ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

معرفی فیلم «مرگ ماهی»، عکس های فیلم، پشت صحنه، پوستر و آنونس

۴ سال پیش
فیلم سینمایی «مرگ ماهی» ساخته روح‌الله حجازی از15 اردیبهشت ماه به سرگروهی سینما ماندانا اکران شده است.

سلام سینما- فیلم سینمایی «مرگ ماهی» چهارمین ساخته و آخرین بخش از سه گانه روح‌الله حجازی از15 اردیبهشت ماه به سرگروهی سینما ماندانا اکران شده است. این فیلم پر بازیگر، داستان زندگی مادری را روایت می کند که پس از مرگش، فرزندان او به خانه‌اش می‌آیند و از طریق پرستار مادر متوجه می‌شوند که وصیت کرده که سه روز پس از مرگش او را به خاک بسپارند. اگرچه «مرگ ماهی» در ادامه دو فیلم «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و «زندگی خصوصی آقا و خانم میم» ساخته شده است اما فضایی کاملا متفاوت نسبت به آن دو دارد. «مرگ ماهی» در پنجمين جشنواره فيلم‌هاي ايراني استراليا، اولین جشنواره فیلم‌های ایرانی تورنتو و جشنواره مونترال کانادا و ... به نمایش درآمده است. سرمایه‌گذاری فیلم «مرگ ماهی» بر عهده ی بانک پاسارگاد، شرکت پارس آرین و سیدروح‌الله حجازی بوده است.

فیلم «مرگ ماهی» در بخش سودای سیمرغ سی و سومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت.

 

خلاصه فیلم:

همیشه فکر می‌کردم ماهی‌ها موقع مردن، وقتی لب می‌زنن، یه چیزی می‌خوان بگن که من اونو نمی‌شنوم...

 

شعار فیلم:

ماهی‌هایی هستیم که دوستت دارم ،روی لبانمان مرده است.

 

عوامل فیلم:

کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده: سیدروح‌الله حجازی/ مدیر فیلمبرداری: محمود کلاری/ صدابردار: وحید مقدسی/ طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی/ طراح صحنه: کامیاب امین عشایری/ طراح لباس: گلناز گلشن/ تدوین: هایده صفی‌یاری، سپیده عبدالوهاب/ صداگذار: امیرحسین قاسمی/ موسیقی: حامد ثابت/ جلوه‌های ويژه بصری: جواد مطوری/ مدير توليد: وحيد مشاری، پیمان جعفری/ منشی صحنه: نائله شريفی/ منشي صحنه: نائله شريفي/ مديرصحنه: رامين غفوری/ عكاس: نويد سجادی‌حسينی، هدی رستمی/ عکاس: نويد سجادی‌حسينی/ فيلمبردار پشت صحنه: فرهاد فرهنگ

بازیگران: نيكی كريمی، علی مصفا، طناز طباطبايی در نقش "فریده"، بابك حميديان، ريما رامین‏ فر، سحر دولتشاهی، بابك كريمی، بهرنگ علوی، حسام محمودی، پانته‏آ بهرام در نقش "لیلا"، مرواريد كاشيان، رابعه مدنی، كيميا مراديان، مليكا پارسا،حسام رحيمی‌منش

 

عکس های فیلم و پشت صحنه:

 

 طناز طباطبایی در نمایی از فیلم «مرگ ماهی»

 

 بابک کریمی و علی مصفا در نمایی از فیلم «مرگ ماهی»

 

 نمایی از فیلم مرگ ماهی ساخته سيدروح‌الله حجازی

 

 علی مصفا، بابک حمیدیان و بهرنگ علوی در فیلم مرگ ماهی

 

 پانته‏ آ بهرام در نمایی از فیلم «مرگ ماهی»

 

 پشت صحنه فیلم مرگ ماهی

 

 نمایی از پشت صحنه فیلم «مرگ ماهی» با بازی طناز طباطبايی

 

برای دیدن عکس های بیشتر به صفحه تصاویر فیلم مرگ ماهی مراجعه کنید.

 

حواشی:

«مرگ ماهی» اثری متفاوت در کارنامه کاری روح‌الله حجازی محسوب می‌شود و حجازی این فیلم را کامل ترین فیلم خود می داند.

در یکی از پوسترهای فیلم «مرگ ماهی» از تصاوير كودكى بازيگران فيلم استفاده شده است.

طناز طباطبایی درباره نقشش در فیلم «مرگ ماهی» گفت:

"این نقش به دلیل تفاوت ها، سکوت ها و درون گرایی که داشت، برایم بسیار جالب بود."

ریما رامین فر خطاب به تماشاگران آینده «مرگ ماهی» گفت:

"این فیلم شبیه هیچ کدام از آثاری که تا الان دیدید نیست."

11 بازیگر در فیلم «مرگ ماهی» نقش اصلی را بازی می کنند.

مهناز افشار که به عنوان اولین بازیگر فیلم «مرگ ماهی» معرفی شده بود نسبت به کنار گذاشته شدنش از این پروژه شکایت کرد و گفت: (متن کامل شکایت مهناز افشار از روح‌الله حجازی، کارگردان و تهیه کننده مرگ ماهی)

"فیلم «مرگ ماهی» که کارگردان آن مرز های قانون‌مندی را آشکارا زیر پا می‌گذارد و در حالی که رسما مورد شکایت واقع شده، پیش از رسیدگی به شکایت ، رای داوری و حل اختلاف قانونی در بخش مسابقه جشنواره انتخاب می‌شود. برای کارگردان فیلم آرزو می‌کنم امروز که در ابتدا راه‌شان هستند تواضع و اخلاق‌مداری بزرگان سینما را الگو خود قرار دهند که این رمز ماندگاریست ... و باعث می‌شود تا اگر توان و استعدادی هم دارند تباه رفتارهای غیرحرفه‌ای و غیر صادقانه نشود."

