پوستر فیلم زندگی خصوصی

فیلم‌ سینمایی

زندگی خصوصی (۱۳۹۰)

۶.۴ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱۲۱ رای

منتقدان:

۲

امتیاز دهید:

ابراهیم کیانی از انقلابیون پرجوش و خروش اول انقلاب است که برش هایی از زندگی او در این سی سال را می بینیم: در تظاهرات ضد فیلمفارسی و ضد بدحجابی حضور فعال داشته و دیگران را نیز به شدت عمل هرچه بیشتر توصیه می کند، پست های مهمی در زندان و قوه قضاییه داشته و پایش به یک ماجرای بزرگ مالی کشیده شده است... او اینک روزنامه نگاری با سبک و شیوه متفاوت با دوران جوانی است و حالا خواستار تقدم اخلاق بر احکام است. سر و وضع ظاهری او نیز تفاوت بسیار کرده و همسرش نیز متناسب با وضع فعلی اوست. از سن بچه‌شان مشخص است که عمر ازدواج‌شان به ده سال نمی رسد و رابطه صمیمانه ای دارند. او در یک مهمانی شام با همسرش شرکت می کند که میزبانش آقای رسولی فردی متجدد و کراواتی است و او را به دیدار حاج صفاریان می برد تا آشتی‌شان دهد اما قضیه برعکس می شود. صفاریان، کیانی را به انحراف متهم می کند و کیانی نیز آنان را می کوبد و مثال می زند که همکار شما روزنامه را پل صعود خود کرده تا به وزارت برسد. در همان مهمانی زن جوانی به نام پریسا زندی با او آشنا می شود و بعد برای دادن مطلب و داستان به دفتر روزنامه می رود. داستان ها قابل چاپ نیست اما آشنایی آنها ادامه می یابد. در روزی که همسر کیانی و بچه اش برای دیدار پدر و مادر به مسافرت می روند، کیانی به منزل پریسا می رود و او را صیغه می کند و سه روز پیش او می ماند. اما بعد در حالی که پریسا همچنان خواهان ادامه رابطه است او به دلیل گرفتاری کار و خانواده، مخالفت می کند و تماس های بعدی پریسا را یا بی جواب می گذارد و یا با تندی برخورد می کند. اما پریسا دست بردار نیست و حتی با همسر کیانی نیز دوست می شود تا کیانی بداند که از دست او نمی تواند فرار کند. پریسا به کیانی می گوید که حامله است و او باید مسئولیت بچه را بپذیرد و تهدیدش می کند. کیانی ابتدا سعی می کند با استفاده از دوستان قدیمی و پرنفوذش، پریسا را بترساند اما موفق نمی شود و تصمیم می گیرد خود وارد عمل شود. او با تظاهر به پشیمانی از تندی‌اش، پریسا را سوار ماشین می کند و...

کارگردان: محمدحسین فرح بخش

نویسنده: اصغر نعیمی

نقدهای فیلم زندگی خصوصی

من به عدالت اعتقادی ندارم


علی مالکی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰
 "حرف حق… قضاوت این که حرفی حق هست یا نه شاید کار هر کسی نباشد. اما این که انسان ها حق دارند حرف بزنند را ، یک بچه ی پنج ساله هم می فهمد.  غبار این اطراف بوی گند همین نگفتن ها را می دهد. نگفتن هایی که از ریخت می اندازندت. این چند خط شاید فقط صدای چهار تا استخوان است که زیر بار این همه حرفی که نتوانستیم بگوییم و نتوانستیم بشنویم خرد می شوند."* خصوصی را که میبینی بی اختیار یاد دست نوشته های خانم بازیگر می افتی ، که منجر به فیلتر شدن وبلاگش گردید . اتفاقی که تا چند سال پیش نوشتنش جرم اینترنتی به حساب می آمد را اینبار جسارتی تمام ، به تصویر کشیده است . همین به تصویر کشیدن است که نمیگذارد یادمان برود این جمله ابراهیم خان کیانی را که " اشتباه میکنی ، این دنیا کثافت تر از اون چیزیه که فکر میکنی ، من نمیترسم ، برای اینکه به عدالت اعتقادی ندارم" . این درست همان چیزی است که در عدالت برای خصوصی نمیتوان متصور بود . شاید مهمترین نقطه قوت خصوصی جز راست نباید گفتنش و مهمترین نقطه ضعفش هر راست نشاید گفتنش باشد . در زندگی خصوصی آقای ابراهیم کیانی ، آدمها گم نمیشوند ، نه حاج حسین صفاریان غریبه است ، نه آن حاج داود سردار خیبر و نه آن سردار مرادی . همه را میشناسیم ، اما هیچگاه نتوانستیم خطی بین آنها بکشیم ،و این همان خطی است که فرح بخش با دیالوگ های فوق العاده اش قصد کرده است تا آن را ترسیم کند . بی اغراق باید گفت سیاسی ترین فیلم تاریخ سینمای ایران ، عنوانی نیست که برازنده ی قلاده های طلا باشد ولی بدون شک پالتویی شیک بر تن زندگی خصوصی است . اصغر نعیمی ، فیلمنامه ی فوق العاده قوی ای را به نوشته تحریر درآورده است ، که سرشار از گفتگوهای دو طرفه ای است که  یک سوی آن را همواره ابراهیم کیانی ...
 "حرف حق… قضاوت این که حرفی حق هست یا نه شاید کار هر کسی نباشد. اما این که انسان ها حق دارند حرف بزنند را ، یک بچه ی پنج ساله هم می فهمد.  غبار این اطراف بوی گند همین نگفتن ها را می دهد. نگفتن هایی که از ریخت می اندازندت. این چند خط شاید فقط صدای چهار تا استخوان است که زیر بار این همه حرفی که نتوانستیم بگوییم و نتوانستیم بشنویم خرد می شوند."* خصوصی را که میبینی بی اختیار یاد دست نوشته های ...

نظرهای منتشر شده فیلم زندگی خصوصی