ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
1
رضا ظفری
۲ ماه پیش - ۹ دقیقه مطالعه
منبعتپه های سرخ سینما. جامعه سینما

مقوله ی فرنچایز در سینما(بخش 2)

تئوری فرنچایز در سینما (به بهانه ی پخش وانداویژن از دیزنی پلاس)

از سال 1980 تا 2000(عصر طلایی1)


آغاز پخش فرنچایز لاکپشت های نینجا، نینجا هایی که تا تلوزیون ایران هم پیش آمدند و جزو نماد های معروف سینمایی در میان جهانیان اند. برادران نینجایی که از دل کمیک استریپ های پیتر لایرد و کوین ایستمن بیرون آورده شدند و از روی آنها، فیلمهایی هم ساخته شد.


شروع محکم رابرت زمکیس به عنوان کارگردان صاحب نام سینما با فرنچایز بازگشت به آینده. فرنچایزی که در ژانر کمدی.. علمی تخیلی در سال خود غوغا به پا کرد و اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم، اولین اثر راجع به سفر در زمان است. (اولین به معنای تثبیت)


اولین پخش انیمیشن چک اسلواکیایی لوبومیر بنش و ولادمیر ییرانک به نام پت و مت. امکان ندارد جهان این دو برادر خرابکار و حتی موسیقی دلنشین و ماندگار پتر اسکومال را به یاد نیاورد. خوشبختانه جای این دو در لیست ما پر شده.


فرنچایز به یاد ماندنی (عزیزم بچه ها رو کوچک کردم) که به طرز شگفت انگیزی دیده شد. شاید بعد از این کمدی فانتزی سرگرم کننده، کریس کلمبوس بود که این استایل را ادامه داد.


حرف از کریس کلمبوس شد. این فرد با داستان به یاد ماندنی جان هیوز، دست به ساخت فرنچایزی زد که نام آن تنها در خانه است. باز هم یکی از نماد های قرن بیستم. یک کمدی که سالهای سال مانگار بوده و هست.


فرنچایز و معرفی شخصیت دیگر سینما، یعنی مستربین با بازی روآن اتکینسون انگلیسی. کمپانی تایگر اسپکت پروداکشنز مسئولیت کلید زدن این پروژه را بر عهده گرفت اما اگر میدانست که دنیا تا این حد مستربین را خواهد شناخت، این کار سال از سال ها قبل انجام میداد.

_ضمیمه:با آغاز دهه 1990، پس از اولین پخش سیتکامی مستربین، سبکی دیگر از فیلمسازی در امریکا آغاز شد و تا سالها بعد به تمام جهان سرایت کرد، اما هنوز که هنوز است به پای خود امریکا نمیرسند. سابژانری به نام(فانتزی سیاه)...! این نوع فیلمسازی که با تیم والتر برتون بزرگ شروع شد، سبک و خصوصیات خود را مبتنی بر یک مرز گذاری حساس میکند که از وقایع معجزه آسای هنرهفتم در تاریخ است. فانتزی سیاه چیزی لبه ی مرز ژانر های فانتزی و وحشت است. فیلم نه آنقدر شاد و درام است که مخاطبانش آن را حضم کنند و نه آنقدر ترسناک و رعب انگیز است که انسان را ربر سر جایش میخکوب کند. تیم برتون فانتزی سیاه را با آثاری چون بیتل جوس_ادوارد دست قیچی و... شروع کرد که پس از رایج شدن این سبک، فیلمسازان جوان و کمال گرای دیگری چون هنری سلیک با شب قبل از کریسمس و شاهکار ماندگار (کورالین) و استیون اسپیلبرگ بزرگ با فیلم غول بزرگ مهربان و همچنین رابرت زمکیس با سرود کریسمس دست به ابداع گری در این ژانر زدند. شاید بتوان نقطه عطف این ژانر را انیمیشن عروس مرده از خود تیم برتون دید.


با شروع دهه 1990،فرنچایز ها همچنان در اوج خود بودند.