روح‌الله حجازی نیز به شکایت مهناز افشار پاسخ داد و گفت: (متن کامل پاسخ روح‌الله حجازی، کارگردان و تهیه کننده مرگ ماهی به مهناز افشار)

"اخیرا از طریق بعضی سایت‌ها از مدعای طرح شده توسط سرکار خانم مهناز افشار مطلع شدم. قصه «مرگ ماهی» که اولین قراردادش را با مهناز افشار امضاء کرد! غصه‌دار است. از اینکه بازیگری که می‌توانست و می‌بایست الگوی حرفه‌ای‌گری و اخلاق‌مداری باشد، بی‌واهمه مفاد قراردادش را زیر پا، و دست عوامل پروژه را در پوست گردو گذاشت!"

تدوین فیلم «مَرگِ ماهی» توسط هایده صفی‌یاری و دخترش سپیده عبدالوهاب انجام شده است. روح اله حجازی درباره حضور دو تدوینگر در این فیلم گفت:

"هر سه فیلم قبلی من توسط خانم عبدالوهاب تدوین شده بود اما از ابتدا احساس می‌کردم که این فیلم از جهت پرسوناژ و مدلی که دارد، بسیار سخت است و دوست داشتم که برای اولین‌بار تجربه حضور دو تدوین‌گر شاخص که هرکدام برای تدوین یک فیلم فوق‌العاده کافی هستند را در کنار یکدیگر داشته باشم بنابراین فکر می‌کنم این همکاری برای خانم هایده صفی‌یاری و عبدالوهاب هم جذاب بوده باشد."

محمود کلاری درباره فیلم «مرگ ماهی» گفت:

"«مرگ ماهی» در عین رئالیستی بودن لایه‌های پنهانی دارد که فیلم را جذاب می‌کند. فیلم برای نسل جوان ما که با سینمای روز دنیا در ارتباط است و شاید دیگر با شکل‌های متداول درام سینما و بازیگری کیف نمی‌کند‌، جذاب خواهد بود. این فیلم در قصه‌گویی، فرم بصری‌، بازی‌ و ... از فضای معصوم فاصله می‌گیرد و من حاضرم تضمین کنم که بیننده آن را دوست دارد."

روح‌الله حجازی درباره فیلم «مرگ ماهی» گفت:

"«مرگ ماهی» نسبت به کار‌های قبلی‌ام به معنای واقعی سینما است نه اینکه آثار قبلی‌ام سینما نبودند، اما مرگ ماهی سینما به معنی اصیل کلمه است و این اثر لحظاتی دارد که با قاب بندی و نور محمد کلاری به همراه بازیگری خوب آن ماندگار خواهد شد."

روح‌الله حجازی در نشست سی و سومین جشنواره فجر درباره استفاده از داستان ارث و میراث و امکان حواس پرتی مخاطب، گفت:

"استفاده از داستان وصیت مادر و نگه داری و ارث خانواده بهانه ای بود که من بتوانم قصه ای را تعریف کنم."

 

پوسترهای فیلم:

طراح پوستر: احسان برآبادى

 

پوستر فیلم مرگ ماهی

 

طراح پوستر: میثم میرزایی

 

پوستر فیلم «مرگ ماهی» با تصاویر کودکی بازیگرانش

 

فیلم مرگ ماهی در زمان جشنواره - سایت سلام سینما:

این فیلم در زمان جشنواره با 217 رای از سوی کاربران با امتیاز6.31 از ۱۰ را در بین فیلم‌های سی و سومین جشنواره فیلم فجر در سایت سلام سینما بدست آورد.

 

لینک صفحه جشنواره فیلم مرگ ماهی در زمان جشنواره سی و سوم

 

آنونس های فیلم:

 

 

 

