ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نقد سریال شهرزاد, Shahrzad, کدام تندباد؟ کدام حادثه؟

نوید اشرفی
۵ سال پیش - ۴ دقیقه مطالعه
امتیاز منتقد به فیلم :

شهرزاد دوازدهمین اثری است که حسن فتحی در مدیوم تلویزیون پس از سریال های ماندگاری مانند شب دهم، مدار صفر درجه و میوه‌ی ممنوعه می‌سازد. سریال های خاطره انگیزی که هر کدام داستان های جالب و بدیعی داشتند. شب دهم با داستان عشقی نامتعارف از سوی جوانی لات به یک شاهزاده ی قجر و هلاک شدنش در راه وصال، مدار صفر درجه با داستانی سیاسی که در خلال جنگ جهانی دوم و در بستری عاشقانه روایت می شد و میوه ممنوعه با روایتی امروزی از حکایت شیخ صنعان و عشق دوران پیری...

شهرزاد دوازدهمین اثری است که حسن فتحی در مدیوم تلویزیون پس از سریال های ماندگاری مانند شب دهم، مدار صفر درجه و میوه‌ی ممنوعه می‌سازد. سریال های خاطره انگیزی که هر کدام داستان های جالب و بدیعی داشتند. شب دهم با داستان عشقی نامتعارف از سوی جوانی لات به یک شاهزاده ی قجر و هلاک شدنش در راه وصال، مدار صفر درجه با داستانی سیاسی که در خلال جنگ جهانی دوم و در بستری عاشقانه روایت می شد و میوه ممنوعه با روایتی امروزی از حکایت شیخ صنعان و عشق دوران پیری اش. هر کدام از این سریال ها به تنهایی برای اعتبار یک کارگردان تلویزیونی کافیست و فتحی هر سه را با هم دارد و شاید به پشتوانه ی همین اعتبار است که جمع کثیری از بازیگران تلویزیون بهترین بازی دوران بازیگری خود را در سریال های فتحی به اجرا گذاشته اند. از حسین یاری و کتایون ریاحی و پرویز فلاحی پور در شب دهم و شهاب حسینی بی نظیر مدار صفر درجه و امیر جعفری و علی نصریان که هر کدام جانی دوباره با بازی در میوه ی ممنوعه گرفتند. معادلات شهرزاد ولی کمی فرق می کند. با دیدن قسمت اول و دوم که روایاتی از اتفاقات دوران مصدق و کودتای مرداد 32 را در خود داشت امیدوار شدم که این بار هم حسن فتحی مثل دو شاهکار قبلی اش که موفق هم بوده اند داستانی رمانتیک در بستری تاریخی روایت می کند و کفه ی ترازوی داستان بین این دو ثابت می ماند و هیچکدام بر دیگری سنگینی نمی کند و به جای دوران رضاشاه یا دوران جنگ جهانی دوم قرار است به جریانات دهه ی 30 از تاریخ معاصر ایران پرداخته شود که کمتر فیلم یا سریالی در این سه دهه ی اخیر نگاهی منصفانه و بدون غرض ورزی به این دوران داشته است. اما هرچه فیلم جلوتر رفت بیشتر ناامید شدم. داستان سریال تبدیل شد به کلیشه ای قدیمی و نخ نما: فردی قدرتمند و زورگو مانع از وصال دو عاشق دلباخته و پاکباز می شود. کلیشه ای که کهن الگوی بسیاری از فیلمفارسی های پیش از انقلاب بوده است. با این وجود حتی این الگو های کهنه هم اگر با روایتی بدیع و چاشنی های داستانی همراه شود می تواند محصولی پررمق نتیجه دهد. و در سریالب این گونه نیست و بعد از نجات فرهاد از اعدام و اتفاقات بعد از آن، مصدق تنها لقلقه ای برای دهان فرهاد می شود تا ما یادمان نرود که سر پرسودای عاشق دلخسته ی ما خالی از اندیشه و فکر به مسائل زمانه ی خودش نیست. معلوم نیست پرداخت دراماتیک این عنصر داستانی قرار است به چه شکل باشد و قطعا عینک عقب دادن مصنوعی مصطفی زمانی و گلو صاف کردن و نام مصدق را آوردن کافی که نیست هیچ خنده دار هم هست. کسی هم نمی تواند دلیلی برای این بیاورد که اساسا نیازی به پرداخت این مسایل نیست چرا که اگر توجه کنیم شعار این سریال این است که «در تندباد حادثه عشق اولین قربانی است». مخاطب شاید به درک نصفه و نیمه از عشق رسیده باشد اما به راستی کدام تندباد و کدام حادثه؟ شهرزاد ضربه ی بعدی را از پخش نمایش خانگی و سرمایه گذار خصوصی اش می خورد. نمایش خانگی بودن اثر کمی دست و پای حسن فتحی را برای استفاده از عنصر های نمایشی بیشتر مانند موسیقی بازگذاشته است. اما انگار کارگردان باتجربه ی ما هول شده است و در جاهایی از موسیقی هایی استفاده کرده که در دهه های 40 یا 50 ساخته و ضبط شده اند. در جاهایی هم کاملا پیداست که بعضی انتخاب های حسن فتحی هدفی جز بازگشت سرمایه نداشته است. همین است که مخاطب فتحی که عادت به شنیدن شاهکار هایی مثل «عقل و جنون» و «من عاشق چشمت شدم» از علیرضا قربانی با ترانه هایی از افشین یداللهی که از روی فیلمنامه سروده شده بودند و آهنگسازی وزین فردین خلعتبری که مناسب یک درام تاریخی است در پایان سریال های او را داشت این بار باید صدای کاملا امروزی چاوشی را نه تنها در انتهای سریال بلکه در کلیپ هایی در خلال سریال ببیند و بشنود. وحتی بعد از قسمت هفتم فردین خلعتبری جای خود را به امیر توسلی داد که عوامل سریال تا کنون در مقابل این جابه‌جایی ها سکوت کرده اند. همین اتفاق در فیلمبرداری اثر هم رخ می دهد. مدیر فیلمبرداری شهرزاد افشین احمدی است. کسی که در میوه ی ممنوعه و زمانه تجربه موفقی از حیث فیلمبرداری داشته است. اما تا چه اندازه قاب های نو و تازه ی زمانه مناسب شهرزاد است؟ آیا برای نشان دادن حس اضطراب در یک فضای تاریخی دوربین روی دست و فیلمبرداری از پایین تراز چشمی سوژه، مناسب است؟

