ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

نامه ابوالحسن داودی خطاب به مهدی فخيم زاده: در عجبم لا اله را مي گويی، اما الا الله ش فراموشت مي شود / حوزه هنری و مدیریت دولتی که شما در آن سریال فاخر می ساختی سر آخرین فیلمم را بریدند اما نجوایی از شما نیامد

۶ سال پیش

به گزارش سلام سینما پس از انتشار نامه مهدی فخیم زاده علیه بعضی از اعضای کانون کارگردانان، ابوالحسن داودی که رفاقت دیرینه ای با مهدی فخیم زاده دارد با انتشار نامه ای در بانی فیلم، به گلایه و انتقاد به فخیم زاده بابت انتشار نامه اش پرداخت.
نامه ابوالحسن داوودی خطاب به مهدی فخیم زاده به شرح زیر است:

فخیم زاده عزیز سلام
... شخصاً از تو انتظار بیشتری داشتم. حداقل در مسائل صنفی باهوش تر از این دیده بودمت که بخواهی چنین بازی ولنگ و وازی را شروع کنی، آنهم در اندرونی خانه خودمان که مثلاً فرهنگی ترین اعضای خانواده سینما هستیم و طبعاً با این مسئولیت پیش آهنگی، غالباً رسممان بر آن بود و هست که اختلاف سلیقه ها و نگرش ها و احتمالاً دعواهایمان را به پستو ببریم... و زمانی حیران تر شدم که با نوشته ات روبرو شدم، با آن درازای بحر طویل گونه اش، که با هر خوش بینی و ساده انگاری هم که بخوانیش، باز هم نمی توانی نبینی که همه این طومار، تنها نگاشته شده برای آن تکمله چند خط آخر و مخالفت عیان و آشکار و بی منطق اش با گردهمایی سابقه دار سالانه کارگردانان... که احتمالاً در آن مجلس، براساس سابقه چندین و چند ساله، تنها با چشم در چشم هم شدن دوستان کارگردان و نمایندگان بقیه صنوف، بسیاری از اختلافات توهم گونه دایی جان ناپلئونی، می تواند حل شود و نیز بخش عمده ای از آن دعواها و ستیزهایی (که خودت هم می دانی بیشتر بازی های بزرگسالانه ماهاست که با هم انجام می دهیم)، رفع و رجوع شود... و اگر هم نشد حداقل مجلسی است که این ظرفیت را دارد که به اعتبار مهمترین درایت مان که توانایی و حمیت در کنار هم بودن و فرصت به دشمنان ندادن است، بتوانیم در فضایی آشتی گونه و تفاهم آمیز و با احترام چند ساعتی کنار هم زندگی کنیم و چشم در چشم یکدیگر داشته باشیم و شأن همدیگر را حفظ کنیم... اما نوشته طولانی و گاه تکراری ات آنهم در این زمان خاص حداقل مرا برای نیت خوانی عادلانه و واقعی پس پشتش بکلی گیج کرد... هر چه کردم نتوانستم از این فکر رهایی یابم که نام بردن مکرر از بزرگ نیا و من که هنوز در صلح و آشتی و همکاری در این شورا به سر می بریم چه معنایی می تواند داشته باشد جز توهین به ما که انگار هوش و فراست تو را نداریم و خرابی ها و به قول خودت رانت جویی ها را نمی بینیم و اسباب طرب شده ایم و با این نابسامانی های ادعایی شما، همچنان مانده ایم!؟... و یا شاید هم خدای نکرده پاشیدن بذر اختلافی جدید است در کانون که ریشه در جاهای دیگر دارد؟!... و حالا که این افشاگری بی دلیل و نابهنگام انجام شده، به قول انشاهای دبستان، دیگر بر همه واضح و مبرهن گردیده که چه فرصت طلبانی از اهل سیاست و در انتظار خوشه چینی از بروز چنین اختلافی آنهم در بالاترین سطح صنف، بشکن می زنند و از خوشی سکته می کنند... لابد شما هم از هم اکنون صدای دهل و سرنای سایت های کذایی را می شنوید که چه سرخوشانه از این آب گل آلود ماهی خود را صید می کنند؟!...