تنها در خانه، نوشته جان هیوز و ساخته ی کریس کلمبوس دنباله هایی به مراتب خوب را در پی داشت.

استیون اسپیلبرگ اینبار با سوغاتی عصر حجری خود 3 گانه افسانه ای پارک ژوراسیک را ساخت و تماشاگران سال خود را از عظمت جلوه های ویژه اش سر جا میخکوب کرد.


برادران فارلی دست به ساخت کمدی ماندگار احمق و احمق تر زدند که جیم کری در آن بسیار خوش درخشید و دنباله ای به نوشته شان آندرس در سال 2016 برای آن ساخته شد.


ران هاوارد جوان با آپولو 13،خود را رسما به عنوان کارگردان کمال گرای قرن 21 معرفی کرد. با اینکه وی هیچوقت فرنچایزی جز اپیزود هایی از سمپسون ها را کارگردانی نکرد  اما تقریبا در ژانر های مختلفی فیلم ساخته.


و جو جانستون در وسط این دهه یعنی سال 1995، فیلمی تحت عنوان جومانجی ساخت که آن هم نمادی از سینمای جهان شد. فیلمی فانتزی که مطمئنا تمام سینما دوستان آن را دیده اند. بعد ها جان فاوورو زاتورا را برای ادای دینی به فرنچایز جومانجی کارگردانی کرد.


در همین برهه داستان اسباب بازی دیزنی و پیکسار که اولین انیمیشن تماما رایانه ای بود غوغا به پا کرد و انقلابی در این ژانر به وجود آورد که تاثیراتش هنوز که هنوز است بر جای باقی اند.


برایان دی پالما نیز بار دیگر با تام کروز، دست به یک نماد سازی گسترده زد و با آهنگستزی دنی الفمن، شروع به ساخت فرنچایز ماموریت غیرممکن کرد. فیلمی که برای سینمای جاسوسی معمایی(در کنار جیمز باند و شان کانری) یک معلم و استاد شد.


اواخر این دهه، دهه ی اسپیلبرگی بود. در کنار آثار مطرحی که خود وی کارگردانی کرد، از آثاری که وی در تهیه آنها نقش داشته میتوان به فرنچایز به یاد ماندنی مردان سیاه پوش، ساخته بری سانینفیلد اشاره کرد.


و اما به پایان این دهه رسیدیم. یک سال قبل از شروع سال 2000 و قرن 21،  یعنی در سال 1999 سه عنوان فرنچایز موفق، پایان 100 سال سینما را جشن گرفتند.

1_باب اسفنجی استیون هیلنبرگ

2_امریکن پای برادران ویتز

3_مومیایی استیو سامرز

که هر کدام در نوع خود فزنچایزی بی همتا بودند. به خصوص شخصیت باب اسفنجی.یعنی هر کس کیک آمریکایی یا سه گانه  مومیایی را نشناسد. بی شک این اسفنج بامزه را به خاطر می آورد.


آغاز سال 2000 تا 2010


اوج و پایان عصر طلایی فرنچایز ها.

در این دهه، یعنی از سال 2000 تا 2010 میلادی، میتوان به جرأت گفت که نه تنها طلایی ترین دهه برای ظهور فرنچایز ها بود بلکه برخی ژانر ها یا گونه های سینمایی مهم همچون گونه زامبی با این دهه جهانگیر شدند.

در اوایل این دهه و در همان سال ابتدایی آن، میراث تیم برتون و انگل برتونیسم مزمن، یعنی ژانر فانتزی سیاه خود را با انیمیشن فرار مرغی به جهان معرفی کرد. (البته در فیلم‌ها؛ چه بسا قبل از تولد آقای برتون کتاب های بسیاری با گونه ی ادبیات خیال پردعزی تاریک نوشته شده اند. مثلا کتاب چیز های وحشی کجایند از موریس سنداک)

از طرفی در همان سال راب اشمیت، برای ادای دِینی به وس کریون بزرگ و فیلم ماندگارش، یعنی تپه ها چشم دارند، با همان موضوع دست به ساخت فرنچایزی زد که نام آن برای دوستداران سینما آشناست. (پیچ اشتباه). هر چند 90 درصد کسانی که این اسلشر هیجان انگیز را که در آن انسانهایی ناقص الخلقه گردشگران را شکار کرده و میخورند را دیده اند، نمیدانند که ایده این فیلم از وس کریون و در دهه 80 با فیلمی به نام تپه ها چشم دارند بود اما پیچ اشتباه به یکی از آثار ماندگار تاریخ سینمای وحشت بدل شد.

