ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

مسعود فراستي: «شيار 143» فيلم بدي است / بازي مريلازارعي ادا و ضعيف است

۶ سال پیش

به گزارش سلام سينما به نقل از اعتماد، شيار 143 فيلم بدي است كه نان ايده يك خطي اش را مي خورد. اگر به جاي شهيد بگذاريم فرزند چه مي شود؟ فيلم و پرستيژ كاذبش به كل از بين مي رود. براي ساختن انتظار مادر شهيد، بايد از انتظار معين مادري خاص براي فرزندي خاص- نه عام- بگوييم. اساسا از طريق چگونگي انتظار به انتظار مي رسيم نه برعكس. از اينجا ست كه زمان - و گذرش - معنايي جدي مي يابد: حالازمان انتظار. در فيلم زمان كاركردي دراماتيك- و كاركردي هستي شناسانه- ندارد. نه فيلمساز مي فهمدش و نه طبيعتا ما. بايد فرق يك انتظار معين چهار ساله با يك انتظار 15 ساله را درك كنيم- يعني حس كنيم – كه نمي كنيم. اگر چند جمله چهار سال گذشته يا هفت سال و 15 سال را از فيلم حذف كنيم چه مي ماند؟ هيچ. پس انتظاري در كار نيست.
    شيار فيلم كوتاه - يا مستند داستاني- نيم ساعته يي است كه بي خودي كش آمده و تبديل به يك فيلم بلند كسالت بار شده. فيلمنامه يي براي فيلم بلند در كار نيست. خرده پي رنگي يا در كار نيست يا رويش كار نشده – مثلاقصه نامزدي -. فيلمنامه افت و خيزي ندارد و كش و قوسي. هيچ كدام از آدم هايش شناسانده نمي شود. شخصيت اصلي مادر نيست و مادري نمي كند. بيشتر خواهر است: هم از لحاظ سن بازيگر نقش مادر و فرزند اش و هم رابطه اين دو. يونس تا آخر فيلم هم پرداخت نمي شود: نه از طريق خودش و كنش هايش، نه از طريق واسطاش مادر. شوهر يا پدرغايب نيز قصه يي ندارد. سختي نبودن يونس در زندگي الفت حس نمي شود، چرا كه او به طور كليشه يي به سبك همه زنان روستايي ما فقط نان مي پزد، فرش مي بافد و ورجه وورجه مي كند. راديو به كمر بستن هم در سطح يك اداي نمايشي باقي مي ماند. با آن زيست نمي كند.
    ترفند مصاحبه با افراد ظاهرا نزديك با يونس – كه چندان نمي شناسيم شان - دردي دوا نمي كند. نشان دادن گروه فيلمبرداري هم به سبك فيلم هاي خبري ساختاري مستند داستاني به فيلم نمي بخشد. اين تنها براي فرار از قصه گويي است و پر كردن زمان فيلم. نماهاي آرشيوي بي مورد است و معلوم نيست از نگاه كيست. ماجرا هاي تعريف شده توسط مصاحبه شوندگان هيچ كمكي به جلو بردن فيلم نمي كند و به شخصيت سازي يونس و الفت نيز. اگر حذف شان كنيم چه آسيبي به فيلم مي رسد؟
    بازي مريلازارعي تخت است و به كل ادايي و اين قبل از اينكه ضعف بازيگر باشد - كه هست – معضل اصلي فيلمنامه و فقدان شخصيت پردازي است و ناتواني كارگردان.
    عنوان فيلم نيز رو هوا است. تنها مونولوگ «يونس در شيار 143 پيدا شده» توجيه اش نمي كند. شيار چيست؟ 143 اش چه اهميتي دارد؟ 341 مي شد فرق مي كرد؟ بايد فرق كند.
    و اما سكانس آخر كه بي خودي سر و صدا كرده. الفت وارد اتاق مي شود و مي خواهد با پسرش تنها باشد. دوربين در نمايي درشت از پشت سر او را تعقيب مي كند، كه بايد تنشي را برساند و دلهره يي، كه نيست. كات مي خورد به نماي لانگ شات از بالا، كه موقعيت بدهد. اين نما از نگاه كيست، فيلمساز؟ پس نماي قبل اضافي بود و بي مورد. هر دو نما بي حس مي مانند. دكوپاژ خراب است. مي ماند صحنه آخر و بغل كردن تابوت و بعد بازمانده جسد كه هم اندازه يك نوزاد است و دستاويزي براي فلاش بك و در آغوش گرفتن نوزاد كه با وجود اشك مادر حسي از كار نمي آيد چرا كه نه فرزند شكل گرفته نه مادر. بازي زارعي نيز در اين لحظه هيچ ندارد. اينجا هم مادري ساخته نمي شود كه شايد از طريق او به فرزند شهيدش برسيم. اگر اين فلاش بك نيمه اشك انگيز سطحي نبود، فيلمساز چه مي كرد؟ حس نداشته اش بالاي تابوت لو نمي رفت؟
    باقي مي ماند يك ايده يك خطي شعاري - و تقديم «چ» به آن- و قلب واقعيت در فيلمسازي و جايزه. جايزه فقدان «مساله» – انتظار مادري - را پر نمي كند. به نظر مي رسد فيلمساز ما انتظاري جدي اي را در زندگي تجربه نكرده چه رسد به انتظار مادر شهيد را. يعني مساله را نزيسته. مساله تجربه و زيسته نشده را نمي شود ساخت. بايد حداقل تجربه غني مشابهي را پشت سر گذاشته باشيم. تجربه هاي نكرده در سينما لو مي رود و هر تغيير عمدي نيز. خدا كند فيلمساز تازه وارد ما آرام آرام با فيلم كوتاه سينما بياموزد و از تجربه هاي كوچك و بزرگ واقعي خود بگويد نه بيشتر.

