ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

رخشان بني اعتماد: فيلمساز، زن، انسان

۷ سال پیش

امیر پوریا منتقد برجسته کشور، در قسمت یادداشت امروز روزنامه اعتماد نوشت: يكي از بحث هاي قديمي و شايد حالا ديگر نخ نما شده مربوط به هنر و ادبيات اجتماعي، مساله آشناي «تعهد هنرمند» است: اينكه هنرمندي كه دارد در اثرش رنج و احوال مردم روزگارش را مي كاود و مي نماياند، تا چه حد غم آنها را مي خورد. بانيان و وارثان نگاه نظارتي در وزارتخانه هاي مربوطه سال هاي بعد از انقلاب، عموما از اين منظر به كار اين نوع هنرمندان پرداخته اند كه چرا در كنار طرح مساله، به ارائه راه حل نمي پردازي؟ و چرا فقط شرايط بغرنج و بحراني را بازتاب مي دهي؟ اينجا جايگاه هنرمند با «مصلح اجتماعي» اشتباه گرفته شده و بديهي است كه اين دو نبايد با هم خلط شوند. درست ديدن و درست تشخيص دادن و درست نشان دادن زمانه و جامعه، كار و كاركرد هنر اينچنيني است و احيانا ريشه يابي و راه حل جويي، وظيفه نهادهايي كه البته و متاسفانه معمولامخاطب پيگير و دقيق ادبيات و هنر و ژورناليسم اجتماعي نيستند.
    اما از منظري ديگر كه بيشتر به بقاياي نگرش چپ مشهور به – يا بدنام به- نگاه توده يي در فضاي بحث و نقد و اظهارنظرهاي اهالي فرهنگ و هنر در ايران باز مي گردد، هنرمند اجتماعي بايد از اين زاويه متعهد باشد كه به رنج و محنت مردماني كه موضوع آثارش هستند، رسيدگي كند: نه فقط در فيلم و گزارش و سخنراني اش، بلكه همچنين در زندگي عيني و شركت در امور خيريه و دستگيري از مستمندان و حتي اهداي بخشي از عوايد كارش و غيره! بار ديگر مي دانم كه چه در صورت پيش تر شنيدن و دانستن اين نگرش و چه در صورت برخورد نخستين با آن، به شگفتي دچار مي شويد و زير لب مي گوييد اين ديگر چه نگاه كج و معوج و بي ربطي به ذات هنر است كه نيكوكاري هنرمند را با تعهد او در بازتاب اصيل دغدغه ها و دردها، يكي مي انگارد؟! صاحب چنين معياري، براي تعيين ميزان اصالت و حقانيت كار هنرمندي كه احيانا سال ها پيش از دنيا رفته و مستنداتي در باب ميزان نيكوكاري احتمالي او در دست نيست، چه ملاكي در اختيار دارد؟! همين كه اين برايتان غريب است، نشان مي دهد كه معيارهاي از عيار افتاده، نيازي به بي اثر شدن بر اثر تكرار ندارند. حتي اگر تا به حال مشابه شان را نشنيده باشيد هم مكرر و دِمُده و ناكارآمدند.
    اما در مورد رخشان بني اعتماد به عنوان يك فيلمساز داراي دلمشغولي هاي انساني، اجتماعي، سياسي و اخلاقي، نمي توان هيچ يك از معيارهاي فوق را رد يا تاييد كرد. ما معاصر او هستيم و حتي اگر نخواهيم رفتارها و مسووليت پذيري ها و ايستادگي هاي فردي او را ملاك قرار دهيم، نمي توانيم فراموش شان كنيم. نمي دانيم چگونه مي توانيم فيلم هايش را ببينيم و به همنشيني ها و همدردي ها و همدلي هايش با آن طيف ها و قشرهايي كه در فيلم غم شان را مي خورد، در زندگي واقعي بي اعتنا بمانيم و در واكنش حسي نسبت به فيلم ها، اين دانسته هايمان درباره همدلي هاي انساني اش را ناديده بگيريم. رخشان بني اعتماد با خط بطلاني كه بي تعمد و ناخواسته بر دو حكم دو پاراگراف پيشين مي كشد، جايي ميان فيلمساز مهم اجتماعي دوران ما و يك هموطن الگوي رفتار انساني مي ايستد و نمي توان اين حضور موثر او را با رفتار خنثي و بي چالش و بي رمق بسياري فيلمسازان مدعي جسارت و اجتماعي بودن، در درك دنياي فيلم هاي اجتماعي اش مقايسه كرد. حضورش در هر دو زمينه، مستدام و همچنان در برابر هر ناملايماتي، مستحكم باد.

 

نظرهای منتشرشده