ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

مهرزاد دانش: این بازی بزرگان نیست؛ تیله بازی بزرگ نمایانه است

۶ سال پیش
مهرزاد دانش منتقد سینما زی مطلبی با عنوان این بازی بزرگان نیست؛ تیله بازی بزرگ نمایانه است ، درباره انحطاط فیلم های بزرگان سینما ایران نوشت ....

 به گزارش سلام سینما به نقل از خبرآنلاین، روی جلد ماهنامه ۲۴ ویژه جشنواره فیلم فجر را دیده‌اید؟ طراحی خیلی خوبی دارد و بین روی جلد همه نشریات سینمایی مخصوص جشنواره، چند سروگردن بالا‌تر است: تصویری از نیمرخ صف کشیده کارگردان‌های شهیر که در جشنواره امسال فیلم دارند و با عنوان زیبای «بازی بزرگان» وصف شده‌اند. واقعیت هم همین بود؛ نفس مواجهه با این همه فیلم از ناحیه بزرگان سینمای ایران، به خودی خود، شوق و ذوق همه ما سینمادوستان را برای تماشای فیلم‌های امسال جشنواره مضاعف می‌کرد و انتظارمان را برای دیدن جدید‌ترین ساخته‌های اساتید افزون می‌ساخت.

اما تماشای یک به یک فیلم‌های این بزرگان، نه فقط شوری برنیانگیخت، که آه از نهادمان برآورد. انگار اغلب بزرگان در تصمیمی دسته جمعی تصمیم گرفته‌اند در «بد» بودن آثارشان با یکدیگر رقابت کنند. فیلم‌هایی یکی از دیگری بد‌تر و نومیدکننده‌تر. رستاخیز، چ، پنجاه قدم آخر، متروپل، اشباح، امروز و... چه خبر است؟ بله... در کارنامه هر فیلمسازی فراز و نشیب وجود دارد و حتی نوابغی همچون هیچکاک و کوبریک و فورد هم از این قاعده مستثنا نبوده‌اند. اما اینکه غالب بزرگان سینمای ما یک دفعه و در یک مقطع زمانی واحد، فیلم‌هایی را به معرض نمایش بگذارند که بیشتر به فاجعه نزدیک هستند تا مثلا یک فیلم ضعیف، دیگر امری متداول محسوب نمی‌شود و یک جای کار بدجور می‌لنگد. به نظرم در بین این چهره‌های پیشکسوت، فقط آثار بنی اعتماد و عیاری (که اولی فیلمی نسبتا خوب و دومی یک فیلم بسیار خوب است و البته هنوز فیلم‌های افخمی و تبریزی را هم ندیده‌ایم) خارج از این مجموعه منحط هستند و مابقی، نمایشگاهی تأسف بار هستند از رده‌هایی زیر استانداردهای سینمایی: شخصیت پردازی‌های خام، لکنت فراوان در قصه گویی، اجراهای خنده آور، نمادگرایی‌های آماتوری، ریتم‌های کند بی‌کارکردی که به غلط لحن هنری فیلم‌های متفاوت معرفی می‌شوند، موقعیت پردازی‌های ناشیانه، بازی گیری‌های بد، و...

واقعا چه خبر است؟ آیا عادات فرامتنی به اموری دیگر حواس آقایان را از سینما پرت کرده است؟ آیا دغدغه نداشتن به اینکه این فیلم‌ها چقدر قرار است بفروشند، بی‌قیدی به کیفیت فیلم را رقم زده است؟ آیا به به و چه چه ما منتقد‌ها در برابر فیلم‌های قبلی آقایان، ایشان را به توهم افکنده است که هر کار نازلی بسازند لزوما گل و بلبل خواهد بود؟ آیا سرمایه‌های هنگفت تزریقی از طرف نهاد‌ها و شخصیت‌های بالادستی، منجر به نا‌به هنجاری ذهنی این سینماگران شده است تا حدی که رسما پول مفت را خرج جیب و جوی کنند و در برابر پرسش پرسش گران، طلبکارانه از یک سو پشت نقاب اخلاق و انقلاب و اسلام و مقدسان و سابقه‌های خود و... پنهان آیند و از سوی دیگر مظلوم نمایانه، معترضان به آثارشان را با الفاظی همچون خر متصف سازند و در برابر خنده‌های ناخواسته تماشاگران سینمای برج میلاد به این همه ضعف ساختاری فیلم‌ها، طلبکار شوند که چرا حرمت ما را نگه نمی‌دارند. آقایان! این شما هستید که حرمت خود و البته ما را نگه نمی‌دارید. در این سینما روزی پنج سانس فیلم به نمایش در می‌آید و از ساعت ده صبح تا پاسی از نیمه شب، فیلم‌هایی دیده می‌شوند که اغلب جز ملال و خسته کنندگی حاصل دیگری ندارند. شاید به فیلمسازانی که تجریبات اول خود را به معرض نمایش می‌گذارند چندان نتوان خرده گرفت، اما توقع سینمادوستان از شما که بزرگان سینمای ما نامیده شده‌اید، جز این است که سهل انگارانه و سردستی با سینما برخورد کنید و تصاویری مضحک را با آن همه پول و سرمایه که دریافت داشته‌اید، مقابل دیدگان ما بگذارید و انتظار داشته باشید که حلواحلوایتان هم بکنیم. ما برای تماشای فیلم‌های شما، از زمان و انرژی و سرمایه‌های خود مایه می‌گذاریم و انتظار داریم بعد از طی کردن کارنامه‌ای حجیم، لااقل فیلمی به نمایش بگذارید که حداقل استاندارد‌ها را داشته باشد. می‌دانیم که دوران، دوران لاقیدی‌ها و از سر باز کردن‌ها و سرسری گرفتن‌ها و فرصت طلبی‌ها است؛ اما هر فضایی حدی دارد. لااقل بی‌حرمتی تان به تماشاگر این سینما را تمام کنید؛ اگر برای حرمت خودتان ارزشی بیش از سرمایه‌های آن چنانی دریافت شده قائل نیستید.

نظرهای منتشرشده