پوستر فیلم رگبار

فیلم‌ سینمایی

رگبار (۱۳۵۱)

۸.۲ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۵ رای

0
امتیاز دهید :

آقای حکمتی (پرویز فنی زاده)، معلم جدید مدرسه ای در جنوب شهر، در آغاز ورود به کلاس درس یکی از شاگردانش به نام مصیب (عباس دسترنج) را از کلاس اخراج می کند. آتیه (پروانه معصومی)، خواهر مصیب، به اعتراض نزد آقای حکمتی می رود و حکمتی به او ابراز علاقه می کند. آقارحیم (منوچهر فرید)، قصاب محله، نیز به خواهر مصیب علاقه دارد. از طرف دیگر آقای ناظم (محمدعلی کشاورز) و همسرش (پروین میرسلیمانی) مایلند دختر خود (فرخنده بارور) را به عقد آقای حکمتی درآورند؛ اما حکمتی اعتنایی به دختر ناظم ندارد. حکمتی برای پر کردن اوقات فراغت خود تصمیم می گیرد به تنهایی تالار نمایش ویران و متروک مدرسه را مرمت کند. چند بار آقارحیم برای این که آقای حکمتی را از میدان عشق به در کند او را تهدید می کند، اما رابطه ی حکمتی با آتیه عمیق تر می شود. تالار نمایش مدرسه با یک برنامه ی نمایشی افتتاح می شود، و پس از آن حکم انتقال حکمتی به او ابلاغ می شود، و او به ناچار مدرسه و محله را ترک می کند.

کارگردان: بهرام بیضایی

نویسنده: بهرام بیضایی

دیالوگ های به یاد ماندنی

نقدهای بلند فیلم رگبار

 آقای حکمتی دوست دارد بماند.  دوبار در بهترین روابطش در فیلم به عاطفه و معلم ریشدار می گوید که اینجا را دوست دارم. کوتاه و بهاروار، زندگی لرزانی در آن-این؟-ناحیت می کند و می رود. صحنه ی خروج، ما را یاد صحنه ی ورود می اندازد اما در آخر نه خودش آدم اول داستان است نه مردم محله. رگبار تا لحظه ی برخورد دوم حکمتی و عاطفه، در حال ساختن فضاست. نماهای پرتعداد پراکنده از صورت ها، تحرکات بچه ها، روابط آدم ها با منطق سینمای صامت و موسیقی بازیگوشانه ی فیلم، مخاطب را منتظر وقایع احتمالا کمدی می کند. کمدی هم محقق می شود وقتی که مردم خیال می کنند حکمتی عاشق عاطفه شده ست. فیلم برای دقایقی لذت بخش، صرف بررسی این پرسش می شود؛ آیا حکمتی عاشق شده یا نه؟ کمدی خاص فیلم جایی شدید می شود که خود حکمتی سعی می کند ثابت کند عاشق نشده است. "هیچی در بین نیست، هیچی..." رقیب عشقی(آقارحیم) از کسبه ی محله خیلی زود و در صحنه ی ورود حکمتی با چهره ای موجه معرفی شده است. اما بعد که می فهمد حکمتی تا حد عاشق شدن! جسور شده است، روی خشن و تند خود را نشان می دهد. بچه ها که تا لحظه ی کتک خوردن حکمتی از آقارحیم(این اسم آدم را یاد خدا می اندازد!)ابلیسک هایی مزاحم و موذی اند، کم کم رحمتی را در بی پناهی خود جا می دهند و در صحنه ی قدردانی مزورانه از آقای رییس اسم حکمتی را برای روی صحنه رفتن، صدا می زنند. حالا آقای رییس هم در جبهه ی کسانی می ایستد که دوست دارند حکمتی نباشد. وجه تراژیک قصه در همین جاست؛ کسی را دوست ندارند که بی آزار و ضعیف و خیلی تنهاست. مشکلات حکمتی تا اینجا چه چیزها بوده ست؟ مردم، عشق، و آقارحیم.تنهایی در میان معلمان، و اینک حکم انتقال. کار خیلی زیادی نتوانسته کند. خودش می داند که تالار نمایش زیاد نخواهد ...ادامه مطلب

نقدهای کوتاه فیلم رگبار

نظرهای منتشر شده فیلم رگبار