آدرس ایمیل نادرست است

نمایش کلمه عبور نمی‌تواند خالی باشد

بازیابی کلمه عبور

نام نمی‌تواند خالی باشد

نام خانوادگی نمی‌تواند خالی باشد

آدرس ایمیل نمی‌تواند خالی باشد

نمایش رمز عبور نمی‌تواند خالی باشد

لطفا آدرس ایمیل خود را وارد نمایید تا دستورات لازم جهت تغییر رمز حساب کاربری شما از طریق ایمیل برای شما ارسال گردد.

Error message here!

بازگشت به لاگین

بستن
2016-11-12 09:46:21
امتیاز
6.63 از 10 با 493 رای
4.13 از 10 با 8 رای

نفس

نرگس آبیار

روایتی از زندگی چهار کودک با نام‌های بهار، نادر، کمال و مریم است که همراه پدرشان غفور و مادربزرگ در دهه50 خورشیدی نفس می‌کشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رویاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد.

ویدیوهای فیلم


نظر منتقدین


مسعود فراستی

اين ديگر فيلمسازي نيست. با رانت كسي فيلمساز نمي‌شود و اگر يك‌شبه شد، يك‌شبه هم ساقط مي‌شود. چقدر اين فيلم مشمئزكننده است و چقدر ضدزن و ضدكودك. طرفداري مزورانه‌اي دارد از مظلوميت بچه‌ها. ضدجنگ بودن فيلمساز ديگر بدجوري لو مي‌رود و جانماز آب‌كشيدن‌هايش.

محمد تقی فهیم

من با بهار قصه همزادپنداری کردم و من را به گذشته خود برد. اتفاقات و تصویرسازی فیلم برای من دلچسب بود. همین که در میان فیلم های آپارتمانی و سیاه اجتماعی این دوره زمونه یک کارگردان به روستاها رفته و در میان خانه های قدیمی کاه گلی قصه اش را روایت می کند برای من ارزشمند بود. هرچند فیلم آن قدر اضافه و کش دارد که با حذف بسیاری از بخش های آن چیزی از فیلم از دست نمی رود. اما در سینمایی حرف میزنیم که نه درام، نه صحنه، نه شخیت پردازی و... دارد و همین ارزشمند است.

جواد طوسی

نفس» آنقدر نگاه متکثری دارد که هیج منظقی پشت آن نیست. راوی ای که قرار است از نگاه ما به تاریخ نگاه کند، اما مرز فانتزی، واقعیت و کودکانه قاطی می شود و این تاریخی که گاهی وجه پروپاگاندا پیدا می کند را شاهدیم. فیلمی بدون قصه و نچسب که به نظرم «نفس» نسبت به فیلم قبلی آبیار پسرفت بود. نمی دانم چرا این حجم سرمایه را خرج کاری کرده که مخاطب نمی تواند با آن رابطه برقرار کند.

خبرهای مرتبط


گزارش تصویری اکران خصوصی فیلم «نفس»

اکران خصوصی فیلم «نفس» با حضور نرگس آبیار، پانته آ پناهی ها، گلاره عباسی، جمشید هاشم ....

معرفی فیلم «نفس»، عکس های فیلم، حواشی، پوستر و آنونس

فیلم سینمایی «نفس» ساخته نرگس آبیار از 19 آبان ماه به سرگروهی سینما کوروش اکران شده است. ....

پیش فروش اینترنتی فیلم «نفس» آغاز می شود

در پی نهایی شدن اکران فیلم «نفس» به کارگردانی نرگس آبیار در تاریخ 19 آبان پیش فروش اینترنتی ....

چرا اکران «نفس» به تعویق افتاد؟!

تهیه‌کننده فیلم «نفس» با اعلام به تعویق افتادن اکران این فیلم از مردم و تماشاگران پیگیر ....

گزارش تصویری اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت

عکس های اختتامیه جشنواره فیلم مقاومت با حضور پرویز پرستویی، علی نصیریان، سعید راد، ....

نظرهای منتشر شده (109 نظر)

شما می‌بایست نام خود را وارد نمایید.

شما می بایست یک ایمیل صحیح وارد نمایید.

شما می‌بایست یک متن وارد نمایید.

خطر لو رفتن داستان
ونوس
2 روز پیش | 23:12
ونوس

من امروز این فیلمو توی سینما دیدم.از نظر من فیلم فوق العاده قشنگی بود.مخصوصا بازیگران کم سن و سال فیلم که عالی هنرنمایی کردند.در واقع به خوبی زخم هایی که جنگ به وجود اورده بود رو نشون داد.جوری که واقعا احساسات همه توی سینما برانگیخته شده بود.

اما دوستان غیر از این موضوع من صحنه ای رو تو سینما دیدم که واقعا ناراحت کننده بود.چند ردیف عقب تر از ما بعضیا خوراکی خورده بودند و همه اشغال ها رو پخش کرده بودند.لطفا این مسایل رو رعایت کنید.چون نشون دهنده فرهنگ شماست.

داود
21 دی 95 | 01:29
داود

مطلقا مزخرف. ١١٥ دقيقه فيلم كه حتي براي يك دقيقه هم حال شما را خوب نمي كند. همه اش فحش و خشونت. تمسخر دين و آيين ( نماهاي هلي شات عزاداري محرم و تدوين سرگيجه آور نماهاي پيروزي انقلاب) مانده ام كه چگونه به اين جور فيلمها مجوز مي دهند.

16 دی 95 | 23:04
کاربر مهمان

سلام ب نظر من این فیلم بعد از فیلم های ابد و یک روز و فروشنده و لانتوریبهترین فیلمی بود ک دیده ام واقعا این فیلم ب خوبی با آدم ارتباط بر قرار میکرد . واقعا مت از سازندگان این فیلم نهایت تشکر را دارم

آبتین
14 دی 95 | 10:41
آبتین

بازی پانته آ پناهی ها بهترین نکته فیلم بود.

شقایق
14 دی 95 | 00:42
شقایق

بد نبود.

روشنك
13 دی 95 | 15:07
روشنك

به نظر من عااااالي بود من كه خيلييييي خوشم اومد.

روشنك
13 دی 95 | 14:35
روشنك

افتضااااااااح بود

رقیه
12 دی 95 | 02:06
رقیه

یک فیلم بدونِ داستان اما بسیار پرکشش! این هم در نوع خودش هنر هست که بدون داستان، یک فیلم رو انقدر عالی پیش ببری

نرگس
11 دی 95 | 02:16
نرگس

پر از احساس بود ولی خالی از داستان.

بهروز افخمی
10 دی 95 | 19:58

خوشم اومد

مهناز
10 دی 95 | 11:31
مهناز

به فیلم کاری ندارم ولی این دختربچه بازی بسیار عالی ای داشت که در حد یک بازیگر حرفه ای بزرگسال بود. این طوری بگم که این بچه پا به پای پانته آ پناهیها که ازش این همه سال بزرگتره اومد و کم نیاورد.واقعاً دمش گرم.

بی نام
09 دی 95 | 21:06
بی نام

به نظر من فیلم بسیار زیبایی بود و در نوع خود بسیار منحصر به فرد و همچنین با کمال احترام باید بگویم باید به طور منطقی فیلم را نقد کرد و اگر فیلم به نظر کسی زیبا نبوده و یا مشکل داشته دلیلی بر بد بودن آن فیلم نیست

امیرعباس
08 دی 95 | 14:03
امیرعباس

خیلی خوب و دلنشین بود. بازی کودک و ننه آقا واقعا بی نظیر بود

جانسو
08 دی 95 | 01:04
جانسو

دنیای کودکانه و لطیفش منو درگیر خودش کرد. حالا شاید واقعا از نظر روایی داستان گیرایی نداشته باشه. ولی خیلی جاهاش باعث همذات پنداری من شد

مینا
06 دی 95 | 01:01
مینا

فیلمش از نظر روایی اشکال داشت. اصلاً بهم چفت و بست نشده بود ولی لطافتش و پیام صلحی که می داد به نظرم ارزشمندش می کرد.

هانیه
05 دی 95 | 15:58
هانیه

بد نبود ولی داستان نداشت

بابک امیری
04 دی 95 | 17:56

خیلی لذت بردم و پایان فیلم گرچه حال همه رو تو سینما گرفت ولی بدی جنگ رو به خوبی نشان داد

شیانه
02 دی 95 | 23:54
شیانه

بله قبول! فیلم قشنگی بود ولی خوب نبود چون فیلمنامه نداشت اصلا! نه نقطه آغاز درستی داشت نه پایان. مملو از جزییات زاید بود و فقط بازی ها فیلمو به جلو هدایت می کردند. فیلم پر از حاشیه بود و صد بار اینها رفتند به قم و یزد و برگشتن! مدت فیلم خیلی طولانی بود. قطعاً دهه 50هی ها لذت می برن ولی برای نسل های دیگه فیلم چندان خاطره سازی نیست

فیلم شروع می شود. صحنه ی باز شدن پیج های تاب. سپس همراه می شویم با دخترک شیرین قصه، بهار.(با کمی اغماض از عدم پیوستگی در این بخش) آنقدر لحظات بودن با او شرین بود که فکر رفتنش، حتی زمانی که از مردن حرف میزد، را هم نمی کردی. صحنه ها آنقدر شیرین و جذاب بودند که، زمانی که دوباره به صحنه ی باز شدن پیج های تاب در گاراژ رسید، انگار از خوابی شیرین بلند شده ای. تاب خوردن او ،به صورت تنها، همراه می شود با صدای آژیر خطر.انگار قرار است اتفاقی بیافتد. لحظه انقدر حساس است که هزار بار خدا خدا میکنی که بمب جای دیگری یبافتد، ولی انگار سرنوشت جور دیگری رقم خورده.
از اول هم در اشتباه بودم، ماجرا چیز دیگریست، نقش اول فیلم هم از آن دیگریست. پدر بهار؛ کسی که گه گاه به علت نا پرهیزی نفسش به شماره می افتاد، قرار است، بهار نفسی باشد برای زنده شدن او. هرگز بغض فروخفته ی او را در اتاق، در جلوی تلوزیون از یاد نمی برم. بهار رفته بود ولی، بعد از نشان دادن نقاشی اش در تلوزیون، انگار در اتاق حضور داشت. و تصمیم آخر پدر، به انگار دنیا دیگر ارزش باقی ماندن را ندارد، درستی که همین جاست لحظه ی شهادت پدر. زمان کندن او از دنیا، نه زمانی در آینده، که کارگردان به درستی هرچه تمام تر از نشان دادن آن صرف نظر می کند. این فیلم شهادت را به زیبایی هرچه تمام تر به تصویر کشیده، بدون اینکه ترقه ای در کند.

طلا
28 آذر 95 | 07:52
طلا

با احترام فراوان
هم به کارگردانی و هم به فیلم نامه ی نوستالژی و متفاوت
اگر جای حرف هست برای کش آمدن فیلم و چهره ی تغییر نکرده ی کودک در طی داستان، چیزی از فانتزی های کودکانه ، بازی های نفس گیر و تحت تاثیر قرار دادن مخاطب کاسته نمی شه.
لحن کودکانه ی راوی و همه ی رویا پردازی و زندگی ساده و بی آلایشش آنقدر شیرین بود که لذت بردن از فیلم را هدیه می داد.
اما این نکته که در اواسط فیلم به ذهن مخاطب می رسید این خط روزمرگی چگونه به پایان می رسد و پایان فیلم خوشایندم نبود.
کاش جنگ حذف مشد ، هاشیه کولی ها حذف می شد ، بیماری بهار ...

با تجدید احترام

علیرضا
27 آذر 95 | 14:11
علیرضا

برای من دوران کودکی و دهه پنجاه رو زنده کرد و خیلی خاطره انگیز بود
فکر می کنم بدون هیچ گونه قضاوتی به فقر ، فرهنگ و آداب و سنن مذهبی و برهه ای از تاریخ و نقش اون در زندگی مردم عادی پرداخته بود... خیلی عالی بود از عوامل سازنده فیلم تشکر می کنم

زهره بانو
27 آذر 95 | 01:45
زهره بانو

وقتی این فیلمو دیدم ساعتها تو خیابون قدم زدم.....

ريحانه
26 آذر 95 | 02:23
ريحانه

خيلي احساس رضايت خوبي دارم از تماشاي اين فيلم، بسيار زيبا جنگ رو نقد كرد ، كاملا از نگاه متفاوت، بسيار زيبا پند داد اين فيلم، كه چه راحت با يه بمب يه دنيا اميد و ارزو ناپديد ميشه ..... دركل اين فيلم عااالي بود

عبدالرضا
25 آذر 95 | 15:19
عبدالرضا

دوبار رفتم و این فیلم رو دیدم. ارزششو داره دوباره هم ببینم. جالب بود که هر بار همه تماشاچی ها با پایان فیلم از جاشون بلند نميشدن. و البته چشم خیلی ها پر از اشک بود.

کاوه رحیمی
25 آذر 95 | 14:43

تک بودن فیلم نامه و داستان و احساسات بکار رفته در جریان تولید فیلم بسیار قابل تحسین و توجه است اینکه کارگردان هرگونه کپی یا الگو برداری رو چاشنی کار نکرده، اما به نکات ریز و اتفاقا با اهمیت توجه نشده مثلا بعد از انقلاب تا بمب بارانهای تهران حدودا ۴ سال و بیشتر گذشته بود اما در چهره بازیگر کودک تغییری رخ نداده بود. یا موهای مهران احمدی خیلی مصنوعی جلوه میکرد لزومی نداشت به اون صورت باشه. نقش اون خانواده کولی تو فیلم چی بود چرا یه خانواده معمولی جایگزین نشده بود و یا بردن داستان بدون هدف خاصی به یزد برای کش دادن فیلم. ممنونم

سیما
25 آذر 95 | 07:51
سیما

فیلم بسیار خوبی بود و من لذت بردم.حتی دختر من که هیچ ذهنیتی از اون دوران نداره کاملا با فیلم ارتباط برقرار کرد.تعجب میکنم از این که میگن فیلم طولانی و کشداره.من ابدا چنین احساسی نداشتم.

فريد
24 آذر 95 | 19:25
فريد

آنقدر خوب بود كه بعد از اتمام فيلم ١٠ دقيقه فقط گريه كردم

بسيار پرمحتوا بود به شرط اينكه به نكات ريز كارگردان توجه بكني
خيلي عالي بود

امیر هبوط
24 آذر 95 | 14:02

فیلم نسبتا خوبی بود , یه مفهومی داشت
با بازی خوب پانته آ پناهی ها و ساره نورمسوی

عباس
21 آذر 95 | 11:26
عباس

پیشنهاد میکنم حتما صحبتهای کارگردان این فیلم درباره عدم حمایت از فیلمشون رو تو خبرگزاریها بخونید. ( توقع دارن مثل شیار 143 حمایت بشن.) البته فقط صرفا میگم بخونید و خودم درباره به حق بودن یا ناحق بودن این توقع، قضاوتی ندارم.

سروناز
21 آذر 95 | 09:52
سروناز

روی صحبتم با دوستانی هست که دنبال داستان و روایت توی فیلم
میگردند....فیلم خیلی واضح تعریف یک واقعیت است..که در اوج جریان عادی زندگی یک کودک که هنوز ارزوها محقق نشده هنوز هیچ پایانی و نتیجه ای از هیچ چیز نیست با یک بمب میتونه همه چیز متوقف و خاموش شه....مگه فیلم هندیه دو تا عاشق بهم برسن اخرشم با هم عروسی کنند و فیلم تموم شه،

حمید رضا
20 آذر 95 | 12:10
حمید رضا

خیلی فیلم خوبی بود. متاسفانه به این فیلم کم لطفی شد بخاطر ندادن سینما های زیاد و خوب برای این فیلم. و هماهنگ شدن اکران فیلم مضخرف سلام بمبءی با این فیلم

پیشنهاد میکنم ببینید

شعله
20 آذر 95 | 02:48
شعله

خيلي ضعيف و بي سر و ته بود:( من با انتظار تماشاي شيار ١٤٣ رفتم سينما ولي اين فيلم خيلي كمرنگ تر بود

Rose
19 آذر 95 | 11:35
Rose

بیخود و بی داستان و خسته کننده =اتلاف وقت

نوا بانو
18 آذر 95 | 17:09
نوا  بانو

متاسفانه این فیلم ندیدم امابخاطر نقد جناب مسعود فراستی حتما فیلم میبینم احتمالا خیییلی خوشم بیاد از فیلم. جناب فراستی من فکرکنم تنها فیلمی که تو این چندساله اخیر موردپسند شما واقع شده همون سریال کیمیا باشه. که احتمالا ازهرلحاظ اونو عالی و درجه1 ببینید

سروناز
17 آذر 95 | 13:46
سروناز

ابدا فیلمی نیست که وقتی از درب سینما خارج شدی احساس تلف کردن وقت رو داشته باشی ...فیلم عمیق و پر از مفهوم با نگاه و سوژه جدید (زندگی دهه 50 از نگاه یک کودک) ولی شاید اگر فیلم کوتاه تر بود جذابیت بیشتری داشت ...اگر از چند سکانس صرف نظر میشد باز هم حق مطلب ادا میشد به نظر من....

نظر
15 آذر 95 | 22:15
نظر

متاسفانه واقعا بد بود افتضاح یک فیلم خسته کننده و سفارشی بدون موضوع و کش دار

فائقه
14 آذر 95 | 22:33
فائقه

عااااااااااااااااااااااالي

سمیرا شهبازی
14 آذر 95 | 16:33

خیلی فیلم خوبی بود. لذت بردم از فیلم و واقعا غرق فیلم شده بودم..بازی ها و طراحی صحنه فوق العاده بود..

امیر
13 آذر 95 | 23:46
امیر

فیلم روایت شاعرانه زندگی از دیدگاه یک کودک دارد و به صورت غیر مستقیم دیدگاه ضد جنگ و تنفر ما از جنگ را بیان میکند
علی رغم ضعفهای که دیده میشد فیلم خوب و آبرومندی بود که ارزش دیدن دارد

آزی
11 آذر 95 | 01:49
آزی

به نظر من فیلم فاقد داستان هست و فقط تیکه های زندگی یه آدمو به هم چسبونده و آخرش رو به این شکل تموم می کنه تا حس ترحم مخاطبین جلب بشه. در کل راضی نبودم و شیار رو فیلم بهتری می دونم

barbod mahmood
10 آذر 95 | 13:30

موضوش جالب بود و با این حالی که اکثر بازیگراش حرقه ای نبودند ولی خوب بازی کردن

هانيه
10 آذر 95 | 01:23
هانيه

عالييييييي

مریم
10 آذر 95 | 00:30
مریم

عالی بود لذت بردم از فیلم ..

عباس
08 آذر 95 | 23:02
عباس

بیشتر نظر دهندگان خانوم هستن.خیلی خوبه، آبیار یه ضعف داره. توفیلمهای قبلی اش هم نشون داده بود. داستان پرداز نیست. نمیتونه از نقطه الف شروع کنه و خیلی منطقی و با رابطه علت و معلولی برسه به ی... نمیدونم در آینده این ضعف رو برطرف میکنه یا نه... اما خیلی درگیر حس پردازی میشه. این خیلی هم خوب نیست... بگذریم... اگر فیلم رو پسندیدید که نوش جونتون... فقط اگر به روایت و داستان اهمیت میدید که نرید ببینید بهتره...

مریم جهانشاهی
07 آذر 95 | 14:12

نفس گوش دادن به سمفونی باشکوه زندگیست نفس را دیدم و بیشتر از یک بار دیدم و عاشقانه دیدم... در لحظه هایش زندگی کردم و در هوای لطیف رویاهای بهار نفس عمیق کشیدم نفس را عاشقانه باید دید تا فهمید

ایلگار
07 آذر 95 | 14:10
ایلگار

نرگس آبیار عزیز چقدر زیبا توانستی کودکی ما را به تصویر بکشی ، شک دارم بچه های دهه 50 و شایدم دهه 60 تجربیات مشابه لیلای دوست داشتنی قصه را نداشته باشند . هر کسی که این فیلم را دیده میگه من مثل لیلا بودم . ساعت ها بعد از تماشای فیلم هنوز محو فیلم و صحنه های زیبای آن شده بودم . تو شیار 143 ما رو با خودت بردی تو زندگی یک مادر و تو این فیلم ما را با خودت بردی تو دنیای کودکانه لیلا و چه پایان عجیبی برای هر دو فیلم .

اشکان
07 آذر 95 | 08:53
اشکان

فیلم بسیار بسیار زیبایی بود. روایتی دلچسب و گوارا. فیلم بی ادعا. بدون شعار، بدون بیانیه خوانی از طرف کارگردان. سرشار از رویا، فانتزی، نور، رنگ، خاطره بازی و... . برای دیدن این فیلم باید روانی آسوده و دلی صاف داشته باشی :) به قولی یکی از کاربران باید کودکی کرده باشی و کودک درونت زنده باشد تا این این فیلم را بفهمی. اگر دنبال نتیجه گیری اخلاقی، تکنیک و فنون روایت و فیلم سازی محیر الوقوع هستی، این فیلم اصلا به درد شما نمی خورد.

حمید رضا
06 آذر 95 | 17:56
حمید رضا

پیشنهاد میکنم ببینید
من با ده نفر دیدم، همه راضی بودن.
خاطرات گذشته و دلخوشی های گذشته که چی بوده زنده میشه
پیشنهاد میکنم با بچه ها ببینید که قدر الان دستشون بیاد

هر چی هست بهتره بقیه فیلم هاست

ابوذر فرمانی
06 آذر 95 | 00:25

الان تو سینما کوروش دارم این فیلمو میبینم با آقای فراستی کاملا موافقم. واقعا مشمئز کننده است. برای زمان و پولم متاسفم

سعيد و بيتا
05 آذر 95 | 16:24
سعيد و بيتا

باسلام ، واقعا آدم متحير ميشه از نظرات اکثر مردم که اين فيلم را ديدن ، اين نظرها نشون ميده که اکثر مخاطبين فيلم را ميفهمند حتي فيلم متفاوتي مثل نفس را ،اين فيلم واقعا عاليه ، با بودجه اي اندک ، بودجه اي در حد يک فيلم آپارتماني ، فيلمي سخت در لوکيشن هاي سخت ، واقعا بايد دست مريزاد گفت به کارگردان و گروه توليد اين اثر ماندگار،

ایمان
04 آذر 95 | 14:21
ایمان

کار سختی که باید در این فیلم شخصیت محور و روایت شونده از سوی کودکی خردسال با ذهنیتی جستجوگر و فانتزی گونه انجام شود در آرودن امتسفری شیرین و کودکانه با روایتی نرم و سیال است که عینیت وذهنیت کودک را در هم بیامیزد و رویدادها را با عبور از فیلتر راوی کوچک از دسته بندی و خط کشی مرسوم دور کند. آبیار تا حدی موفق عمل میکند با تمهیداتی همچون دوربین روی دست که همتراز با زاویه دید کودک است، بهره بردن از تمهید قصه گویی و قصه خواندن که از اصلی ترین دلمشغولی های کودکانه است با تصویر کردن انیمشینهای بامزه و آماتوری که از ذهنیت راوی سرچشمه میگیرد، بهره گیری بازیگوشانه از لوکیشنها، افکت صدا و عناصر صحنه و کنشهای کودکانه همچون تاب سواری و بالشت بازی و پرهیز از جدیتی صریح در مواجهه با وقایعی همچون انقلاب که با درک مبهم دختری کوچک همخوانی داشته باشد.
اما دو اشکال مهم در فیلم است که آن را به اثری ممتاز تبدیل نمیکند. اول اینکه درست است که با سبکی از سینما طرفیم که نباید انتظار قصه گویی به شیوه مرسوم با اوج و فوردهای داراماتیک وجود داشته باشد اما به هر حال باید ارتباط منسجم و پیش برنده بین سکانسها، فصلها و شخصیت ها باشد اما این ارتباط در فیلم کم رنگ است در واقع پرهیز از شیوه مرسوم روایت علت و معلولی نباید منجر به غافل شدن از ترتیت بندی جلوبرنده سکانسها در رسیدن به کلیتی واحد شود. اگر به درستی کلیت واحدی شکل نگیرید، میتوان جای چندیدن سکانس را با هم عوض کرد یا بعضی ها را هم حذف کرد و یا به تعداد سکانسها افزود و میشود فیلم را در چنین شرایطی تا ابد ادامه داد. وقتی فیلمی تا ابد ادامه یابد چگونه باید به آن پایان داد؟ و اینجاست اشکال دوم فیلم نفس ایجاد میشود یعنی پایان بندی ضعیف. فیلمساز در پایان مجبور میشود شخصیت اصلی را حذف کند تا از لحاظ ظاهری فیلم را به پایانی مشخص برساند آن هم با تمهیداتی که خارج اصول فیلم تا به اینجاست. مرگ کودک و ویرانی خانه، پایانی بیش از اندازه جبرگرایانه و تراژیک است که همخوانی با لحن نرم و با طراوت فیلم ندارد و همچنین نشان دادن آن قایق کوچک دختر در بین خرابی ها و پخش نقاشی او در تلویزیون بعد از مرگش زیادی نمادگرایانه و خارج از اتمسفر بی آلایش فیلم است.

امین
04 آذر 95 | 01:03
امین

بعداز مدت ها راضی از سالن ِ‌ سینما بیرون رفتم. نفس فیلمی بود که از لحظه ی اول مخاطب رو درگیر ِ یک روایت میکنه. داستان اهمیتی نداره وقتی روایت ناب و اصیل باشه. این رو در جواب ِ منتقدانی عرض کردم که درگیر ِ عدم رعایت استانداردهای داستان نویسی بودند٬ در نقد ِ این اثر ِ سینمایی. نفس تمامن زندگی بود. تمامن زیبایی. و همراه با پایانی فوق‌العاده. صحنه ی آخر من رو یاد ِ‌ این بیت میندازه: "آن جا روم آن جا روم٬ بالا بدم٬ بالا روم / بازم رهان٬ بازم رهان٬ کاین جا به زنهار آمدم"
نفس٬ روایت ِ‌ دختر بچه‌ای ست از زندگی٬ که زندگی کرد٬ زندگی را برای مخاطب نمایان کرد٬ و رفت. دختر بچه ای که به همه ی ما یادآوری می‌کند٬ که روزی همه کودک بودیم.

سونا
03 آذر 95 | 03:04
سونا

فیلم واقعا زیبا بود.دنیای کودکانه متولدین دهه 50 و 60 و به تصویر کشیده بود.نکات ریز زیاد داشت.اگر کسی ازین فیلم خوشش نیومده پس دوران بچگیشو زندگی نکرده..

مهسا
01 آذر 95 | 21:39
مهسا

چقد خوب بودددد . واقعا فیلم دلچسبی بود . 2 ساعت تمام از دیدنش لذت بردم .

مينا
29 آبان 95 | 20:45
مينا

افرادي كه با فيلم زيباي نفس و دنياي پر از احساس آشناي دخترك قهرمان داستان ارتباط برقرار نكرده اند، به طور قطع از دنياي كودكي و احساسات و عواطف خود گسسته و دور افتاده اند ، و تجربه احساساتي كه اين فيلم زيرپوستشان زنده مي كند ميتواند انقدر دردناك و ترسناك باشد كه بر زيبايي هاي ظريف داستان نابينايشان كند! نفس يكي از زيباترين فيلم هايي است كه دنياي پرعاطفه كودكي را با تمام جنبه هايش ، زنده و تازه به تصوير مي كشد !
درود بر ذوق و نگاه ظريف خانم آبيار

پرنیان
27 آبان 95 | 23:59
پرنیان

عالی بود سپاس

امید
27 آبان 95 | 22:52
امید

نفس یه افتضاح سینماییه که بدون داشتن داستان تنها با چن تا شیرین کاری وقت گرانبهاتون رو میگیره. نفس رو الکی بزرگش نکنید . هیچی است که به دور خود میپیچد.

فرناز
27 آبان 95 | 09:35
فرناز

علی 23 آبان. خیلی خنگی. چطوری مدرسه رفتی تو آخه؟؟؟ خخخخ

هما قریب
27 آبان 95 | 09:29
هما قریب

نفس، شاهکاری است ماندگار در تاریخ سینمای ایران .
شاید جمله ی فوق از نظر کسانی که بر خلاف نگارنده مسحور فیلم نشده اند، کمی اغراق آمیز به نظر برسد اما با اینحال انکار ویژگی های تحسین برانگیز نفس اجحاف و بی انصافی است.
سومین فیلم نرگس آبیار سفری است خاطره انگیز و پر از کودکی، پر از بازی، پر از شیطنت ، پر از عشق، پر از شیرینی ها و تلخی ها و پر از زندگی.
نفس با جادوی سینما ما را به عنوان مخاطبش سحر می کند و سوار بر قالیچه ی سلیمان به دنیای زیبای دختر بچه ای در سالهای نه چندان دور میبرد تا با او بخندیم،گریه کنیم،کودکی کنیم،بازی کنیم، داستان بخوانیم،رویا پردازی کنیم،غر و لند های ننه آقا را بشنویم، کتک بخوریم، عاشق شویم، بمیریم...و دوباره در زلالی آب زنده شویم و فراموش کنیم که دوساعت تمام در سینما بودیم و وقتی به خودمان آمدیم با خاطرات آن دو ساعت خاطره بازی کنیم و دلتنگ بهار ، هم سفر بی گناهمان و خنده ها و گریه هایش شویم. بهاری که جنگ، زمستان خنده هایش میشود و چون بهاری نو سوار بر قایق کوچکش به سوی دنیای رویاهایش میرود و تنهایمان میگذارد.
و یک شاهکار مگر چیزی جز این است. مگر چیزی جز به تصویر کشیدن زندگی است با تمام فراز و نشیبهایش و مرگ با تمام تلخی اش.
نرگس آبیار با نفس تبحر چیره دستانه اش در کارگردانی را با به تصویر کشیدن زندگی و تمام جزئیاتش نشانمان میدهد. با میزانسن هایی فوق العاده و دکوپاژهایی که در چند صحنه ی فیلم مو به تن مخاطب سیخ میکند.
بازی ها فوق العاده اند ، پانته آ پناهی ها غوغا میکند در نقش ننه آقا ، ساره نور موسوی(بازیگر نقش اصلی فیلم) به بهترین شکل ممکن بهار را بازی میکند، شبنم مقدمی در یک سکانس هر بیننده ای را انگشت به دهان میکند و همچنین مهران احمدی ، جمشید هاشم پور و دیگر بازیگران فیلم. موسیقی، فیلمبرداری، طراحی صحنه و لباس و گریم هر کدام طوماری از حسنند و دست به دست یکدیگر ارزشهای بی اندازه نفس را بیشتر میکنند.
نرگس آبیار با نفس توانایی خود را اثبات کرده و نام خود را به عنوان یکی از بزرگترین کار گردانان زن ایران ماندگار میکند.

الهه
26 آبان 95 | 10:55
الهه

نكته ي خيلي جالب بازي دختركي به اسم بهار بود خيلي ملموس و روان و همچنين بازي خانم پناهي ها ،،طوري كه تا سه دقيقه اول نتونستم ايشون رو تشخيص بدم ،گريم و بازي عالي اي داشتن،،،،نكته ي ديگه نگاه متفاوت به جنگ بود ،با وجود هزاران. فيلمي كه ساخته شده در مورد جنگ اين فيلم همچنان دلچسب بود و در عين حال غمگين ،،،،شخصا اين فيلم برام بسيار دلنشين بود و حس حسرت بهار كه ميخواست دكتر تنگي نفس ها بشه مدت ها از يادم نميره ...خدا قوت خانم ابيار

مهناز
26 آبان 95 | 03:16
مهناز

خوب بود .تا اون موقعي كه داري فيلم رو ميبيني دوسش داري ولي بعد از برگشت از سينما فراموش ميكني.چون موضوع خاصي نداشت كه درگيرت كنه.اما بازي پانته آ پناهي فوق العاده عالي بود و همينطور ساره نور محمدي،هم خيلي ناز بود هم بازيش عااااالي

سحر
25 آبان 95 | 10:14
سحر

تورو خدا جون هر کی دوس دارین آخر فیلمو تو نظرات لو ندین!!

