ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

چند متر مکعب بدبختی / یادداشتی بر فیلم چند متر مکعب عشق اثر جمشید محمودی

۶ سال پیش
فیلم چند متر مکعب عشق باتمام موفقیت‌هایی که در جشنواره فجر امسال داشت به نظر چیزی تازه‌ای از آنچه که کارگردان فیلم واقعیت زندگی مهاجرین می‌داند ندارد، قبل ازاین فیلم هم شاهد فیلم‌های دیگری مثل باران مجید مجیدی،حیران شالیزه عارف پور،جمعه حسن یکتا پناه و... بودیم که در آن‌ها عشق ایرانی و افغانستانی موضوعیت دارد و عاقبت این عشق بی سرانجام راه به جایی نمی‌برد. در حقیقت در این فیلم هم تکرار همان نگاه کلیشه‌ای زندگی کولی‌وار و آلونک نشین‌های حومه‌ی شهر هستیم که خوراک جشنواره‌های معتبر خارجی می‌باشد.

سمیع الله عطایی- محسن مخملباف با فیلم دستفروش آغازگر ورود افغانستانی‌ها در سینما شد و بعد از ان نیز فیلم‌های دیگری مانند، بایسکل ران، سفر قندهار، محاکمه، گناه من، دیدار، آخرین ملکه زمین، روبان قرمز، مجنون لیلی، برف روی کاج‌ها، باران مجید مجیدی، حیران، طعم گیلاس، خاک و مرجان، فرشتگان قصاب؛ و امسال نیز چند فیلم دیگری نظیر چندمتر مکعب عشق و...ساخته شد که در همه‌ی این فیلم‌ها نگاه کلیشه‌ای از ناهنجاری‌ها و زندگی حاشیه‌ای وکولی وار مهاجرین که گاه گاهی به عنوان دزد ،مواد مخدر فروش، قاتل و درتمام فیلم‌ها به عنوان کارگر های سطح پایینی که اکثرا در گاراژها و ساختمان‌های نیمه کاره درون کانتینرها و کارگاها زندگی فلاکت باری دارند و به شکل گروهی در هم می‌لولند که درفیلم چند مکعب عشق نه تنها این نوع نگاه وجود دارد بلکه با بزرگنمایی بعضی از ناهنجاری‌ها این مسئله توجیح واقیعیت‌های زندگی مهاجرین توسط کارگردان و عوامل فیلم دررسانه‌ها مطرح می‌گردد. درحالی‌ که اگر بخواهیم واقعیت را در مورد مهاجرین بگوییم درصد بالای از مهاجرین در داخل شهر در همسایگی و همجواری خود ایرانی‌ها زندگی‌های خانوادگی خوب و منسجم را دارند که جدا ازمشاغل پست که در اکثر فیلمها نشان داده می‌شود؛ اکثرا دارای مشاغل خوب و سطح بالایی است ،نزدیک به 3000 دانشجوی افغانستانی در دانشگاه‌های ایران مشغول به تحصیل هستند، تاجران و کاسبان حرفه‌ای در زمینه‌های مختلف در بازار کار ایران مشغول‌اند، ادبیات مهاجرت؛ هنرمندان بزرگی در رشته‌های مختلف هنری مشغول فعالیت‌اند، گذشته‌ای تاریخی و فرهنگی، همزبانی و هم فرهنگی دو ملت ایران و افغانستان و... که هیچ گاه در هیچ اثری سینمایی و رسانه‌ای به این مسایل توجه نگردیده و هر آنچه که تصویر می‌شود بدبختی و خانه به دوشی افغانستانی‌ها می‌باشد.

 

موضع گیری های جدید رسانه ای ایران درقبال مهاجرین را که مدتی است برسرزبان ها امده است را به فال نیک میگیریم وامیدوار هستیم که این روند باعث بشود تا بخشی از درد ها ورنج های مهاجرین تقلیل پیدا نمایددوست داشتم قبل ازپخش برنامه راز که دیشب اقای کاظم کاظمی و تهیه کننده فیلم چند متر مکعب عشق بود با کاظم کاظمی که دربرنامه ای ادبی جایزه ای کتاب بلخ حضور داشت هم صحبت میشدم وچند نکته ای را راجع به فضای سینمایی ورسانه ای ایران مطرح میکردیم.تا نگاه کاملا افتخار امیز تهیه کننده ای فیلم چند متر مکعب عشق را در برنامه راز شاهد نمی‌بودیم.

