ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید
۶.۸/۱۰
۴۴۶۲ رای
۶.۵/۱۰
۱۶ رای

اژدها وارد می‌شود!


خلاصه‌‌‌‌‌فیلم
دوم بهمن ماه 1343 است ، یک شورلت ایمپالای نارنجی رنگ از قبرستان باستانی می گذرد و به سمت کشتی به خاک نشسته ای می راند. داخل کشتی یک زندانی تبعیدی حلق آویز شده ، روی دیوارهای کشتی خاطرات روزانه اش را نوشته بوده، آیا این نوشته ها به کاراگاه حفیظی کمک خواهند کرد تا بفهمد چرا سالها است کسی مرده اش را در این قبرستان دفن نکرده است؟

نظر منتقدین

شاهپور عظیمی
اژدها... فیلمی است که بیش از هر چیز دیگری جلوه‌نما است (گفتم دیگر!). جلوه‌نمایی نه‌تنها می‌تواند در سرشت هر فیلمی موجود باشد بلکه کاری می‌کند که نگاه‌ها به سوی یک فیلم جلب شود. اما جلوه‌نمایی تنها در همین حد متوقف می‌شود و پیش‌تر نخواهد رفت. به عبارت دیگر جذاب نخواهد بود و فیلم را بزرگ و جدی نشان نخواهد داد. به نظر می‌رسد زمانی برای یک فیلم این جلوه‌نمایی رخ می‌دهد که داستانش ظرفیت جذب مخاطب را پیدا نکرده باشد.
کیوان کثیریان
"اژدها وارد می شود" پربحث ترین فیلم جشنواره است. کمتر فیلمی نظراتی تا این اندازه متفاوت را برانگیخته است. شاید همین نکته کافی باشد تا فیلم را فیلم مهمی بدانیم. مبنای فیلم، یک بازی است که فیلمساز با مخاطبش راه می اندازد. بعد از آنکه این بازی را پذیرفتی با روایت متفاوت فیلم، فضای سوررئال غریبش، سروشکل انتزاعی اش، نشانه ها و سمبل هایش، داستان عجیبش شریک می شوی و احتمالا لذت هم می بری. همه اینها به شرطی است که فیلمساز بتواند شما را به شرکت و همراهی در این بازی قانع کند و قواعدش را بهتان بقبولاند. درباره من این اتفاق نیفتاد. به آنها که از فیلم لذت برده اند یا آن را اتفاق مهمی در سینمای ایران می دانند، احترام می گذارم.

خبرهای مرتبط

استقبال از فیلم‌های مانی حقیقی همیشه خوب بوده است و ریخت و پاش‌های او در کارگردانی باعث می‌شود صحنه‌های به یادماندنی و ویژه‌ای را در سینمای ایران خلق کند. به بهانه اکران «خوک» نگاهی به سکانس‌های برتر فیلم‌های او انداخته‌ایم.
ابد و یک روز به عنوان بهترین فیلم سال 95 سینمای ایران با امتیاز 7.25 توسط منتقدان سلام سینما انتخاب شد.
فیلم فروشنده بهترین فیلم سال 95 سینمای ایران کاربران سلام سینما انتخاب شد.

نظرهای منتشرشده


user-7823
۲ ماه پیش
من واقعا احتیاج به فیلمنامه این فیلم دارم که هیچ جایی نیست !!!!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
بهنام
یک سال پیش
این فیلم یک فیلم با لایه های پنهانی کاملا سیاسی است، اگر می خواهید معنای فیلم رو درک کنید و به لایه های پنهانی اش پی ببرید. فیلم رو با دید سیاسی نگاه کنید. اژدها کیست؟ که الان در تهران آش و لاش شده و تکان نمی خورد؟(یک تفکر سیاسی) [...]
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سلین
یک سال پیش
من خیلی دوست داشتم ببینش ولی انگاری فقط وقت تلف کردنه
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حسین
یک سال پیش
رازآلود . 6 از 10
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ارزو
یک سال پیش
فیلم خاصی بود اما من واسه دیدن یه فیلم خاص نرفته بودم سینما رفتم تا بتونم چند ساعتی رو از درگیریهای روزمره و مشکلات زندگی مرخصی بگیرم اما باید بگم اشغالترین و بی سرو ته ترین فیلمی بود که دیدم و حیف حقوقم که بابت بلیط این فیلم هدر رفت اگه میخوان یه فیلم خاص بسازند بهتره اونو توی سینمای هنرو تجربه برا ادمهای خاص نمایش بدن نه یه مشت کارگر بدبخت که دنبال سرگرمی و استراحتن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
لیلی
یک سال پیش
معرکه بود. خاص و متفاوت. تکرارنشدنی.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
کاوه
یک سال پیش
بهترین فیلم مانی حقیقی
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
متین
۲ سال پیش
اونایی که میگن این فیلم مسخرست همونایین که فیلم هایی مثل چارچنگولی و کیش و مات و اخراجی ها و قلاده های طلا و... این چرندیات و میپسندن ....که فقط دوست دارن تو فیلم یدختر پسر مثلا عاشق بیان تو فیلم آخرشم عروسی کنن با همدیگه و بعدم با با یه بچه تو بغلشون داستان تموم شه .....به نظر من این فیلم بسیار فیلم متفاوت و با نکات خیلی ریز بود و تحولی توی سینمای ایران ایجاد کرد و از یکنواختی درش اوورد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
Reza
۲ سال پیش
سلام زیرزمین چی زندگی می کردکه زمین لرزه میامد.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فرزاد
۲ سال پیش
[...] با این فیلم درست کردند مانی
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ناصر
۲ سال پیش
اقا ایقدر وقت نازنین تون را بهدر ندهید شما فیلم نگاه کنید. امریکا بر ارباس بسازه جوانان ما را بیچاره کردن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۲ سال پیش
فیلم جالب و متفاوتی بود و چون با داستان تخیلی و تاریخی-تخیلی هم قاطی شده بود، سبک ناآشنایی به مخاطب ارایه داده بود حداقل ناآشنا برای ایرانیان. فقط چرا آقای حقیقی انقد اصرار داشتند که القا کنند که این فیلم واقعی است در صورتیکه کاملا خیالی بودن داستان اژدها و اون موجود افسانه ای مشخص و واضح بود. شاید می خواستند بدونن مردم چقد همچین مسایلی را باور می کنند! من فقط فیلم بدون جبه گیری خاصی دیدم و بهتر بود که این دروغ واقعی بودن را متذکر نمی شدند.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهیار نخل پرور
۲ سال پیش
واقعا فیلم اصولی و زیبایی بود ... واقعا که آقای مانی حقیقی لایق بهترین هاست ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
نیما خان
۲ سال پیش