فیلم در شخصیت پردازی  هم ایراد هایی دارد. از محمود پاک نیت که از شخصیت پردازی به تیپ سازی نزول کرده است، مهدی سلطانی که در حال تکرار خودش است، پریناز ایزدیار و مصطفی زمانی که بهتر است عطای بازی در اثر تاریخی را به لقایش ببخشند، تا شخصیت هایی که تا کنون بودشان با نبودشان یکی بوده و تاثیر دراماتیکی نداشته اند مانند ابولفضل پورعرب یا هومن برق نورد. اما در کنار این ها بازی عالی و درجه یکی از علی نصیریان و بازی خوبی از ترانه علیدوستی در اولین سریال کارنامه اش شاهدیم. شهاب حسینی هم مانند همیشه اگر یک نباشد حداقل بازی استانداردی ارائه می دهد. دیالوگ ها هم انگار قرار نیست کمکی به شخصیت پردازی بکنند و گاهی اگر فقط به صدای اثر گوش کنیم یادمان می رود که سریال در دهه ی سی خورشیدی می گذرد. مثلا نگاه کنید به دیالوگی که فرهاد پس از مدتی دوری از شهرزاد به او می گوید: اگه دلتنگی دست و پا داشت، شبیه من می­شد.

حسن فتحی در این سریال اصول بسیار زیادی رو از میان برداشته و باعث شده این سریال، اثر تاریخی کم رمقی از کار در بیاید اما باز هم این ها دلیلی بر کم فروش شدن سی‌دی های سریال در بازار شبکه نمایش خانگی نمی شود چرا که اصلا به نظر می رسد نادیده گرفتن تمام این اصول هنری برای جذب مخاطب بیشتر بوده است که البته امیدوارم این هدف و غایت نهایی هنرمند کاربلدی مانند فتحی نبوده باشد.

