ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

امیر پوریا: فراستي هم گاه «فراست»ي دارد

۶ سال پیش

به گزارش سلام سینما، امیر پوریا، منتقد برجسته کشور در روزنامه اعتماد نوشت: در مسير تلاش براي جلوگيري از تخريب عمومي تصوير منتقدان در ذهن و نظر مردم، بي تعارف بسياري از من و همكارانم در تريبون هاي همگاني يا محافل خصوصي به چالش يا تقابل با برخي آراي دوست قديمي مان مسعود فراستي به عنوان نماينده شخصيت «كوجا» (صاحب ديالوگ تكرارشونده «من مخالفم» در انيميشن «بنر») در جامعه فرهنگي پرداخته ايم. بعضي هايمان مثل نگارنده، حتي پاي هفت ساعت مناظره با او در دو نوبت و دو روز نشسته‌ايم. اما براي اغلب جوانان تازه كار و تازه وارد كه فقط او را به عنوان شخصيتي رسانه‌يي مي شناسند و چيزي از نوشته هايش نخوانده‌اند و پس زمينه يي هم وجود ندارد، اين توضيح ضروري است كه فراستي با شناخت مناسبات توليدي و مديريتي و فكري نادرست سينماي ما، در نگرش كلي و تقسيم بندي هاي مبنايي، گهگاه تعابيري دارد كه بسيار كليدي و گويا هستند.

يكي از آنها كه اتفاقا او در نخستين يادداشت جشنواره‌يي‌اش در همين صفحه همين روزنامه، به درستي به احتمال ظهور و بروز و همه گيري آن در فيلم هاي توليدي امسال اشاره كرد يا در واقع زنگ خطرش را پيشاپيش به صدا در آورد، آن عبارت قديمي و ابداعي اش «فيلم-انتلكت» است. طبيعي و بديهي است كه دامنه فيلم هايي كه از ديد هر كدام از ما شامل حال اين توصيف مي شوند، با ديگري فرق هايي دارد. اما بحث اصلي به نظرم بر سر اين نيست -و نبايد باشد- كه چه فيلمي در اين دايره قرار مي گيرد و چه فيلمي نه. مهم تر اين است كه بدانيم چنين عارضه يي در اين سينما همچنان وجود دارد و فقدان قصه درست و نبود توانايي بسط دادن ايده اوليه تا ابعاد يك فيلمنامه درست و درمان، ضعف تكنيكي و نشناختن ابزار و شيوه هاي اجرايي، بلاتكليفي در پايان بندي و روي آوردن به بلاي جاني موسوم به «پايان معلق» كه به جاي تناسب با داستان و ساختار روايت، به نوعي بازي سليقه يي بدل شده و مي خواهد بي پاياني و ناتواني در پايان بندي را لاپوشاني كند، همه و همه از نشانه هاي بارز و آزارنده‌يي اند كه سازندگان اين نوع فيلم ها مي خواهند به واسطه داعيه هايي همچون «فيلم متفاوت» يا هر مترادف ديگر آن، پشت پلاكاردهاي فريبنده يي پنهان شوند.

نكته جالب اين است كه نخستين و بديهي ترين ويژگي سينماي تجربه گرا و نامتعارف و علاقه مند به بدعت هاي ساختاري و لحني يعني «شيطنت» و طراوت در نوع شخصيت پردازي، نوع گسترش ايده و نوع قصه گويي، اتفاقا در فيلم هايي كه دارند داستاني را گيرم نه به روش رايج و معمول، روايت مي‌كنند، بيش از آن فيلم‌هاي بي قصه و بي بازيگوشي كه مدعي تفاوت و تمايز هستند، به چشم و به گوش مي‌خورد. فيلم هاي تورج اصلاني، رضا درميشيان و جمشيد محمودي، بي آنكه ادعاي بيهوده «زير و رو كردن سينما» و بنيان هاي روايت داشته باشند، با طراوت و شيطنت ساختاري و تدويني و تصويرسازي، داستان‌شان را بازگو مي كنند اما مهم اين است كه مي توانند از پس پيش بردن همين داستان بربيايند و به ورطه داعيه صرف و دست خالي گذاشتن مخاطب بعد از گرفتن داستان از او نمي افتند.

با تشخيص رگه به واقع سخيف «فيلم- انتلكت» در محصولات اين دوره و اين سال بازمي شود اقرار كرد كه فراستي هم گهگاه براي خودش فراست‌هايي دارد.

 

نظرهای منتشرشده