سمیه ربیعی
24 آبان 95 | 08:54
سمیه ربیعی

فیلمنامه و بازی بازیگرها بخصوص دختربچه بسیار عالی بود. بر خلاف نظر برخی دوستان وقتی با بهار همراه میشوی فیلم اصلا و ابدا کسل کننده نیست. به عقیده من خانم آبیاری در این فیلم به مسائل و معضلات فرهنگی و اجتماعی زیادی اشاره کردن که پس از گذشت حدود 4 دهه از انقلاب همچنان با آنها مواجه هستیم به طوریکه در آغاز فیلم بیننده متوجه نمی شود که داستان مربوط به مقطع زمانی قبل از انقلاب می باشد.
نگاه ایشان به جنگ 8 ساله متفاوت و تامل برانگیز است و ایشان در این فیلم و نیز در فیلم شیار 143 به آثار ویرانگر جنگ به صورت ویژه بر دختر و زن تا سرحد مرگ و زندگی به شکل مرده متحرک (در فیلم شیار 143) می پردازد.
نحوه گنجاندن تصاویر تظاهرات و پیروزی انقلاب و نیز عدم بزرگ شدن دختر بچه در طی چند سال از نقاط ضعف فیلم می باشند که در مقایسه با نقاط قوت فیلم چندان قابل اهمیت نیست.
برای خانم آبیاری آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم شاهد آثار بعدی ایشان نیز باشیم.

محسن
23 آبان 95 | 20:56
محسن

فیلم بسیار خوبیه با بازی عالی ساره نور محمدی و خانم پناهی

علی
23 آبان 95 | 16:49
علی

آخر این فیلم شخصیت اصلی(دختر بچه) می میره.

Ami
23 آبان 95 | 13:01
Ami

فیلم رو دیدم و لحظه آخر به این نتیجه رسیدم که واقعا فیلم قشنگی بود. کل فیلم تورو با دختر بچه ای به اسم بهار همراه و اخت میکنه. دختر بچه ای که کلی رویا تو سرش داره از خوب کردن باباش تا نمایش نقاشیش تو تلویزیون. فیلم چندجا به نظرم تابو شکنی داشت. پایانش غم انگیز ولی تامل برانگیز بود برای کسانی که فک میکنن جنگ درمان همه چیزه. توصیه میکنم اگه میخواین این فیلم روببینین سطحی نگاش نکنین تو دیالوگاش به خصوص ابهامایی که برای بچه بوجود میاد و پاسخ درستی نمیگیره و شخصیتای داستان عمیق شین. فیلم فقط نمایش نوستالژی دهه گذشته و نریشن نیست.

رضا
22 آبان 95 | 23:16
رضا

اصلا جالب نبود. فيلم قبلي ايشون به مراتب ارزشمندتر بود.

رضا
22 آبان 95 | 21:43
رضا

نفس..بسیار خوش نفس بود یکی از بهترین فیلمهایی که دیده بودم...
سپاس
خانم ابیار

y.gh
22 آبان 95 | 19:40
y.gh

به نظر من که واقعا خیلی فیلم قشنگی بود من که لذت بردم به جز اخرش که واقعا قلبم رو به درد اورد کاش این فیلم یه پایان بهتر داشت

مریم محمودی
21 آبان 95 | 21:39
مریم محمودی

خیلی فیلم خوبی بود ، خاطره انگیز و متفاوت

امیررضاصفایی
21 آبان 95 | 02:24
امیررضاصفایی

عالی بود ولی پایان بدی داشت

زینب
20 آبان 95 | 19:36
زینب

این فیلم به نظرم خیلی به سلیقه بستگی داره سلیقه من پسندیدش. بازی بازیگران از کودک تا بزرگ مخصوصا پانته آ پناهی ها عالی و ملموس بود. و به نظرم واقعا استحقاقش از پریناز ایزدیار هم بیشتر بود گاهی اصلا نمیتونستی باور کنی که یک زن امروزی 40 ساله داره این نقش رو بازی میکنه. فیلمبرداری جالب توجه و دلپذیر بود. نوع نگاه یک دختر بچه باهوش به دنیای اطراف,برداشتی که یک کودک از یک کتابی مثل جنایات بشر میکنه و اون انیمیشن هایی که تصاویر ذهنی کودک رو به غایت زیبا و با مزه ترسیم میکنه. مخصوصا اون قسمتی که متوجه تفاوت میوه گیلاس با گیلاس اشاره شده در داستان نمیشه در کودکی خودم موقع خوندن یک کتاب دقیقا اتفاق افتاده بود. صحنه های تنبیه کودک بهتر بود تلطیف بشه تا با فضای لطیف فیلم متناسب باشه. مدت زمان فیلم برای یک فیلم بدون قصه زیاد بود و باید صحنه هایی مثل تظاهرات یا عزاداری کوتاه تر میشد.همچنین نریشن ها. کاری به قصد کارگردان از ساخت این فیلم ندارم ولی برداشت من از فیلم نشون دادن آسیب هایی که یک دختر بچه نابغه تو اون دوره زمانی با اون خانواده و محیطی که داره توش بزرگ میشه. از بد دونستن کتاب خوندن تا خوندن کتابهایی که مناسب سنش نیست ولی ذهن جستجوگرش خواهانشه. شاید به نفع همه بود که بهار و رویاهاش نابود بشن اینجوری دیگه رو دست کسی هم نمیمونه...

بهناز
20 آبان 95 | 18:30
بهناز

بد نبود ولي داستانش چي بود؟؟؟ مثل يك فيلم مستند بود از زندگي يه دختربچه روستايي. فيلم بايد حرفى براي گفتن داشته باشه اخه.

هادی
18 آبان 95 | 14:10
هادی

من فیلم شیار 143 رو ندیدم و نمیتونم با اون مقایسه کنم، ولی نفس واقعا فیلم درجه یک و زیبایی بود و بسیار لذت بردم از دیدنش. شاید عده ای با مدل داستان گویی فیلم مشکل داشته باشن و به سلیقه شون نخوره، ولی تجربه ای هست که توی سینمای ایران کمتر مشابهی داره و شاید بشه گفت یکی از شاعرانه ترین فیلم های سینمای ایرانه. از دستش ندین.