اولا باید بگم فیلم خوبی بود. براش زحمت زیادی کشیده بودن طراحی صحنه و لباسش بالاتر از سطح سنمای ایران بود. فیلمنامه هم اونقدر پیچیده و پرفراز و نشیب بود که ذهن مخاطب رو تا چند ساعت بعد کاملا درگیر کنه. همین ها به علاوه بازی و کارگردانی خوب برای لذت بردن از تماشای یک فیلم کافیه. اما باید بگم که در فیلم مجهولات بسیار زیادی نشون داده شدن که اکثرشون بی پاسخ موندن. به نظر من این فیلم واقعی نیست. چطور اتفاقات به این مهمی (زلزله های متعدد در یک نقطه خاص، دیده شدن موجودی عجیب در داخل زمین ، اتفاقات کشتی و سر بریدن چند صد نفر توسط چند نفر در گذشته ، قتل یک تبعیدی سیاسی ، چند قتل که در اواخر فیلم اتفاق افتاد ، پیگیری جدی حکومت وقت و آوردن موجود عجیب به تهران و...) به طور جدی ثبت و ضبط نشدن و اسنادی ازشون نیست. چرا کارگردان در کادری که توش اشخاص حقیقی نشون داده میشن از بازیگر استفاده کرده. اگر اسامی بازیگران در تیتراژ پایانی رو بخونین متوجه میشین که بر خلاف گفته کارگردان بازجو نقش خودش رو بازی نکرده. هم چنین نوزاد فیلم که در اواخر فیلم در میانسالی بود و پیر زنی که قبلا با ساواک در ارتباط بود. نحوه ارتباط والیه با کارگردان (روزنامه و پیغام گذاشتن) و دادن نوار هم بسیار غیر واقعی بود. (به نظر من) اگر بخوام تشخیص خودم رو بگم به نظرم سه نفر برای معروف شدن و ماجراجویی داستانی رو سر هم میکنن و به در بازجویی به ساواک میگن بعد هم خودشون رو متواری میکنن. دلیل بازجویی هم مرگ یک تبعیدی سیاسی و عدم گزارش به موقع اون توسط مامور نقش اصلی فیلم بود. بقیه داستانها هم ساخته ذهن نویسنده هست.... ولی در کل بازم میگم که فیلم خوبی بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مجتبی
۲ سال پیش
این فیلم حرف جدیدی در سینمای ایران بود شاید پرداخت مناسب نداشت ولی میشه گفت جذاب بود.تو چندتا از کامنتها حرف از سینمای هالیوود به میون اومده بود یه قیاس بسیار مسخره.دوستان هالیوودی زامبی براشون قابل هضم تر از جن است اکثر فیلمهای هالیوود که هول یه قهرمان میچرخه و اون دنیا یا آمریکا را نجات میده قابل قبولتر است یا این فیلم.دوستان دید با دید باز و تامل گرایانه نقد کنید نه از روی احساسات هالیوودی بالیوودی.موید
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ع خ
۲ سال پیش
فقط جلوه بصری و دیگر هیچ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شینا بر وزن سینا
۲ سال پیش
bahare من اتفاقی سر زدم دیدم شما برام پیام گذاشته اید. در خدمتم، اما چه جوری؟ سئوالی دارید همینجا بپرسید یا url سایت یک چت عموم رو بدهید. در ضمن بزودی برای فیلم بادیگارد میخوام یک نقد بذارم که تازگی دیده امش و فیلم پر حرف و حدیثیه و ارزشش صد پله از این فیلم جفنگ بالاتره. به اون میگن فیلم، این که در حد ماجراهای اسکوبی دوبی دو هم نبود.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
bahare
۲ سال پیش
شینا بر وزن سینا من چطور میتونم باعلتوت چت دلشته باشم؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سام
۲ سال پیش
شینا بر وزن سینا عوضه این چرا های تو مغزت یه فیلم بساز ببینیم فیلم تو چی میشه؟؟اصن میدونی چراااا؟؟چون که زیراااااا:} عاشق این دیالوگ امیر جدیدیم که میگه:وگرنه باید از خودت مایه بزاری زشت میشه...خخخخخ....چقد خوبه این بشر:)
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شینا بر وزن سینا
۲ سال پیش
از آخر شروع می کنم. 1- بابک با اسلحه چارکی مورد اصابت قرار گرفت، پس چرا دنبال گلوله ششم بودند؟ سوتی کارگردان! یک تپانچه، شش گلوله می خوره نه هفت تا. هفت تیر، شش تیر جا می گیره. 2- بابک چطوری زخمی شد که معلوم نبود؟ فقط خون روی سینه اش و از روی صداش میشد حدس زد که تیر به نحوی، حنجره اش رو زخمی کرده که نمی تونه درست صحبت کنه، اما تغییری توی حرکاتش مشهود نبود، علی الخصوص طرز راه رفتنش و ترس از مرگ ناشی از اصابت گلوله. انگار گلوله ای بهش نخوره بود. کسی که از دیدن اژدها، به خودش شاشیده بود، اما از دیدن مرگ نه! به این میگن پارادوکس 3- چرا عدد 5 کشف رمز نمیشه و چرا باید 5 گلوله توی سر شلیک بشه؟ 4- چرا باید جهانگیری، چاقو جاسازی بکنه توی دست حداد؟ چرا راز یک هفته بیهوشی بابک رو برملا نکرد؟ سال 94 یعنی نمی شد آقای جهانگیری زنده، اون راز رو برای بیننده بر ملا کنه و علت کمک کردنش به اون سه جوون رو بیان کنه؟ 5- چرا 50 سال قبل که میشده حوالی سال 43، سن جهانگیری رو خانم دستیار، 22 محاسبه میکنه و خود جهانگیری هم میگه من تنها 20 سالم بود، در حالیکه متولد 1322 بوده. این ریزه کاری ها چرا رعایت نشده در فیلم. خانم دستیار، یک سال بزرگ تر و خود جهانگیری، یک سال کوچکتر سن رو اعلام میکنند. 6- جهانگیری که زنده بود. والیه هم که پیدا شده بود. دیگه چه دلیلی داشت که سعید حجاریان و صادق زیبا کلام به تصویر کشیده بشه؟ نقش این دو واقعاْ چی بود در مستند سازی، وقتی شاهد زنده، عینی و دخیل در ماجرا-نقش اول و حتی به نوعی مختار و کارگردان یعنی بازپرس- وجود داره؟ وقتی تاریخ زنده موجوده، تاریخ دست دوم و نقلی، چه اهمیتی داره؟ چطور ریزه کاری هایی جنایی مثل رد طناب رعایت شده، ریزه کاری های محتوایی و عقلایی خیر؟ 7- هزوارش چی شد؟ چرا چیزی معرفی میشه که سر و ته نداره و به معلومات بیننده هم چیزی اضافه که نمی کنه، به معماهاش هم می افزاید و بی پاسخ رهایش میکند!؟ 8- گل های تازه با رنگهای سرزنده در سکانس بعدی در گلدان پژمرده گیاه، چه چیزی را میخواست به بیننده القا کند وقتی حفیظی دوباره به کشتی برگشت و گفت، یه چیزایی جابجا شده؟ 9- یخ از کجا پیدا شد، حالا تخم مرغ زیاد غریب نیست، اما تو جزیره ای که برق نداره، یخچال نفتی هم نشانی ازش نیست، یخ به چه معنی است، اون هم سر زده و نطلبیده؟ 10- نوار مکسل، چه قدمتی داره؟ آیا یک نوار کاست خودش یک تاریخچه نیست؟ تا اونجایی که حافظه من یاری میکنه، نوار نشان داده شده در فیلم، بیشتر از 30 سال قدمت تولید نداشت و اشاره ای به نسخه برداری هم نشد که این نوار، کی ضبط شده، در حالیکه محتوای نوار، مربوط به نزدیک به 45 الی 50 سال قبله و پرده برداری از رازی که، سه جوان رو به سوی خودش جلب کرده بود. چرا کسی که میخواد رازی رو بر ملا کنه، حقیقتی را آشکار کنه، اشاره ای به تاریخ و زمان و ساعت نمی کنه؟ (آنهم وقتی که از خودش به نوعی، وصیتنامه به جای میذاره و به والیه وصیت میکنه هر کسی دنبال این ماجرا آمد، این جعبه رو بهش بده) 11- شعر اخوان ثالث، "کسی راز مرا داند که رویم را بگرداند"، اونجا چی کار میکرد؟ 12- چرا دست خط حداد با فرد خودکشی کننده، عیناً و دقیقاً مثل هم است و چرا کیوان والیه را به فرزند خواندگی قبول میکنه؟ چرا از والیه سئوالات بیشتری در این باره نشد؟ 13- بهنام درون حفره که هندی افتاد توش، چه اتفاقی براش افتاد که می توانست اردو بفهمه و هندی هم آلمانی حرف میزد؟ اینها چرا سرسری رد شد؟ چه رازی پشت این اتفاق مرموز نهفته بود که تعجب و تاکید بازپرس، جهانگیری رو به همراه نداشت و به سادگی از کنارش گذشت؟ 14- فعلا میخوام کتاب ملکوت و ماجرای آقای مودت رو بخونم. اما نمی دونم چرا به یاد ملکوت کابالا افتادم. این فیلم بسیار نمادین بود تا روایی و پر از رمز و راز و سوتی البته که به چند تاش اشاره کردم. برای من، محتوای فیلم از همه چیز مهمتره که به نظرم آمد، این فیلم محتوای فرهنگی، هنری، تاریخی و حتی فلسفی نداشت و ترکیب روی صحنه آمدن راویان و مورخان و بازیگران، حال و هوای سیاسی رو در ذهن متبادر می کرد، تا روایت یک داستان بومی-تاریخی و صد البته واقعی (که نبود) و شاید تلاش تهیه کننده و کارگردان، بیشتر دادن کدهایی بود برای کشف رمز، مثل هزوارش، ملکوت، عدد 5 مرموز یا مقدس، خاک و زلزله، حلیمه و والیه! به راستی چرا اسم نوزاد والیه شد؟ اگر نوزاد بوده، مادرش هم که اسمی ذکر نکرد (تو فیلم معلوم نشد)، سه جوان تهرانی با اسامی ایرانی الاصل و به شدت ضد دین و غیر معتقد با اندیشه های ناسیونالیستی، بعد روی یک بچه، اسم عربی میذارند؟ والیه یعنی پادشاه زن، یا بعبارتی، والی زن. یعنی حاکم زن بر یک سر زمین. تعصب کیوان حداد هم روی والیه، قدری عجیب بود (فحاشی با جهانگیری) شینا هستم، بر وزن سینا، ایدئولوژیست
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
نوا
۲ سال پیش
بی نظیرررررررررر بود، بی نظیررررررررررررررر، به جرئت میگم، تا سالیان سال چنین فیلمی در سینمای ایران تولید نخواهد شد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۲ سال پیش
فیلم خوش ساختی بود رنگو لعاب داشت متوسط بود مثل مستند بود...ادم دوست داشت دنبال کنه همینش خوبه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
محمد جوان شایانی
۲ سال پیش
اژدها در سطوح مختلف واقعیت زندگی روزمره مملو از اتفاقات مختلف و جریانات متعدد در حال انجام و به اصطلاح صیرورت است . اتفاقات مختلفی که یا خود ما به عنوان سوژه آنها را می سازیم و عامل ایجاد آنیم ، یا نا خواسته خود را در یک جریانِ در حال اتفاق می یابیم و در ادامه تن به این اتفاقات می دهیم و افعالی متناسب با آنها از ما رخ می دهد و یا دست و پا بسته و منفعل ، بدون آگاهی از این صیرورت ، از زمان تولد تا فرارسیدن مرگ در داخل جریانات مختلف ، زندگیِ ما هم در حال «شدن» است . هر آنچه در جریان رخداد های مختلف نیز مشاهده و ادراک می نماییم جزوی از واقعیات «عینی» پنداشته ، آنها را کاملا به شکلی «انضمامی» قبول و باور داریم . واقعیاتی که یا آنها را تحت عنوان فاعل شناسا می سازیم ، یا بخشی از آنیم خواسته و ناخواسته ، آگاه یا نا آگاه. حال باید دید اتفاقات و اشیاء خارج از ذهن ما که آنها را با واسطه یا بی واسطه ملاحضه و ادراک می کنیم تا چه اندازه با ذهن ما مطابقت دارند . به تعبیر دیگر «واقعیات عینی» تا چه اندازه با «واقعیات ذهنی» ما سازگاری و مطابقت دارند . در تعبیر ارسطویی تنها تفاوت آتش «عینی» و آتش «ذهنی» فقط و فقط در وجود آنهاست . یعنی ماهیت آتش «عینی» و «ذهنی» یکی است و اختلاف آنها در وجود آنهاست . وجود خارجی ، یک سلسله آثار و خواص دارد که وجود ذهنی ندارد ولی به لحاظ ماهیت هر دو یکی هستند . بنابر این به گفته او و پیروانش هر چیزی در ذهن نقش می بندد هیچ مغایرتی با آنچه در عالم بیرون است ندارد ( رئالیسم خام ) . حالت تعدیل یافته این نظریه ، تعامل ، تفاعل و تاثیر و تاثر «ذهن» و «عین» است . این دو جهان بر روی هم علیت متقابل دارند و ارتباط این دو «وجود» بدون پذیرفتن تاثیر از هم امکان پذیر نیست . میزان تاثیر و تاثر هر یک بر دیگری هم خود موضوعی است که در این مقال به آن نمی پردازیم. اما بخشی از این واقعیات که در واقع در تصورات ما شکل می بندد در جهان خارج وجود ندارند ؛ همچون اژدهای مانی حقیقی در فیلم «اژدها وارد می شود » . اژدهای او در سطوح مختلفی در فیلم ارایه می شود که ذیلا به آن خواهیم پرداخت . اژدهایی که هیچ عقل سلیمی وجود آن را در دنیای «عینی» نمی پذیرد و به اصطلاح عقل از پذیرش وجود یا ظهور اژدها در دنیای خارج تحاشی دارد . فقط به واسطه ی تصورات عقل است که این موجودِ اسطوره ایِ کاریزماتیک در دنیای ذهن به پرواز در می آید و آتشی بس عظیم و پرهیبت از دهانش خارج می گردد. اما اژدهای حقیقی این گونه نیست ، اژدهای او واقعی است و متعلق به جهان ماست . او آن را چنان هوشمندانه وارد ذهن می کند که همان عقل سلیم پس از تماشای فیلم از عدمِ پذیرشِ «وجود» آن در عالم خارج تحاشی دارد . این موضوع در سطوح مختلفی از فیلم قابل مشاهده و تمیز است: 1- دنیای فیلم : پس از افتتاحیه و در تیتراز فیلم فیلمساز با جمله ی «بر اساس یک داستان واقعی» یادآور می شود که بیننده را در مقابل یک جریان واقعی قرار داده است . اما خود جمله دارای نوعی ابهام است. ابهامی که تا انتهای فیلم ، بیننده را درگیر خود می کند و او را تا آخر فیلم ( حتی در تیتراژ پایانی فیلم ) در چنگال ابهام اژدها اسیر می کند . همین جمله ی ابتدایی فیلم بیننده را وادار به تفکر می کند که آیا بالاخره این یک «داستان» است یا یک «واقعه»ی رخ داده . یک اژدهای خیالین برگفته از اسطوره های باستانی یا اژدهایی که در دل تاریخ جای دارد . فیلمساز بیننده را در وسط کار و زار یک رخداد تاریخی رها می کند ؛ حتی رنگ و لعاب فیلم را به سان فیلم های آن دوران تغییر نمی دهد و مخاطب را وادار می کند یا خود را به سال های 1342 ببرد یا فیلم (واقعه) را در زمان حال حاضر خویش تصور نماید . اما در هر حال بیننده می پذیرد که در حال تماشای یک فیلم است ، که انتظار دارد تا با تماشای مابقی فیلم ، فیلمساز توضیحی منطقی برای حضور موجودی اسرار آمیز و قدرتمند ارایه نماید . 