پیش کسوت گرامی
از شما که پیر این دیری در عجبم که چگونه مطلبی به این درازا و دقت را نقل می کنی و بعد در جاهایی لا اله را می گویی، اما الا الله ش فراموشت می شود از آن جمله که با صداقت می نویسی که هم من و هم بزرگ نیا راه خودمان را می رفتیم و آب خودمان را می خوردیم و قصدی هم برای حضور در ترکیب شورا نداشتیم و از شرطی که برایمان گذاشتی می گویی که: من بدون شما کاندیدا نمی شوم!... (و البته رفاقت دیرینه ما هم بر آنمان داشت که به تو نه نگوییم و تنهایت نگذاریم و پای بند عهدی شویم که تا آخرین لحظاتی هم که بودی بر آن ماندیم...) ... عجیب است که این را به دقت گفتی، اما فراموشت شد. که بگویی زمان تصمیم برای استعفاء به اندازه یک ارزن هم بر ما وقعی نگذاشتی و در بی خبری مطلق ما رفتی!... و بی خبرتر ما که وقتی قضیه را فهمیدیم که شما کاندیدای شرکت در شورای جای دیگری شده بودی!... معنای این چیست آقای فخیم زاده؟!... قصد نداشتم هیچ گاه بپرسم اما حالا که بقول خودت ناگفته ها را گفته ای، می پرسم، آیا واقعاً ما را سهیم در تصویر خیالی آن کامیون پول دولتی فرضی می دیدی که هر سه شنبه انگار جلوی کانون کارگردانان پول خالی می کند و رئیس کانون هم بین ماها تقسیم می کند؟!... و یا به آن جواب عجیبی که روز انتخابات مجمع فیلمسازان به من دادی معتقد بودی و از آن می ترسیدی؟!... روزی که با تعجب دلیل استعفایت را پرسیدم که در بی خبری کامل ما انجام شده بود و تو در پاسخ بهت و ناراحتی من گفتی که به آن دلیل خبر ندادی و ما را در مقابل عمل انجام شده قرار دادی، که فکر می کردی اگر به ما بگویی، ما تو را از تصمیمت پشیمان می کنیم!!... (... که اگر این می شد توی پیر دیر، حتماً واقف بودی که قریباً در تصمیم تو می بایست اشکال جدی وجود داشته باشد که از اینکه من یا بزرگ نیا تو را پشیمانت کنیم می ترسیدی؟!...) با فروتنی و احترام کامل به توی پیشکسوتم بگویم که این تصمیم تو از همان زمان برایم دیگر اصلاً معنای استعفا نداشت، بلکه بیشتر به «فرار» می مانست، «فرار» از موقعیتی که خودت خواسته بودی در آن قرار بگیری و ما را هم با خودت به آنجا کشانده بودی و بعد هم بی خبر تنها رهایمان كردی و رفتی... الان هم دیگر بر این رفتار اسمی نمی گذارم چرا كه نامش را در شان بزرگ نیا و خودم نمی دانم...!

فخیم زاده عزیز
از توی آگاه به مسائل صنفی متعجبم كه چگونه موضوعی بارها تكرار شده و نقل شده را كه تنها به درد دامن زدن به آتش اختلافات می خورد در این برهه خاص رسانه ایش می كنی و مدعایت هم این است كه حالا كه خانه سینما امن شده و استحكام یافته و خطری تهدیدش نمی كند اینها را می گویی...آیا خانه سینما واقعاً استحكام یافته؟!...آیا مطمئن هستی همین حرف ها دست آویز دشمنان قسم خورده خانه نمی شود برای براندازی!؟... پس این بوق و كرنایی كه همین الان از سایت هایشان می شنویم توهم است یا واقعیت!؟....
همراه و یاور بسیار عزیز صنفی
از انحصار گفته بودی و از باند بازی و رانت دولتی و تقسیم پول...خب اگر مخالف بودی می ماندی و می جنگیدی و ثابت می كردی.... ما هم اگر كوچك ترین نشانه ای از تداوم ویا راستی همه این حرف ها می دیدیم در كنارت می جنگیدیم و همان طور كه با منطق اسعدیان را بر این تصمیم رساندیم كه به خاطر حفظ یكپارچگی كانون، خود از این مسؤولیت كناره بگیرد. و او صادقانه تاسی كرد... بقیه موارد را هم نمی گذاشتیم به قول تو «در» بر همان «پاشنه» بچرخد!.... اصلاً كدام در؟!.... كدام پاشنه؟!...آیا همه «در» ها برای وجود داشتن، تنها باید بر مدار خواسته ما بچرخد و لا غیر؟!... این جور رفتار كه در و پاشنه صنف را یكجا از خاك در می آورد....!

فخیم زاده عزیز، پیشكسوت گرامی
از بخش خصوصی گفته بودی و سینمای ملی، از توطئه حوزه هنری بر علیه سینما و همكاری دوستان... الان به صحت و سقمش نمی خواهم بپردازم، اصلاً فرض كنیم قول شما را بپذیریم، خب كه چی!؟... زنده كردن اتهامی قدیمی برای رسیدن به آن چند جمله آخر كه انگار نه با یك شب گرد همایی دوستان و آشتی روبروست، بلكه بیشتر انگار ریشه كن كردن كیان صنف را نشانه گرفته است!؟... واقعاً رفیق شفیق، عبرت نگرفتی از سرنوشت تیره و محتوم چند پاره گی تهیه‌كنندگان!؟... تا كی باید تعهد و مبارزه صنفی را در فروپاشی و چند پاره گی صنف مان جستجو كنیم!؟.... واقعاً تا كجا این بازی های بزرگسالانه امضا جمع كردن و كوس و كرناهایی سیاسی كه فرصت را برای براندازی كیان صنف غنیمت می شمارند برایت جالب است!؟...نامت را در كجای تاریخ و به چه عنوان می خواهی ثبت شود!؟.... از توصیه به كنار كشیدن بچه ها از حوزه و مسیرش گفتی... واقعا دم هنرمند و حمیدنژاد گرم كه به خواسته و توصیه ات تنها به خاطر قبح كار حوزه كه سینماهایش را در اختیار نمایش چند فیلم نگذاشته و آنها احتمالاً  با امكانات كمتری فیلم هایشان اكران شده بودند، كار و زندگی شان را رها كردند و بیكار ماندند، به صرف اینكه تنها در شورای صنفی عضویت دارند و مسؤولیت... اما من، دوست گرامی، هرچه می كنم یك فكر آزارنده دست از سرم بر نمی دارد...
...سرنوشت محتوم آخرین فیلمم یعنی «زادبوم» كه خودت می دانی كه سال ها از زندگیم را بر آن نهادم، و درباره آشتی ملی است و هنوز هم دكترین و وصیت نامه من است، همان حوزه هنری( كه برای بعضی تنها سینمایش را در اختیارشان قرار نداده بود و شما فریادتان درآمده بود) با همراهی مدیریت دولتی همان زمان  كه شما در آن سریال های فاخر می ساختی، به كلی سر این فیلم را بریدند و پنج سال تمام در محاق توقیف انداختندش و به كل از حیز انتفاع ساقطش كردند، و در تمام این مدت مرا هم از كار بیكار كردند.. در عجبم كه در این پنج سال از سنگ ناله بلند شد، اما از شما و بعضی دوستان حتی نجوایی هم برنیامد!....
دیگر اینكه شخصا از دوازده فیلمی که كارگردانی و یا تهیه كرده ام، تنها دوتای آنها که مربوط به بیست و چند سال پیش می‌شود، رایتش خریداری شده و از تلویزیون پخش شده، در بقیه موارد صداوسیما با موقعیت تنها و انحصاریش به خودش حق داده كه بدون هیچ توضیحی فیلم هایم را رد كند و نخرد و یا تبلیغ اكران آنها را هم بایكوت كند... مثل خودم ده ها تهیه كننده و كارگردان سراغ دارم كه زورشان به تلویزیون نرسیده تا حداقل حقوقشان را از مدیران سیاسی تلویزیون دولتی باز ستانند... در تمام این سال ها یادم نمی آید بر علیه تلویزیونی اداره شده با بودجه بیت المال، كه سال ها گریبان امثال من را چسبیده بود و در مقابل درخواست حق مسلم مان كه خرید رایت تلویزیونی از رسانه انحصاری دولتی بود، وقعی نمی نهاد، کسی یا کسانی که مکرّر با رسانه ملی کار می کردند و پروژه فاخر می ساختند، حرفی زده باشند و یا بخواهند که از کار کردن با این رسانه انحصاری و بی رقیب به خاطر حمایت بقیه اهل سینما استنکاف کرده باشند.
دوست عزیز و گرامی
به عنوان پیش کسوت و بزرگ قبیله کاری ام، همچنان حفظ احترام و عزت و بزرگی ات را بر خود واجب می دانم. اما با تأسف باید بگویم که خود را دیگر چندان همسویت نمی دانم... راستش را بگویم با تعهد و مسئولیت و تجربه و زیرکی ای که در حفظ نهادهای صنفی در تو سراغ داشتم، هنوز نتوانسته ام دلیل این اقدام عجیب و بی موقع را دریابم... فکر نمی کردم در این پیرانه سری هنوز آن بازی های نخ نمای بزرگسالانه انشقاق و تفرق و چند پاره شدن، آنهم در صنف پیشاهنگی چون کارگردانان، برایت جذابیت و جلوه داشته باشد، بخصوص در زمانی که غالب همفکرانت در مجمع فیلمسازان هم دست رد به این پیشنهاد زده اند... واقعیتش ذهنم دیگر یاری نمی کند که منطق رفتار تو پیش کسوت گرامی را دریابم... تنها فکر می کنم شاید این هم نتیجه یک «دلواپسی» شخصی باشد...

 

نظرهای منتشرشده

ترنگ
۶ سال پیش
اقاي داوودي مگر اقاي فخيم زاده دروغ گفتند كه شما به اسم دوست و .... از رانت حمايت ميكنيد . شما بعنوان رئيس شوراي صنفي ، همزمان به يك پخش كننده دو فيلم نوروزي داديد و در مقابل تقلب فروش سكوت كرديد و البته با بودجه ..... داريد فيلم ميسازيد بقول اقاي رضاداد همه كس ، همه چيز را ميدانند حداقل براي منافعي كه به نام قانون بدست اورديد سكوت كنيد و اخرتتان را به دنياي كوچكتان نفروشيد . اقاي فخيم زاده باهوش نيستند چون از رانت استفاده نكردند ؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