آدرس ایمیل نادرست است

نمایش کلمه عبور نمی‌تواند خالی باشد

بازیابی کلمه عبور

نام نمی‌تواند خالی باشد

نام خانوادگی نمی‌تواند خالی باشد

آدرس ایمیل نمی‌تواند خالی باشد

نمایش رمز عبور نمی‌تواند خالی باشد

لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید تا دستورات لازم جهت تغییر رمز حساب کاربری شما از طریق ایمیل برای شما ارسال گردد.

Error message here!

بازگشت به لاگین

بستن
2016-10-29 12:21:08
رای کاربران
10 / 4.68
47 رای
رای منتقدان
10 / 1.00
1 رای

جشن تولد

عباس لاجوردی

این فیلم داستان خانواده سوری را روایت می‌کند که شب جشن تولد فرزندشان به نام «رقیه» است این شب و جشن آنها مصادف می‌شود با حمله تکفیری‌ها به دمشق و حرم حضرت زینب(س) که باعث می‌شود این خانواده شیعه به همراه همسایه اهل سنتشان از خانه به سمت محل امنی فرار کنند و مقصدشان حرم امن حضرت زینب(س) است، در این مسیر با دو ایرانی که برای زیارت به اتفاق خانواده آمده‌اند آشنا می‌شوند که زمانی در جنگ ایران و عراق در خرمشهر از شهرشان دفاع می‌کردند در مسیر رسیدن به حرم در بین راه به یک کلیسا پناه می‌برند و در مسیر اتفاقاتی برای این گروه رخ می‌دهد.


قانونی بخرید و دانلود کنید


نظرهای منتشر شده (7 نظر)

شما می‌بایست نام خود را وارد نمایید.

شما می بایست یک ایمیل صحیح وارد نمایید.

شما می‌بایست یک متن وارد نمایید.

خطر لو رفتن داستان
نوا
27 اسفند 95 | 22:06
نوا

ببخشید راستش من فیلمهایی مثل ابدویک روز و فروشنده و.. رو پسندیدم چون درباره مشکلات کشوره خودمون حرف زده.... ما خودمون اینقدر گرفتاری ومشکلات تو کشورمون هست که.... یکی باید بیاد از اینافیلم بسازه.... مثلا همین گورخوابها یا کارتون خوابها و......

پاسخ
حسین
05 اسفند 95 | 11:42
حسین

فیلم کاملا تو بخش خصوصی و سر مرز با داعش ساخته شده،کسی که میگه سفارشیه قطعا از روی جهل این حرفو میزنه نه آگاهی.
کارگردانش هم انسان قابل احترامیه و کارهای بزرگی قبلا انجام داده...
واقعا به عوامل این فیلم خسته باشید میگم.