2- دنیای مستند : اما فیلم ساز با ارایه نوع مستند فیلم ، دوباره بیننده را غافلگیر می کند . بیننده که انتظار یک فیلم با همه مشخصات یک فیلم سینمایی را داشت با دیدن چهره ی خود فیلمساز و لیلی گلستان دچار نوعی خسران می شود. حال او نمی داند در حال تماشای چه نوع فیلمی است . «سینمایی» یا «مستند» . دوباره افکارش دچار چالشی می گردد . تصوری که بیننده و هر ذهن مدرن امروزی از مظامین و مفاهیم فیلم ها و برنامه های مستند دارد مقارنت و مطابقت عین به عین آنچه در تصویر این نوع فیلم می بیند با واقعیت رخ داده است . بیننده از پذیرش وجود اژدها تبری می جوید اما فیلمساز با ارایه ترفند های مختلف همچون شعبده بازی که می کوشد شعبده هایش را یک کنش متافیزیکی جلوه دهد و عمل انجام شده را بری از هر گونه حقه و شعبده بنمایاند در نهایت موفق تر است و بیننده را مغلوب واقعیت خود ساخته اش می کند . چه ، در ادامه حضور صادق زیبا کلام و سعید حجاریان نوعی اطمینان خاطر می دهد که هر آنچه که در سطح فیلم می بیند در واقع آن چیزی است که رخ داده است و مانی حقیقی آنرا به تصویر کشیده . شک انطباق فیلم با یک رخداد تاریخی از بیننده رفع می گردد ولی او همچنان به دنبال ارایه توضیحی منطقی از فیلمساز در ادامه فیلم است .حال ذهن به چالش کشیده شده ی بیننده مدام در حال رفت آمد بین حدس و گمال خود و هر آنچه در فیلم می بیند است تا بتواند تشخیص و انفکاک واقعیت متباین فیلم و واقعیتی که تا به حال در زیست جهانش آنرا ادراک کرده انجام دهد که توضیح سعید جهانگیری در سنین حدود 70 سالگی مبنی بر اینکه او نقش خود را در این فیلم به پیشنهاد مانی حقیقی بازی می کند ، بیننده را تسلیم و مطیع فیلمساز می کند و مطمئن می شود آنچه که فیلم ساز در سطح یک فیلم سینمای به او ارایه می دهد با آنچه در سطح فیلم مستند ارایه می شود و آنچه در عالم خارج رخ داده ( یا می دهد ) مطابقت دارد و روایت ، برساخته ی فیلمساز نیست . فیلم در نهایت بدون ارایه توضیح منطقی و با اثبات وجود اژدها به پایان می رسد و تماشاگر مات و مبهوت ، نمی داند مطابق منطق ، تجربه و دانشش از پذیرش وجود اژدها امتناع بورزد یا به چیزی که به ادعای فیلم و فیلمساز رخ داده تن در دهد و باور کند. 3- دنیای واسط : پس از اینکه داده های بیشماری از طریق فیلم سینمایی و فیلم مستند ارایه می شود حال فیلمساز بیننده را در یک آمپاس قرار می دهد . جایی که جهان «عینی» با جهان « ذهنی خیالی» تلاقی میابند . جایی که قوه فاهمه قدرت تشخیص واقعیت از خیال را از دست می دهد . اینجا فیلمساز هم دنیای فیلم سینمایی را با دنیای مستندش در هم می آمیزد . جایی که پس از اتاق بازجویی کسی نمی داند بر سر قهرمانان داستان چه آمده و بیننده ، تشنه ی دریافتن سرنوشت نهایی این قهرمانان تن به واقعیات فیلم در هر دو سطح می دهند . فیلمساز باز در سطح مستند اذعان می دارد که دستیارش را سراغ شخصی که ادعا می کند از ماجرا خبر دارد می فرستد . یعنی آنجا که بیننده همراه با دستیاران مانی حقیقی وارد خانه والیه می شود . ذهن دوباره وارد یک تلاطم فکری دیگری می شود . آیا والیه خودش است ؟ چون او در دنیای مستند قرار دارد . آیا او در حال ایفای نقش است ؟ چرا صدای کیوان حداد در نوار ضبط شده همان صدای فیلم است . معلوم نیست . اینجا دنیای مستند ( دنیای واقعی ) با دنیای فیلم ( دنیای بر ساخته ) در هم می آمیزند . اینجا ، خانه ی والیه ، همان دنیای اثیری است .دنيايي بين «واقعيت» و «خيال» . جایی که مانی حقیقی پیروزمندانه دستی بر چانه اش می کشد و القای واقعیت مد نظر خود به بیننده را نظاره می کند و با خیال راحت به سراغ بخش پایانی فیلم می رود . آن را به شکلی قهرمان پرورانه ( تو گویی که این قهرمانان خود فیلمسازند ) به پایان می رساند و می رود سراغ تیتراژ پایانی فیلم . در بخش بازیگران اسم سعید جهانگیری را کامران صفا منش معرفی می کند و ضربه ای دیگر به بیننده وارد می کند . همینطور اسامی دستیاران او در قسمت اسامی بازیگران با اسامی دستیارش در بخش معرفی دستیار مغایر است که به ما اطمینان داده بود کسانی که در دنیای مستند هستند اشخاص حقیقی اند . باز در قسمت تشکر ، اسم بابک حفیظی را می آورد و مجدد بیننده را دچار شوک دیگری می کند . بیننده در پایان نمی داند با چه چیزی طرف است . با واقعیت عینی رخ داده تاریخی یا با روایت تصوری ، برساخته مانی حقیقی 4- دنیای پست مدرن : به تعبیر بودریار واقعیتی که انسان امروزی ( انسان عصر پسا مدرن ) با آن سر و کار دارد واقعیت عینی نیست . این واقعیت ، واقعیتی است منشعب شده از واقعیت واقعی! و مستقل از آن که از آن به حادواقعیت تعبیر می کند . او اظهار می دارد در دنیای کنونی واقعیات بر ساخته ی نهاد های قدرت هستند که از طریق رسانه ها به انسان تحمیل می شود و او بدون اینکه احساس مسخ شدگی کند این واقعیات را می پذیرد ، واقعیات واقعی! را کنار می گذارد و به حاد واقعیات گرفتار می آید . نه اینکه حاد واقعیت واقعی نباشد بلکه حاد واقعیت چنان از واقعیات منشعب می شود و مستقل عمل می کند که جای آن را می گیرد و اساس زندگی انسان پسا مدرن می شود. در دنیای امروز مهم نیست قدرت نظامی ، اقتصادی و تکنولوژی یک کشور تا چه اندازه است، بلکه حاکمیت هر جامعه ای با در اختیار داشتن رسانه های قدرتمند تصویر قدرت را ( و نه الزاما خود قدرت را ) به نمایش می گذارند و با تکرار نمایش آنها ، به اذهان مردم ، قدرتمندی خود را تلقین می نمایند . انسان امروز برده ی دنیای رسانه می شود . برده سرعت دنیای امروز . اطلاعات فراوانی به او داده می شود بدون اینکه او فرصت تفکر و تامل درباره صحت ، امکان و عمق شنیده هایش را دریابد . او اخبار روزمره را می شنود ، بمباران های مکرر ، کشته شدن انسان های بیگناه اعم از زن ها و کودکان ، وقوع عملیات تروریستی در اقصی نقاط جهان ، وقوع سیل و زلزله و ... را همچون صحنه هایی از یک فیلم سینمایی می نگرد بدون اینکه احساسی بر او مترتب گردد . چرا كه عميق شدن در واقعيات روزمره خطرناك و دردسر ساز خواهد بود ، همانطور كه كنكاش در عمق ، باعث بلعيده شدن توسط اژدها شد . حاد واقعیات بر ساخته ذهن و فعل انسان ، جایگزین واقعیات می گردد و خود واقعیتی کامل ، خدشه ناپذیر و مسلم می گردد. همانطور که خدایان تبدیل به بت هایی انسان وار یا حیوان گونه می شوند و جایگزین آنها می شوند ، طوری که دیگر ، خدایان به دست فراموشی سپرده می شوند . خدایانی که خود نیز حاد واقعیاتی دیگرند. حاد واقعیاتی منشعب شده از حاد واقعیات دیگر . خود واقعیات دچار خسران می شوند و دیگر اهمیتی ندارند . مانی حقیقی در اين فيلم ، به مخاطبش اعلام می نماید که نقش رسانه ها این چنین قدرتمند و اثرگذار است می تواند اژدهایی واقعی و عینی برای شما به نمایش بگذارند و شما نیز علی رغم اطمینان از عدم وجود آن ، آنرا باور کنید و به شکلی کاملا منفعل پذیرای واقعیت ناواقعی! تحمیل شده از طرف رسانه ها و نهاد های قدرت باشید .