 

نظرهای منتشرشده

امیر
۳ سال پیش
ولی خدایی سکانس آخر بی حس هست؟همه داشتند گریه میکردند.اگه بی حس بود که کسی گریه نمیکرد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مریم
۴ سال پیش
در جواب همه ی دوستان باید بگم اولا کار اقای فراستی ساختن فیلم نیست و نقد کردن فیلمه دوما اگه بخوان فیلم بسازن که نمیتونن تنها بسازن احتیاج به بازیگر و وسایر خدمه دارن حالا از شما میپرسم چطور یه نقد کننده که معدود شخصیت هایی میتونن نظرش رو جلب کنن میتونن تو فیلم استاد فراستی بازی کنن یا کسایی که ایشون اصلا قبولشون ندادن و یا نقد هویی رو بر اون ها وارد میدونن ایشون رو تو ساختن یه فیلم همراهی کنن!قطعا استاد نمیتونن یه فیلم تک نفره یا دو سه نفره بسازن..میتونن؟! پس اگه فیلمی نمیسازن یا علاقه ندارن یا شخصیت هایی رو که بخوان ایشون رو همراهی کنن وجود ندارن پس بهتره کمی نقد پذیر باشیم و اون ها رو در کار های بعدیمون اجرا کنیم نه این که به نقد کننده ایراد بگیریم. و اما در مورد این فیلم این فیلم به یک فاکتور اصلی نیاز داره اون هم زندگی کردن تکی اون شرایطه یا حد اقل استفاده کردن از تجربیات این اشخاص. یک مادر که جوون از دست داده واسه یه لحظه فک میکنه دنیا به اخر رسیده واسه یه لحظه باور نمیکنه گریه میکنه بغض میکنه چشماشو میبنده میخواد که باور نکنه میخواد گذشته رو مرور کنه میخواد هنوز بره یه کنج بشینه و منتظر بمونه نمیگم این کارارو بکنه نه ولی همه این هارو تو رفتارش تو حرکاتش حتی از توی چشماش میشه فهمید که نمیخواد باور کنه اصلا شاید وقتی با اون صحنه مواجه میشه بترسه شاید یه کم عقب بکشه به خدا اینقدر را هم راحت نیست این همه کلیشه ای نیست یه مادر رادیو به کمر نمیبنده که انتظار شنیدن شهادت بچشو بکشه یه مادر همیشه به در نگاه میکنه گوششم همیشه به زنگ دره این اسمش امیده همه چیز یه مادر امیده حتی وقتی پیکر بچش تو بغلشه ته چشماش یه امیدی هست که بیان و بگن اشتباه شده یه کم واقع بین باشید از تعصب هاتون فاصله بگیرین تا با فیلم زندگی کنید نه این که با فیلم جو زده بشید شما کلیات یه فیلم رو میبینید و نقد کننده لحظه به لحظه فیلمو اگه میخواین نقد کنید ریز بشید تو فیلم چون همین ریزه کاری ها یه فیلم خوبو میسازه اگرم که نمیخواین نقد کنید و فقط میخواین اوقاتتون رو بگذرونید بهتره بذارید اونا که توانایی این کار رو دارن کارشونو بکنن شاید بشه با جبران این نقص ها ما هم تو این زمینه رشد کنیم نقد واسه رشد در یک زمینس نه دعوا و کوبیدن یه اثر این اثر قابل احترام اما دارای نقص هایی که اگه نباشه اثر معتبر تری خواهیم داشت و در زمینه سینما و این ها پیشرفت های خوب و رو به رشدی خواهیم داشت.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
قاسم
۵ سال پیش