پاسخ
مهشید
22 بهمن 94 | 16:11
مهشید

مردم از فیلم سفارشی بدشون میاد

پاسخ
ابى
18 بهمن 94 | 13:14
ابى

انقدر خودمون مساله داريم كه ديگه مسايل اين مدلى دردى از ما دوا نميكنه

پاسخ
هما
17 بهمن 94 | 00:59
هما

خیلی بد

پاسخ
علی صبوری
15 بهمن 94 | 12:49
علی صبوری

«جشن تولد» را می شود از زوایای متفاوت دید ، به بحث فرمیک و هنری یک اثر سینمایی یا به نفس اقدام برای ساخت این نوع از فیلم و محتوا .
در سالهای اخیر بیشتر فیلم ها در خانواده هایی مرفه و در خانه هایی بزرگ و شیک رقم می خورد که موجب می گردد انتظارات آدم های جامعه از رفاه در یک زندگی معمولی بالا رود ، همین آدم ها از زندگی کردن و لذت بردن از داشته هایشان می زنند و تمام روز و عمرشان را پای تامین حداقل رفاهی که در فیلمها می بینند می کنند ، جشن تولد در یک خانواه ی آسیب دیده رقم میخورد ، و سعی می کند متعهادانه از دین و مقاومت و فرهنگ شهادت بگوید .
حضرت امام نیز یکی از شاخصه های هنر متعهد را ارتباطش با قشر مستضعف می دانست ، در کلام ایشان آمده است : باید مقاطع حماسه ها و پیروزی ها را در معرض نمایش توده ها و جوامع بشری و تاریخ گذاشت . باید روح شجاعت و حماسه را تقویت کرد . باید از این بچه ها الگو بسازند .
امام در جایی دیگر خطاب به هنرمندان در سطح جهان اسلام در پیام حج سال 63 برای هنرمند یک مسئولیت تعریف می کنند :
به هر وسیله که می توانید غفلت زدایی کنید . مسلمین را برای یک نهضت عمومی سراسری اسلامی در سراسر جهان مهیا کنید.بدانید که این امر شدنی است.و ما می توانیم بر جهان مسلط شویم .
مسلط شدن نه به مفهوم امپریالیستی که همه چیز در دست ما باشد برای له کردن بقیه . یعنی که ما می توانیم جهان را آزاد کنیم .
لاجوردی نیز میخواهد متعهدانه به آرمانهایش فیلم بسازد اما نه آنگونه سوری و تصنعی که یک هاله ی نوری باشد و یک کاراکتر بر سجاده ای که کنارش عطر سبز رنگی هم هست ؛ مفاهیم اساسی و محوری انقلاب اسلامی ، ظرفیت های دراماتیکی را در خود نهفته دارد ، مفاهیمی مانند : عدالت خواهی ، طاغوت ستیزی ، شهادت ، ایثار ، معنویت مجاهدانه ، مقاومت ، وحدت و ...
برای ساخت فیلم انقلابی که بتواند دیده شود و اندیشه ی انقلابی را بسط دهد و موثر باشد ، صرفا انقلابی بودن کافی نیست باید دین و هنر را فهمید ، باید که سینما و مخاطب آن را شناخت ، تا مفاهیم اساسی انقلاب را بتوان تبدیل به ارزش کرد . امام خمینی ره در ادامه ی بیاناتشان نسبت به هنر متعهد و نمایاندن اندیشه ی انقلابی بیان میدارند : نمی شود فقط بینش انقلابی داشت . باید بینش دینی نیز داشته باشند . افرادی که با بینش انقلابی وارد این عرصه شدند چون بنیان فکری دینی نداشتند نتوانسته اند آنچنان که باید موفق شوند ؛ هسته ی هنر، زیبایی شناسی است . و این را همه قبول دارند.ولی ما دو سنخ هنر و ادبیات داریم؛ یکی زیبایی محور، و یکی خوشگل محور.هنر اسلامی ، زیبایی محور است. و هنر غربی ، خوشگل محور و هالیوودی . مبنای جذب هنر غربی ، خشونت و فحشا می باشد . در سینمای ما جای خالی فکر و اخلاق را با نشان دادن موی سر و بدن افراد پر می کنند . اینها حتی قدرت احساس و عاطفه را هم ندارند . در صورتی که با احساس و عاطفه می توان بهترین سینماها را ساخت . در یک سینما ، معقولات به نفع محسوسات ، عقب نشینی می کنند . طبیعت زدگی بر حقیقت گرایی غلبه می کند .
سینما وادی حس است نه منبر تبلیغ و هر چه باید گفته شود را باید نمودی حسی به آن داد ، فارغ از نفس اقدام فیلمساز به چنین مقوله ای از سینما ، نمی شود آن را قضاوت کرد مگر همراه با واکاوی هنری اثر .
بدترین اتفاق در یک اثر سینمایی جدا شدن مخاطب از پرده ی سینماست که جان اثر را میگیرد و بدل می شود به یک فیلمی تلوزیونی ، دست کارگردان به شدت در اثر مشخص است ؛ صدای انفجار تقسیم شده است به لحظه ای که برادر میخواهد هدیه ی تولد را واگذار کند ، لحظه ای که می خواهند شمع را فوت کنند و لحظه ای پس از دیالوگ مادر که به مضمون می گوید : چیزی نشده ، همه چیز آرام است .
انفجار ها دقیقا جایی رخ می دهند که دوربین مقابلش قاب بسته است ، قاب بندی انفجار ها به شدت مصنوعی است و به شدت کلیپ ویدیویی.
صدا گذاری آزار دهنده است ، در خانه ی تولد صدای موسیقی را از کوچه میشنویم ، با تلفیق موسیقی و صدای بمباران و شلیک میخواهیم که به ریتم برسیم ولی با حس تصویر سینک نیست .
کاراکتر داعشی بیشتر رامبو است که با یک دست همه را کنار میزند , زن ها در مقابلش مقاومت می کنند و مرد خانه دراز کشیده و تماشا میکند ، یکباره کاراکتر داعشی عاجز می شود ، مرد با دست بسته به صورت بسیار تکنیکی او را نقش زمین می کند . پسر کوچکی که براثر جراحات شدید در مرز مرگ قرار دارد پس از ساعت ها حیات دوباره می‌گیرد و میان شلوغی و گیرودار، صاف میرود سراغ خواهرش که در پتو پیچیده شده و در همین چند ساعت کشته شده است .
ایرانی ها زیادی فرشته اند ، عادی نیستند طره های تافت خورده ی «مهدی» هم تا آخر جنگ تکان نمی خورد . میگوید شهرم خرمشهر است و آنجا جنگیده ام ولی تهرانی صحبت میکند .
فیلم همه اش استعاره و کنایه است که از فیلم بیرون می زند . از اسم آدمها گرفته تا تابلو ها و مجسمه ی مسیح.
لاجوردی در کارنامه ی خود مستند سازی را دارد ولی برای سینمای انقلابی اسلامی باید بینشی عمیق تر داشت ،و سینما را فهمید .
علی صبوری

پاسخ
بامداد
14 بهمن 94 | 08:39
بامداد

فاجعه ی به تمام معنا

پاسخ