فرنچایزی دیگر در همان سال، تحت عنوان اسکری مووی(فیلم ترسناک) با خلاقیت کنین ایووری وینز اکران شد و خواه ناخواه به بهترین فیلم نقیضه تاریخ سینما بدل شد...نقیضه ای برای سینمای وحشت.

اگر راجع به نقیضه ها چیزی نمیدانید متن زیر را بخوانید:

نقیضه یا پارادوکس در سینما عملا سبک یا ساختار خاصی نیست. بلکه به فیلم هایی که بر عکس و خلاف جریان اصلی سینما حرکت میکنند نقیضه میگویند. برای مثال همین فرنچایز اسکری مووی داستانی دارد که در آن کل سینمای وحشت را به سخره میگیرد و به آن حالتی کمدی وار میدهد. (برای مثال در صحنه ای از فیلم جن گیر که بازسازی میشود دختر جن زده یعنی رگن، در مقابل کشیش مقاومت میکند و کشیش که اعصابش کاملا خورد شده به سمت روح خبیث یک هفت تیر نشانه میگیرد و او را میزند!!!! این هم دلیل محکمی برای اینکه اسکری مووی بهترین نقیضه ی تاریخ سینماست. هر چند تعداد این گونه فیلم ها انگشت شمار است.


سال 2001 از مقام یک سال طلایی برای فرنچایز هم فراتر بود.

در این سال فرنچایز ارباب حلقه ها که در جهان فانتزی بی همتا است شروع به کار کرد.

همزمان با آن، اقتباسی از کتاب هری پاتر خانم جی کی رولینگ موفقیت فروش کتاب را دوباره روی پرده سینما تکرار کرد.

فرنچایز به یاد ماندنی شرک که هنوز که هنوز است به گفته برخی منتقدان برترین انیمیشن تاریخ سینما ست در این سال پا به سالن های سینما گذاشت و میراث برادران گریم را با ترکیب شخصیت ویلیام استیگ با یک یونیورس فانتزی سرگرم کننده به جهانیان معرفی کرد.

در همین سال جیمز ونگ(یا جیمز وونگ) سخت کوش و پر ایده، با اولین فیلمش، یعنی مقصد نهایی یا سرنوشت نهایی جایگاه خود را به عنوان یک بلاک باستر ساز بی مووی تثبیت کرد. مقصد نهایی که در میان طرفداران گونه وحشت بسیار شناخته شده است حتی کسانی که به این ژانر علاقه ای نداشتند را مجذوب و مسحور خود کرد.


سریع و خشن هم در همین سال پا به سینما گذاشت و علی رغم تغییرات ساختاری که در سری های بعدش به خود داد اما هنوز پرچمدار فیلمهای اکشن.. ماشینی.. ماجرایی است. نهمین سری این فرنچایز نیز به احتمال زیاد در سال 2022 میلادی اکران گسترده خواهد شد.

فرنچایز های دیگری چون :


عصر یخبندان از کریس وج

و رزیدنت اویل که خود پرچمدار و نماد ژاتر زامبی است(به این دلیل که بیشترین سری بازی، مجله و کمیک، انیمیشن و فیلم را راجع به زامبی های رومرو در دست دارد) 

در سال های اولیه اکران شده و همه با استقبال بی سابقه مردم جهان مواجه شدند. 


