ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
۷.۵/۱۰
۹۳۱ رای
۵/۱۰
۳ رای

مسافران

کارگردان
نویسنده
تهیه‌کننده
نیل اچ موریتز

خلاصه‌‌‌‌‌فیلم
این فیلم دربارهٔ یک سفینه فضایی است که هزاران نفر را به سیاره‌ای دور دست می‌برد، اما یکی از محفظه‌های خوابش ایراد دارد و در نتیجه یکی از مسافران (کریس پرت) 90 سال زودتر از موعد مقرر از خواب برخواسته و وقتی می‌بیند که به تنهایی در حال پیر شدن و مردن است تصمیم می‌گیرد مسافر دیگری (جنیفر لارنس) را نیز بیدار کند، که این کار جرقهٔ یک رابطه را بین این دو می‌زند.

خبرهای مرتبط

جنیفر لارنس یکی از کم سن ترین بازیگرانی است که موفق به نامزدی و دریافت جایزه اسکار شده است

نظرهای منتشرشده


علی علیخانی
یک سال پیش
سفینه ای فضایی که تعدادی انسان را به سیاره ی قابل سکونت دیگری انتقال می دهد ایده جذابی است اما مسافران فیلم سینمای گیشه یا به اصطلاح بدنه است.دلیل عمده هم ضعف فیلمنامه و غیر منطقی بودن بسیاری از وقایع فیلم است که از دید تماشاگر پاپ کرن خور درون سینما که صرفا جهت سرگرمی و گذران وقت پای دیدن فیلم نشسته است به چشم نمی آید. گاف اول فیلم در ثانیه های ابتدایی وقتی هنوز وارد داستان نشده ای خودنمایی می کند و نوید این نکته را می دهد که با فیلمی فضایی با ساختاری علمی و چارچوبی درست و حسابی مثل ادیسه کوبریک یا در میان ستارگان نولان روبرو نیستی.سفینه با غرشی وهمناک در فضای تیره کهکشانی در حرکت است مثل مجموعه های سرگرم کننده جنگ ستارگان فارغ از این واقعیت ساده فیزیکی که در فضا صدا وجود ندارد! با این شروع ضعیف وارد فیلم می شویم.داستان جذاب می شود وقتی یکی از مسافران به اشتباه زودتر از سایرین از خواب مصنوعی بیدار می شود.این موضوع ترس جالبی در بیننده ایجاد کرده و او را درفضایی ذهنی با هزاران احتمال رها می کند.هرچند کارگردان با فرار از این حقیقت علمی که زمان از نظر چه کسانی سال ها در گذر است ساکنین سفینه یا افراد روی زمین از یک مهلکه خطرناک عبور می کند اما در عصری که همه ما ارتباط مستقیم فضا نوردان با زمین را دیده ایم چطور بپذیریم که ارسال یک پیام صوتی به زمین و دریافت پاسخ آن در آینده عصر داستان ۵۵ سال طول میکشد! اینجاست که ضعف فیلمنامه بیشتر از قبل توی ذوق می زند.اما بخش جذاب بعدی داستان کلنجار رفتن جیم برای بیدار کردن یکی دیگر از مسافران است تا مرد داستان از تنهایی خارج و افسانه آدم و حوایی دیگر در فضایی غریب جلوه گر شود.از اینجا به بعد است که فیلم مسیر برزخ گونه خود را در بین سینمای علمی تخیلی و داستان های فانتزی عاشقانه طی می کند.هرچه ریتم فیلم تند می شود عقلانیت داستانی آن کاهش می یابد.دو شخصیت غیر منطقی آرتور(که من را یاد آرتور سی کلارک فقید انداخت!) و فرمانده سفینه حضوری غیر قابل قبول دارند.آرتور برای چه در بار کار می کند؟ مگر قرار است کسی بیدار شود؟ یا فقط داستان بیداری عمدی را لو دهد؟! فرمانده برای چه بیدار می شود و به طرز مضحک و غیر قابل درکی می میرد؟ برای اینکه کد و مچ بند تشخیص را بدهد؟ مگر سفینه ای با آن عظمت و تشکیلات استخر و سونا است که با یک مچ بند بشود به همه جای آن سرک کشید؟! چطور وقتی کوچکترین شرکت ها در کشور جهان سومی ما از فناوری تشخیص چهره استفاده می کنند و همه دنبال موبایل هایی با این ویژگی هستند می توان این حد از ضعف داستان نویسی را از فیلم سال ۲۰۱۷ هالیوودی پذیرفت؟ فاجعه فیلم با صحنه های اکشن تعمیر فضاپیما به اوج خود میرسد.جایی که اگر تعمیر شاتل های فضایی ناسا را دیده باشی که چطور از زمین کنترل میشود و همه چیز روی حساب و کتاب و دقت است به نویسنده و کارگران فیلم لبخند میزنی که چطور انتظار دارند باور کنیم یک مکانیک ساده و یک نویسنده با خواندن چند منوال پیش پا افتاده توانستند منجی مسافران سیاره خیالی شوند! فیلم از ارایه دلیل برای ترک زمین هم عاجز است که اگر فلسفه خوبی برای طرح آن داشت شاید با فیلمی در قد و قواره های ادیسه یا در میان ستارگان یا سولاریس روبرو بودیم اما بدون فکر و فقط نوشتن و سیاه کردن شایسته سینمای سرگرمی است که هدف دیگری جز گذاران وقت ندارد. امتیاز ۴ از ۱۰
خطر لو رفتن داستان
پاسخ

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi