پوستر فیلم شطرنج باد

فیلم‌ سینمایی

شطرنج باد (۱۳۵۵)

۴ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۲ رای

منتقدان:

۱۰

امتیاز دهید:

در ابتدای قرن شمسی حاضر، در خانواده ای اشرافی بزرگ خانواده - خانم بزرگ-فوت می کند. وارث او، خانم کوچک، دختر افلیجی است .بر سر تصاحب ثروت خانوادگی بین اتابک نا پدری خانم کوچک، کنیزک، دایه و برادر زاده های نا پدری مناقشه در می گیرد. خانم کوچک موقعی که اتابک بر سر نماز است با وزنه ای برسر او می کوبد و به کمک کنیزک اتابک را در سرداب خانه پنهان می کند. روز بعد، مفتش به بازجویی از افراد خانواده می پردازد؛ اما چیزی دستگیرش نمی شود، تا اینکه روشن می شود اتابک زنده است و با کنیزک رابطه دارد . خانم کوچک این بار اتابک را با تیر می زند . برادرزاده ها به جان هم می افتند ، و همه به جز کنیزک قربانی ثروت خانوادگی می شوند.

نقدهای فیلم شطرنج باد

کیشِ بی‌هشدار


علی فرهمند
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
شطرنج باد نوای تصویرهاست. هر قاب، یک نُت و هر نُت، یک حس. «تریستان و ایزولده»‌ای است که هر قطعه‌اش به آرامی و با توازنِ نُت‌ها و آواها در آدمی رسوخ می‌کند و از عشق‌ها و نفرت‌ها، زنده‌ها و زندگی‌ها و مُرده‌ها و مرگ‌ها می‌گوید. قصه‌اش ساده و روایتش سخت. و حرف‌هاش پیچیده. شطرنج باد بی‌هشدارِ کیش، مات می‌کند آدمی را. حیرت از نور و رنگ، لحن و ضرب. رقص است، رقص مرگ. و هر لرزِ رقصنده‌هاش -که رقص‌کنان سوی مرگ رهسپارند- لرزه در اندام می‌اندازد. هر قاب حکایت خود را داراست و قاب‌ها به تناسب می‌تکرارند. حرف‌ها جوابِ حرفِ دیگر است و سکوت‌ها، پیوند هم‌سنگ صداهاست. و تحرکاتِ دوربین با حرکات آدم‌هاش در پیوند. سخت‌کارِ سازنده‌اش به قدمت یک تاریخ می‌کاود. کار یک نفر نیست؛ سازنده‌اش پیش و بیش از هرچیز کاوش‌گر است -در فلسفه، در ادبیات دیرینِ ایران و ادبیات مدرن اروپا، و زبان‌شناس است. «و این می‌رساند -که اگر رسانا باشد»، شطرنج باد عظیم است و عمیق، و داستان اگرچه داستانِ مرده‌گان امّا اعتبار زنده‌هاست. دست‌ها، پیوست‌ها در آغاز صداست؛ نوای لحظه‌های جنگ (طبل و شیپور و سرنا) در شبیه‌خوانی و پس از آن، سوره‌ای آدمی را بازمی‌دارد از «مشغول بودن از جستنِ راهِ رسته‌گی» و بعد در یک اینسرت، قرابه‌ها‌ شکسته می‌شود: پس شطرنج باد دربارۀ نبرد میان آدم‌هاست که هر یک به قصد رستگاری (!) در تقابل دیگری است؛ امّا بعد درمی‌یابیم که فیلم نه تنها راه رستگاری که سنت و باورِ بی‌راهِ آدم‌هاش را مورد نقد قرار می‌دهد. و از میان مردان و زنانِ اهلِ نبرد، هیچ یک به «نجات» و «آزادی» دست نمی‌یابد -بلکه این تماشاگر است که پس از تماشای آیینِ کراهتِ آدم‌های داستان، هم‌چون دوربینِ جست‌وجوگر، سر از خانۀ اموات بیرون بُرده و واقعیت را ...
شطرنج باد نوای تصویرهاست. هر قاب، یک نُت و هر نُت، یک حس. «تریستان و ایزولده»‌ای است که هر قطعه‌اش به آرامی و با توازنِ نُت‌ها و آواها در آدمی رسوخ می‌کند و از عشق‌ها و نفرت‌ها، زنده‌ها و زندگی‌ها و مُرده‌ها و مرگ‌ها می‌گوید. قصه‌اش ساده و روایتش سخت. و حرف‌هاش پیچیده. شطرنج باد بی‌هشدارِ کیش، مات می‌کند آدمی را. حیرت از نور و رنگ، لحن و ضرب. رقص است، رقص مرگ. و هر لرزِ رقصنده‌هاش -که رقص‌کنان سوی ...

نظرهای منتشر شده فیلم شطرنج باد