پوستر فیلم فهرست شیندلر

فیلم‌ سینمایی |بیوگرافی ، درام ، تاریخی

فهرست شیندلر

Schindler's List

۸.۴ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱۱۷ رای

منتقدان:

۱۰

امتیاز دهید:

در لهستان اشغالی در جنگ جهانی دوم، اسکارشیندلر به تدریج نگران نیروهای کارگرش می شود که یک به یک توسط نازی ها اعدام می شوند.

ویدیوهای فیلم فهرست شیندلر

موسیقی متن «فهرست شیندلر ...
سکانس غم انگیز «فهرست شی ...

عکس‌های فیلم فهرست شیندلر


فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  
فهرست شیندلر  

دیالوگ های به یاد ماندنی

نقدهای بلند فیلم فهرست شیندلر

نقدهای کوتاه فیلم فهرست شیندلر

خبرهای مرتبط با فیلم فهرست شیندلر

نظرهای منتشر شده فیلم فهرست شیندلر

۳ سال پیش

۲۳ فروردین ۱۳۹۸

معرکه معرکه میخکوب میکنه ادمو ۴ بار دیدم .ممنون
۰
۰
پاسخ
گزارش تخلف

۳ سال پیش

۱ دی ۱۳۹۷

فیلم 3 ساعته فهرست شیندلر(1) اثر استیون اسپلیبرگ(2) در سال 1993 ساخته شد. این اثر اقتباسی از کتاب "شیندلر آرک" با مضمونی از زندگی واقعی فردی به همین نام است . اسکار شیندلر، تاجر آلمانی، فردی پول دوست و هوس باز با پیوستن به حزب نازی (به عنوان عضو افتخاری) در خلال سالهای جنگ جهانی دوم، بدنبال راه اندازی مجدد کارخانه ی تفلن سازی و به کارگیری از اسرای اردوگاههای کار اجباری نازی (یهودیان دربند) از فردی مادی و دنیاگرا به فردی اسطوره ای و منجی بدل می گردد. لایه ظاهری و سطحی فیلم درام و تراژدی غم انگیزی از وضعیت اسف بار بازداشگاهها و اسیران اردوگاههای مرگ آلمان نازی است. فیلم روایتی از نسل کشی نازی ها (حزب ناسیونال سوسیالیسم) در خلال جنگ جهانی دوم و وقایعی است که هرچند مورد انتقاد برخی منتقدان و ضد یهودیان قرار گرفته، اما نشانگر تغییرات معرفتی انسان است، شخصیت اصلی داستان "اسکار شیندلر" در بحبوحه ی آدم کشی ها و زجر بی پایان اسرای جنگی اردوگاههای کار اجباری، دست به عملی انسانی می زند و مخاطب را به همذات پنداری با قهرمان اسطوره ای (شیندلر) و دیگر قهرمانان فیلم (اسیران جنگی) فرا می خواند. در واقع فرآیند کاتارسیس(3) در این تراژدی مخاطب را یک آن رها نمی سازد، هر چه از آغاز فیلم می گذرد این احساس شدیدتر می گردد و قهرمان، قهرمانتر و وجه اسطوره ای اش کامل تر می شود تا جایی که به ایزدی شهید شوند(4) مبدل می گردد. در واقع می توان این فیلم را از منظر دو کهن الگوی شناخته شده ی، نبرد خیر و شر(5) و انتظار (حلول منجی) به عنوان مهمترین الگو و دیگر الگوها را به صورت کم رنگ تر مانند سفر و ایزد شهیدشونده مورد بررسی قرار داد. مولف توانسته در این هیاهوی سراسر ظلم و جور و فشار پنجره ای را به روی مخاطبان بگشاید تا فیلم را از روایتی سراسر تباهی و سیاهی به سوی بارقه هایی از نور و امید رهنمون سازد و مرهمی بر زخم ها ی ناشی از فجایع گذشته بر انسان ها در تاریخ معاصر گذارده باشد. در اصل این دو کهن الگوی نبرد میان (خیر و شر) و (انتظار) آن چنان پر رنگ و قدرتمند در فیلم تنیده شده است که نمی توان نقش اسطوره ها و نمونه های ازلی ناخودآگاه جمعی (نظریه کارل گوستاو یونگ(6)) را از فیلم جدا کرد. پیوست ها و منابع: 1-فیلم شناسی : ساخت فیلم در سال 1993 ، کارگردان استیون اسپیلبرگSteven Spielberg بازیگر نقش اول، اسکار شیندلر Liam Neeson بازیگر نقش حسابدار، ایزاک اشترن Ben kingsley بازیگر نقش افسر نازی، آمون گوت Ralf fiennes کشور سازنده : آمریکا زبان: انگلیسی، عبری، آلمانی، لهستانی رنگ: سیاه و سفید کمپانی: یونیورسال پیکچر برنده 7 جایزه اسکار و 63 جایزه دیگر از سراسر جشنواره های فیلم دنیا ( منبع از سایت IMDB) استيون اسپيلبرگ _ Steven_Spielberg 2-بیوگرافی کارگردان: اسپیلبرگ از یک خانواده یهودی در سینسیناتی در اوهایو بدنیا آمد و در هادون، نیوجرسی و اسکاتدسدال رشد کرد. اسپیلبرگ نام شهری در اتریش است که اجداد یهودی مجارستانی او در قرن ۱۷ می‌زیسته اند. او هم دوره جرج لوکاس، فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، جان میلوش و برایان دی‌پالما بوده است. او با فیلمسازی بزرگ شده است. در نوجوانی با دوستانش فیلمهای ۸ میلیمتری می‌ساخت. و اولین فیلم کوتاهش را برای نمایش در سینماها در سن21 سالگی و در سال 1968 ساخت. پس از پایان دوره دبیرستان در سال 1964 او به دانشگاه کالیفرنیا به نام لانگ‌بیچ رفت تا ادبیات انگلیسی بیاموزد چون این دانشگاه در آن زمان رشته سینما نداشت. در سال 1968 دانشگاه را رها کرد. در سال 2002 بیست و پنج سال پس از آغاز تحصیلات او تحصیلاتش را با پروژه‌ای مستقل در «CSULB» پایان داد. ( منبع ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد) 3- با وجود اينكه تراژدي احساساتي مثل دلسوزي يا ترس را در ما برمي‌انگيزد، اما بهتر است كه به جاي اين احساس از اصطلاح همدردي و ش‍ِكوه استفاده كنيم. تراژدي هنگامي كه خوب پرداخته شده باشد، شنوندگانش را در حالت ناراحتي رها نمي‌كند. اگرچه ما نمي‌توانيم مطمئن باشيم كه منظور ارسطو از كارتاسيس چه بوده است، با وجود اين در اين مورد مي‌توانيم نوعي تخليه احساسي در پايان نمايشنامه را در نظر داشته باشيم كه احساس مشترك همه كساني است كه يك تراژدي بزرگ را ديده‌اند. آنها به شدت تحت تأثير احساساتي مثل ترس و وحشت واقع مي‌شوند، اما به لحاظ عاطفي آدمهاي طردشده و تو س‍َري‌خورده‌اي نيستند. در عوض ممكن است همواره احساس شادي و كام‌بخشي داشته باشند. اين احساس واكنشي به عمل تراژيك است. با سقوط يك قهرمان و دستاوردي كه از خودآگاهي‌اش حاصل او مي‌شود، شما همراه با اين احساس كه انساني هدر شده است، برداشت جديدي دربارة شكوه انسان به دست مي‌آوريد. در كنار اين سقوط متوجه مي‌شويد كه زندگي انسان پتانسيلهاي قوي‌اي براي بهتر بودن دارد. در ضمن با وجود اينكه قهرمان ممكن است شكست بخورد، مي‌دانيد كه خيلي شجاعت به خرج داده و در نتيجه اين شكست آگاهي كسب كرده است.( منبع ، تراژدی و کمدی ؛ مهدی نصیری، پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر) 4- شیندلر بعنوان شخصیتی منفی در اول ، و بعد از ان استحاله روحی اش در میانه فیلم شباهتمایی بسیاری به فرجام شهادت و محکومیت به مرگ و مورد غضب قرار دادن دو سرنمونه/ ایزد ( جم و پرومته) توسط خدایان ایران و یونان (اورمزد و زئوس را پیدا می کنند ، برای اطلاع بیشتر ،نگاه کنید به: پژوهشی در اساطیر ایران (پاره نخست ، و دوم) مهرداد بهار، ص 231 ، پاییز 1367 ، انتشارات آگاه تهران. 5-شناخت اساطیر ایران ، جان هینلز، ترجمه ژاله آموزگار – آحمد تفضلی ص80و ص 95 . 1373 نشر چشمه تهران. 6- نگاهی به انواع شیوه های نقادی معطوف به مولف ، محمد هاشمی مجله نقد سینما شماره 32 ص،29. 7- همان ص،30. 