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
محمد
۲ سال پیش
اژدها در سطوح مختلف واقعیت زندگی روزمره مملو از اتفاقات مختلف و جریانات متعدد در حال انجام و به اصطلاح صیرورت است . اتفاقات مختلفی که یا خود ما به عنوان سوژه آنها را می سازیم و عامل ایجاد آنیم ، یا نا خواسته خود را در یک جریانِ در حال اتفاق می یابیم و در ادامه تن به این اتفاقات می دهیم و افعالی متناسب با آنها از ما رخ می دهد و یا دست و پا بسته و منفعل ، بدون آگاهی از این صیرورت ، از زمان تولد تا فرارسیدن مرگ در داخل جریانات مختلف ، زندگیِ ما هم در حال «شدن» است . هر آنچه در جریان رخداد های مختلف نیز مشاهده و ادراک می نماییم جزوی از واقعیات «عینی» پنداشته ، آنها را کاملا به شکلی «انضمامی» قبول و باور داریم . واقعیاتی که یا آنها را تحت عنوان فاعل شناسا می سازیم ، یا بخشی از آنیم خواسته و ناخواسته ، آگاه یا نا آگاه. حال باید دید اتفاقات و اشیاء خارج از ذهن ما که آنها را با واسطه یا بی واسطه ملاحضه و ادراک می کنیم تا چه اندازه با ذهن ما مطابقت دارند . به تعبیر دیگر «واقعیات عینی» تا چه اندازه با «واقعیات ذهنی» ما سازگاری و مطابقت دارند . در تعبیر ارسطویی تنها تفاوت آتش «عینی» و آتش «ذهنی» فقط و فقط در وجود آنهاست . یعنی ماهیت آتش «عینی» و «ذهنی» یکی است و اختلاف آنها در وجود آنهاست . وجود خارجی ، یک سلسله آثار و خواص دارد که وجود ذهنی ندارد ولی به لحاظ ماهیت هر دو یکی هستند . بنابر این به گفته او و پیروانش هر چیزی در ذهن نقش می بندد هیچ مغایرتی با آنچه در عالم بیرون است ندارد ( رئالیسم خام ) . حالت تعدیل یافته این نظریه ، تعامل ، تفاعل و تاثیر و تاثر «ذهن» و «عین» است . این دو جهان بر روی هم علیت متقابل دارند و ارتباط این دو «وجود» بدون پذیرفتن تاثیر از هم امکان پذیر نیست . میزان تاثیر و تاثر هر یک بر دیگری هم خود موضوعی است که در این مقال به آن نمی پردازیم. اما بخشی از این واقعیات که در واقع در تصورات ما شکل می بندد در جهان خارج وجود ندارند ؛ همچون اژدهای مانی حقیقی در فیلم «اژدها وارد می شود » . اژدهای او در سطوح مختلفی در فیلم ارایه می شود که ذیلا به آن خواهیم پرداخت . اژدهایی که هیچ عقل سلیمی وجود آن را در دنیای «عینی» نمی پذیرد و به اصطلاح عقل از پذیرش وجود یا ظهور اژدها در دنیای خارج تحاشی دارد . فقط به واسطه ی تصورات عقل است که این موجودِ اسطوره ایِ کاریزماتیک در دنیای ذهن به پرواز در می آید و آتشی بس عظیم و پرهیبت از دهانش خارج می گردد. اما اژدهای حقیقی این گونه نیست ، اژدهای او واقعی است و متعلق به جهان ماست . او آن را چنان هوشمندانه وارد ذهن می کند که همان عقل سلیم پس از تماشای فیلم از عدمِ پذیرشِ «وجود» آن در عالم خارج تحاشی دارد . این موضوع در سطوح مختلفی از فیلم قابل مشاهده و تمیز است: 1- دنیای فیلم : پس از افتتاحیه و در تیتراز فیلم فیلمساز با جمله ی «بر اساس یک داستان واقعی» یادآور می شود که بیننده را در مقابل یک جریان واقعی قرار داده است . اما خود جمله دارای نوعی ابهام است. ابهامی که تا انتهای فیلم ، بیننده را درگیر خود می کند و او را تا آخر فیلم ( حتی در تیتراژ پایانی فیلم ) در چنگال ابهام اژدها اسیر می کند . همین جمله ی ابتدایی فیلم بیننده را وادار به تفکر می کند که آیا بالاخره این یک «داستان» است یا یک «واقعه»ی رخ داده . یک اژدهای خیالین برگفته از اسطوره های باستانی یا اژدهایی که در دل تاریخ جای دارد . فیلمساز بیننده را در وسط کار و زار یک رخداد تاریخی رها می کند ؛ حتی رنگ و لعاب فیلم را به سان فیلم های آن دوران تغییر نمی دهد و مخاطب را وادار می کند یا خود را به سال های 1342 ببرد یا فیلم (واقعه) را در زمان حال حاضر خویش تصور نماید . اما در هر حال بیننده می پذیرد که در حال تماشای یک فیلم است ، که انتظار دارد تا با تماشای مابقی فیلم ، فیلمساز توضیحی منطقی برای حضور موجودی اسرار آمیز و قدرتمند ارایه نماید . 2- دنیای مستند : اما فیلم ساز با ارایه نوع مستند فیلم ، دوباره بیننده را غافلگیر می کند . بیننده که انتظار یک فیلم با همه مشخصات یک فیلم سینمایی را داشت با دیدن چهره ی خود فیلمساز و لیلی گلستان دچار نوعی خسران می شود. حال او نمی داند در حال تماشای چه نوع فیلمی است . «سینمایی» یا «مستند» . دوباره افکارش دچار چالشی می گردد . تصوری که بیننده و هر ذهن مدرن امروزی از مظامین و مفاهیم فیلم ها و برنامه های مستند دارد مقارنت و مطابقت عین به عین آنچه در تصویر این نوع فیلم می بیند با واقعیت رخ داده است . بیننده از پذیرش وجود اژدها تبری می جوید اما فیلمساز با ارایه ترفند های مختلف همچون شعبده بازی که می کوشد شعبده هایش را یک کنش متافیزیکی جلوه دهد و عمل انجام شده را بری از هر گونه حقه و شعبده بنمایاند در نهایت موفق تر است و بیننده را مغلوب واقعیت خود ساخته اش می کند . چه ، در ادامه حضور صادق زیبا کلام و سعید حجاریان نوعی اطمینان خاطر می دهد که هر آنچه که در سطح فیلم می بیند در واقع آن چیزی است که رخ داده است و مانی حقیقی آنرا به تصویر کشیده . شک انطباق فیلم با یک رخداد تاریخی از بیننده رفع می گردد ولی او همچنان به دنبال ارایه توضیحی منطقی از فیلمساز در ادامه فیلم است .حال ذهن به چالش کشیده شده ی بیننده مدام در حال رفت آمد بین حدس و گمال خود و هر آنچه در فیلم می بیند است تا بتواند تشخیص و انفکاک واقعیت متباین فیلم و واقعیتی که تا به حال در زیست جهانش آنرا ادراک کرده انجام دهد که توضیح سعید جهانگیری در سنین حدود 70 سالگی مبنی بر اینکه او نقش خود را در این فیلم به پیشنهاد مانی حقیقی بازی می کند ، بیننده را تسلیم و مطیع فیلمساز می کند و مطمئن می شود آنچه که فیلم ساز در سطح یک فیلم سینمای به او ارایه می دهد با آنچه در سطح فیلم مستند ارایه می شود و آنچه در عالم خارج رخ داده ( یا می دهد ) مطابقت دارد و روایت ، برساخته ی فیلمساز نیست . فیلم در نهایت بدون ارایه توضیح منطقی و با اثبات وجود اژدها به پایان می رسد و تماشاگر مات و مبهوت ، نمی داند مطابق منطق ، تجربه و دانشش از پذیرش وجود اژدها امتناع بورزد یا به چیزی که به ادعای فیلم و فیلمساز رخ داده تن در دهد و باور کند. 3- دنیای واسط : پس از اینکه داده های بیشماری از طریق فیلم سینمایی و فیلم مستند ارایه می شود حال فیلمساز بیننده را در یک آمپاس قرار می دهد . جایی که جهان «عینی» با جهان « ذهنی خیالی» تلاقی میابند . جایی که قوه فاهمه قدرت تشخیص واقعیت از خیال را از دست می دهد . اینجا فیلمساز هم دنیای فیلم سینمایی را با دنیای مستندش در هم می آمیزد . جایی که پس از اتاق بازجویی کسی نمی داند بر سر قهرمانان داستان چه آمده و بیننده ، تشنه ی دریافتن سرنوشت نهایی این قهرمانان تن به واقعیات فیلم در هر دو سطح می دهند . فیلمساز باز در سطح مستند اذعان می دارد که دستیارش را سراغ شخصی که ادعا می کند از ماجرا خبر دارد می فرستد . یعنی آنجا که بیننده همراه با دستیاران مانی حقیقی وارد خانه والیه می شود . ذهن دوباره وارد یک تلاطم فکری دیگری می شود . آیا والیه خودش است ؟ چون او در دنیای مستند قرار دارد . آیا او در حال ایفای نقش است ؟ چرا صدای کیوان حداد در نوار ضبط شده همان صدای فیلم است . معلوم نیست . اینجا دنیای مستند ( دنیای واقعی ) با دنیای فیلم ( دنیای بر ساخته ) در هم می آمیزند . اینجا ، خانه ی والیه ، همان دنیای اثیری است .دنيايي بين «واقعيت» و «خيال» . جایی که مانی حقیقی پیروزمندانه دستی بر چانه اش می کشد و القای واقعیت مد نظر خود به بیننده را نظاره می کند و با خیال راحت به سراغ بخش پایانی فیلم می رود . آن را به شکلی قهرمان پرورانه ( تو گویی که این قهرمانان خود فیلمسازند ) به پایان می رساند و می رود سراغ تیتراژ پایانی فیلم . در بخش بازیگران اسم سعید جهانگیری را کامران صفا منش معرفی می کند و ضربه ای دیگر به بیننده وارد می کند . همینطور اسامی دستیاران او در قسمت اسامی بازیگران با اسامی دستیارش در بخش معرفی دستیار مغایر است که به ما اطمینان داده بود کسانی که در دنیای مستند هستند اشخاص حقیقی اند . باز در قسمت تشکر ، اسم بابک حفیظی را می آورد و مجدد بیننده را دچار شوک دیگری می کند . بیننده در پایان نمی داند با چه چیزی طرف است . با واقعیت عینی رخ داده تاریخی یا با روایت تصوری ، برساخته مانی حقیقی 4- دنیای پست مدرن : به تعبیر بودریار واقعیتی که انسان امروزی ( انسان عصر پسا مدرن ) با آن سر و کار دارد واقعیت عینی نیست . این واقعیت ، واقعیتی است منشعب شده از واقعیت واقعی! و مستقل از آن که از آن به حادواقعیت تعبیر می کند . او اظهار می دارد در دنیای کنونی واقعیات بر ساخته ی نهاد های قدرت هستند که از طریق رسانه ها به انسان تحمیل می شود و او بدون اینکه احساس مسخ شدگی کند این واقعیات را می پذیرد ، واقعیات واقعی! را کنار می گذارد و به حاد واقعیات گرفتار می آید . نه اینکه حاد واقعیت واقعی نباشد بلکه حاد واقعیت چنان از واقعیات منشعب می شود و مستقل عمل می کند که جای آن را می گیرد و اساس زندگی انسان پسا مدرن می شود. در دنیای امروز مهم نیست قدرت نظامی ، اقتصادی و تکنولوژی یک کشور تا چه اندازه است، بلکه حاکمیت هر جامعه ای با در اختیار داشتن رسانه های قدرتمند تصویر قدرت را ( و نه الزاما خود قدرت را ) به نمایش می گذارند و با تکرار نمایش آنها ، به اذهان مردم ، قدرتمندی خود را تلقین می نمایند . انسان امروز برده ی دنیای رسانه می شود . برده سرعت دنیای امروز . اطلاعات فراوانی به او داده می شود بدون اینکه او فرصت تفکر و تامل درباره صحت ، امکان و عمق شنیده هایش را دریابد . او اخبار روزمره را می شنود ، بمباران های مکرر ، کشته شدن انسان های بیگناه اعم از زن ها و کودکان ، وقوع عملیات تروریستی در اقصی نقاط جهان ، وقوع سیل و زلزله و ... را همچون صحنه هایی از یک فیلم سینمایی می نگرد بدون اینکه احساسی بر او مترتب گردد . چرا كه عميق شدن در واقعيات روزمره خطرناك و دردسر ساز خواهد بود ، همانطور كه كنكاش در عمق ، باعث بلعيده شدن توسط اژدها شد . حاد واقعیات بر ساخته ذهن و فعل انسان ، جایگزین واقعیات می گردد و خود واقعیتی کامل ، خدشه ناپذیر و مسلم می گردد. همانطور که خدایان تبدیل به بت هایی انسان وار یا حیوان گونه می شوند و جایگزین آنها می شوند ، طوری که دیگر ، خدایان به دست فراموشی سپرده می شوند . خدایانی که خود نیز حاد واقعیاتی دیگرند. حاد واقعیاتی منشعب شده از حاد واقعیات دیگر . خود واقعیات دچار خسران می شوند و دیگر اهمیتی ندارند . مانی حقیقی در اين فيلم ، به مخاطبش اعلام می نماید که نقش رسانه ها این چنین قدرتمند و اثرگذار است می تواند اژدهایی واقعی و عینی برای شما به نمایش بگذارند و شما نیز علی رغم اطمینان از عدم وجود آن ، آنرا باور کنید و به شکلی کاملا منفعل پذیرای واقعیت ناواقعی! تحمیل شده از طرف رسانه ها و نهاد های قدرت باشید .
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهرناز
۲ سال پیش
فیلمی کاملا خوش ساخت.با کارگردانی خوب.بازی های خوب و فضاسازی عالی و روایتی جالب.فقط این فیلم که حقیقت و مستند بود باید انتهاش مشخص میشو که اون موجود چی بوده.بهرحال مامور ساواکی که الان در قبد حیاته و یا والده که مطمنن این روایت رو از پدرش شنیده باید این قضیه رو میدونستند
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
نوا بانو
۲ سال پیش
اون یکی هم استادجمشیدمشایخی بودن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
نوا بانو
۲ سال پیش
[...] دیدم خوب بود اما من سرم گیج رفت، بازم هرسینمایی و نمایش خانگی(حتی اگه سرگیجه بیاره)بازم خیییلی بهتره از سریالهای رو اعصاب(بینهایت اعصابخوردکن) (صداوسیما)منکه سالهاست سریالهای صداوسیما رو تحریم کردم فقط فیلمهای خارجی و سینمایی و نمایش خانگی بگذریم.... من یکبارخود فیلم دیدم بار دوم شدم میس مارپل میخوام واقعیتش پیداکنم من عقیده دارم که شایدکارگردان راست بگه آخه چه نفع یاچه ضرری به آقای حقیقی میرسه که دروغ بگه فیلم براساس واقعیت من میخوام بفهمم واقعا این3نفرکی بودن! متاسفانه درموردفیلم:{خشت وآینه}که رفتم تونت مطلب پیداکنم هیییچ ردی ازکیوان حداداون مرد ریشوهمسریانامزدخانم شهرزادبشارت(به عنوان صدابرداریاحتی دستارصدابردارنبود)حتی اسمش تو عوامل فیلم هم نبود،فقط واقعا اسم ابراهیم گلستان به عنوان کارگردان و... بود بقیه عوامل روهم نشناختم جز2تاشون یکیش استادمحمدعلی کشاورزبودفکرکنم،.....
