ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
پوستر فیلم نغمه

خلاصه‌‌‌‌‌فیلم
محمود، مهندس کامپیوتر، جانباز شیمیایی و مبتلا به سرطان است. یک شب که در خیابان قدم می زند متوجه می شود که در دو موتورسوار کیف دختری به نام شیوا را دزدیده اند و مزاحم او شده اند. محمود با آنها درگیر می شود و کیف را از آنها پس می گیرد و به شیوا می دهد. محمود در زندگی خصوصی اش دچار مشکل است و با اینکه به همسرش نغمه علاقه زیادی دارد، اما به خاطر بیماری اش و با آگاهی اینکه مدت زمان زیادی زنده نخواهد ماند، به او می گوید که نهایتاً باید از هم جدا شوند. در روزهایی که محمود برای انجام مراحل طلاق به دادسرا می رود، به طور اتفاقی شیوا را نیز آنجا می بیند و شیوا از او علت مراجعه اش را می پرسد و به راز محمود پی می برد. شیوا که درباره عشق های اساطیری تحقیق می کند، در دادسرا دنبال سوژه می گردد. او زمانی که به طور اتفاقی پی می برد نغمه همسر محمود در واقع استاد او در دانشگاه ادبیات است، رابطه اش با آن دو صمیمی تر می شود. شیوا می گوید تحقیق درباره عشق های اساطیری پایان نامه اوست و بعد می خواهد به خارج از کشور نزد پدرش برود. وقتی شیوا زندگی محمود و نغمه را از نزدیک می بیند، متوجه علاقه عمیق آنها به یکدیگر می شود. به تدریج حال محمود بد می شود و شیوا و نغمه می خواهند هرطور شده به او کمک کنند، اما بیمارستان از پذیرش محمود سرباز می زند و نهایتاً محمود تصمیم می گیرد روزهای آخرش را در خانه سپری کند. روزی که نغمه خارج از خانه است، محمود وصیت خود را می نویسد و راهی شمال می شود. نغمه که درمانده شده از شیوا کمک می خواهد و با اتوموبیل او به شمال می روند، اما در میانه راه پیاده دنبال محمود می روند. محمود در حالی که گذشته اش را به خاطر می آورد در دشتی سبز جان می سپارد.

ویدیوها

معرفی کامل فیلم

نظر شما چیست؟

دانلود های پیشنهادی

نظرهای منتشرشده

حسین
۲ ماه پیش
5 از 10
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امید
۲ سال پیش
باید گفت باز هم در قالب یک فیلم ارزشی همچنان توهین یه مردم اذربایجان ادامه پیدا کرد.و در صحنه ای که بود و نبود ان صحنه تفاوتی نمیکرد فقط برای توهینی اندک به این خطه مردی کفاش و کثیف و بی منطق را با لهجه اذریش به سخره گرفتند. جالب است که کارگردان، تهیه کننده ،تدوینگر،...و حتی سانسور کننده هم این صحنه را تایید نموده وجلوی انرا نگرفته اند!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