8-در شهرها یا مناطق دیگر به محله‌ای که ساکنان آن غالباً از یک قوم یا از یک مذهب باشند گِتو (به انگلیسی: ghetto) گفته می‌شد و امروزه در کل به مناطق فقیر شهری که بیشتر، مهاجران یا اقلیت‌ها در آن ساکنند گتو گفته می‌شود. گتو از نظر تاریخی در اروپا به محله‌هایی که اقلیت یهودی در آن ساکن بودند گفته می‌شد. در ایران برای بیان این معنی گاه واژه "جهود محله" بکار می‌رفته و امروزه در معنی امروزی‌اش بیشتر از آن به عنوان پدیده حاشیه‌نشینی یاد می‌شود. در سال ۱۵۳۶، در شهر ونيز، يهوديان را مجبور ساختند در محله بسته‌ای زندگی کنند و این محله بود که گتو نام گرفت. ريشه اين واژه را واژه ایتالیایی getto دانسته اند. از گتوهای اجباری معروف و یهودی‌نشین گتوی ورشو بود. در زمان آلمان نازی گتوسازی گسترده‌ای برای ایزوله کردن اجباری یهودیان در اروپا انجام گرفت. نمونه این سیاست از سوی دولت اسرائیل در مناطق اشغالی فلسطین نیز اجرا شده است. ( منبع ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد) 9- نگاهی به انواع شیوه های نقادی معطوف به مولف ، محمد هاشمی مجله نقد سینما ، شماره 32 ص،29. 10- همان ،ص30. 11- رویدادهای آخر زمان (مکاشفه ) آخرین قسمت کتاب عهد جدید ص 1228، کتاب مقدس ترجمه تفسیری و به انضمام ( بخش 21) 12- آرماگدون (به انگلیسی: Armageddon، عبری: מגידו) به «کوه مجیدو » (Magiddo) اطلاق می‌شود که در ۹۰ کیلومتری اورشلیم و ۳۱ کیلومتری جنوب غربی شهر کنونی حیفا وافع است. این کوه شامل منطقه‌ای ست که از نظر باستانشناسانه اهمیت زیادی دارد. آرماگدون نام مکانی ست که در انجیل جدید ارزش نمادینه داشته و تنها یکبار در بخش آپوکالیپس فصل ۱۶ آیهٔ ۱۶ آمده و به این مفهوم است که در آینده این مکان شاهد حادثه‌ای خارق العاده خواهد بود. «از معبد صدایی مهیب برخواست که به هفت فرشته چنین می‌گفت: بروید و هفت جام خشم خداوند را بر زمین بریزید...» آرماگدون محل تجمع پادشاهان شرق خواهد بود. ششمین فرشته جام خود را روی فرات می‌ریزد تا آنرا خشک کرده و راه پادشاهان شرق را هموار سازد. آرماگدون مکان نمادین نبرد خیر و شر و جلوه گاه خشم خداوند(فصل ۶ از آپوکالیپس آیهٔ ۱۲) خواهد بود. اصطلاح آرماگدون مکرراً در فرهنگ معاصر بکار گرفته شده‌است. در سال ۱۹۹۵ میکائیل بای Michael Bay فیلمی به همین نام ساخت. ( منبع از ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد) 13- شناخت اساطیر ایران ، جان هینلز، ترجمه ژاله آموزگار – آحمد تفضلی ، ص 55 فیلم با تاکید بر سفید و سیاه بودن اشاراتی معنادار با رویارویی تاریکی و روشنایی (خیر و شر) دارد. روشن شدن شمع ها در آغاز و نمایی از اجرای مراسمی آئینی توسط یهودیان در آغاز و محو این مراسم و همچنین تکرار این سکانس ها در پایان فیلم نمایشی از نبرد این دو مفهوم از کهن الکوهای ناخوآگاه جمعی بخشی از مردمان این کره خاکی است. شخصیت اول "اسکار شیندلر" به طور ناخودآگاه وارد جریانی می گردد که این حرکت او را از نهایت رذالت به اوج معرفت می رساند. در بحث معنا شناسی این اثر در سطح معنای صریح (Dinotative )(7) همان عامل خیر و شر را که به شکل نمادین در تقابل تاریک و روشن ها و نورپردازیهای عامدانه در فیلم که همان القای جدال میان این دو نیرو است را نمایان می سازد. تنها در دو سکانس حضور دخترک قرمزپوش را که درست در زمان آگاهی یافتن از وقایع جنگ و آنچه که در"گتوی یهودیان"(8) در حال وقوع است به عنوان جرقه ای در ذهن و ناخودآگاه قهرمان اصلی فیلم دیده می شود یاد کرد ،یکی، صحنه ای است که شیندلر و معشوقه اش در مجاورت گتوی یهودیان مشغول سوارکاری اند. و ناخواسته مواجه با کشتار و ارعاب یهودیان توسط ماموران نازی می شوند و آنجاست که او دخترک قرمزپوش را که سرگردان و فراری است می بیند. ودیگری زمانی است که در میان قتل عام وکشته شدگان اسرا به جنازه دختر مذکور با تمهید کارگردان ( با پالتوی قرمز) به دیده مخاطب /چشم شیندلر مورد توجه قرار می گیرد. این رویداد آغاز فصل جدیدی از شکل گرفتن "ور" دیگر شخصیت شیندلر است. از این زمان به بعد پرسونای(Persona) (9) او از نقش مردی مادی و جاه طلب و سودجو به سوی فردی خیرخواه میل می کند. در واقع نقش اجتماعی (Social Role )(10) اسکار شیندلر از یک رئیس و کارخانه دار استثمارگر به فردی " مصلح/ناجی " تغییر می یابد. او با تهیه فهرستی از یهودیان دربند با همکاری حسابدار خبره کارخانه (ایزاک اشترن ، با بازی زیبا و اثر گذار بن کینگزلی) به مفری برای تغییر و نجات آنان بر می آید. حتی تغییرات پرسونا تا جایی پیش می رود که می خواهد بر افسر اس اس " آمون گوت " فرمانده ای رذل و آدم کش نازی تاثیر مثبت بگذارد، به دیالوگی از فیلم که میان آن دو رد و بدل می شود، توجه کنیم: شیندلر(خطاب به آمون ): این قدرته آمون! اگر اختیار کشتن رو داشته باشی، اما ببخشی، این قدرته! آمون : امشب زیاد شراب خوردی؟ این مناظره ها میان شنیدلر و افسر اس اس تا پایان فیلم ادامه دارد و در این میان نیز رفتار و شخصیت پرسونا نیز به استحاله و تغییرات اساسی منجر می گردد. او دیگر یک ناجی است و می خواهد این نقش را تا پایان بازی کند. کهن الگوی انتظار با ایجاد و بستر سازی حلول یک منجی از سوی اسران یهودی این نقش را کاملتر می سازد و این آرزو در جابه جای ها و گزینش افراد توسط منجی /موعود ( شخصیت اول فیلم) برای حرکت به سرزمین دیگر از طریق تهیه فهرست ها و سفرهای پیاپی برای رسیدن به آرمان شهر(11) یا به تعبیر عقاید یهودیان آرماگدون(12)، میسر می گردد. شیندلر از این پس دست به هر کاری برای نجات اسرای جنگی می زند. از جان و مال و اعتبار خویش مایه می گذارد. حتی در پایان فیلم که می خواهد به تسلیم نیروی متفقین در آید، لب به اعتراف می گشاید که ای کا ش مدال طلایی(نشان عضویت حزب) و ماشین شخصی اش را داده و جان دو نفر دیگر را نجات داده بود. اعتبار این منجی تا جایی است که پس از اعلام پیروزی متفقین بر آلمان نازی، کارگران کارخانه حتی از خبری این چنین مسرت بخش خوشحال نمی گردند و مانند مسخ شدگان، نگران از دست دادن منجی ای هستند که حال در حد ایزد ستوده می شود و زمانی که شیندلر عازم تسلیم شدن به متفقین است، چنان می نماید که ایزد/ منجی توسط خدایان( نیروی پیروز متفقین) به مسلخ برده می شود. کارگران که بی شباهت به جمع مردگان نیستند، نشانی از جهان مردگانی را دارند که در اسطوره (یمه/جم/ جمشید) همراه با منجی خود به جهانی دیگر،- که در واقع مثال و اشارتی از سفری همراه با سرنمونه/ منجی(جم / جمشید) برای رهایی و رسیدن به آرمان شهر وعده داده شده(در اساطیر ایرانی) به" وره جم کرد"/ دژی در زیرزمین که توسط جمشید ساخته شد تا مردمان را از هلاکت و بلا یا رهایی دهد(13) ( در اینجا به کارخانه ) پناه داده شده اند ، دارد - در سکانسی که پس از جدایی از( ایزد شهید شده) در ظاهر تسلیم گشته، بر جای خود خفته می بینیم با حضور سوار ( پیک صلح ) در هنگامه صبح که حامل خبری از آزادی ایشان و پیروزی خیر بر شر (آلمان نازی) است،جمع اسیران (مردگان اساطیری)بیدار می شوند، بیدرای یکباره آنان تداعی کننده رستاخیز و آغاز زندگی دوباره است این زندگی پس از سفر های طولانی توسط ایزدی که هم اکنون به مسلخ رفته است، مسلم گشته و آنها پس از برخاستن ، منزل گاه جدید ( آرمان شهر) را جستجو می کنند. از پیک مسیر سرزمین موعود می طلبند، وسوار پاسخی معنا دار می دهد: به سوی غرب نه ، شرق نه، شمال یا جنوب؟!
۰
۰
پاسخ
گزارش تخلف