نظرهای منتشرشده

علی
۴ سال پیش
من واقعا نمیدونم تا کی قراره اینگونه فیلم های مزخرف و بی محتوا تهیه بشه میگن این نوعی درون گرایی هست اما من توش همه چی دیدم بجز درون گرایی و محتوا و از همه مهمتر پیام بازی کردن با احساس و جیب مردم درست نیست.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
زهرا
۴ سال پیش
به نظرم فیلم بی محتوا نیست اما به شدت بیننده رو گیج می کنه. از این جهت که برای همه پرسش هایی که مطرح میشه هیچ جواب منطقی حاصل نمی شه و در نهایت فیلمی خالی از هدف به نظر میرسه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علی ثروتی
۴ سال پیش
اصلا خوب نبود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
لیلا خرقانی
۴ سال پیش
به نام خدا نویسنده: لیلا خرقانی تاریخ: 27/3/1395 ظاهر در مقابل باطن از آنجا که انسان خود را در انجام هر کاری مجاز می داند و بین نیت واقعی و آنچه به زبان می آورد تفاوت بسیار است، دسترسی به حقایق سخت و گاهند برای همیشه ناممکن می شود. مرگ ماهی ساخته روح الله حجازی گره کوری را می افکند که بی شک گره گشایی آن دشوار و راهی باقی نمی گذارد جز پذیرفتن و اندیشیدن. خط داستانی فیلم یک معنای ظاهری دارد و یک معنای واقعی، و تنش فیلم از کشمکش این دو سرچشمه می گیرد.(ظاهر در مقابل باطن.) مری رابرتس راینهارت می گوید: یک داستان اسرار آمیز در واقع در بردارنده دو داستان در یک داستان است، داستانی اتفاق افتاده و داستانی که به نظر می رسد رخ داده است. مرگ ماهی در حقیقت از همین الگو پیروی می کند، نحوه پرداخت داستان به درستی شاهد این ادعاست. داستانی که اتفاق افتاده: مادر می میرد و خدمتکار(لیلا) به فرزندان خبر می دهد، مادرشان شفاهی به او وصیت کرده سه روز بعد از مرگ در خانه نگهداری و سپس با حضور اقوام تشییع شود. داستانی که به نظر می رسد رخ داده: صحت وصیت مادر یا توطئه خدمتکار که حجازی سعی دارد تنش خوبی بین فهم پاسخ، درک و اثبات غیر ممکن آن ایجاد کند. دسترسی به مادر دیگر امکان پذیر نیست و لیلا خود را مجاز می داند بدون هیچ ترس و واهمه ای از خطر لو رفتن، هر سخنی را به نقل از مادر بگوید. لیلا می گریزد و تا زمانی که هست کسی نمی تواند با تمام قاطعیت، همانطور که مارک تو این می گوید: زندگی چیزی نیست جز مبارزه میان عاطفه و عقل، پرده از راز بردارد. فیلمساز تنها به این موضوع نپرداخته، دغدغه های بسیاری در فیلم مشهود است. فیلم آمیزه ای از: دروغ ، پنهانکاری ، کشف حقیقت ، طلاق ، گسست ارتباط زناشویی و روابط خانوادگی و فامیلی ، یاس ، پوچی ، حرمت شکنی ، عدم قطعیت ، دغدغه های نسل جدید ، امکان ناممکن ها ، فراق ، سردرگمی ، غفلت و غافلگیری ، قضاوت و هشدار... داستان با ارائه ای از رمز و راز آغاز و تا پایان ادامه دارد. ما حدس هایی می زنیم، نتیجه هایی هم می گیریم و اتهاماتی را هم وارد می کنیم، اما با تمام این اوصاف جوابی نداریم که کاملا پاسخگوی همه چیز باشد. توبیاس در کتاب بیست کهن الگوی پیرنگ می نویسد: داستان، مجموعه ای از وقایع است که همانند دانه های تسبیح به نخ کشیده می شوند. حجازی تسبیحی را برایمان به نخ می کشد که دانه های آن فوکوس نیستند، علاوه بر آن نخ را به عمد متناسب با پیچیدگی زمانه و روابط انسانها پاره می کند. توبیاس می گوید از وقتی انسان کم کم پیچیده تر شد، چیستان ها هم به شکل های بسیار پیچیده تری توسعه یافتند. امروزه چیستان به راز یا معما تغییر شکل داده و به مهارت و تامل بیشتری در فکر کردن و حل آن نیازمند است. البته توبیاس در ادامه اضافه می کند درجه دیگری از معما وجود دارد که حل کردنش غیر ممکن و شاید هدف حل کردن آنها نباشد، بلکه فقط باید درباره شان اندیشید. هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد. از آنجا که مرگ ماهی پایان بازی دارد و معماهایی با پایان باز جواب مشخصی ندارند و پایان باز به منظور عدم هیچ نتیجه ای نیست، پس بهتر است به جای اینکه بخواهیم همه چیز در فیلم برایمان تطبیق داده شود به این فکر کنیم چرا هیچ چیز با هم تطبیق نمی شود. چرا دوربین بدون هیچ حرکتی کارکترهایی به تصویر می کشد که گرچه قاب دوربین ثابت است اما شخصیت های آن به نوعی دچار بی ثباتی، سردرگمی و در حین اینکه کنار هم هستند، از یکدیگر دورند. عدم حرکت دوربین که متناسب با ریتم داستان است، مخاطب را دعوت به تامل و کاوش در ذهن و درونیات شخصیت ها می کند. مسلما مشاهده کامل لایه های پنهان آنها ممکن نیست، ولی آنچه مهم است ، تمرکز ، هشدار و حداقل جستجو برای درک معانی و دریافت پیام برای خود می باشد. شخصیت ها بیشتر از ما می دانند و گاهی شخصی از دیگری بیشتر و یا کمتر. اطلاعات محدود و بیان آنها رازگونه است. عدم رویارویی، تظاهر به ندانستن، طفره و فرار از پاسخ نمی گذارد منجر به یک راه حل پایانی شویم که در آن مسائل فاش و به روشنی بیان شود. پیچی در داستان وجود دارد که مانع رفع تمام ابهامات و شناسایی هویت شخصیت ها می شود. داستان ، سوالات (چه کسی) ، (چه چیز) ، و از همه مهم تر (چرا) را در هم تلفیق می کند و در نهایت با تمام قاطعیت نمی توان به قضاوت نشست. تنها در حد حدس و گمان امکان برداشت وجود دارد. منصفانه نیست به همه چیز شک کرد اما عاقلانه اش این است به همه چیز شک کنیم. لیلا مدعی می شود نشانه های موجود در خانه گواه بر این است چند روز قبل از مرگ مادر فرهاد آنجا رفته، فرهاد منکر آمدنش می شود و لیلا اضافه می کند شخصی وارد اتاق آقاجون شده و اتاق را بهم ریخته و به خیالش فرهاد بوده. بر فرض گفته لیلا صحیح و فرهاد آمده باشد، کسی که قصد انجام کار پنهانی داشته باشد طبیعتا نباید از خود سند و مدرک بجا بگذارد. از لیوان چای گرفته تا جعبه شکلات(همیشگی) و بهم ریختن اتاق که به راحتی می شود برای لو نرفتن مرتب شان کرد. بهرام از لیلا می پرسد وقتی می داند در اتاق قفل است، چه لزومی دارد در را چک کند؟ لیلا پاسخ می دهد مادرجون به اتاق آقاجون حساس هستند، برای اطمینان مدام در را چک می کنم. با استناد به گفتار لیلا اگر مادرجون به اتاق حساس هستند، چرا از لیلا نخواسته دوباره اتاق را مرتب کند؟ اگر قصد بر این بوده مسبب آن را به کسی نگویند بنابراین چه لزومی دارد اتاق بهم ریخته باقی بماند، منتظر چه اتفاقی بوده اند؟ لیلا به رعنا خبر می دهد مادر اواخر عمری از خوردن دارو امتناع و پنهان از چشم او داروها را بیرون می ریخته. رعنا در جواب از او می پرسد چرا تاکنون چیزی به آنها نگفته. لیلا بهانه می آورد ترسیده مادرجون ناراحت و عصبانی شود. به راستی لیلا که ادعای وظیفه شناسی دارد، در قفل شده را چک می کند و از طرفی خبرچین است و وظیفه اش پرستاری از مادر بوده، چطور می شود چنین مسئله بزرگی را تا به حال به فرزندان خبر نمی دهد؟ چطور می شود با دیدن وضعیت اتاق و سکوت مادر ، با وجود یک لیوان چای و جعبه شکلات به جمع بندی می رسد فرهاد آنجا بوده و برای مطمئن شدن با فرهاد و خبرچینی با تهمینه تماس نمی گیرد؟ لیلا اخبار را دیرتر از زمانی که موظف به اطلاع دادن است به فرزندان خبر می دهد. اطلاعاتی می دهد که نمی توان به معنای واقعی به صحت داشتن آنها پی برد. مادر مرده و او خود را مجاز می بیند بدون هیچ ترس و واهمه ای از خطر بر ملا شدن حقیقت هر سخنی را بگوید. حتی نحوه وصیت مادر که شک برانگیز است. چرا مادر باید چنین وصیتی را بکند، جمع کردن اعضای خانواده دور هم و یا زمان مناسب برای فرار لیلا که آیا مادر تا این حد بدون در نظر گرفتن شرایط، دوستدار و بدهکار لیلا بوده که با وجود بخشیدن نیمی از اموال برای فرارش چنین برنامه ریزی می کند و آیا جز این وصیت لیلا راه حل دیگر و آسان تری برای فرار نمی توانست داشته باشد؟ آیا به گفته رعنا مادر قصد مجازات خود را داشته و چرا باید داشته باشد. فریده به این باور رسیده ما که ناخواسته به این دنیا آمده ایم و چون زندگی تلخ و پوچه، چرا باید کس دیگری را به این دنیا اضافه کنیم. آیا مادر خود را بخاطر باور فریده بازخواست و تنبیه کرده. مادر صاحب پنج فرزند است که هر یک به نوعی دارای مشکل هستند تا جایی که دختر کوچک خانواده به پوچ گرایی رسیده. بهرام طلاق گرفته، تهمینه زخمی در گذشته دارد، همسرش فوت شده و فرزندانش را همسر دومش رضا پدری می کند، تعادل روحی ندارد همانند فرهاد تندخو و عصبی است. رابطه دور فرهاد با همسر و دخترانش که حکایت از اضمحلال خانواده را دارد. رامین دور از خانواده در غربت زندگی می کند و به نظر می رسد نگاه دیگری به مهناز داشته و دارد، نگاهی که فراتر از نسبتشان است. با تمام این پرسشها و مفروضات شاید لیلا دروغ گفته و پرسشهای دیگری در کار باشد و چرا باید دروغ بگوید؟ زمان مناسب برای گریختن یا اینکه تا جایی پیش رویم که لیلا را متهم بدانیم. اتهام به جرمی بزرگتر که نمی شود کشف و برملا کرد. رعنا در آشپزخانه از او می پرسد چرا مادر چنین وصیتی کرده. لیلا پاسخ می دهد لابد خواسته رامین هم باشد. رعنا می گوید می گذاشتیم سردخانه تا رامین هم برسه. لیلا که جوابی ندارد، به نمی دانم، و اینکه عین وصیت مادر را گفته بسنده می کند. لیلا با رفتن مادر به سردخانه مخالف است. اگر مادر به سردخانه می رفت لیلا باز هم می توانست تا موقع آمدن رامین به بهانه دیدار خواهرش بگریزد. لیلا از قبل اتاقش را تخلیه و اسبابش را برده، حتی رختخواب و لباس هایش را... رامین بیان می کند لیلا چند روز قبل با خواهرش خداحافظی کرده. مگر لیلا از موقع مرگ مادر با خبر بوده که اتاقش را تخلیه و با خواهرش خداحافظی کرده. البته می توان برداشت کرد خواهر لیلا دروغ گفته و لیلا بعد از فرار پیش او باشد. اما چرا باید بگوید چند روز قبل خداحافظی کرده که زمینه شک و تردید فراهم کند. شواهد این اجازه را به ما می دهد که برداشت کنیم لیلا زمان مرگ مادر را می دانسته یا بگوییم نحوه مرگ مادر مشکوک است یا می شود این طور برداشت کرد همانطور که رامین می گوید لیلا بدون اجازه مادر نمی توانسته اسبابش را ببرد، پس لابد مادر از حال و اوضاع وخیم خود با خبر بوده و از لیلا خواسته اسبابش را زودتر ببرد. کدام برداشت درست تر است و چرا لیلا پنهانی به تهمینه خبر می دهد که فرهاد از رضا خواسته آمبولانس خبر کند. اگر فرض بگیریم لیلا وصیت را به این دلیل گفته که زمان فرار داشته باشد، حال که دارد می رود دیگر چه لزومی به خبرچینی است. رفتار و اظهارات لیلا مشکوک است، همان گونه که رفتار و گفتار باقی اعضای خانه شک برانگیز است. چه کسی پیش مادر رفته؟ آن کس به دنبال چه چیزی بوده و چرا؟ شاید اصلا کسی نرفته! چه کسی و چرا گفته بچه بهرام در دعوا سقط شده؟ پای لیلا و رعنا در میان است، کدام یک دروغ گفته؟ مرگ میو با مرگ مادر چه ارتباطی دارد؟ بین بهرام و لیلا در گذشته چه اتفاقی افتاده که بهرام از او کینه به دل دارد؟ چه کسی و به چه منظور عکس های خانوادگی را از آلبوم برداشته و چرا عکسها لای کتاب از اتاق فریده سر در می آورند. شاید فریده آن روز پیش مادر بوده و شاید تمام آن از سوی شخصی برای گمراه کردن، صحنه سازی است. فریده چرا از روزبه قول گرفته، برای خودکشی نافرجامش یا باردار بودنش که سعی دارد از همه پنهان کند و احتمالش بیشتر است، یا برای همه چیز که روزبه درباره او می گوید فریده عادت دارد برای همه چیز قول بگیرد. تسبیح یسر رضا کی پاره شده؟ مشخصا همان روز پاره نشده، روزبه از او می پرسد اومدنی تسبیح دستت نبود، رضا می گوید قبلا، و یکباره حرفش را پس می گیرد و همچنین تهمینه در گلخانه از او می پرسد مگر تسبیح اینجا پاره شده؟ رضا جواب نمی دهد و می رود. آیا رضا پنهانی مثل مهناز به دیدار مادر می آمده؟ و شاید آن روز رضا پیش مادر بوده! رعنا در بحث از فرهاد می خواهد زن دیگری بگیرد تا صاحب فرزند پسر و نسلشان ادامه دار شود. فرهاد که مشخص است از چیزی با خبر و گفتگویی بین او و مادر صورت گرفته، به رعنا می گوید تو اومدی اینجا خودتو واسه مامان لوس کردی. رعنا سریعا می پرسد مگه مادرجون چیزی بهت گفته. در نهایت فرهاد که متوجه اشتباهش می شود با لحنی حاشا کننده جواب می دهد. آیا می توان برداشت کرد آن روز فرهاد به خواست مادر آنجا رفته تا درباره ازدواج مجدد صحبت کند؟ اما چرا از خود مدرک به جا گذاشته! نگاه های معنادار لیلا به فرهاد مخصوصا موقع رفتن داخل اتومبیل چه مفهومی را می رساند؟ تصویر مرد و زن زیر ترک های دیوار در اتاق لیلا حاوی چه پیغامی است؟ لیلا سالها تنها زندگی می کرده و به نظر می رسد قلم دستش رویای ترک خورده خود را زیر ترک های دیوار به نقاشی کشیده. البته نقاشی خارج از اتاق لیلا مفهوم گسترده ای دارد که یکی از مضامین فیلم و در سینمای حجازی دغدغه است. ترک برداشتن ارتباط زناشویی یا بهتر است بگویم پوسیدگی رابطه ها... مرگ ماهی گرچه روایت گنگی دارد اما این گنگ بودن هم واقع بینانه و هم تهی از مفهوم نیست. (کار نقد پرداختن به زنجیره ی معناهای ممکن است.) انسان عصر حاضر پیچیده رفتار می کند و از اصول اولیه و اخلاقی غافل است. گرچه تکنولوژی پیشرفت کرده و به مراتب ابزار ارتباطی بیشتر... ولی انسان هر روز تنهاتر و به نوعی مرموزتر می شود. علیرضا داودنژاد در فیلم کلاس هنرپیشگی بیان می کند تنهایی به معنای نداشتن خانواده نیست، دردآورتر از آن احساس تنهایی با وجود داشتن خانواده است. نوه بزرگ خانواده و روزبه اعتراض دارند اینجا آدمها همدیگر را نمی فهمند. شخصیت ها آنقدر تنها و کم حوصله هستند که پیگیر قضایا نمی شوند، تنها با لحنی بازجویانه آن هم نیمه رها می کنند. شبهاتی که می شد بعضی از آنها در گفتگویی جمعی و ارتباطی سالم حل شود. شخصیت ها آنقدر درگیر مشکلات شخصی هستند که نسبت به نزدیکان خود بی تفاوت شده اند. دختر فرهاد از رامین آدرس سایت اصلی لاتاری را می خواهد و رامین بدون هیچ گفتگو و راهنمایی آدرس را می دهد. و چیزی که جالب توجه است سکوت پدر در برابر این صحنه است. داخل اتومبیل وقتی جواب بهرام را نمی دهد که فندک را از کجا آورده، بهرام هم صراحتا می گوید: به من چه سیگار بکش. پدر بی تفاوت و با فرزندش دچار بن بست ارتباطی شده، در نتیجه چه توقع از عموها که به سبب مسئولیت پذیری در جایگاه های بعدی قرار دارند. وقتی بهرام نمی داند سطح تحصیلات خواهرش تا چه میزان است دیگر چه توقع. یکی از دیالوگ های به ظاهر ساده اما خوب فیلم گفتگوی بهرام و روزبه است. روزبه از بهرام می پرسد سیگار چه مارکی می کشد. بهرام می گوید برای تو چه فرقی میکنه. و در ادامه بهرام از روزبه می پرسد روزی چند تا می کشد. و این بار روزبه پاسخ می دهد برای تو چه فرقی میکنه. واقعا برای همدیگر چه فرقی می کند روزی چند تا و چه مارکی بکشند. آنها که سال به سال همدیگر را به اجبار می بینند و در حین اینکه با هم هستند از هم دورند، چه فرقی می کند نگران یکدیگر باشند. جز اینکه وقتی پیش هم هستند فقط با گفتن چنین کلماتی به ناچار ارتباط برقرار کنند. سرانجام مادر با گذشت سه روز دفن می شود نه با حضور فامیل، تنها با وجود فرزندان بدرقه می شود. با تمام کشمکش و حدس و گمان ها وصیت مادر کاملا انجام نمی شود. تهمینه برخلاف اینکه خواستار است کاملا باید به وصیت عمل و انجام وصیت جز شرعیات است و حد وسط هم ندارد، انجام تکلیف نمی کند. لیلا در حضور جمع اذعان می کند مادر وصیت کرده سه روز بعد مرگ در خانه نگهداری و سپس موقع تشییع باقی فامیل با خبر و حضور داشته باشند. رعنا از تهمینه می پرسد چه کسانی را می خواهد به مراسم دعوت کند و آیا قصد ندارد به عمه خبر دهد. تهمینه پاسخ می دهد نمی داند چه کسی را دعوت کند یا نکند، و مگر عمه به مادرشان یکبار سر زده. با اظهارات لیلا، مادر خواسته همگان دعوت شوند نه اینکه تهمینه به صلاح خود انتخاب کند. اگر انجام وصیت جز شرعیات و حد وسط ندارد، پس چگونه به بخشی از وصیت عمل و شرعیات بنا بر عقاید شخصی تغییر می کند. احتمالا قضاوت بهرام درباره او صدق می کند. تهمینه نه