0
کامبیز شایان فرد
یک ماه پیش - ۲ دقیقه مطالعه

نقد فیلم آدونیس 14, Adonis 14, الهه آدونیس

امتیاز منتقد به فیلم :

در فیلم سعدیکف محصول،آدونیس لقب بزی است که با زنگوله هایی بر شاخ هایش ،گله ها را به دنبال خود می کشاند...

در بسیاری از فیلم ها یا به طور کلی هنرها،در ورای ظاهر و سر و شکل شان،چیزهای مهم دیگری وجود دارند که در واقع هدف هنرمند، ایجاد شرایطی است تا بیننده یا مخاطب با کشف شان به درک بهتری از اثر برسند.در فیلم ها ، همواره این امکان در تحلیل ها پیش می آید که داستان های به ظاهر ساده را به لایه‌های مختلفی کشاند.

فیلم «آدونیس چهارده» ساخته باکو سعدیکف محصول 1977 با مدت زمانی حدودا 12 دقیقه،در ظاهر داستان یک بز است که با کارهایش موجب کشته شدن بزان و حیوانات دیگری می شود.همین خلاصه یک خطی به اندازه کافی ابعاد تمثیلی فیلم را قوی نشان می دهد. به خصوص وقتی می فهمیم که فیلم محصول دوران شوروی قبل از فروپاشی است و مدت‌ها در محاق توقیف بوده‌است . البته با دیدن آن دلیل توقیف بسیار آشکار می‌شود،زیرا شباهت بین موضوع درون فیلم و وضعیت شوروی غیر قابل انکار است. کلمه آدونیس در اساطیر یونانی به الهه مردی گفته می شود که زیبایی اغفال کننده ای داشت.به حدی که می توانست،همه کس حتی حیوانات را به هر سمت و سویی بکشاند.او سرانجام به دست حیوانات کشته می شود.در فیلم سعدیکف محصول،آدونیس لقب بزی است که با زنگوله هایی بر شاخ هایش ،گله ها را به دنبال خود می کشاند.او تنها به همنوعان خود رحم نمی کند،بلکه همچون الهه ای ، همه را،گاوها،خوک ها و اسب ها را به دره مرگ می کشاند و هر بار که این عمل را انجام می دهد و آنها را به سمت سلاخ خانه می برد ،حبه قندی ،به نشانه پاداش از دستی ناشناس دریافت می کند.در این فیلم به ظاهر کوتاه،اما در معنا بسیار حتی بالاتر از فیلم های بلند،به وضوح اثبات می شود که در دهه هفتاد شوروی،هنوز نشانه ها و طرز تفکر استالین حکمفرماست و به عبارتی از طریق این تصاویر،بیانیه ای صادر می شود از وجود و نفوذ استالینیسم در شوروی. اواخر دهه هشتاد و کمی از دهه نود که به سرنگونی شوروی انجامید و باعث روی کار آمدن گورباچف شد،فضای سیاسی و هنری روسیه،رشد قابل توجهی کرد که از کنارش ادبیات و هنرها و هنرمندان شان دوباره توانستند به فعالیت و خلق آثار درخشان روی آوردند .در این دوره فیلم و مستندهای خوبی هم ساخته شد.فیلم هایی که به حوادثی می پرداختند که به طور تاریخی در روسیه یا شوروی سابق اتفاق افتاده بود.اسنادی مثل محاکماتی که در دوران استالین انجام شده بود و اتهامات بی اساسی که با آن متهمان را به جوخه های مرگ کشانده بودند،از جمله اعدام میرهولد ،کارگردان بزرگ تئاتر شوروی. آدونیس چهارده نیز در این دوران شکوفایی است که به نمایش در می آید . فیلم ساختار زیبایی دارد و از این طریق است که ارزش هنری می یابد.موسیقی از جایی شروع می شود که آدونیس از طرف آن دست ناشناس که صاحب سلاخ خانه است،انتخاب می شود.درست در لحظه قرار گرفتن زنگوله ها روی شاخ های بز،موسیقی آغاز می شود و در پایان موسیقی به شکل  تیک تاک ساعت،به صورت مضطرب و آگاهی دهنده در می آید . بز،در پایان از سوی فیلمساز تا حد یک انسان ارتقا می یابد و ما علی رغم تمام خطاهایش ،او را می بخشیم ،زمانی که صورت آدونیس را می بینیم که انگار او هم بهت زده است و متوجه شده از او به عنوان مهره استفاده کرده اند.نمای پایانی فیلم،نمایی است بسیار هشدار دهنده . دستی با دو حبه قند و یک زنگوله به درون کادر وارد می شود و آنها را به دوربین (ما) تعارف می کند.آیا قرار است این داستان ادامه یابد؟