ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

علی قائم مقامی: احترام موی سفید کیومرث پوراحمد را نگه نداشتند

۲ ماه پیش
تهیه کننده فیلم «تیغ و ترمه» درباره انصراف این فیلم از چرخه اکران گفت: ما برای اعتراض به وضعیت اکران این کار را انجام دادیم. + دلنوشته مسعود جعفری جوزانی برای پوراحمد

به گزارش سلام سینما علی قائم مقامی تهیه کننده فیلم سینمایی تیغ و ترمه درباره انصراف این فیلم از چرخه اکران در ارتباط زنده تلفنی با برنامه هفت اعلام کرد:

"برخی حتی احترام موی سفید کیومرث پوراحمد را نگه نداشتند. ما برای اکران، یک نسخه با تدوین جدید آماده کردیم و با دو اکرانی که داشتیم بازخوردهای خوبی دریافت کردیم. اما روز قبل اکران با ۸ سالن برای اکران روبه رو شدیم آن هم‌ تک سانس که اصلا برای فیلم‌ ما خوب نبود.

ما برای اعتراض به وضعیت اکران این کار را انجام دادیم. ما یکی از سینماهای دولتی را برای اکران میخواستیم که وقتی با مدیر آن سینما صحبت شد حتی یک سانس هم به ما نداد! یعنی کیومرث پوراحمد با ۴۵ سال فیلمسازی حتی حق یک سانس هم نداشته است. این جریان حاکم بر اکران و سینما باعث این نوع وضعیت در اکران شده که باعث سوخت فیلم ها می شود."

ویدیویی از صبحت‌های کامل تهیه کننده فیلم «تیغ و ترمه»:

 

مسعود جعفری جوزانی کارگردان سینما در پی انصراف سازندگان «تیغ و ترمه» از اکران این فیلم، برای کیومرث پوراحمد نامه نوشت.

در متن این نامه آمده است:

«کیومرث عزیز سلام؛

زنگ زدم خاموش بودی، می‌دانم آزرده و دلگیری، تقصیر هم نداری، این هوای سنگین تیره و تاری که نوکیسه های انحصار طلب بر هوای سینما تحمیل کرده اند، دل هر اهل فرهنگ و ایران دوستی را به خون نشانده است اما در این ظلمات ناامیدی حاکم بر جامعه سینمای امروز، هنوز در دل دیوانه من شمعی روشن است. هنوز باور دارم بچه های ایران عزیز که با تماشای «قصه های مجید» دل به عظمت فرهنگ ایران بستند، روزی خرخره این ناجوانمردان بی آیین را می گیرند و سخت به زیرشان می کشند. برادر! سرور! سالار! رفیق، دیده ای! دیده ایم که زندگی و جاه و مقام و مال دنیا سخت شکننده و ناپایدار است، به ویژه در این دیار مقدس که ریشه در عیاری و آزادگی دارد.

اتوبوس شب در راه است کیومرث، کسانی که امروز با تکیه بر زد و بندها، سالن و نمایش را در انحصار گرفته اند و تیرهای زهرآگین به پیکر «تیغ و ترمه» فرو می کوبند، در آینده ای نه چندان دور، زیر تیغ خشم، ترمه هایشان به آتش خواهند نشست. مشتاق شنیدن صدای گرم و مردانه ات، مسعود.»

نظرهای منتشرشده