 

چندی قبل فیلم خاک ومرجان نیز درفضای رسانه ای تبلیغات گسترده ای را با موضوع گیری های مختلفی نسبت به افغانستان و نشان دادن فضای واقعی افغانستان و نگاه مثبت به افغانستان و...سر و صدای را به راه انداخت. اما متاسفانه بعد از تماشای این فیلم با فضای کاملا غیر واقعی وسیاه نمایی اغراق آمیزی نسبت به افغانستان دراین فیلم روبرو گردیدیم. به طور مثال وقتی به عنوان منتقد دربرنامه پخش فیلم خاک ومرجان در دانشگاه مفید قم به همراه کارگردان فیلم دعوت شدیم، بعد ازپخش فیلم اولین سوالی را که از شرکت کنندگان نمودم این بود که: آیا الان که این فیلم را دیدین چند درصد شما حاضرین به افغانستان برگردین؟ پاسخ اکثریت این بود که هیچ کسی با دیدن این فیلم حاضر به بازگشت نیستیم. یعنی این فیلم نیز مانند 30 فیلم سینمایی دیگری که دران به افغانستانیها پرداخته شده شاهد چهره ای سیاه وپر ازرنج وبدبختی و ویرانی افغانستان و مهاجرین بودیم.

 

مسئله‌ی پرداختن به مهاجرت وزندگی مهاجرین درالونک های حومه شهر و زندگی کولی وار مهاجرین حرف جدید و واقعی در سینمای ایران نیست و نخواهد بود با پژوهش های متعددی که بنده تحت عنوان بازنمایی مهاجرین درسینمای ایران انجام داده ام در تمام فیلم ها افغانستانی‌ها به صورت کارگرهای پست با مشاغل پایین در آلونک‌های بی در وپیکر داخل کانتینر‌ها می لولند و زندگی پر از فقر وفلاکت بار شان را بازنمایی کردند که از نگاه آنها واقعیت را به تصویر کشیده‌اند. در میان همه‌ی این فیلم‌ها به گفته‌ی خود ایرانی‌ها فیلم باران مجید مجیدی به عنوان انسانی‌ترین فیلم همیشه مطرح گردیده که دران نیز چهره ای کارگر مفلوک ورنج دیده انسان افغانستانی به تصویر کشیده می‌شود و داستان شبیه به داستان فیلم چند مترمکعب عشق را شاهد هستیم.

 

با توجه به تصاویر و انتخاب لوکیشن و پخش قسمت‌های از فیلم یک متر مکعب عشق و صحبت‌های مستند گونه‌ی تهیه کننده‌ی فیلم چند متر مکعب عشق چنین اذعان می‌شود که این فیلم نیز با مهاجرین همان برخورد فیلم‌های چون: محاکمه ایرج قادری، خاک و مرجان، گناه من، آخرین ملکه زمین، دست فروش، بایسکل ران، دیدار، برف روی کاج‌ها، طعم گیلاس، مجنون لیلی، تهران ساعت هفت، بادکنک قرمز، حیران و باران مجید مجیدی را دارد. اگر به صورت دقیق وموشکافانه‌تر زندگی مهاجرین را بیبینیم آیا چند درصد مهاجرین در داخل کانتینر‌ها و آلونک‌های که در فیلم چند متر مکعب عشق و بسیاری از فیلم‌های دیگر نشان داده شده زندگی می‌کند؟؟ چند درصد از مهاجرین هنوز هم پسران شان را در داخل همون خانه‌های شان ختنه میکنند؟؟ درحالیکه تعداد خیلی کمی از مهاجرین در چنین جاهایی ساکن‌اند ولی درصد بالای از مردم در همجواری مردم بومی ایران درداخل شهرها در آپارتمان‌ها زندگی منسجم وشهری را دارند. اگر براساس واقعیت‌های زندگی مهاجرین پرداخته می‌شود چرا در هیچ فیلمی مهاجرین درخانه‌های واقعی دیده نمی‌شود؟؟ و فکر می‌کنم این فیلم نیز مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر به جنبه‌های تلخ و ویرانی و دربدری مهاجرین تاکید شده است، و نگاه ترحم‌آمیز صاحب خانه‌ها در این فیلم نیز دیده می‌شود و امیدوارم ازاین جنبه نیز به مسئله کمی تعمق گردد. شاید این فیلم نیز به نحوی بازسازی فیلم باران مجید مجیدی است که در آن فیلم نیز مجیدی از دختری با چهره‌ای زیبای بیشترین سود را برده است و حسیبا ابراهیمی نیز مثل زهرا ابراهیمی دخترک فیلم باران مجید مجیدی بوده و چیزی تغییر نکرده است

 

سمیع الله عطایی دانشجو و هنرمند تئاتر و سینمای افغانستان است که در بسیاری از فیلم‏های ایرانی با موضوع افغانستان نقش داشته است. ایشان دارای لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشگاه تهران و دانشجوی ارشد سینما دانشگاه تهران می‌باشد. فیلم مستند داستانی کهن یادگار سرزمین اذر ساخته‌ی این کارگردان به زودی اکران خواهد شد.

نظرهای منتشرشده