عطر،داستان یک قاتل، فیلمی است برگرفته از کتابی با همین نام اثر پاتریک سوسکیند که پرفروش ترین کتاب سال 1985 نیز بوده است.ادامه مطلب
امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
پوست (skin)
اگر فیلم کوتاه حیوان را دیده باشید فیلم از همان مولفه ها و همان نمادها را دارد. نماد های بومی گرایی فیلم مانند شیر در فیلم می بینیم. بیان تعلیق و کشمکش های عمیق از خصوصیات خوب این فیلم است.ادامه مطلب

نظرهای منتشر شده