ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

یادداشت هوشنگ گلمکانی: مشكل دوتا شد: اول فیلم‌نامه، دوم تدوین

۶ سال پیش

به گزارش سلام سینما هوشنگ گلمکانی در یادداشتی برای مجله فیلم با عنوان  مشكل دوتا شد:اول فیلم‌نامه، دوم تدوین:

فیلم نامه

سال‌هاست این جمله‌ی تكراری را می‌شنویم: «مشكل سینمای ایران از فیلم‌نامه است.» آن قدر این جمله‌ی كلیشه‌ای به افراط تكرار شده كه به مخاطب باید حق بدهیم پس از هر بار شنیدنش پوزخندی بزند. حق هم دارد. اما البته گوینده هم حق دارد. چون مشكل هنوز پابرجاست. فیلم‌ها نشان می‌دهد آن قدر كه وقت و هزینه و دقت و وسواس و فسفر صرف چیزهای دیگر شده، صرف فیلم‌نامه نشده. ممكن است بگویند این فیلم‌نامه بارها و بارها بازنویسی شده و چند نفر روی آن كار كرده‌اند و بازنویسی‌های مكررش سال‌ها طول كشیده. اما آن وقت بیش‌تر جای تأسف است. ظاهر و نتیجه‌ی كار كه این را نشان نمی‌دهد.
به سریال‌های آمریكایی و انگلیسی سال‌های اخیر نگاه كنید كه چه‌جوری این همه خواستار پیدا كرده‌اند و چنین تماشاگران‌شان را میخكوب و مجذوب می‌كنند. جادوی آن‌ها در فیلم‌نامه‌های‌شان است، وگرنه هیچ‌كدام از این  سریال‌ها نه بازیگران خیلی مشهوری دارند و نه تشخص مؤلفانه در كارگردانی. هر سریال چند كارگردان دارد كه همه با یك مدل تعیین‌شده كار می‌كنند. چیزی شبیه خط تولید انبوه. اما ایده‌های درخشان در قصه و شیوه‌ی روایت و داستان‌پردازی و شخصیت‌پردازی و گره‌افكنی و گره‌گشایی و پیش‌برد ماجراها، همه در فیلم‌نامه اتفاق می‌افتاد و كار نابغه‌های فیلم‌نامه‌نویسی است. حالا انتظار نداریم فیلم‌نامه‌نویس‌های ما ناگهان همه نابغه شوند. پای صحبت‌شان كه بنشینی انواع دلایل و بیش‌تر بهانه‌هایی را كه مانع بروز نبوغ می‌شود ردیف می‌كنند؛ از سانسور و نظام تولید و دخالت تهیه‌كننده و سرمایه‌گذار گرفته تا چیزهای دیگری كه به عقل ما نمی‌رسد. می‌پرسیم گره‌افكنی در فلان مرحله از ماجرا كه در شكل فعلی داستان لنگ می‌زند، یا پیدا كردن یك پایان مناسب و كوبنده و تأثیرگذار چه ربطی به سانسور و سایر عوامل یادشده دارد؟ به‌ندرت كسی حاضر است بپذیرد كه: قبول؛ اما بنده فقط همین قدر به عقلم می‌رسد! و  تازه اگر هم به چنین مرحله‌ای برسیم كه احیاناً فیلم‌نامه‌نویس به ضعفش اعتراف كند، باید به این قناعت كنیم كه به قول هموطنان آذری: «بودی كه وار»؟
در نگاه به آن سریال‌های خیره‌كننده‌ی مورد بحث، و مقایسه‌اش با فیلم‌های خودمان می‌توان به این نتیجه رسید كه فیلم‌سازان ما در كارگردانی و اجرای ایده‌ها و فیلم‌نامه‌ها، چیزی از همتاهای‌شان در آن سریال‌ها كم ندارند. اما مشكل در فیلم‌نامه‌هاست (باز همان جمله‌ی تكراری). حتی كارگردان‌های فیلم‌نامه‌نویس، در یك جنبه از كارشان كم می‌آورند. مثل فوتبالیست‌هایی كه توان و مهارت یك پای‌شان از آن یكی دیگر قوی‌تر یا ضعیف‌تر است.
راه چاره؟ فیلم دیدن، فیلم دیدن، سریال دیدن، خواندن و خواندن همه چیز (به‌خصوص ادبیات و تئوری‌های فیلم‌نامه‌نویسی)، كار گروهی روی فیلم‌نامه‌ها، برگزاری سمینارها و كارگاه‌های فیلم‌نامه‌نویسی حرفه‌ای با دعوت از خبره‌های خارجی كار، افزایش سهم فیلم‌نامه در بودجه‌ی تولید، سفر، تحقیق، استراحت، گوش كردن به موسیقی، نگاه كردن دقیق به همه چیز، ورزش، رژیم غذایی مناسب، ...و همه‌ی چیزهایی كه باعث پرورش و رشد «استعداد» می‌شود (اگر اصلاً وجود داشته باشد). وگرنه نبوغ را كه نمی‌توان هیچ جوری با این كارها كسب كرد.

