ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم فانوس دریایی, The Lighthouse, مانند نسیم خنک و سوزناک ساحل در استخوان شما می نشیند

پیتر تراورس
یک ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

این فیلم با هر نقطه ضعفی که به آن اشاره شود ، با نقش آفرینی قدرتمند بازیگرانش به اوج شکوه رسیده است. باید اعتراف کرد که دفو یک نعمت الهی است. و پتینسون نیز نقش خودش را در درجات مختلفی از احساسات به شکل کاملی اجرا کرده است. در فاصله بین «افسانه گرگ و میش» و «بتمن» ، پتینسون کارنامه هنری اش را پر از آثار مستقل کرده است. برای اینکه فیلمی تا این حد هیپنوتیزم کننده و گیرا پیدا کنید ، زمان زیادی را باید به جست و جو اختصاص دهید.

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«فانوس دریایی» مانند نسیم خنک ساحل در استخوان شما می نشیند. این فیلم توسط «رابرت اگرز» به زیبایی کارگردانی شده که فیلمنامه ی اثر را نیز همراه با برادرش مکس به رشته ی تحریر درآورده و با قابی سیاه و سفید که مخصوص دوره ی صامت است ، «فانوس دریایی» را تصویربرداری کرده است. داستان فیلم در سال 1890 در جزیره ای دورافتاده حوالی منطقه «ماین» می گذرد. آنجاست که دو بازیگر فوق العاده بنام های «ویلم دفو» و «رابرت پتینسون» زیر یک فانوس دریایی در مقابل هم قرار می گیرند. دفوی استثنایی نقش «توماس ویک» را ایفا می کند. مردی چپق به دهان که زندگی را برای شاگردش «افریم وینزلو»(رابرت پتینسون) تبدیل به جهنم کرده است. افریم دریافته چند هفته تنها ماندن با توماس بهترین راه رسیدن به جنون است.

تماس به شدت به افراد تازه کار سخت می گیرد و هرگز حاضر نیست از اصول خود کوتاه بیاید. او شاگردان تازه کارش را مجبور می کند تا فانوس دریایی را مانند پوست یک وال برق بیاندازند. توماس چه چیزی را پنهان می کند؟ باید صبر به خرج دهید. توماس عادت دارد تا باد معده اش هنگام وزش طوفان خالی کند و افریم هم با یک «عروس دریایی»(والریا کارامن) که مشخص نیست واقعی است یا خیالی مشغول خودارضایی می شود. هردوی این بازیگران با ریشهایی به درشتی لهجه شان مانند بی خانمان هایی در یک مهمانی بزرگ در نقش خود فرو رفته اند. تقریبا همه ی کارهای آنها نشان از عدم سلامت روان دارد.

ما اگرز را پیش تر با اثر جذابش در ژانر وحشت با سبک گوتیک بنام «جادوگر» که در داستان آن در سال 1630 در نیوانگلند می گذشت، می شناسیم. در «فانوس دریایی» بار دیگر اگرز تلاش کرده تا عقلانیت و خلاف آن را همزمان به تصویر بکشد و ما را به سمت ویژگی های فراطبیعی مختص به آن دوره ی زمانی بکشاند. برادران اگرز برای نوشتن فیلمنامه این اثر از نوشته های «هرمان ملویل» ، «سارا اورن جوئیت» و خاطره های دریانوردان قرن نوزدهم الهام گرفته اند. زبان و لحن فیلمنامه حتی در توهین ها مانند دریا بسیار بی پرواست. به لطف دوربین ناآرام «جارین بلاش» و طراحی صدای بی نظیر از «دیمین ولپ»، مخاطب به شدت ترس از تنگنا و فضاهای بسته را احساس می کند.

این فیلم با هر نقطه ضعفی که به آن اشاره شود ، با نقش آفرینی قدرتمند بازیگرانش به اوج شکوه رسیده است. باید اعتراف کرد که دفو یک نعمت الهی است. و پتینسون نیز نقش خودش را در درجات مختلفی از احساسات به شکل کاملی اجرا کرده است. در فاصله بین «افسانه گرگ و میش» و «بتمن» ، پتینسون کارنامه هنری اش را پر از آثار مستقل کرده است. برای اینکه فیلمی تا این حد هیپنوتیزم کننده و گیرا پیدا کنید ، زمان زیادی را باید به جست و جو اختصاص دهید.

منبع : رولینگ استون

مترجم : وحید فیض خواه

0

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

هنوز نظری ثبت نشده است