جناب فراصتی نقدشان بسیار صریح و بی پرده است این خصوصیت خوبیه اما گاهی اوقات آنقدر تند میشود که می گزد؛ سینمای ایران از ضعفهای تکنیکی در همه ابعاد خصوصا"فیلمنامه رنج میبرد و نقد ایشان نیز در اکثر موردشان به نظرم درست هست اما انصافا" باید بپذیریم فیلم نقاط قوت و قدرت خوبی هم داشت که اگه اشاره میشد به نقد صحیح تری میرسید وان قدر هم جنجالی و یکجانبه نبود و راحتتر پذیرفته میشد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهدي
۵ سال پیش
اين فيلم به خودي خود وبه بركت خون پاك شهيدان و دعاي خير مادران شهدا به اندازه كافي بزرگ هست و با عقده گشايي و ياوه گويي كوته نظران چيزي از ارزشهاي آن كم نميشود. اوج هنر فيلمساز و سركار خانم زارعي ايجاد حس همدردي و احساس دين تماشاگر با مادران شهداست
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
رضا
۵ سال پیش
مسعود خان فراستی عالم به سینماست و تمام بیاناتشان بی نقص میباشد شما دوستان هم نسل من آنقدر در شبکه های اجتماعی بوده اید که شعور لازم برای بحث رو از دست دادین متاسفم که انقدر بی سوادین که نقد صریح جناب فراستی رو درک نمیکنید
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علی
۵ سال پیش
سلام- ک فاطمی و امسال اینها گوش کنین- هرچی میکشیم از دست شماهاست - خدا خودش مزدتون رو بده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
1
۵ سال پیش
نقد زیبایی است. استاد فراستی همیشه با دقت فراوان نقدهایشان را نوشته اند و همین کار ایشان را به برترین منتقد ایران بدل کرده است. مشخص است که ک فاطمی هم هیچ آشنایی ابتدایی هم با سینما ندارد و فقط شیفته ی شهدای گمنام است. اشکال ندارد خیلی هم خوب است ولی اگر بخواهد در زمینه سینما فعالیت کند باید کم کم الفبای سینما را یاد بگیرد.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
بی طرف
۶ سال پیش
بعضی از دوستان از ارزشی بودن فیلم دفاع میکنند و بعضی از ضد ارزش بودن فیلمهای دیگران انتقاد.بیایید از دید هنری و زیبایی شناسانه که وجه مشترک همه ی فیلمهاست صحبت کنیم.با بخشهایی از صحبتهای ک فاطمی موافقم مثل اسم فیلم و سکانس آخر و بازی درخشان خانم زارعی.برخلاف نظر جناب فراستی به نظر من فیلم پر از افت و خیز بود.چند بار الفت ناامید می شود و دوباره امیدوار و در نهایت وقتی به امید دیدن پیکر فرزندش تابوت را جستجو میکند تنها چیزی که پیدا میکند بقچه مانندی است از استخوانهای فرزندش.به قول یکی از دوستان با کلماتی کلی که آقای فراستی استفاده می کنند می شود هر فیلمی را کوبید.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علي
۶ سال پیش
جناب فراستي براي اينكه ميخان دوباره مطرح بشن ،دارن از يك فيلم بزرك و مافوق عالي ايراد ميكيرن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
amin
۶ سال پیش
اول بگم که اصولا قسمتی از نقد سلیقه است، پس نمیتوان از نقد ایراد گرفت اشکالات وارد شده کاملا درست است ولی لحن بیان این اشکالات وتوصیه به این که فیلم ساز با فیلم کوتاه تمرین سینما کند حرف های متعارفی نیست
خطر لو رفتن داستان
پاسخ