پوستر فیلم یکی بود یکی نبود
نظر شما چیست؟
نظر شما چیست؟
۱۰ / ۳
۱ رای
۱۰ / ۰
۰ رای

یکی بود یکی نبود (1338)

به فیلم رای بده:

کارگردان: رحیم روشنیان

خلاصه فیلم:

پدربزرگی برای نوه های خود یکی از داستان های هزار و یک شب را تعریف می کند: پیش قراولان پادشاه در جنگل پای هیزم شکنی را می بندند و رها می کنند. هیزم شکن شاهد است که مرد شروری به نام جین خان دختر عمویش بانو را به جنگل می آورد. او بانو را لحظه ای تنها می گذارد تا خود را به رضایت به او تسلیم کند، و بانو، با استفاده از فرصت، دست و پای هیزم شکن را باز می کند. پادشاه آن ها را می بیند و شرح ماوقع را می شنود، و هیزم شکن و همسرش گلاب را به دربار می خواند و بانو را به عنوان ملکه ی خود می گمارد. ملکه صاحب فرزند پسری می شود، و جین خان، که هنوز در فکر بانو است، شبانگاه وارد خوابگاه وزیر می شود و او را از پا در می آورد. هیزم شکن و همسرش که به رفتار وزیر قلابی بدگمان شده اند فرزند خردسال خود را در گهواره به جای فرزند پادشاه می گذارند، و جین خان طفل آن ها را می کشد و خنجر خونی را زیر بالش بانو می گذارد. پادشاه، غضبناک، بانو را به وزیر قلابی می سپارد تا هر چه خواست با او بکند. هیزم شکن و همسرش بانو را نجات می دهند و به خانه ی خود می برند، و ماجرا را به او باز می گویند. هجده سال بعد پادشاه در جنگل با پسر برومندی رو به رو می شود و از هیزم شکن می شنود که او فرزند واقعی پادشاه است. پادشاه جین خان را می کشد و هیزم شکن را به جای او می گمارد و مقدم ملکه و فرزندش را به قصر گرامی می دارد.

نظرهای منتشر شده فیلم یکی بود یکی نبود

0 نظر