دنیای سینمایی مارول (MCU) در این سال ها پا به سینما گذاشت. هر چند قبل از این در دهه های 70 یا 80 از کمیک های معروفش فیلم میساخت اما کار رسمی جهان سینمایی و شبکه ارتباطی اش از سال 2003 و با 3 گانه مرد عنکبوتی با کارگردانی سم ریمی بزرگ شروع شد. شاید بیشتر از کوین فایگی، سم ریمی در شکل گیری چنین نظام کمیک استریپ واری در سینما نقش داشته. سه گانه مرد عنکبوتی که با موفقیت جهانی مواجه شد کاری کرد که سونی حق فیلمسازی روی شخصیت پیتر پارکر را بخرد و خود نیز دوگانه ای تحت عنوان مرد عنکبوتی شگفت انگیز را ارائه کند که احتمالا هر 3 آنها در کنار تام هالند، با مولتی ورس در فیلم جدید مرد عنکبوتی ظاهر می شوند.


فرنچایز دزدان دریایی کارائیب نیز از دیگر فیلمهای این سالهاست. با 5 دنباله قابل قبول که از تم های دیزنی لند برداشته شده اند و جک اسپاروی معروف یا همان جانی دپ را تا مرز انفجار جهانی پیش بردند. هر چند خود سری فیلمهای دزدان دریایی کارائیب با موسیقی، فضا سازی و... اش تا سال ها در یاد و خاطره تاریخ سینما ماندگار است.

در هند، همزمان با جانی دپ، هرتیک روشن دست به ساخت فیلمی زد که نه تنها نماد فیلمهای ابرقهرمانی هندی است، بلکه ادای دینی بسیار تمیز به فیلم ئی تی موجود فرا زمینی اسپیلبرگ است. فیلم یکی پیدا شد که آغاز گر فرنچایز کریش است و مطمئنا تمامتان آن را دیده اید.


همزمان با این دو، در ژاپن و امریکا دو انقلاب کوچک اما موثر گونه وحشتی رخ داد.

1 تاکاشی شیمیزو ژاپنی، برای ادای دین به فرنچایز جو آن (کینه)، دست به ساخت فرنچایزی در ژانر وحشت گوتیک و بومی ژاپنی  زد که آن را تحت عنوان کینه، به جهان معرفی کرد. سری فیلمهایی که جان انسان را از تنش بیرون میکشند و به جرات میتوان گفت از بهترین فیلمهای وحشت یوکای ژاپن در تاریخ سینمایش اند.

2 در امریکا، کارگردان مالزیایی یعنی جیمز ون، فرنچایز اره را ساخت. ارّه یا همان saw که نامش بسیار آشناست. این، یک اسلشر تمام عیار است که با وجود دنباله های متعدد، فقط اولین فیلمش به کارگردانی سلطان وحشت و صاحب جهان سینمایی احضار یعنی جیمز ون بزرگ بیشترین بازخورد مثبت را داشت.

بن تن از دیگر فرنچایز های معروفی بود که پخشش از سال 2005 آغاز شد و تا چند سال پیش ادامه داشت. 

در همین سال کرستوفر نولان شروع به ساخت سه گانه ی بتمن برای دی سی کرد و با اینکه طول عمر دی سی از مارول بیشتر است اما جهان خود را  دیرتر از آن تاسیس کرد. ماداگاسکار اریک دارنل دیگر فرنچایز پرفروشی بود که در کنار شرک، عصر یخبندان، من نفرت انگیز و میمون های فضایی دارای رکورد داران فروش انیمیشن است.

جان لستر با ماشین ها و نیکولودئون با فصل شکار و  رئیس مزرعه همگی در این سال ها پا به جهان گذاشتند.

شاون لوی با نخستین فیلمش یعنی شبی در موزه یاد و خاطره س فیلم استیو سامرز را بار دیگر زنده کرد.

                        

                     سال 2007


سالی که بد بسیار عجیب بود. ساختار شکنی در این سال به اوج خود رسید و جدای از کمدی دنیس دوگان، کمپانی بلوم هاوس که در سال 2000 تاسیس شده بود، در این سال فزنچایزی را آغاز کرد که ساختار خود را نیز شکست. پارانورمال اکتیویتی یا فعالیت غیر طبیعی که نامش برای دوستداران وحشت آشناست در سال 2007 نشان داد که فیلم های وحشت در رده فراطبیعی هیچگاه نمیمیرند.