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فرهاد
۲ سال پیش
کسی راز مرا داند کز این رو به آن رویم بگرداند دوستان برن شعر اخوان ثالث رو بخونن و تفسیرش تا منظور فیلم و همین طور جمله ای رو که روی نوار نشته رو بفهمن. اینم لینکش: http://ahmadtamimiat.blogfa.com/post-10.aspx
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مانی
۲ سال پیش
کل فیلم یه طرف امیر جدیدی هم یه طرف اخه این بشر چرا این قدر خوبه؟.........اژدها یه فیلمیه که بعد از دیدنش به فکر فرو میری و حالا حالا ها از خاطرت پاک نمیشه من تا حالا سه بار نگاش کردم...اولین بار تو سینما دو بارم تو تمایش خانگی..(اورجینال تهیه کنید..دانلود نکنید) هر دفعه که دیدم بیشتر شگفت زده شدم از گارگردانی مانی حقیقی و بازیه امیر جدیدی...موسیقیه فیلمم که ادمو مسخ میکنه از بس خوبه...اوناییم که میگن فیلم بی معنیه و پایان باز داره حتما تو سینما خوابیده بودن.....شدیدااا توصیه میشه حتما ببینید....امیر جدیدی(بابک حفیظی) در جواب خنده ی بازجو:اینجا بخند چون اونجا م ی [...]
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ژولیت
۲ سال پیش
معرکه بود. متفاوت ترین فیلم سینمای ایران.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سلمان
۲ سال پیش
من یک فیلم بین حرفه ای نیستم ولی کتاب کم نمی خونم صحنه های فیلم زیبا بودن از لحاظ کشش و همراه کردن مخاطب، فیلم موفق بود بازی هایی که با بیننده میکنه و ذهنش رو مشغول می کنه جالبه: بالاخره فیلم واقعیه یا نه؟ چرا کیوان حداد یه جورایی شبیه و بدل فرد خودکشی کرده است(خطش همان است، پدربچه می شود، سه سال گم می شود و...) هنگام بلعیده شدن و زیر زمین رفتن، بهنام تبدیل به هندی می شود و هندی تبدیل به بهنام آیا فیلم نمادین است یا نه؟ اگر آن طور که خود کارگردان ادعا می کند، نه منظور از این که اژدها سال های دهه شصت در تهران بوده است چیست؟ من کتاب ملکوت بهرام صادقی را نخوانده ام، ارتباطش با این فیلم چیست؟ شباهت هایی با بوف کور هدایت وجود ندارد؟ ارتباط فیلم پدربزرگ مانی حقیقی(که ظاهرا خیلی با نوه اش آشنا نیست!!) با این فیلم فقط بچه بی مادر است؟ این فیلم مرا یاد رمان های رئالیسم جادویی می اندازد و یا نوع دیگری از ادبیات که شاید بتوان اسمش را رئالیسم هندی!! گذاشت به خصوص رمان های رشدی... اما آیا همان طور که اشارات رشدی به وقایع مذهبی و تاریخی به وضوح وجود دارد، برخی نقدهای تند و بدبینانه در مورد اژدها وارد می شود نمی تواند درست باشد؟؟ (بچه ای که پدرش مرده، نام مادرش حلیمه است و البته نه دایه اش و....)
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فرنود مهرزادگان
۲ سال پیش
یلدا جان به خاطر اینکه اونجا بادکنک کم باد هستش و اگه پرباد بود حتماً می ترکید
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
یلدا
۲ سال پیش
فیلم بسیار متفاوت و جالبی بود ببینید حتما فقط یه سوال اونجا که کیوان با بادکنک شیشه شیر برا والیه میسازه چرا بادکنک موقع سوراخ شدن نمیترکه؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
روزبه
۲ سال پیش
خیلی دلم می خواد اینو بنویسم تا همه بدونن که یه عده ای هستند مثل من که ، سطح استانداردهاشون رو بالا نگه میدارن و هیچ وقت فیلم ایرانی (فیلم فارسی) نگاه نمی کنند ، این دسته از آدمها که خیلی هم تعدادشون زیاد شده ، صبر می کنند توی جدول باکس آفیس بهترین ها رو پیدا می کنند و اول تریلر فیلم رو می بینند ، بعد به کیفیت و ارزش بازیگران و کارگردان فیلم توجه می کنند و بعد امتیازش توی سایت معتبر IMDB بعد فیلم رو تهیه می کنند و نگاه می کنند و در آخر با لذت از پای فیلم بلند میشن. ببخشید اینو می گم ولی ما لایق بهترین ها هستیم ، فیلم ایرانی برای امثال ما مثل یه شوخی بی مزه می مونه ، ایران صد سال دیگه هم توی فیلم سازی پیشرفت نمی کنه اینو دیگه خیلی ها می دونند و با سینما خداحافظی کردند . چیزی که هیچ وقت تغییر نمی کنه اینه : آمریکا هالیوود بهترین فیلم ساز دنیاست آلمان بهترین خودرو ساز دنیاست ایران هم بهترین فرش دنیا رو می سازه . این جایگاه ها هیچ وقت عوض نمی شه ،
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
همت
۲ سال پیش
سلام. بنظر بنده که چند وقتی ه فیلم میبینم جدا از خوب یا بد بودن فیلم.،کارگردان یه چیزایی رو پنهون میکنه یا واقعا مثل بینندها خودشم کلافه شده یا حقایقی نهفته مونده که نمیتونه بگه ....
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فاراد
۲ سال پیش
اگه [...] بفهمه موضوع این فیلم و منظور کارگردان چیه منظور از اژدها چیه فوری فیلم توقیف میشد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهدي
۲ سال پیش
بازيگر هاش عاليي بودن مخصوصا كاراگاه حفيظي
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حانیه حفیظی
۲ سال پیش
خیلی جذاب بود اما بی سرو ته
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
پیمان
۲ سال پیش
به این که تو اینترنت و این جوری حرف بزنم اعتقادی ندارم.. پس تحلیل و ... به کنار.. فقط صحبتم با اون دوستانیه که می گن فیلم بی سر وته بود یا بی معنی.. یا اونایی که می گن به شعورشون توهین شده چرا که جواب سوالاشونو نگرفتن... کسی محبور نیست به شما جواب سوال بده... شما یه فیلمی دیدین که احتمالن ازش لذت بردین.. چون تعلیق بالایی داشت.. و کلی سوال طرح شد.. خب یه بار دیگه ببینید.. بیشتر فکر کنید.. بیشتر مطالعه کنید.. بیشتر فیلم ببینید.. بیشتر نقد بخونید.. و ..... قرار نیست کارگردان جلوی ما سودوکو یا جدول حل کنه که.. خلاصه این که همین که خود طرح یک سوال جذاب از زیباییای فیلمه.. حس ترس وقتی فیلمو می بینی.. کنجکاویت.. رابطه ای که بین پسر صدا برداره و بچه به وجود میاد.. اون همه مسایل کنجکاو کننده و جن و جن گیری و اینا که برای هممون جذابه و ربطیم به عقاید نداره... میخام بگم فیلم هر پیامی که داره یا هر سوالی که ایجاد می کنه.. خوبیش همینه.. همین جذابیت.. پاسخ دادن به این سوالها و این کنجکاویها هم می تونه پی رنگ و سبک و ... رو بیشتر مشخص کنه و اون وقت راجع به جزییات می شه صحبت کرد.. ولی تا همین جا مشخصه که یه فیلم جذاب.. پر هیجان.. و و و و با محتوا دیدیم.. امیدوارم دوستان در جریان قرار گرفته باشند که به چه دلایلی فیلم بی محتوا و ... و ... نیست... نکته ی دوم ابن که.. کمی مطالعه در هنر و سبک شناسی و ... منو به این نتیجه رسوند که قصه پردازی سمبلیک از چیپ ترین کاراییه که یه نویسنده می تونه بکنه... داستان انقدر لایه های زیبا و موازی داشت که اصلن صحبت در مورد نماد واقعن راه به بیراهه و این حرفاست... به عنوان مسال برای دوستانی که پرسیدند زیبایی.