پوستر فیلم محیا

فیلم‌ سینمایی

محیا (۱۳۸۶)

۵.۸ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۳۸ رای

منتقدان:

۲

امتیاز دهید :

جاوید دانشجوی پزشکی که از دیدن مردگان هراس دارد، به طور اتفاقی در یک مراسم ختم در گورستان با محیا، دختری که بعداً درمی یابد همکار او در بیمارستان است آشنا می شود و پس از مدتی از او خواستگاری می کند اما جواب رد می شنود. این در حالی است که شهره، دخترخاله جاوید که به او علاقه مند است، از شیراز به منزل جاوید آمده، اما جاوید به شهره می گوید که مایل به ازدواج با او نیست. جاوید پس از اصرار فراوان برای خواستگاری از محیا متوجه می شود پدر و مادر او غسال هستند و گاهی خودش هم در شستن مرده ها به والدینش کمک می کند. کرم، پسردایی و عاشق محیا که متوجه علاقه جاوید می شود، او را تهدید می کند. محیا به دلیل شغل خانواده اش و نیز تهدیدهای کرم، نمی خواهد جاوید دچار مشکل شود، پس شرط سختی را برای ازدواج می گذارد: این که جاوید باید هفت مرده را غسل دهد. جاوید به این منظور شهر را ترک می کند و در یک روستا با نظارت پیرمردی عارف به این کار مشغول می شود و شرط را با موفقیت انجام می دهد و هفتمین مرده را که در واقع خود میرطاهر است غسل می دهد. پس از بازگشت در حالی که در یک پارک با محیا صحبت می کند به دست کرم چاقو می خورد، اما زنده می ماند. محیا به ملاقات او در بیمارستان می آید و به نظر می رسد مشکلات وصال شان به پایان رسیده است.

کارگردان: اکبر خواجویی

نویسنده: اکبر خواجویی

دیالوگ های به یاد ماندنی

 عمر آینه ها از ما آدما بیشتره،اگه نشکنن؛اگه بشکنن و تیکه تیکه هم  بشن،بازم آینه اند،تو هر ذره اش می تونی خودت ببینی… قاب آینه مثه تن آدمه ،  میپوسه،موریانه میخوره، میسوزه،از بین میره؛اما آینه مثه روح آدم می مونه…  اگه هزار تیکه هم بشه ، بازم آینه است… 

۰

نقدهای بلند فیلم محیا

نقدهای کوتاه فیلم محیا

نظرهای منتشر شده فیلم محیا

۷ ماه پیش

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰

آموزنده بود و بسیار زیبا
۰
۰
پاسخ
گزارش تخلف

۲ سال پیش

۱۳ اسفند ۱۳۹۸

5 از 10
۰
۰
پاسخ
گزارش تخلف