فقط بخاطر مادر بلکه برای رهایی از عذاب وجدان و به جبران عملکردش در گذشته خود را مقصر می داند. بعد از تماشای فیلم در سینما عده ای از مخاطبین عقیده داشتند رابطه بین تهمینه و رضا ناباورانه، مضحک و نقطه ضعف فیلم محسوب می شود. چه طور رضا می تواند در برابر اخلاق ناپسند همسرش صبور و مهربان باشد. اتفاقا عقیده مخاطبین پرسش و مسئله خود فیلمساز است. بهرام در حضور جمع و هم در درد و دلی مردانه از رضا می پرسد چگونه می تواند تهمینه را تحمل کند. تهمینه از مهناز می پرسد چگونه توانسته بهرام را تحمل کند. رعنا در آشپزخانه به فرهاد شکایت می کند که از او می ترسد، بیست و شش سال عروس این خانواده است و واقعا نمی داند آیا دوستش دارند یا نه و آنها همه شبیه هم هستند. مشخصا تمام فرزندان خانواده نسبت به همسران خود تندخو و عصبی رفتار می کنند و همسران آرام تر و روحیه بهتری دارند. اما در نهایت نتیجه این نابرابری و یا بهتر است بگویم سواستفاده گری چه شده؟ بهرام طلاق گرفته و مهناز دلیل طلاقش را چنین مطرح می کند، دوست داشتنی که آزار دهد به چه درد می خورد. رعنا همسر فرهاد با کشیک دخترش پنهانی سیگار می کشد تا بر خشم و اعصابش مسلط شود. حس تنهایی و گریه پنهانی روزبه در اتاق که حکم تخلیه کردن خود را از فشار روحی و روانی دارد. و رضا که مدعی است با گرفتن جواب بله از تهمینه گره کوری را باز کرده. هر چند تلاش او برای باز کردن گره کیسه دارو بیهوده و در نهایت کیسه پاره می شود. صاحب اثر با تشبیه گره کیسه دارو به واقعیت و گره های زندگی اشاره به گره های کوری دارد که نه تنها مسببشان خود هستیم، علاوه بر آن توان و امکان گره گشایی وجود ندارد. مرگ ماهی درباره انسان است. انسانی که غفلت می کند و ناگهان غافلگیر می شود. و در اتمام صدای دختر کوچک فرهاد را هم نمی توان در پس زمینه نشنیده گرفت که اظهار دارد اصلا روح وجود ندارد، و در نمایی دیگر واکنش خواهر بزرگتر به گفته مادر(رعنا): الان روح مادرجون پیش ماست و ما را می بیند. لازم به ذکر است آقای فراستی در برنامه هفت مطلبی را از روی کاغذ درباره مرگ ماهی خواندن که فقط می توانم اینگونه درباره ایشان قضاوت کنم.(عقل و وجدان را می شود به عضله تشبیه کرد اگر هیچ وقت از آن استفاده نکنی کم کم ضعیف و ضعیف تر می شود.) آقای منتقد!!! به جای در خود ماندن به خودت بیا، چیزی دستگیرت نمی شود جز اینکه کمک می کنی خیلی چیزها دستگیرمان شود. پایان.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۴ سال پیش
آقای کارگردان کلمه مادر خیلی کلمه بزرگی و مادر فیلم شما با کمال تاسف مادر نبود و مسلما بچه های این مادر هم بچه نخواهن بود...مادر واقعی مادر فیلم علی حاتمی هستش که بهشت زیر پای این مادران هست که متاسفانه خیلی کم شده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حالا
۴ سال پیش
از اول تا اخر فيلم منتظر يك اتفاق بودم اما وقتي اومدم بيرون قيافم شبيه دو نقطه خط بود|:
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
یاشار
۴ سال پیش
دیشب فیلم رو دیدم ! و واقعا افسوس خوردم برای بودجه ای که صرف ساخت این فیلم شده . یه فیلم بی سر وته با یه داستان بی سر و ته . وقتی کارگردان تصمیم به روایت یک موقعیت میگیره باید بیشترین توجه رو به روابط و جزئیات داخل فیلمنامه بکنه که متاسفانه توی این کار همچین چیزی وجود نداره . حتی بازیگرای پر تعداد فیلم هم نتونستن کمک کنن به فیلم . طناز طباطبایی که به شدت اجرای ضعیفی داره و و با اداها و حرکتای مصنوعی سعی داره بگه من افسرده ام ! به نیکی کریمی هم که گفتن ادای قرآن خوندن رو دربیار و هرچند دقیقه یکبار شروع کن به جیغ و گریه و سر علی مصفا هم هی داد بزن . بابک حمیدیان هم به جز ادای چندتا دیالوگ کاردیگه نمیکنه .بابک کریمی هم که تکلیفش با خودش معلوم نیست . حضور سحر دولتشاهی هم در انتهای فیلم فقط برای حلوا درست کردن هستش . و فقط از بین این جمع بازیگرها علی مصفا و ریما رامین فر و پانته آ بهرام شاید منجر به تحمل فیلم تا پایانش بشن . و در واقع فیلم به جز حضور همین سه بازیگر و فیلمبرداری کلاری هیچ چیزی نداره . یکی از بدترین فیلم هایی که توی این چند وقت دیدم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ملیحه
۴ سال پیش
فیلم عالی بود بازی ها فوق العاده مخصوصا خانم کریمی، به نظرم به این موضوع که همیشه حواسمون به چیزی که باید باشه نیست تاکید داشت... بهتره کمی واقع گرایانه نگاه کرد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
آتوسا
۴ سال پیش
بازیها قوی بودن ولی حرفی برای گفتن نداشت....
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شهرناز
۴ سال پیش
روابط اعضای فیلمم مثل فیلم های مد شده سالهای اخیر بود. همه با هم اختلاف داشتن؛ اختلاف خواهر با برادر، زن با شوهر، مادر با بچه ... اصلا خیلی شیر تو شیر بود. کل فیلمم هیچ هدفی رو دنبال نمی کرد و خیلی ساختار ضعیفی داشت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهلا
۴ سال پیش
الان تیکت فیلمو خریدم ولی انقد اکثر نظرا منفی بود پشیمون شدم برم نگاهش کنم.حالا چجوری پسش بدم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
انتی تز
۴ سال پیش
اتفاقا خود فیلم خوب بود و اختلافات خانوادگی موجود رو نشون می داد اما مشکلش مشاوره گرفتن از یه فرد متحجر مثل بلخاری بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سينا
۴ سال پیش
فيلم بسيار خسته کننده و بى سر و ته بود. سناريو ضعيف، بى محتوا ، سرد و غمزده بود که اصل داستان رو روايت نمى کرد و واقعا قصه اى براى گفتن نداشت. همچنين موزيک فيلم به قدرى در شرايط و فضاهاى مختلف به صورت غير حرفه اى تکرار مى شد که هر مخاطبى رو مى تونست برنجاند. فقط حضور بازيگر هاى سرشناس در اين فيلم و بازى خوب آقاى مصفا و تعدادى ديگر از بازيگران حسن اين فيلم بود. در کل اصلا تماشاى اين فيلم رو پيشنهاد نمى کنم.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
احسان پ
۴ سال پیش
متاسفانه آقای حجازی نسبت به 2 فیلم قبلی تنزل پیدا کرده اند مجموعه ای از بازیگران با بازی های خوب، ولی فیلمنامه بسیار ضعیف نتیجه زحمات بازیگران را نیز از بین می برد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
هانی
۴ سال پیش
بسیار مسخره و چرت حیف پول و وقتی مه صرف این فیلم شد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
افسانه
۴ سال پیش
ناامید کننده و گول زنک ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علی.س
۴ سال پیش
فیلم نامه انقدر ضعیفه که علت مشکلات بین بچه ها رو اصلا توضیح نمیده و هیچ قصه ای برای گفتن نداره در صورتی که فرم فیلم ظاهرا میخواد یه قصه بگه با مشکوک کردن مصنوعی تو فیلم نامه و مهمتر از همه بازی بسیار ضعیف بازیگرا که اصلا ادم نمیتونه نقششونو باور کنه
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
راضیه
۴ سال پیش
فیلم واقعا افتضاح بود. دیلوگ های کودکانه. بازی های ضعیف. فیلم نامه فوق العاده ضعیف و بی محتوا
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فاطمه
۴ سال پیش
یعنی تا جایی که میتونست بد باشه بد بود،تا حالا همچین فیلم مزخرفی ندیده بودم،حیفه وقت واقعا
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مرجان
۴ سال پیش
واقعا فيلم افتضاحى بود منظور اين كارگردان از ساخت يك همچين مزخرفى چى بود رو نميدونم واقعا حيف وقت با ارزشم كه نلف شد واقعا كه.......
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
عایشه
۴ سال پیش
مد شده دیگه، کلی بازیگر نام دار میارن و همه به اعتبار اونها میرن سینما، آخرش یه همچین فیلمی تحویل مردم میدن و ما برمی گردیم خونه.... دلم گرفت واقعا.... خیلی خوشی داریم تو این مملکت اینم از وضع سینما و فیلمامون
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۴ سال پیش
فیلم مناسب برای بهشت زهرا به نظر من مفهومی نداشت . ولی بازیگرانش خوب بودند
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حمید
۴ سال پیش
مزخرفترین و بدترین فیلمی بوده که توی تمام عمرم دیدم به قوله آقای فراصتی یه فیلم به شدت بد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ا.ه
۴ سال پیش
باورم نمیشه برای چی و به چه منظور این فیلم باید اکران شود . با محتوا تر و مسخره ترین دیالوگ های ممکن روی این فیلم پیاده شده . واقا متاسفم از وقت تلف شده !!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
آذر
۴ سال پیش
فیلم فقط بازی داشت و فیلمبرداری واقعا هیچ چیز دیگه ای نداشت، خیلی حیف از این فیلم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
میلان
۴ سال پیش
فیلمنامه و کارگردانی واقعا بد بود فیلم بی سر وتهی بود از بین بازیها فقط مصفا قابل قبول بود بقیه بازیها جالب نبودن شخصیت ها مخصوصا خواهر وبرادرها شبیه افراد روانپریش بودن سوالایی بی سر وتهی تو فیلم مطرح میشد که جواب نداشت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهیا
۴ سال پیش
تنها نکته مثبت فیلم کلکسیون بازیگران خوش نام بود. همین و بس! اصلا جالب نبود...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۴ سال پیش
با سلام جدا میتونم بگم تو کل عمرم فیلم به این بیخودی نرفته و ندیده بودم تعجب هستم از این بازیگرهابازیگرهای مطرح جامعه هنری که بازی تو این فیلم قبول کرده بودن من حاضر بودم پول سینما میدادم میرفتم ورودیه پارک بیشتر بهم خوش میگذشت واقعا متاسفم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
تبسم
۴ سال پیش
خیلی فضای سردی داشت و هیچ اتفاقی توش نمی افتاد. بازی ها هم آش دهان سوزی نبودند
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
محسن
۴ سال پیش
واقعا افتضاح بود. حیف وقتی که برای این فیلم گذاشتیم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
یاسمین
۴ سال پیش
وقتی آدم بدون اطلاعات و فقط بر مبنای اسم بازیگران بره سینما نتیجه همین میشه که با پشیمانی کامل از هدر شدن پول و وقتش و فقط میزان زیادی غمزدگی از سینما خارج میشه!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
الهام
۴ سال پیش
فیلم بسیار پوچ و سرد و کسالت آور و بی سر و ته بود ... فیلمنامه بسیاار ضعیف و تنها نکته مثبت فیلم فیلم برداری خوب بود... در کل اتلاف وقته دیدن این فیلم..
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فرزين
۴ سال پیش
يك فيلم كاملا بي محتوا وكسل كننده وخسته كننده ، فقط دوست داشتم تموم بشه بيام بيرون از سينما خيلي خيلي خيلي بد بود ......
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ترلا
۴ سال پیش
وقتی از سینما اومدم بیرون گیجِ گیج بودم. با خودم گفتم حتماً من فیلمو درک نکردم ولی با هرکی حرف زدم همین نظرو داشت. هیچ کس نفهمیده بود پیام فیلم دقیقاً چیه. امیدوارم کرارگردانش در فیلم بعدیشون برگردن به همون سبکی که در "خانم و آقای میم" و " زندگی آقای محمودی و بانو" داشتن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ATIban
۴ سال پیش
واااااای یک فیلم بی محتوا.....اصلا از آقای حجازی همچین فیلمی انتظار نمی رفت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
تارا
۴ سال پیش
فیلم به معنای واقعی افتضاح بود هرکس از زندگیش سیرشده بره این فیلمو ببینه... مگه میشه یه فیلم تا این حد بد بی محتوا باشه اونم با این همه هنر پیشه خوب!!!!!!!!!!!!!!!!! جز اتلاف وقت چیز دیگه ای نداشت واقعا جا تاسف داره
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
وحید
۴ سال پیش
فیلم افتضاح و‌ننگین بود. تعجب کردم که چطور این بازیگران سرشناس بعد از خوندن فیلمنامه قطع همکاری نکردن.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهدی
۴ سال پیش
آخه این دیگه چه جور فیلمی بود؟؟؟؟ آقای حجازی دو تا فیلم خوب ساخته بودن و همه انتظارشون چیزی تو اون مایه ها بود ولی با این فیلمشون همه روناامید کردن ایشون.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مژگان
۴ سال پیش
به معنای واقعی افتضاح بود....
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فهیمه
۴ سال پیش
خیلی غم انگیز و بد بود. و فضاش غیرواقعی بود.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
رها
۴ سال پیش
تمام مردم دنیا حالا با هر دین و مذهبی. نسبت به مادرانشان چه زنده و چ به ابدیت پیوسته تعصب،احساس،رحم،عشق،غرور خاصی دارن وبرای هیچ کس جالب نیست ک بهینه پای یک فیلمی ک داره کفن و دفن و درد نداشتن مادر رو نشون میده به نظاره بنشینه،مادر مقدسه براش احترام قائل شین و با ساختن فیلمای این مدلی حتک حرمت نکنید. فیلم بسازید مقامش و بالاتر ببرین ارزش مادر ایرانی و به رخ بکشید...... متاسفام برای مرگ ماهی و وقتی ک رفت....
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مریم
۴ سال پیش
انتظار بیشتری می رفت...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
نیا
۴ سال پیش
خیلی متوسط بود. من با توجه به فیلم قبلی آقای حجازی توقعم از ایشون خیلی بالا بود اما این فیلم واقعاً بی معنی بود. بازی طناز طباطبایی خوب بود البته و پانته آ بهرام. اما باقی بازیگرا هیچ بازی درخشانی هم نداشتند.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علیرضا گل‌محمدی
۴ سال پیش
به پیام عزیز: سلام دوست عزیز. من منظورم این نبود که فیلم جدی خوب نیست. اتفاقاً سلیقه من اصلاً با فیلم هایی که اسمشون رو گذاشتند طنز، ولی بی مایه و بی هدف هستند اصلاً جور نیست. حرف من این هست که این فیلم افسرده کنندس، می تواند برای خیلی از افراد درد آور باشه. منظور من از درد مردم، نوع معیشت آن ها نیست. بلکه صرفاً موج و طوفان بی روحی و سردی و افسردگی هست که دنیای مدرن و شهری (که حتی عمر دوران مدرنیسم شهری از نظر من به اتمام رسیده و در عصر جدیدی، مثلاً تحت عنوان پسا شهری می باشیم). اما اگر در مورد فیلم حرف بزنیم و نظر منتقدین رو ملاک قرار دهیم، فیلم مرگ ماهی اصلاً فیلم خوبی از لحاظ محتوا نیست و در ارسال پیام خود لقمه را دور سر خود چرخانده است. ممنونم که نظر بنده را خواندید و این فرصت ایجاد شد تا کمی ابهام زدایی نمایم.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
رحمتي
۴ سال پیش
اتلاف وقت و هزينه به معناي واقعي
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شیما
۴ سال پیش
بازی نیکی کریمی چرا انقدر بد شده؟؟؟؟؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
عرفان
۴ سال پیش
یه فاجعه هنری افتضاح واقعا کمتر اثری به این بی ارزشی دیده بودم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
پيام
۴ سال پیش
به عليرضا : من نميفهمم اين مدل كامنت ها چيه كه مد شده كه هي ميگن "مگه مردم كم درد دارند كه ازين چيزا ميسازيد و ...." اولا كه شما قيم مردم نيستيد و دوما هيچكي شما و ديگران رو مجبور نكرده كه فيلم هاي جدي رو ببينيد پس اين غر زدن ها بي معنيه...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علیرضا
۴ سال پیش
با سلام؛ علی رغم این که در این فیلم از هنرپیشه های قوی و سرشناس استقاده شده است و بازی های خویی ارایه داده اند. اما دقیقاً فیلم در راستای آموزش کفن و دفن و مرده شویی بود؟ آیا لازم است در یک فیلم این صحنه ها به نمایش گذاشته شود؟ فیلم، فیلم بیمار و افسرده ای است. اصلا توصیه به دیدن آن نمی کنم. مردم کم درد دارند که باز مجبور شوند یک فیلم مرده محور و به غایت افسرده و مریض را تحمل کنند؟ و واقعاً انتقال پیام کلیشه ای فیلم نیاز به این تماشا آزاری مالیخولایی مفرط داشت؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سارا
۴ سال پیش
فاجعه ی سینمایی.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