شبگیر
11 مهر 95 | 01:24
شبگیر

مشکل فیلمنامه دارد عجیب. فیلم بسیار بر مونولوگ شخصیت استوار است که خوب نیست. جز پایان فیلم که تکان دهنده است، فیلم چندان خوبی نیست و ریتم خسته کننده ای دارد.

سارا
17 فروردین 95 | 10:53
سارا

منکه عاشق فیلم نفس شدم خیلی خیلی عاااالی، شاعرانه، هنری، نوستالژیک و ... تنها فیلمیه که همش داره ی جای زندگیتو قلقلک میده. همه فیلم های خانم آبیار واقعی ساخته میشه و تو پرداختن به جزئیات عاااالیه

يزدان
17 فروردین 95 | 04:14
يزدان

براى كسى كه شيار رو نديده باشه شايد شاهكار به نظر بياد ولى براي كسي كه اون فيلمو ديده باشه اصلاً. دركل خيلي هم فيلم تايمش طولاني بود. بازي خانم پناهيها در اون نقش سخت عالي بود. من تا چن دقيقه اول فيلم به خاظر گريم خوب ملتفت نشدم ايشون خانم پناهيهاست. دختربچه هم بازيش خوب بود و خيلي طبيعي بازي ميكرد. كارگرداني خانم آبيار خوبه. ميتونه خوب بازي بگيره. موفق باشه

علی صبوری
09 اسفند 94 | 10:19
علی صبوری

انگار با قصه نگفتن های آبیار باید کنار بیاییم و با سلیقه ی او فیلم ببینیم. نفس جهانی شاعرانه دارد که بهار 7ساله آن را روایت می کند. اما بهار مرده است . روایت از زبان کیست؟! پلان های نوستالژی و زیبایی که خاص دهه های گذشته است، اما به چیزی نمی انجامد. قابل تامل تر از ساختار فرمیک، محتوای آن است که اتفاقا جایزه ی ملی گرفته است. تاکید روی موهای ژولیده ی بهار از جایی قطع می شودکه او روسری سر می کند! مردمی انقلاب خواه که جوابی برای سوال بهار که تظاهرات چیست؟ ندارند! شخصیت های زنی که همه عصبانی و ترکه به دست اند و اتفاقا به شدت مومن و محجبه اند! معیار و میزان برگزیدن فیلم ملی کدام است؟!

فاطمه
23 بهمن 94 | 17:51
فاطمه

گلاره عباسی چقدر بی نمک بازی میکنه اینجا...

سارا
23 بهمن 94 | 01:34
سارا

وای چقدر فیلم بدی بود
این چی بود؟ یه مشت حرف و یه کم تصویر

غفور
22 بهمن 94 | 16:18
غفور

به نظرم رأی گیری های سایت مشکل داره زیرا، این فیلم هزار مراتب بدتر از "عادت نمی کنیم" هست و در عوض رأی بالاتری از اون فیلم داره!!!! عجیب نیس؟

گلاره
22 بهمن 94 | 16:17
گلاره

پانته آ پناهی های فیلم عالی بود

ایمان عظیمی
22 بهمن 94 | 05:31

از فاجعه ای بنام شیار 143 خیلی خیلی بهتر بود . بازی پانته آ پناهی ها و شبنم مقدمی بشدت خوب بود . فیلم ایراد زیاد داره اما بامزه ست . این سومین فیلم نرگس آبیار بود

رضا
20 بهمن 94 | 21:35
رضا

من فیلم قبلی ایشون رو ندیدم و نمیتونم با اون مقایسه کنم، ولی «نفس» رو به شدت دوست داشتم. یه فیلم شاعرانه، زیبا و دوست داشتنی که حس خیلی خوب و عجیبی بهم داد و از تک تک لحظاتش لذت بردم.

شهرام
20 بهمن 94 | 15:02
شهرام

تابلو بود فیلم برای گرفتن بودجه های دولتی و نورچشمی ها ساخته شده

شبنم همایونی
19 بهمن 94 | 11:10

بر خلاف برخی دوستان، فیلم رو خیلی دوست داشتم.ادغام رویاهای فانتزی بهار با فیلم خیلی دلچسب و زیبا بود.فیلمبرداری عالی بود و چند قاب بسیار زیبا داشت.تنها ایرادی که میتونم بگیرم که به نظرم کوچک هم نبود وجود سکانسهای بی مورد بود که باعث طولانی شدن فیلم و در نتیجه بی حوصلگی تماشاگر میشد.سکانس آخر رو خیلی خیلی دوست داشتم.بازی همه بازیگران به خصوص نقش بهار عالی بود.

نازی
18 بهمن 94 | 10:48
نازی

فیلم خیلی بدتر از شیار بود، خیلیییییییییییییییییییی

مهدی
18 بهمن 94 | 01:26
مهدی

یه فیلم طولانی که خوب شروع کرد و کش داد و اخرش هم سر هم شد. فقط نقاط قوتش بازی گرفتن از بچه ها و نوع فیلم برداریش بود

رویا
18 بهمن 94 | 00:50
رویا

فیلم صد در صد از شیار بهتر بود من در تعجبم این ملت فازشون چیه اون شیار و انقد بزرگ کردن حالا میگن این بده!!! بازی دختر بچه بازی پانته‌آ پناهی ها همون بازی کم شبنم عالی بود محشر بود کارگردانی که بتونه ازین بچه بازی بگیره کارگردانه وگرنه بازی گرفتن از پرویز پرستویی هنر نیست!
آخرش دکتر تنگی نفس مرده ها شد...