کار در چیه.. من از این طور تلفیق واقعیت با رویا.. خیال و وهم و داستان بسیار شگفتزده شدم.. من فکر می کنم.تمام داستان ها رئال هستند، از این نقطه نظر که رویا قسمتی از زندگی ماست.. دوستان صرف نظر از عقایدتون در مورد وجود یا عدم وجود جن.. خرافات.. و المان های عجیبیکه تو کار دیدین.. مهم اینه که این مسایل جزیی از فرهنگ ما هستند و ما کم یا زیاد باهاشون زندگی می کنیم.. کجای حرفای من غیر منطقی و کجاش منطقیه??? همش?? ببینید.. کجای داستان واقعی و کجاش خیاله.. این که حقیقی می گه داستان مستنده و به طرز زیبا و هنرمندانه ای مصاحبه ها رو میگنجونه تو کار... گ شنیدن صدا های عجیب مراسم عجیب و .. و.... یعنی دیدن زندگی از نقطه ای که تا به امروز ندیده بودیم.. مارسل پروست میگه سفر فقط دیدن مناظر جدید نیست. بلکه داشتن چشم های جدیده.. این یعنی با این فیلم من چشم ها(جهان بینی یا تجربه ی جدیدی از تفسیر دنیا و حوادس اون) رو به دست آوردم.. حالا سوال اینه.. خیلی مهمه که مسلن شتر نماد چیه?? مسلمن نه... ما داریم راجبه فرهنگ کشورمون.. همینکه از 43 تا الان که 95 و احتمالن خیلی وقتای دیگه چه بچه هایی این طگر به دنیا اگمدن و چه قتلایی این.طور شده و چه داستانها و صندوقچه هایی.زیر خروارهاا خاک مدفووون.. این یعنی ما در تاریخ خودمون در زندگیمون عمیق نشیم.. و داستان ها رو هنر رو و هر چیزی که میتونه زندگی رو کمی زیبا.تر کنه فراموش کنیم و قانع به گرفتن جواب سوالامون از یه فیلم. مسلن شسته رفته باشیم و خوشحال از این که وووو من یه چیز جدید یاد گرفتم... من قضیه ی این فیلمو فهمیدم.. بیاین چشم های جدید تری داشته باشیم.. یه فیلم خوب شروعی برای سفره.. یه سفر رفته و بزگشته و عکساشم گرفته و کبابشم خورده که بعضی دوستان میخان.نیست.. شاید یه راهنما باشه.. و در آخر سارتر می گه: شاید ادبیات.نتونه جلوی جنگ و خون ریزی رو بگیره ولی میتونه کاری کنه لا اقل مردم بهش فکر کنن. این یعنی جرقه.. کشف.. یادگیری پ ن: ادبیات رو به فیلم و هنر و .. و جنگ رو به تمام.معضلات آدما میشه بسط داد. پ ن 2 : اشتباهات نوشتاریمو به کیبورد موبایلو سختیه تایپ کردنم ببخشایید.. وقت به خیر
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
عشق فیلم
۲ سال پیش
اول فیلم عالی بود.منو یاد فصل اول سریال true detectiveانداخت اما از وسطاش فیلم دیگه اون جذبه رو نداشت.حالت مستند وار پیدا کرد و آخرش هم زیاد جالب نبود.اگر اون قسمت مستند وار حذف می شد فیلم خیلی بهتر بود.درکل سبک جدیدی بود .امیداورم باز هم از این سبک ها ببینیم اما بهتر.از 10 به فیلم 7 می دم.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سمانه
۲ سال پیش
مانی حقیقی در یک پذیرایی ساده یک بازی با کاراکترهای فقیر درون فیلم راه انداخته و در اژدها وارد میشود، مخاطب را وارد بازی میکند: "اگر راست میگی تا کجای فیلو واقعیته و از کجا قصه؟". برام باورپذیر نیست که بیننده ای مدعی بشه که تو همون دیدن اول و بدون اطلاع از نامه زیباکلام پاسخ داده همش قصه است. این فیلم از نظر من صرفا یک فیلم اجتماعی است (نه سیاسی، نه تاریخی ، نه نمادین، نه سورئالیستی) و به بیننده یک تلگر میزنه که تو با کسانی که به جن باور دارند که هیچ، با اونهایی که قرنها پیش باور داشتند که زیر زمین یک اژدها خفته هم فقط به اندازه چند سکانس فاصله داری.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سیمان
۲ سال پیش
دوستان یکم فکر کنید شهرزاد به کیوان گفت که ساواک از اون زیر یه حیوون استخراج کرده، کارگر هندی به آلمانی گفت حیوانی دیدم با فلس و چشم قرمز ، و کیوان هم گفت که در تهران دیدمش و معلوم نیست با چی آورده بودنش بیرون که اونقدر زخمی شده بود، افعی اون زیر بوده دیگه! با خاک کردن جنازه ها زیر زمین حرکت میکرده تا بخوردشون!!!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حسین
۲ سال پیش
نقد زیر هم بد نیست لطفا مطالعه کنید: http://basijnews.ir/fa/news/8683518
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
احسان
۲ سال پیش
سلام اگه من یه فیلم مثل این فیلم بخوام به نظرتون چه فیلمی رو نگاه کنم ؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
هادی صمیمی
۲ سال پیش
عالی بود.. عالی... فیلمی که یکبار دیدنش واقعا کمه...سه شخصیت متفاوت و البته بازی خوب امیر جدیدی سوپراستار جدید سینمای ایران...سطح صدا گذاری و دیالوگ و تصویربرداری بالاتر از متوسط بقیه فیلمای ایرانی بود که تاحالا دیده بودم.... البته بعد فیلم نقد های کارشناسان رو هم حتما بخونید
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سمیه
۲ سال پیش
سلام من هم فیلم رو دیدم. البته یکی از دوستام معرفی کرد. نمی دونم چی باید بگم. راستش من لیسانس تاریخ هستم و ارشد ایران باستان می خونم. اون دوست عزیزی که گفت یک ذره تاریخ بخونید بهتون کمک میکنه من بیشتر از یک ذره خوندم و واقعا متوجه تشدم منظور فیلم چی بود؟ راستش من به دلیل علاقه و درک رشته تحصیلیم روی نمادها خیلی مطالعه کردم و الان نمی فهمم کجای فیلم نمادین بود. بعله مردم جنوب اعتقاد ویژه ای به جن ها و بادها دارن و نفهمیدم که مثلا که چی؟ اونجا جن بود؟ یک مساله امنیتی بود که ساواک بهش علاقه داشت. راستش بیشتر یاد مستند ما و فرازمینی ها افتادم. اون دوستانی که هی میگن عالی بود ژانر جدیدی بود خب توضیح بدن ما هم بفهمیم. بعله فیلم جذاب بود ولی من واقعا نفهمیدم چی به چی شد. نمی دونم اگر دوباره ببینمش می فهمم یا نه؟
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهدی
۲ سال پیش
اژدهای واقعی، نفت است.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حانیه- مشهد
۲ سال پیش
بخدا من هیچی ازش نفهمیدم!بقیه ام اینجوری بودن آیا؟ بعد از فیلم سرم درد گرفت از بس فکر کردم خب اینجای فیلم ینی چی مثلا... ولی نمیدونم چرا اینقدر مجذوب بازی بازیگراش شدم!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهران
۲ سال پیش
پیش از هر چیز باید بگم تبلیغی که از GEM پخش میشد اون قدر بد و جلف بود که با اکره فیلم رو دیدم! ولی باید بگم از فیلم بدم نیومد، به ویژه رنگ و لعاب چشم نوازی داشت.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیرحسین
۲ سال پیش
جان ما همونای که مگن فیلم واقعا عالیه و ما نمدنم هنوز جهان سومیم و ما کلیشه ایم و تنبل که باید همه چیزه بهامن بگن نه هم جان ما بگن منظور فیلم چی بود نه هی نگن عالی بود بود خوب اقا توضیح بدن اژدها کی بود شتر چی بود بریچی زلزله شما ایناره جواب بدن بی سرو ته ترین فیلم سال و مسخر ترین
خطر لو رفتن داستان
پاسخ

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی و پاسخ به سوالات شما:

logo-samandehi