تدوین:

علاوه بر جمله‌ی تكراری منتقدانه‌ای كه بزرگ‌ترین مشكل خیلی از فیلم‌ها را به فیلم‌نامه‌شان نسبت می‌دهد، یك ترجیع‌بند دیگر هم چند سال است به ادبیات نقد فیلم در سینمای ایران اضافه شده كه این یكی بیش‌تر كاربرد شفاهی دارد: «فیلم بدی نیست، اما طولانیه. باید كمی كوتاه بشه.» البته ممكن است خیلی وقت‌ها كش آمدن یك فیلم، و تمام نشدن آن در حالی كه عملاً منطق درام (و روح و روان تماشاگر) می‌گوید فیلم تمام شده نیز حاصل همان مشكل اول (فیلم‌نامه) باشد. یا ناشی از مشكل كارگردانی باشد كه نمی‌تواند آن مشكل فیلم‌نامه را در اجرا رفع كند و قسمت‌های اضافه را دور بریزد، اما بخشی از مشكل، حاصل مرحله‌ی تدوین است كه برخی از فیلم‌های مستعد تبدیل شدن به آثاری خوب را ضایع می‌كند. نوع اغراق‌آمیز این ایراد جایی رخ می‌دهد كه بیننده‌ی منتقد می‌گوید فلانی با مصالح فیلمی كوتاه، یك فیلم بلند ساخته. جدا از ریتم اجرا كه می‌تواند باعث كش آمدن و طولانی شدن و كسالت‌بار شدن فیلمی بشود، كند بودن تیغ تدوینگر هم در این زمینه بی‌تأثیر نیست. البته جدا از تدوینگرانی كه به این امر مهم كم‌توجه هستند، خوش‌بختانه در سینمای‌مان تدوینگر ماهر و هنرمند كم نداریم، اما آن‌ها هم مانع بزرگی سر راه‌شان دارند به نام كارگردان، كه تصمیم‌گیرنده‌ی نهایی و مسئول اصلی فیلم است. اغلب كارگردان‌ها در مرحله‌ی تدوین حضور دارند و این مرحله را با دقت و وسواس دنبال می‌كنند. چون برای هر نما و هر ثانیه‌ی فیلم‌شان زحمتی كشیده‌اند و هر كدام به دلیلی به آن‌چه گرفته‌اند دل‌بستگی دارند و به‌زحمت می‌توانند تیغ تدوین به پیكر نماهای‌شان را تحمل كنند.
بدترین موقعیت وقتی پیش می‌آید كه كارگردان، تدوینگر هم می‌شود. حالا هم كه با دیجیتالی شدن مرحله‌ی تدوین، امكان فنی این كار بیش از همیشه فراهم است. بسیاری از فیلم‌ها نه به دلیل سكانس‌های اضافه كه اصلاً به دلیل لحظه‌ها و ثانیه‌های زائد در یك نما و یك سكانس لطمه دیده‌اند و با تدوین نامناسب، حتی یك ایده‌ی خوب و یك لحظه‌ی گیرای فیلم‌نامه‌ای را نابود كرده‌اند. وقتی یك نما كارش را از حیث ارائه‌ی اطلاعات، القای یك حس، ایجاد حال‌وهوایی یا هر مأموریت مورد نظر دیگری انجام داد، كارش تمام است و كش دادن آن، همان كاركرد مورد نظر را هم كه تا چند لحظه پیش حاصل شده، خنثی می‌كند. البته می‌توان درك كرد كه برخی از كارگردان‌ها به دلیل همان مشكل اول (فیلم‌نامه) و كم آوردن مواد و مصالح فیلم‌نامه‌ای، فیلم‌شان را كش می‌دهند تا آن را به استاندارد زمان یك فیلم سینمایی نزدیك كنند، اما شاید ندانسته بخش اصلی كارشان را ویران می‌كنند. باور كنید برخی از فیلم‌های متوسط نود دقیقه‌ای با حذف دو سه پنج ده دقیقه می‌توانند تبدیل به فیلمی خوب شوند و از فیلمی خوب هم می‌شود با تدوینی مناسب، اثری خیلی خوب از كار درآورد.

 

نظرهای منتشرشده