احمدرضا
17 بهمن 94 | 19:46
احمدرضا

میهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفس خفه میسازداگرآیدوبیرون نرود این فیلم مصداق بارز این شعره چون فیلم عزیزی بود ولی اونقدر طولانی بود که خفه کرد بیننده رو این فیلم میتونست کوتاه تر باشه

امید
17 بهمن 94 | 18:49
امید

خیلی خوب بود حالمو خوب کرد
هرچند با حذف قسمتهایی از فیلم (مثل تعزیه) میشد تایمشو که به نظرم تنها نقطه ضعف پررنگش بود کم کرد و انقدر کش پیدا نمیکرد
در هر صورت ممنونم خانم آبیار
به نظرم 3.5 از 5

ساناز
17 بهمن 94 | 13:58
ساناز

ابیار مستند ساز و کسی بهش نگفته مستند با سینمایی فرق داره، تو فیلماش دنبال یه سوژه ی اشک و آه دار میگرده
یه بار با مادر شهید، یه بار زن حامله و حالا یه دختر بی مادر با مادربزرگ بداخلاق...که با مرگ پیازداغش زیاد میکنه

رضا
17 بهمن 94 | 10:08
رضا

واقعا حیف وقت. این آبیار فیلم اولشم بزرگ شده رسانه ها بود. وسط پاشدم اومدم بیرون

حسام
17 بهمن 94 | 01:17
حسام

شاهکاری بنام نفس.بازی ها عالی فیلمبرداری و نورپردازی حرفه ای.فیلمی بی نقص.تنها ایراد جزئی فیلم زمان زیاد و بزرگ نشدن دختر قصه طی چند سالی که در فیلم گذشت.چندین قاب زیبا در این فیلم میبینید.بهترین صحنه فیلم صحنه تای بازی بهار که با موسقی موسیقی متت فوق‌العاده شده.فیلم یه آزامش خاصی به آدم میده و میتونه با شخصیت اصلی همزادپنداری کنه.بازی خانم پانته آ پناهی ومهران احمدی ببسیار زیبا بود و فکر کنم خانم پناهی سیمرغ رو بگیره.بر خلاف نقدهای منفی که این کارو کوبیدند بنظر من وقایع تاریخی رو از دید یک دختر بچه 8 بخوبی نشان داده.ممنون از خانم آبیار که یکی از زیباترین کارهای چند سال اخیر رو ساختند.ضمنا در جواب اون دوستان که معتقدند این فیلم بی نتیجه بود باید گفت این فیلم نشان داد جنگ باعث گرفتن رویای زیبای کودک قصه میشه و کاملا یک فیلم ضد جنگه.مناسبتهایی مثل محرم و فرهنگ پیش از انقلاب و بعد از آن رو هم بخوبی نشان داد.امیدوارم با دقت بیشتری این شاهکار دیده و نقد منصفانه بشه

صنم
17 بهمن 94 | 00:56
صنم

یک فیلم بی قصه و مزخرف

علیرضا مجدی
16 بهمن 94 | 22:34
علیرضا مجدی

با دیدن این فیلم آدم اعتماد به نفس میگیره فیلم بسازه، اگه اینجوریه ما هم میسازیم... از این دری وری ها که کاری نداره

علیرضا
16 بهمن 94 | 20:05
علیرضا

حق مطلب رو استاد فراستی ادا کرد.فیلمی بدون داستان .یاد دیالوگ شهاب حسینی در شهرزاد افتادم که وقتی داستان رو میبینی یا میشنوی بگی حالا چی میشه نه اینکه خب که چی.دوربین رو دستی که در همون چند ثانی اول اینقدر تند میچرخه که سرگیجه میگیری .دختری که در گذر زمان و سن رشد رشد نمیکنه یه عالمه آدم بدون کارکرد در داستان و... خانم آبیار لطفا انگیزت رو از ساختن این فیلم به منی که وقت و هزینم و صرف کردم بگو

َدانیال
16 بهمن 94 | 12:48
َدانیال

هدف این داستان چی بود؟اینکه آخر یه دختر بچه به ارزوهاش نرسید!!!! بهتر می شد تمومش کرد...

زهرا امیری
16 بهمن 94 | 09:52
زهرا امیری

واااای چقدر دلم می خواد این فیلم و ببینم از تعاریف دوستان عاشقش شدم خانوم آبیار محشرن از اول تا آخر شیار گریه می کردم

مونا پيروز
16 بهمن 94 | 00:49

کارگردانی عالی
بازیها عالی مخصوصا خانم پناهی که فوق العاده بودن و بسیار متفاوت از نقش های قبلیشون
انتخاب بازیگر عالی
گریم خوب بطوری که اگه از قبل اسم بازیگرا رو نخونده بودی واقعا سخت میشد فهمید اون پیرزن خانم پناهی هستش
اما مشکل اصلی فیلم نداشتن داستانه که باعث میشه به شدت حوصله تماشاگر سر بره و مشکل دومش اینکه با اینکه داستان خاصی نداره زمان فیلم خیلی طولانیه و این دو مورد بقدری تاثیرگذاره و باعث میشه امتیاز 4 رو از 10 بدم

مرتضی مرتضی
15 بهمن 94 | 23:53

در ادامه فیلم بی ارزش شیار 143 همچنان بی ارزش

آبتین
15 بهمن 94 | 13:57
آبتین

یک فیلم عمیق و زیبا. خسته نباشید به خانوم نرگس آبیار

علیرضا_ک
15 بهمن 94 | 10:18
علیرضا_ک

از فیلم ضعیف قبلی کارگردان یعنی شیار 143 بهتره این فیلم ... چند تا قاب عالی داره فیلم ... دیالوگ طلایی بهار که میگه من دوست دارم پسر باشم و سکانس بازی بچه ها در یزد و زل زدن دخترک به طاهر هم خیلی خوبه ... بازی پانته آ پناهی ها واقعا شاهکاره و از شانس های اصلی کسب سیمرغه ... 3 از 5

امید
15 بهمن 94 | 01:31
امید

فیلمی پرت و پلا گو که بسیار کش دار شد و حوصله سر بر یه چن تا قاب بندی خوب داشت همین
آیا شیار یک اتفاق بود؟

اميرحسين
15 بهمن 94 | 01:10
اميرحسين

فيلم بسيار خوبي بود با روايت بسيار جذاب...
دنياي يك دختربچه رو در اون سالها و شرايط حاكم بر اون دوران رو بسيار زيبا و ساده و صميمي توصيف كرده بود....
بازي ها هم بسيار خوب بود علي الخصوص خانم پناهي ها كه محشر بودن...

مهتاب
14 بهمن 94 | 23:45
مهتاب

فیلم خوبی بود فقط بعضی جاهاش حاشیه می رفت ولی فیلم دوس داشتنی بود

انالیا
14 بهمن 94 | 13:53
انالیا

بریدبابا.شماااهممم بااینن نظراتوووووووووووننننن

شادی
14 بهمن 94 | 01:40
شادی

خیلی کلیشه ای

Glizoviliz
14 بهمن 94 | 01:13
Glizoviliz

خیلی خوب بود. پیشنهاد میکنم ببینید.منتظر سیمرغ پانته آ پناهی ها هم هستیم. خیلی پسندیدم