ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد فیلم شاه کش, فوران ابتذال

افشین علیار
۲ ماه پیش - ۳ دقیقه مطالعه
منبعروزنامه جوان
امتیاز منتقد به فیلم :

سازمان سینمایی باید پاسخگو باشند که چرا همچین فیلم هایی باید ساخته یا اکران شوند با توجه به قیمت بیست هزار تومانی بلیت سینما چرا مخاطب باید وقت و پولش را با دیدن شاه کش هدر بدهد؟

  

فیلم مبتذل فقط مختصِ سینمای کمدی نمی باشد بلکه این واژه برای تمامی ژانرها (البته اگر در سینمای ایران ژانری وجود داشته باشد) کاربرد دارد، اگر چه فیلم در مدت معلوم اولین اثر سینمایی وحید امیرخانی در ژانر کمدی یک مبتذل تمام عیار به حساب می آمد اما فیلم دومش که این روزها اکران شده است قطعا یک اثر مبتذل غیر کمدی ست که جایی در سینما ندارد زیرا که این اثر نمی تواند یک فیلم سینمایی باشد چند بازیگر دور هم جمع شده اند و دیالوگ می گویند و قطعا خودشان هم نمی دانند موضوع از چه قرار است، 60 دقیقه از فیلم می گذرد و مخاطب هنوز گیج و مبهوت است که این چند بازیگر می خواهند چه بگویند، اساسا نمی شود ضعف فیلم را در عناصر مختلف تفکیک کرد زیرا شاه کش از ایده یا طرح تا اجرا با ضعف های عجیبی مواجه است ضعف های بزرگی که واقعا جای سوال دارد که فیلمساز چگونه به این حجم از ندانستن رسیده یا با چه نگرشِ سینمایی این فیلم را ساخته، شاه کش بیش از آن یک فیلم سینمایی باشد یک شوخی بزرگ با مخاطب است اثری ساخته شده تا فقط وقت مخاطب را بگیرد این فیلم هیچ خروجی نمی تواند داشته باشد و باز هم هیچ نکته ای در آن دیده نمی شود که قابل تحلیل باشد، زمانی که فیلمساز سینما را به مسخره می گیرد و فیلمی می سازد که حتی یک نکته در محتوا و فرم ندارد منتقد باید درباره چه چیزی بنویسد؟ اگر چه شاه کش یک اثر کمدی نمی باشد اما ابتذال نگرشی فیلمساز در نما به نمای فیلم قابل احساس است .

امیرخانی قصد داشته با ساختِ شاه کش فیلمی در ژانر حادثه ای و وحشت یا تراژدی بسازد اما نتیجه کار او تبدیل به یک فیلم الکن و بی مفهوم شده است که هیچ مخاطبی نمی تواند بفهمد که چرا امیرخانی این فیلم بی سروشکل را ساخته است، فیلمی که به هیچ بعنوان نمی تواند مخاطبش را نگه دارد چرا که این فیلم اطلاعاتی در اختیار مخاطب نمی گذارد، با کوه و برف و یک هتل قطعا نمی شود یک فیلم حادثه ای یا معمایی ساخت مگر اینکه فیلمساز تحت تاثیر فیلم درخشش استنلی کوبریک باشد( البته بابت این مثال از جنابت کوبریک عذر می خواهم) یک جنازه زن در فیلم داریم که در کوه پیدا شده است شوهر این زن مُرده که دلیل مرگش هم مشخص نمی شود چند نفر را در هتل گروگان می گیرد چرا؟ نمی دانیم! بازیگران این فیلم که بدترین بازی کارنامه شان است انگار دیالوگ ها را از روی کاغذ می خوانند یا بداهه دیالوگ می گویند دیالوگ هایی که بی ربط و بی منطق است، بگذارید چند سکانس را توضیح بدهم تا معلوم شود فیلمساز محترم چرا نتوانسته یک اثر معقول بسازد، منصور چند نفر را گروگان گرفته که یک پلیس درجه دار و سرباز هم حضور دارند منصور اسلحه اش را به سمت سرباز گرفته و بعد از چند دقیقه منصرف می شود و به سرباز می گوید برو، سرباز برمیگردد به منصور می گوید میخواهی دست همه را ببندم؟ و منصور هم قبول می کند، چند سکانس جلوتر سرباز می خواهد منصور را بکشد. چرا؟ نمی دانیم! آیدا چیزهایی از مارال همسر مَرده ی منصور تعریف می کند اما هیچ کدام واقعی به نظر نمی رسند چرا؟ نمی دانیم! پلیس جوان در یک سکانس برای رهایی از مخمصه می گوید جنازه زن نیست و مرد است همان لحظه کات می خورد و داستان ادامه پیدا می کند مگر می شود! منصور به دام می افتد و اسلحه از آن گرفته می شود، بعد از چند دقیقه منصور کنترلی از جیبش در می آوردو مدعی می شود در کوله پشتی اش تی ان تی دارد!!! احتمالا فیلمساز فکر کرده اینجا تگزاس است اسلحه و تی ان تی ؟ یا در سکانس های آخر دختری که به هتل برگشته است دستانش باز است اما در نمای بعد دستانش بسته است چه کسی دستان او را بسته؟ آیا فیلم منشی صحنه داشته؟ اصلا شاه کش یعنی چه؟ چه چیزی در جیب آن دختر جوان بود که به آن شاه کش می گویند؟ مخاطب باید در اینترنت جستجو کند تا بفهمد شاه کش یک اسلحه کوچک است که فقط یک تیر دارد که برای افراد سیاسی مهم به کار می رود، واقعا راه دیگری برای کشتن منصور وجود نداشت؟ 

این فیلم با چرا ها و علامت سوال های متعددی سروکار دارد و از سوی دیگر شاه کش از نداشتن فیلمنامه، روایت، لحن، فرم، بازیگری و کارگردانی رنج می برد درباره موارد فنی فیلم نمی شود نکته ای نوشت چرا که شاه کش چیزی ندارد که منتقد و مخاطب را حتی ذره ای به وجد بیاورد، همان طور که گفته شد هیچ کدام از بازیگران نتوانستند قسمتی از هنرشان را به نمایش بگذارند هادی حجازی فر که مثل همیشه بدخلق و بی اعصاب با همان شیوه ی همیشگی اش دیالوگ می گوید و مهناز افشار که فقط چند دیالوگ می گوید آن هم با سختی انگار دیگر توان بازی کردن ندارد، مجید صالحی هم همان نقش استراحت مطلق را این بار در لباس یک پلیس بازی می کند که اساسا نکته مهمی در بازی او پیدا نیست.

شاه کش یک اثر فراموش شدنی است که در تاریخ سینمای ایران جایی ندارد، منطق فیلم و سینما اضافه کردن به مخاطب است اما شاه کش هیچ نکته ای برای مخاطب حتی سرگرمی هم ندارد چرا که مخاطب قبل از به پایان رسیدن فیلم سالن سینما را ترک می کند، وزارت ارشاد و سازمان سینمایی باید پاسخگو باشند که چرا همچین فیلم هایی باید ساخته یا اکران شوند با توجه به قیمت بیست هزار تومانی بلیت سینما چرا مخاطب باید وقت و پولش را با دیدن شاه کش هدر بدهد؟

3

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

سحر سحر
۲ ماه پیش
یکی از بدترین فیلم هایی که دیدم ، واقعا بی محتوا و خیلی خیلی خسته کننده بود!!!!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
محمد صادقی
۱۶ روز پیش
سربازه برگشت چون میخاست به ادمای اونجا کمک کنه
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: