ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

تکرار تلخی‌ها / یادداشتی بر اتفاقات پیش آمده فیلم " عصبانی نیستم "

۶ سال پیش
هدف از این نوشته گلایه‌ای به معاونت سینمایی وزارت ارشاد و وزارت ارشاد و در انتها شخص شخیص رئیس جمهور است. در ابتدای جشنواره فیلم امسال، با آمدن فیلم کیانوش عیاری و صحبت‌هایی که پیش از جشنواره از زبان رئیس جمهور و وزیر ارشاد شنیده می‌شد، بسیار به پر حوصله‌گی و تحمل امیدوار شدیم...

فرید مسجدی - شاید بتوان گفت یکی از بدترین اتفاقاتی که برای ما ایرانیان می‌افتد، تقطیع تجربه است. در حقیقت در هر برهه‌ای باید به تجربه‌های پیشین نظاره کرد و از آن‌ها در جهت بهبود استفاده کرد، اما در ایران چه از طرف دولتمردان، چه از طرف مردم، دچار یک قطع شدن و از نو شروع شدن می‌شود. ما فراموش می‌کنیم که چه بر سر پیشینیان آمده و بازهم از نقطه‌ی آغاز، شروع می‌کنیم.

هدف از این نوشته گلایه‌ای به معاونت سینمایی وزارت ارشاد و وزارت ارشاد و در انتها شخص شخیص رئیس جمهور است. در ابتدای جشنواره فیلم امسال، با آمدن فیلم کیانوش عیاری و صحبت‌هایی که پیش از جشنواره از زبان رئیس جمهور و وزیر ارشاد شنیده می‌شد، بسیار به پر حوصله‌گی و تحمل امیدوار شدیم.

وقتی فیلم "عصبانی نیستم" را دیدم، فکر می‌کردم که این فیلم بدون سانسور اکران نخواهد شد، اما دلیل این همه هجمه بعد از آن را نفهمیدم. در حقیقت بگذارید فیلم را واکاوی کنیم. زندگی یک جوان را به ما نشان می‌دهد که بنا به دلایلی دروازه‌های شکست برویش باز شده و وی راه حلی برای آن ندارد. تنها راه حل را نیز از روان پزشک می‌پرسد. روان پزشکی که نمی‌بینیم و او را دعوت به آرامش با نفی عصبانیت‌اش می‌کند. فیلم، فیلمی سیاه از این منظر است. داستانی جوانی که به دلایلی، که کاری به درست و غلط بودنش ندارم، از همه جا رانده شده است، عصبانی شده است و اکنون نمی‌داند چه کند؟!

اساسا آیا هر فیلمی نسخه‌ای از حقیقت است و یا برای آن نسخه‌ای می‌پیچد؟! بیایید از این دید وارد شویم. اگر این یک موقعیت پیش آمده برای نوید داستان ماست، خوب چه دلیلی بر این همه جبهه‌گیری‌ است؟! داستان پسری عاشق که در منگنه فشارهای زندگی شخصی خودش وامانده و راه‌حلی نمی‌بیند. اما اگر داستان نسخه‌ای از جامعه را ارائه می‌دهد، آیا پاک کردن حقیقت جامعه کاری درست است؟!

داستان آنجا بدتر می‌شود که دبیر جشنواره نیز بر علیه این فیلم مطلبی را به اشتراک می‌گذارد. بدتر از آن برخورد روزنامه کیهان و مجلسیان است. آیا اگر این فیلم جامعه ما را نشان نمی‌دهد، نیازی به این چنین برخوردهایی از بالا است؟! ولی با کاری که دوستان انجام دادند، باید بر این امر صحه بگذاریم که نه همه جامعه، که حتی اندکی از این جامعه دچار رویش این چنین عصبانیت هایی هستند. و آیا در برابر این عصبانیت ها و نشان دادن حقایق، بهترین راه حل سانسور و پاک کردن و نشان ندادن است؟!

این فیلم داعیه نسخه پیچیدن ندارد. همانقدر که قلاده‌های طلا و پایان نامه نیز دم از حضور جاسوسان در قضایای 88 و حتی برخورد بد مردم( به زعم خودشان) با نیروهای انتظامی را نشان داده‌اند و یا حتی گول خوردن را سوژه کرده‌اند، همان قدر هم افرادی بودند که خشونتی نکردند و در آن بلوشو بودند و دچار رفتارهای تند شدند. هنوز این مسائل، همانطور که جناب علی مطهری، نماینده محترم مجلس، دکتر علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس و غیره ذکر کرده‌اند، نیاز به بررسی‌های بیشتر دارد. اما کتمان حقیقت درست نیست.

اما دخل این فیلم با این حرف‌ها چیست؟! آیا موضوع اصلی فیلم بر مسائل 88 پایدار است و یا اینکه فقط در صحنه‌هایی به آن می‌پردازد؟! و آیا فیلم حقیقت را نشان می‌دهد و یا که خیر؟! مگر دکتر حسن روحانی، رئیس جمهور محترم نبودند که آمارهای میزان تورم و بیکاری را بیان کردند؟! مگر دکتر توفیقی و فرجی دانا،سرپرست و وزیر محترم وزارت علوم نبودند که آماری عجیب از میزان ستاره دار شدن دانشجویان دادند؟! مگر این همه آمار از میزان طلاق از دل همین حقیقت جامعه ما بیرون نمی‌آید؟! مگر بالا رفتن سن ازدواج از دل همین جامعه بیرون نیامده است؟! مگر افزایش خانه مجردی‌ها در دل همین جامعه نیست؟! اگر این مسائل حقیقت است، چه باکی بر بیان آن‌ها و نشان دادنشان بر روی پرده سینمایی است؟!

کاش آنقدر صبر و تحمل در برابر انتقاد را داشته باشیم تا بتوانیم خودمان با دست خودمان چاره بیندیشیم. نه اینکه تا جایی از حقایق درز بکند، درجا برای امحای آن کمر همت ببندیم. این مردم در انتخابات سال 92 با همت رای دادند تا در کنار یکدیگر، با تدبیر و امیدی که شعارش را می‌شنوند، برای مملکت خود قدمی بردارند و مشکلات را بازگو کنند تا همگان ببینند و مسئولین چاره‌ای بیندیشند.

در انتها باید ذکر کنم، نگارنده با شخصیت نوید در فیلم، همذات پنداری عجیبی را احساس کرده و به دنبال چاره‌ای هستم. چاره قرص خوردن و آرام شدن کاذب با خواباندن سلول‌های مغز و تن خود نیست، که چاره در نشان دادن مشکلات و شور کردن با خرد جمعی برای دسترسی به راه حلی درست است.  امیدواریم همچون شعار پرمسمایی که این دولت دارد، عقلانیت را چراغ راه قرار دهند، و با تدبیر درست، جوانه امید را رشد دهند تا شاید از دل آن ، میوه‌ای نتیجه دهد، اما با صبر و تحمل و نه سانسور!!

 

نظرهای منتشرشده