همزمان با وحشت خانه جن زده در بلوم هاوس، در اسپانیا دو رفیق و فیلمساز دانشجویی جوان به نام های پاکو پلاسا و ژاوما بالاغارو فرنچایز آر ئی سی را تهیه کردند. (REC) که بسیار در جهان معروف شد و به عنوان یک فیلم زامبی محور حقیقتا ترسناک به لیست برترین آثار دانشجویی جهان افزوده شد همچون پروژه جادوگر بلر با دوربین و سبک خاص سر دست بود.

تیم هیل نیز که پیش تر گارفیلد 2 را کارگردانی کرده بود دومین لایو اکشن خود یعنی آلوین و سنجاب ها را ساخت و موفقیت قبلی خود را تثبیت کرد.


در دو سال آخر این دهه نیز که به نحوی پایان عصر طلایی فرنچایز محسوب میشد، فیلم ها همچنان با شگفتانه های فراوان مردم را مسحور پرده عریض میکردند. 

عصری به شدت طلایی برای ژانر ها و سبک های به خصوصی چون:

کمدی(نسل جوان و رده سنی R)

ترسناک

زامبی

فانتزی و

انیمیشن

پاندای کونگ‌فو کار جان استیونسون که جکی چان و آنجلینا جولی از صداپیشگان اصلی آن بودند در جهان غوغایی به پا کرد و قسمت های 1 و 2 آن بیشتر از همه مورد استقبال قرار گرفت.

پایان دهه کهنه و شروع دهه نو با آثاری طلایی  همچون :

2009_حرامزاده‌های لعنتی، انیمیشن بالا، راز چشمان آن‌ها، مری و مکس، منطقه ۹، آواتار، شاهدخت و قورباغه، پیشتازان فضا، زامبی لند 1، آر ئی سی 2،برف مرده،انیمیشن  کورالین، نزول 2، آقای فاکس شگفت‌انگیز، بابا لنگ دراز، نگهبانان(watch man)، سه احمق، فیلم (2012)، ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی، سرود کریسمس، انیمیشن هیولا ها علیه بیگانگان، چیز های وحشی کجایند


۲۰۱۰ – قوی سیاه، تلقین، سخنرانی پادشاه، گیسوکمند، شبکه اجتماعی، زمستان استخوان‌سوز، چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم، ۱۲۷ ساعت، آلیس در سرزمین عجایب، داستان اسباب‌بازی ۳، شهر، شهامت واقعی، مشت‌زن، مثل آب خوردن، اسکات پیلگریم در برابر دنیا، کیک-اس، بچه‌ها حالشان خوب است، من نفرت انگیز.،بزرگ شده ها 1،توطئه آمیز (شروع مجموعه)، سه قدم بالاتر از بهشت، سفر های گالیور، فیلم هندی خانه شلوغ 1

به پایان خود رسید.

گرچه بعد از این سال هنوز مقوله ی فرنچایز زنده و پاینده بود و هنوز که هنوز است رکوردهای  فروش جهان به دست این فیلم هاست اما در سینمای حقیقی همیشه باید به خاطر داشته باشیم که برای ادامه دادن یک فیلم 3 شرط اصلی لازم است.

1_داستان جذاب

2_شخصیت پردازی غنی

3_و اقتصاد سینمایی.

متاسفانه در برخی کشور های جهان فقط به سبب گزینه دوم دست به ساخت فرنچایز یا حتی سریال زده میشود و آن اثر با سر به زمین میخورد. مقوله ی فرنچایز نیازمند یک تفکر سازمان‌یافته قوی و دارای ساختار است که با محکم شدن زیر ساخت ها و صنعت سینمای آزاد و استدیویی هر کشور خود به خود به وجود می آید. تا آن روز باید دنبال حقیقت این مقوله ها بگردیم تا ببینیم سینما چیست؟ . به راستی که هیچ کس این را نمیداند!!!