ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
پوستر فیلم عشق شیشه ای
۷/۱۰
۱ رای
۰/۱۰
۰ رای

عشق شیشه ای (1378)

به فیلم رای بده:


خلاصه‌‌‌‌‌فیلم
جلال، بازیگر نقش های فرعی سینما که در عشق هم شکست خورده، قصد خودکشی دارد. او که ساکن اتاق شماره 212 در مسافرخانه «گل ها» است ابتدا تصمیم می گیرد با طناب خود را حلق آویز کند، اما موفق نمی شود و ناچار در پی استخدام یک آدمکش برمی آید. «حسن چاخان» بازیگر سینما، نشانی یک آدمکش معروف به نام «رعد» را به او می دهد. جلال در حالی که صورت خود را با ریش و سبیل گریم کرده با نام جعلی بهروز، «رعد» و همدست جوانش اصغر را ملاقات می کند و عکس واقعی خودش و نشانی مسافرخانه را به آنها می دهد و آنها در ازای گرفتن مبلغی پول به عنوان بیعانه قرار می گذارند صاحب عکس را که در واقع خود جلال است، بکشند. در شب موعود، جلال با دیدن دو آدمکش از مسافرخانه می گریزد و آنها او را تعقیب می کنند. در همین گیرودار، جلال پیرمردی را که دچار بیماری قلبی است و به دلیل تصادف با اتومبیل در کنار خیابان افتاده، می بیند که دختر جوانی به نام شیرین نیز همراه اوست. جلال با دیدن دختر به یاد عشق قدیمی اش مینا می افتد و در حالی که آدمکش ها همچنان در تعقیب جلال هستند، او همراه با دختر پیرمرد را به خانه شان می رساند. آشنایی با شیرین باعث می شود جلال به زندگی امیدوار شود. او به آدمکش ها تلفن می کند و از آنها می خواهد نقشه کشتن او را به تعویق بیندازند. جلال که خود را یک بازیگر مشهور معرفی می کند، به شیرین پیشنهاد ازدواج می دهد، ولی شیرین به او می گوید که نامزد دارد. جلال که باز هم خود را سرخورده می بیند، یک بار دیگر تلفنی از آدمکش ها می خواهد نقشه را عملی کنند. مدتی بعد شیرین نزد جلال می آید و می گوید که به او دروغ گفته و در واقع نامزدی داشته که بعدها او را ترک کرده و حالا نسبت به مردها بدبین شده است. جلال شیرین را مطمئن می سازد که او را هیچگاه ترک نخواهد کرد. او که بار دیگر به زندگی امیدوار شده، با همان چهره گریم شده قبلی آدمکش ها را ملاقات می کند و از آنها می خواهد قرارداد را فسخ کنند، ولی با دیدن شیرین در خانه رعد متوجه می شود که شیرین در واقع خواهر رعد است. جلال ریش و سبیل قلابی خود را از صورتش پاک می کند و چهره واقعی خودش را نشان می دهد. شیرین به جلال می گوید که برادرش هیچ گاه آدمکش نبوده و سال ها پیش راننده کامیون بوده و اکنون موقعیت مالی بدی دارد. «حسن چاخان» و دوستش عباس که دستیار کارگردان است به جمع آنها می پیوندند و عباس به جلال می گوید که یک نقش خوب برای او پیدا کرده است؛ نقش مردی که با دختر دلخواهش ازدواج می کند و همسر او هم کسی نیست جز شیرین. صحنه عروسی با شرکت جلال و شیرین فیلمبرداری می شود و کارگردان اظهار رضایت می کند.

ویدیوها

معرفی کامل فیلم

نظر شما چیست؟

نظرهای منتشرشده

حسین
۲ سال پیش
خوب 7 از 10
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فیلم های در حال اکران
سینما
نامامتیازرای
سرخ پوست ۸.۱امتیاز بده ۱۴۴۰
شاه کش ۷.۶امتیاز بده ۱۳
شبی که ماه کامل شد ۷.۴امتیاز بده ۱۲۷۹
قصر شیرین ۶.۷امتیاز بده ۶۸۴
شکستن همزمان بیست استخوان ۶.۲امتیاز بده ۱۱
چاقی ۵.۹امتیاز بده ۱۱۵
قسم ۵.۹امتیاز بده ۳۸۸
سرکوب ۵.۶امتیاز بده ۸۵
تپلی و من ۵.۲امتیاز بده ۴۳
ایده اصلی ۵امتیاز بده ۳۱۶
کلوپ همسران ۴.۸امتیاز بده ۱۰
روسی ۴.۶امتیاز بده ۳۷
زهرمار ۴.۲امتیاز بده ۳۵۹
نیوکاسل ۳.۸امتیاز بده ۵۳
مردی بدون سایه ۳.۵امتیاز بده ۲۴۸
کروکودیل ۳امتیاز بده ۴
صدای منو می شنوید؟! ۲.۷امتیاز بده ۱۲
برمودا ۱.۳امتیاز بده ۱۲
سریال‌های تلویزیونی
مختارنامه ۶.۳امتیاز بده ۲۱
بانوی سردار ۵.۵امتیاز بده ۴۲
ترور خاموش ۴.۷امتیاز بده ۱۳
ستایش 3 ۴.۴امتیاز بده ۲۵
مرضیه ۳.۴امتیاز بده ۷
وقت صبح ۱.۷امتیاز بده ۷
گیله وا ۱.۲امتیاز بده ۵
نمایش خانگی
هیولا ۸.۵امتیاز بده ۶۸۲
نهنگ آبی ۷.۶امتیاز بده ۶۹۰
مانکن ۶.۷امتیاز بده ۷۲
رالی ایرانی 2 ۵امتیاز بده ۱۳۱