                

-1

نقدهای مرتبط با این اثر


در صورت تمایل نظر خود را درباره این نوشته بنویسید


نظر سایر کاربران

پوریا موحدی
۳ سال پیش
با سلام من اصلا حسن فتحی رو به عنوان کارگردان خوب یا اصلا کارگردان قبول ندارم و از خواندن این متن واقعا شوکه شدم ایشون با ارفاق یه کارگردان درجه سه تلوزیون هستش؟ چه طور شما به یوه ممنوعه میگیم اثر خوب داستان این سریال واقعا شرم اور هستش در ضمن ایشون فقط کارش چاپلوسی هستش این سریال پر از دروغهای عمدی تاریخی علیه خاندان پهلوی هستش کجای این رو شما اسمش رو میزارید منصفانه؟ در مورد مسایل تاریخی سریال هم واقعا تهوع اور هستش از بس که غلط هستش و یا دیالوگهایی که استفاده میشود خیلی هاش حتی تا 10 سال پیش هم در کشور رایج نبوده چه برسد به آن زمان در اکثر دیالوگهای سریال از چند عبارت کلیشه ای حال به هم زن استفاده شده تا فقط به مخاطبین این سریال حس قدیمی بودن رو القا کنه واقعا دلیل قدیمی بودن این سریال رو حس نمیکنم اونها میتونستن این کلمات کلیشه ای که نصفش هم غلط هستشو آن چهار تا ماشین قدیمی که حتی اونها هم از نظر زمانی به سریال نمیخورد را هم حذف میکرد کلام آخر این است که این سریال واقعا از هر نظر به غیر از بازی های عوامل مشهور فیلم واقا سطح پایین ساخته شده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ:
ش ع
۳ سال پیش
سوژه های سریال بسیار نخ نما هست.تمام گره های سریال با گوش ایستادن شخصیتهای سریال باز میشه.و فقط در زبان اعلام میشه شهرزاد دختر فوق العاده ای هست!! کدام شخصیت؟ کدام قوی بودن؟ دست به دست شدن مد نظر آقای فتحی بوده؟ اون گریم و مژه مصنوعی یا حتی رفع نکردن غبغب عوامل سریال با یه گریم ساده. و اون مرغ آمین مسخره. سوتین اسفنجی و بسیار بزرگ خانم علیدوستی از فصل دو به بعد و زن صیغه ایه هوشنگ و میترا و .... اصلا تصویر جالبی نداره. جذب مخاطب به چه قیمت؟؟ دیالوگها سطحی. یا به زبان خیلی قدیمی یا جدید. و نکته مهم این داستان در زمان ملکه ثریا بوده. اون زمان خانواده های بختیاری بسیار با نفوذ بودن. نه خان های دزاشیب یا قجری. تقلید مضحک از پدرخوانده و عمارت سراب ترکیه ای. در این سریال چندین بار به عقده ای بودن شاپور بهبودی اشاره شده. و این اشاره در فیلم معمولا نیاز به یادآوری خاطرات کودکی با اون لحن مسخره نداره. مهمترین سوتی فیلم در مورد دادگاه خانم شیرین دیوانسالار هست. اول اینکه شاهد در دادگاه گفت خانم اخیرا خوابگردی داشتن. قتل در خوابگردی قتل عمد محسوب نمیشه. و فقط شامل دیه میشه. و این قانون از سالها قبل در کشور ما وجود داشته و در منابع فقهی هم بوده. چرا حرف از اعدام میزنن؟ اونم برای کسی که جنون ادواری داره. یه مشاور حقوقی ای کاش داشت این سریال. و به قانونهای 1304 و غیره مراجعه میشد. بازی پسر آقای فتحی و رقص ایشون زیر بارون دل هر بیننده ای را ریش میکند. بازیگران فیلم فقط سیگار میکشن و پیامشون به مخاطب همینه. صدای رو مخ مهدی سروستانی و بازی نچسب سهیلا رضوی و کودکی که اصلا با جریان فیلم هماهنگ نیست. برای بیننده ارزش قایل باشید.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ: