ورود / عضویت
برای ورود یا ثبت‌نام شماره تلفن همراه خود را وارد کنید

خلاصه‌‌‌‌‌فیلم
همیشه فکر می‌کردم ماهی‌ها موقع مردن، وقتی لب می‌زنن، یه چیزی می‌خوان بگن که من اونو نمی‌شنوم...

نظر منتقدین

آنتونیا شرکا
همان‌طورکه انتظار می‌رفت «مرگ ماهی» در راستای فیلم‌های پیشین آقای حجازی است و فکر می‌کنم سه‌گانه او با ساخت این فیلم کامل شد. «زندگی خصوصی آقا و خانم میم»، «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» و «مرگ ماهی» سه‌فیلمی است که از طریق دیدن آنها می‌توانیم بگوییم که روح‌الله حجازی، ژانر موردعلاقه‌اش را پیدا کرده است و می‌تواند به بهترین شکل ممکن بیانش کند و از این منظر دیدن این فیلم لذت‌بخش است.
مرتضی اسماعیل‌دوست
اثری که با در اختیار داشتن عناصری ارزنده از عوامل سینمایی به ظریف‌ترین شکل ممکن، روایت غریب‌ماندگی انسانی ارزش‌گرا را در عصر مدرن‌زده امروز حکایت می‌کند و شکاف مانده در نسل‌های مختلف زندگی را در رویه‌ای معقولانه و با ساختاری مهندسی‌شده به تصویر درمی‌آورد.
مسعود فراستی
فیلم ساز عزیز اخیرا فیلم نامه نویس شده ما در مرگ ماهی چرا ماهی، و نه گربه (میو) چه کرده؟ واقعا باور دارد فیلم نامه نوشته یا فیلم ساخته و فضا آفریده؟ شوخی نمی کند؟ اگر شوخی نمی کند، پیشنهاد می کنم ۲ فیلم قبلی اش را دوباره خودش بنویسید و بسازد؛ به ویژه که حالا «مساله» اش «فرم» شده؛ تا بیشتر محظوظ شویم!… فیلم، بیشتر شبیه راش های اوتی یا تست فیلم برداری در فضاهای داخلی و به ویژه خارجی است…
مهرزاد دانش
مشکل این فیلم بیش از آن‌که شباهتش با آثاری از قبیل مادر و یه حبه قند و برف روی شیروانی داغ باشد، در بی‌هویت بودنش است؛ فیلمی خسته‌کننده که معلوم نیست ماجرایش را روی کدام مرکز ثقلی دارد روایت می‌کند. جمع کردن جمعی از بهترین‌های سینمای ایران در فیلم‌برداری و تدوین و صدا و بازی، قرار نیست لزوماً به معجزه بینجامد وقتی که خبری از یک فیلم‌نامه‌ی شسته‌رفته و کارگردانی هدف‌دار در میان نیست.

خبرهای مرتبط

صحبت‌های روح الله حجازی درباره سکانس بوسیدن پای مادر در فیلم مرگ ماهی و مقایسه آن با مرگ عباس کیارستمی

نظرهای منتشرشده


حسین
۸ ماه پیش
1 از 10
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
طاها
یک سال پیش
فیلم خوبی نبود داستان اصلا جلو نمی رفت.اخرش ادم میگفت خب که چی؟چی خواست بگه؟گره هایی که انداخته بود توو طول فیلم هم بی دلیل باز نکرد اصن فیلم حساب نمیشد حال نکردم.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
یک سال پیش
اینایی که مینویسن فیلم خوبی بود و پر معنا و مفهوم الان میخوان تیریپ روشن فکری بردارن و بگن ما خیلی میفهمیم؟؟؟اره اصلا شا خوبی،ما فیلم حالیمون نیست
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
بهرنگ
یک سال پیش
یک فیلم فوق العاده ضعیف فقط بازیگران اسمی رو جمع کرد دور هم تا بیننده داشته باشه موضوع تکراری و بی هدف بدون هیجان بدون صحنه تاثیر گذار و بدون دیالوگ جالب بنظر من هیچ دلیلی برای دیدن فیلم وجود نداره واقعا دیدن این فیلم وقت تلف کردنه کارگردان محترم فیلم مفهومی ساختن اینگونه نیست باید لابالای سکانسها هیجان و نقطه عطف در نظر گرفت برای جذب بیننده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مرتضی
یک سال پیش
فیلم بدی نبود اما میتونست خیلی بهتر باشه در زمانی که موضوع اکثر فیلمها یا خیانت هست یا تجاوز و از اینجور چیزا موضوع جالب و قابل تاملی رو بیان میکرد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ارکیده
یک سال پیش
ب نظر من فیلم بدی نبود ولی در اوضاع امروزی جامعه ما اصلا جواب نمیده چون مردم به اندازه کافی غم و غصه و مشکلات دارن. و به شادی بیشتر احتیاج دارن. واسه همینه که فیلم چیپ و بی ارزشی مثل من سالوادور نیستم اینهمه فروش میکنه این کمبود خیلی چیزا رو در سینما و جامعه نشون میده. فیلمسازان و همینطور کسانی که زمان اکران فیلم ها رو تعیین میکنن باید این مسائل رو در نظر بگیرن
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سپیده
یک سال پیش
اگر از زندگی سیر شده اید با دیدن این فیلم رو در عصر جمعه صد در صد خودکشی خواهید کرد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سیما
یک سال پیش
قبل از اینکه فیلم رو ببینم کامنت های دوستان رو خوندم.ولی بعهد از دیدن فیلم تعجب کردم که دوستان اینهمه نکته منفی رو از کجا آوردن.فیلم روایت یه زندگی مثل زندگی خیلی از ماهاست. وقتی آدم تو بحر فیلم بره و فیلم رو حس کنه نشون میده فیلم خوبی بوده.هرچند ایرادهایی هم داشت.بازی بازیگران خوب بود.فکرنمیکنم نکته مبهم و گنگی توی فیلم بوده باشه که نشه فیلم رو درک کرد.پایان فیلم هم کاملا واضح بود.قرار نیست که همیشه با فیلم ها بخندیم.ما فیلم های طنزی داشتیم که فقط واسه فروش ساخته شده و با این حال نتونست کسی رو بخندونه.پس بی انصافیه که بخوایم از این فیلم به عنوان بدترین و افتضاح ترین فیلم نام ببریم. این فیلم رو فقط باید تنهایی و با سکوت دید. شاید بخاطر همین بعضی از دوستانی که اوی سینما نتونستن باهاش ارتباط برقرار کنن.مطمئنم اگه یکبار دیگه این فیلم رو ببینن نظرشون مثبت تر میشه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حسین
یک سال پیش
حیف وقت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شقایق
یک سال پیش
فقط [...] میتواند چنین فیلمی بسازد.گنگ.بی سروته.مزخرف.برای کارگردان و فیلم نامه اش متاسفم.حتما به یک روانشناس مراجعه کند.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
س.ر
یک سال پیش
نقد آقای فراستی برای اولین بار دلمو خنک کرد.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
amir
یک سال پیش
حیف پول پای این فیلم رفت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شبنم
یک سال پیش
عجب فیلم مزخرفی بود اوق. حالم به هم خورد.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
نرگس
یک سال پیش
در يك كلام افتضاح بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
غریبه
یک سال پیش
شما ایرانیا غیر از غم و مصیبت و فلاکت و شیون و سیاهی چیز دیگه ای هم از زندگی و دنیا فهمیدید یا نه؟ کلا همیشه عزاست. ایامتون . موزیکتون - سینماتون
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سمانه
یک سال پیش
نمیتونم بگم مرگ ماهی فیلم بدی ست؛ ولی تزریق این همه غم به بیننده بدون هیچ هدفی را هم نمیتونم بذارم پای حساب اهداف هنر و هنرمند و روشنفکر.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ali nori
یک سال پیش
فیلم دلنشین و خوبی بود اصلا هم خسته کننده نبود و کشش لازم رو داشت. دیالوگهای خوبی هم داشت. به اعتقاد من بهترین فیلم روح الله حجازی بود.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر منظوری
یک سال پیش
فیلم خوبی بود و البته بسیار پیچیده.من فیلم رو دوست داشتم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علی
۲ سال پیش
من واقعا نمیدونم تا کی قراره اینگونه فیلم های مزخرف و بی محتوا تهیه بشه میگن این نوعی درون گرایی هست اما من توش همه چی دیدم بجز درون گرایی و محتوا و از همه مهمتر پیام بازی کردن با احساس و جیب مردم درست نیست.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
زهرا
۲ سال پیش
به نظرم فیلم بی محتوا نیست اما به شدت بیننده رو گیج می کنه. از این جهت که برای همه پرسش هایی که مطرح میشه هیچ جواب منطقی حاصل نمی شه و در نهایت فیلمی خالی از هدف به نظر میرسه.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علی ثروتی
۲ سال پیش
اصلا خوب نبود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
لیلا خرقانی
۲ سال پیش
به نام خدا نویسنده: لیلا خرقانی تاریخ: 27/3/1395 ظاهر در مقابل باطن از آنجا که انسان خود را در انجام هر کاری مجاز می داند و بین نیت واقعی و آنچه به زبان می آورد تفاوت بسیار است، دسترسی به حقایق سخت و گاهند برای همیشه ناممکن می شود. مرگ ماهی ساخته روح الله حجازی گره کوری را می افکند که بی شک گره گشایی آن دشوار و راهی باقی نمی گذارد جز پذیرفتن و اندیشیدن. خط داستانی فیلم یک معنای ظاهری دارد و یک معنای واقعی، و تنش فیلم از کشمکش این دو سرچشمه می گیرد.(ظاهر در مقابل باطن.) مری رابرتس راینهارت می گوید: یک داستان اسرار آمیز در واقع در بردارنده دو داستان در یک داستان است، داستانی اتفاق افتاده و داستانی که به نظر می رسد رخ داده است. مرگ ماهی در حقیقت از همین الگو پیروی می کند، نحوه پرداخت داستان به درستی شاهد این ادعاست. داستانی که اتفاق افتاده: مادر می میرد و خدمتکار(لیلا) به فرزندان خبر می دهد، مادرشان شفاهی به او وصیت کرده سه روز بعد از مرگ در خانه نگهداری و سپس با حضور اقوام تشییع شود. داستانی که به نظر می رسد رخ داده: صحت وصیت مادر یا توطئه خدمتکار که حجازی سعی دارد تنش خوبی بین فهم پاسخ، درک و اثبات غیر ممکن آن ایجاد کند. دسترسی به مادر دیگر امکان پذیر نیست و لیلا خود را مجاز می داند بدون هیچ ترس و واهمه ای از خطر لو رفتن، هر سخنی را به نقل از مادر بگوید. لیلا می گریزد و تا زمانی که هست کسی نمی تواند با تمام قاطعیت، همانطور که مارک تو این می گوید: زندگی چیزی نیست جز مبارزه میان عاطفه و عقل، پرده از راز بردارد. فیلمساز تنها به این موضوع نپرداخته، دغدغه های بسیاری در فیلم مشهود است. فیلم آمیزه ای از: دروغ ، پنهانکاری ، کشف حقیقت ، طلاق ، گسست ارتباط زناشویی و روابط خانوادگی و فامیلی ، یاس ، پوچی ، حرمت شکنی ، عدم قطعیت ، دغدغه های نسل جدید ، امکان ناممکن ها ، فراق ، سردرگمی ، غفلت و غافلگیری ، قضاوت و هشدار... داستان با ارائه ای از رمز و راز آغاز و تا پایان ادامه دارد. ما حدس هایی می زنیم، نتیجه هایی هم می گیریم و اتهاماتی را هم وارد می کنیم، اما با تمام این اوصاف جوابی نداریم که کاملا پاسخگوی همه چیز باشد. توبیاس در کتاب بیست کهن الگوی پیرنگ می نویسد: داستان، مجموعه ای از وقایع است که همانند دانه های تسبیح به نخ کشیده می شوند. حجازی تسبیحی را برایمان به نخ می کشد که دانه های آن فوکوس نیستند، علاوه بر آن نخ را به عمد متناسب با پیچیدگی زمانه و روابط انسانها پاره می کند. توبیاس می گوید از وقتی انسان کم کم پیچیده تر شد، چیستان ها هم به شکل های بسیار پیچیده تری توسعه یافتند. امروزه چیستان به راز یا معما تغییر شکل داده و به مهارت و تامل بیشتری در فکر کردن و حل آن نیازمند است. البته توبیاس در ادامه اضافه می کند درجه دیگری از معما وجود دارد که حل کردنش غیر ممکن و شاید هدف حل کردن آنها نباشد، بلکه فقط باید درباره شان اندیشید. هر چیزی ممکن است اتفاق بیافتد. از آنجا که مرگ ماهی پایان بازی دارد و معماهایی با پایان باز جواب مشخصی ندارند و پایان باز به منظور عدم هیچ نتیجه ای نیست، پس بهتر است به جای اینکه بخواهیم همه چیز در فیلم برایمان تطبیق داده شود به این فکر کنیم چرا هیچ چیز با هم تطبیق نمی شود. چرا دوربین بدون هیچ حرکتی کارکترهایی به تصویر می کشد که گرچه قاب دوربین ثابت است اما شخصیت های آن به نوعی دچار بی ثباتی، سردرگمی و در حین اینکه کنار هم هستند، از یکدیگر دورند. عدم حرکت دوربین که متناسب با ریتم داستان است، مخاطب را دعوت به تامل و کاوش در ذهن و درونیات شخصیت ها می کند. مسلما مشاهده کامل لایه های پنهان آنها ممکن نیست، ولی آنچه مهم است ، تمرکز ، هشدار و حداقل جستجو برای درک معانی و دریافت پیام برای خود می باشد. شخصیت ها بیشتر از ما می دانند و گاهی شخصی از دیگری بیشتر و یا کمتر. اطلاعات محدود و بیان آنها رازگونه است. عدم رویارویی، تظاهر به ندانستن، طفره و فرار از پاسخ نمی گذارد منجر به یک راه حل پایانی شویم که در آن مسائل فاش و به روشنی بیان شود. پیچی در داستان وجود دارد که مانع رفع تمام ابهامات و شناسایی هویت شخصیت ها می شود. داستان ، سوالات (چه کسی) ، (چه چیز) ، و از همه مهم تر (چرا) را در هم تلفیق می کند و در نهایت با تمام قاطعیت نمی توان به قضاوت نشست. تنها در حد حدس و گمان امکان برداشت وجود دارد. منصفانه نیست به همه چیز شک کرد اما عاقلانه اش این است به همه چیز شک کنیم. لیلا مدعی می شود نشانه های موجود در خانه گواه بر این است چند روز قبل از مرگ مادر فرهاد آنجا رفته، فرهاد منکر آمدنش می شود و لیلا اضافه می کند شخصی وارد اتاق آقاجون شده و اتاق را بهم ریخته و به خیالش فرهاد بوده. بر فرض گفته لیلا صحیح و فرهاد آمده باشد، کسی که قصد انجام کار پنهانی داشته باشد طبیعتا نباید از خود سند و مدرک بجا بگذارد. از لیوان چای گرفته تا جعبه شکلات(همیشگی) و بهم ریختن اتاق که به راحتی می شود برای لو نرفتن مرتب شان کرد. بهرام از لیلا می پرسد وقتی می داند در اتاق قفل است، چه لزومی دارد در را چک کند؟ لیلا پاسخ می دهد مادرجون به اتاق آقاجون حساس هستند، برای اطمینان مدام در را چک می کنم. با استناد به گفتار لیلا اگر مادرجون به اتاق حساس هستند، چرا از لیلا نخواسته دوباره اتاق را مرتب کند؟ اگر قصد بر این بوده مسبب آن را به کسی نگویند بنابراین چه لزومی دارد اتاق بهم ریخته باقی بماند، منتظر چه اتفاقی بوده اند؟ لیلا به رعنا خبر می دهد مادر اواخر عمری از خوردن دارو امتناع و پنهان از چشم او داروها را بیرون می ریخته. رعنا در جواب از او می پرسد چرا تاکنون چیزی به آنها نگفته. لیلا بهانه می آورد ترسیده مادرجون ناراحت و عصبانی شود. به راستی لیلا که ادعای وظیفه شناسی دارد، در قفل شده را چک می کند و از طرفی خبرچین است و وظیفه اش پرستاری از مادر بوده، چطور می شود چنین مسئله بزرگی را تا به حال به فرزندان خبر نمی دهد؟ چطور می شود با دیدن وضعیت اتاق و سکوت مادر ، با وجود یک لیوان چای و جعبه شکلات به جمع بندی می رسد فرهاد آنجا بوده و برای مطمئن شدن با فرهاد و خبرچینی با تهمینه تماس نمی گیرد؟ لیلا اخبار را دیرتر از زمانی که موظف به اطلاع دادن است به فرزندان خبر می دهد. اطلاعاتی می دهد که نمی توان به معنای واقعی به صحت داشتن آنها پی برد. مادر مرده و او خود را مجاز می بیند بدون هیچ ترس و واهمه ای از خطر بر ملا شدن حقیقت هر سخنی را بگوید. حتی نحوه وصیت مادر که شک برانگیز است. چرا مادر باید چنین وصیتی را بکند، جمع کردن اعضای خانواده دور هم و یا زمان مناسب برای فرار لیلا که آیا مادر تا این حد بدون در نظر گرفتن شرایط، دوستدار و بدهکار لیلا بوده که با وجود بخشیدن نیمی از اموال برای فرارش چنین برنامه ریزی می کند و آیا جز این وصیت لیلا راه حل دیگر و آسان تری برای فرار نمی توانست داشته باشد؟ آیا به گفته رعنا مادر قصد مجازات خود را داشته و چرا باید داشته باشد. فریده به این باور رسیده ما که ناخواسته به این دنیا آمده ایم و چون زندگی تلخ و پوچه، چرا باید کس دیگری را به این دنیا اضافه کنیم. آیا مادر خود را بخاطر باور فریده بازخواست و تنبیه کرده. مادر صاحب پنج فرزند است که هر یک به نوعی دارای مشکل هستند تا جایی که دختر کوچک خانواده به پوچ گرایی رسیده. بهرام طلاق گرفته، تهمینه زخمی در گذشته دارد، همسرش فوت شده و فرزندانش را همسر دومش رضا پدری می کند، تعادل روحی ندارد همانند فرهاد تندخو و عصبی است. رابطه دور فرهاد با همسر و دخترانش که حکایت از اضمحلال خانواده را دارد. رامین دور از خانواده در غربت زندگی می کند و به نظر می رسد نگاه دیگری به مهناز داشته و دارد، نگاهی که فراتر از نسبتشان است. با تمام این پرسشها و مفروضات شاید لیلا دروغ گفته و پرسشهای دیگری در کار باشد و چرا باید دروغ بگوید؟ زمان مناسب برای گریختن یا اینکه تا جایی پیش رویم که لیلا را متهم بدانیم. اتهام به جرمی بزرگتر که نمی شود کشف و برملا کرد. رعنا در آشپزخانه از او می پرسد چرا مادر چنین وصیتی کرده. لیلا پاسخ می دهد لابد خواسته رامین هم باشد. رعنا می گوید می گذاشتیم سردخانه تا رامین هم برسه. لیلا که جوابی ندارد، به نمی دانم، و اینکه عین وصیت مادر را گفته بسنده می کند. لیلا با رفتن مادر به سردخانه مخالف است. اگر مادر به سردخانه می رفت لیلا باز هم می توانست تا موقع آمدن رامین به بهانه دیدار خواهرش بگریزد. لیلا از قبل اتاقش را تخلیه و اسبابش را برده، حتی رختخواب و لباس هایش را... رامین بیان می کند لیلا چند روز قبل با خواهرش خداحافظی کرده. مگر لیلا از موقع مرگ مادر با خبر بوده که اتاقش را تخلیه و با خواهرش خداحافظی کرده. البته می توان برداشت کرد خواهر لیلا دروغ گفته و لیلا بعد از فرار پیش او باشد. اما چرا باید بگوید چند روز قبل خداحافظی کرده که زمینه شک و تردید فراهم کند. شواهد این اجازه را به ما می دهد که برداشت کنیم لیلا زمان مرگ مادر را می دانسته یا بگوییم نحوه مرگ مادر مشکوک است یا می شود این طور برداشت کرد همانطور که رامین می گوید لیلا بدون اجازه مادر نمی توانسته اسبابش را ببرد، پس لابد مادر از حال و اوضاع وخیم خود با خبر بوده و از لیلا خواسته اسبابش را زودتر ببرد. کدام برداشت درست تر است و چرا لیلا پنهانی به تهمینه خبر می دهد که فرهاد از رضا خواسته آمبولانس خبر کند. اگر فرض بگیریم لیلا وصیت را به این دلیل گفته که زمان فرار داشته باشد، حال که دارد می رود دیگر چه لزومی به خبرچینی است. رفتار و اظهارات لیلا مشکوک است، همان گونه که رفتار و گفتار باقی اعضای خانه شک برانگیز است. چه کسی پیش مادر رفته؟ آن کس به دنبال چه چیزی بوده و چرا؟ شاید اصلا کسی نرفته! چه کسی و چرا گفته بچه بهرام در دعوا سقط شده؟ پای لیلا و رعنا در میان است، کدام یک دروغ گفته؟ مرگ میو با مرگ مادر چه ارتباطی دارد؟ بین بهرام و لیلا در گذشته چه اتفاقی افتاده که بهرام از او کینه به دل دارد؟ چه کسی و به چه منظور عکس های خانوادگی را از آلبوم برداشته و چرا عکسها لای کتاب از اتاق فریده سر در می آورند. شاید فریده آن روز پیش مادر بوده و شاید تمام آن از سوی شخصی برای گمراه کردن، صحنه سازی است. فریده چرا از روزبه قول گرفته، برای خودکشی نافرجامش یا باردار بودنش که سعی دارد از همه پنهان کند و احتمالش بیشتر است، یا برای همه چیز که روزبه درباره او می گوید فریده عادت دارد برای همه چیز قول بگیرد. تسبیح یسر رضا کی پاره شده؟ مشخصا همان روز پاره نشده، روزبه از او می پرسد اومدنی تسبیح دستت نبود، رضا می گوید قبلا، و یکباره حرفش را پس می گیرد و همچنین تهمینه در گلخانه از او می پرسد مگر تسبیح اینجا پاره شده؟ رضا جواب نمی دهد و می رود. آیا رضا پنهانی مثل مهناز به دیدار مادر می آمده؟ و شاید آن روز رضا پیش مادر بوده! رعنا در بحث از فرهاد می خواهد زن دیگری بگیرد تا صاحب فرزند پسر و نسلشان ادامه دار شود. فرهاد که مشخص است از چیزی با خبر و گفتگویی بین او و مادر صورت گرفته، به رعنا می گوید تو اومدی اینجا خودتو واسه مامان لوس کردی. رعنا سریعا می پرسد مگه مادرجون چیزی بهت گفته. در نهایت فرهاد که متوجه اشتباهش می شود با لحنی حاشا کننده جواب می دهد. آیا می توان برداشت کرد آن روز فرهاد به خواست مادر آنجا رفته تا درباره ازدواج مجدد صحبت کند؟ اما چرا از خود مدرک به جا گذاشته! نگاه های معنادار لیلا به فرهاد مخصوصا موقع رفتن داخل اتومبیل چه مفهومی را می رساند؟ تصویر مرد و زن زیر ترک های دیوار در اتاق لیلا حاوی چه پیغامی است؟ لیلا سالها تنها زندگی می کرده و به نظر می رسد قلم دستش رویای ترک خورده خود را زیر ترک های دیوار به نقاشی کشیده. البته نقاشی خارج از اتاق لیلا مفهوم گسترده ای دارد که یکی از مضامین فیلم و در سینمای حجازی دغدغه است. ترک برداشتن ارتباط زناشویی یا بهتر است بگویم پوسیدگی رابطه ها... مرگ ماهی گرچه روایت گنگی دارد اما این گنگ بودن هم واقع بینانه و هم تهی از مفهوم نیست. (کار نقد پرداختن به زنجیره ی معناهای ممکن است.) انسان عصر حاضر پیچیده رفتار می کند و از اصول اولیه و اخلاقی غافل است. گرچه تکنولوژی پیشرفت کرده و به مراتب ابزار ارتباطی بیشتر... ولی انسان هر روز تنهاتر و به نوعی مرموزتر می شود. علیرضا داودنژاد در فیلم کلاس هنرپیشگی بیان می کند تنهایی به معنای نداشتن خانواده نیست، دردآورتر از آن احساس تنهایی با وجود داشتن خانواده است. نوه بزرگ خانواده و روزبه اعتراض دارند اینجا آدمها همدیگر را نمی فهمند. شخصیت ها آنقدر تنها و کم حوصله هستند که پیگیر قضایا نمی شوند، تنها با لحنی بازجویانه آن هم نیمه رها می کنند. شبهاتی که می شد بعضی از آنها در گفتگویی جمعی و ارتباطی سالم حل شود. شخصیت ها آنقدر درگیر مشکلات شخصی هستند که نسبت به نزدیکان خود بی تفاوت شده اند. دختر فرهاد از رامین آدرس سایت اصلی لاتاری را می خواهد و رامین بدون هیچ گفتگو و راهنمایی آدرس را می دهد. و چیزی که جالب توجه است سکوت پدر در برابر این صحنه است. داخل اتومبیل وقتی جواب بهرام را نمی دهد که فندک را از کجا آورده، بهرام هم صراحتا می گوید: به من چه سیگار بکش. پدر بی تفاوت و با فرزندش دچار بن بست ارتباطی شده، در نتیجه چه توقع از عموها که به سبب مسئولیت پذیری در جایگاه های بعدی قرار دارند. وقتی بهرام نمی داند سطح تحصیلات خواهرش تا چه میزان است دیگر چه توقع. یکی از دیالوگ های به ظاهر ساده اما خوب فیلم گفتگوی بهرام و روزبه است. روزبه از بهرام می پرسد سیگار چه مارکی می کشد. بهرام می گوید برای تو چه فرقی میکنه. و در ادامه بهرام از روزبه می پرسد روزی چند تا می کشد. و این بار روزبه پاسخ می دهد برای تو چه فرقی میکنه. واقعا برای همدیگر چه فرقی می کند روزی چند تا و چه مارکی بکشند. آنها که سال به سال همدیگر را به اجبار می بینند و در حین اینکه با هم هستند از هم دورند، چه فرقی می کند نگران یکدیگر باشند. جز اینکه وقتی پیش هم هستند فقط با گفتن چنین کلماتی به ناچار ارتباط برقرار کنند. سرانجام مادر با گذشت سه روز دفن می شود نه با حضور فامیل، تنها با وجود فرزندان بدرقه می شود. با تمام کشمکش و حدس و گمان ها وصیت مادر کاملا انجام نمی شود. تهمینه برخلاف اینکه خواستار است کاملا باید به وصیت عمل و انجام وصیت جز شرعیات است و حد وسط هم ندارد، انجام تکلیف نمی کند. لیلا در حضور جمع اذعان می کند مادر وصیت کرده سه روز بعد مرگ در خانه نگهداری و سپس موقع تشییع باقی فامیل با خبر و حضور داشته باشند. رعنا از تهمینه می پرسد چه کسانی را می خواهد به مراسم دعوت کند و آیا قصد ندارد به عمه خبر دهد. تهمینه پاسخ می دهد نمی داند چه کسی را دعوت کند یا نکند، و مگر عمه به مادرشان یکبار سر زده. با اظهارات لیلا، مادر خواسته همگان دعوت شوند نه اینکه تهمینه به صلاح خود انتخاب کند. اگر انجام وصیت جز شرعیات و حد وسط ندارد، پس چگونه به بخشی از وصیت عمل و شرعیات بنا بر عقاید شخصی تغییر می کند. احتمالا قضاوت بهرام درباره او صدق می کند. تهمینه نه فقط بخاطر مادر بلکه برای رهایی از عذاب وجدان و به جبران عملکردش در گذشته خود را مقصر می داند. بعد از تماشای فیلم در سینما عده ای از مخاطبین عقیده داشتند رابطه بین تهمینه و رضا ناباورانه، مضحک و نقطه ضعف فیلم محسوب می شود. چه طور رضا می تواند در برابر اخلاق ناپسند همسرش صبور و مهربان باشد. اتفاقا عقیده مخاطبین پرسش و مسئله خود فیلمساز است. بهرام در حضور جمع و هم در درد و دلی مردانه از رضا می پرسد چگونه می تواند تهمینه را تحمل کند. تهمینه از مهناز می پرسد چگونه توانسته بهرام را تحمل کند. رعنا در آشپزخانه به فرهاد شکایت می کند که از او می ترسد، بیست و شش سال عروس این خانواده است و واقعا نمی داند آیا دوستش دارند یا نه و آنها همه شبیه هم هستند. مشخصا تمام فرزندان خانواده نسبت به همسران خود تندخو و عصبی رفتار می کنند و همسران آرام تر و روحیه بهتری دارند. اما در نهایت نتیجه این نابرابری و یا بهتر است بگویم سواستفاده گری چه شده؟ بهرام طلاق گرفته و مهناز دلیل طلاقش را چنین مطرح می کند، دوست داشتنی که آزار دهد به چه درد می خورد. رعنا همسر فرهاد با کشیک دخترش پنهانی سیگار می کشد تا بر خشم و اعصابش مسلط شود. حس تنهایی و گریه پنهانی روزبه در اتاق که حکم تخلیه کردن خود را از فشار روحی و روانی دارد. و رضا که مدعی است با گرفتن جواب بله از تهمینه گره کوری را باز کرده. هر چند تلاش او برای باز کردن گره کیسه دارو بیهوده و در نهایت کیسه پاره می شود. صاحب اثر با تشبیه گره کیسه دارو به واقعیت و گره های زندگی اشاره به گره های کوری دارد که نه تنها مسببشان خود هستیم، علاوه بر آن توان و امکان گره گشایی وجود ندارد. مرگ ماهی درباره انسان است. انسانی که غفلت می کند و ناگهان غافلگیر می شود. و در اتمام صدای دختر کوچک فرهاد را هم نمی توان در پس زمینه نشنیده گرفت که اظهار دارد اصلا روح وجود ندارد، و در نمایی دیگر واکنش خواهر بزرگتر به گفته مادر(رعنا): الان روح مادرجون پیش ماست و ما را می بیند. لازم به ذکر است آقای فراستی در برنامه هفت مطلبی را از روی کاغذ درباره مرگ ماهی خواندن که فقط می توانم اینگونه درباره ایشان قضاوت کنم.(عقل و وجدان را می شود به عضله تشبیه کرد اگر هیچ وقت از آن استفاده نکنی کم کم ضعیف و ضعیف تر می شود.) آقای منتقد!!! به جای در خود ماندن به خودت بیا، چیزی دستگیرت نمی شود جز اینکه کمک می کنی خیلی چیزها دستگیرمان شود. پایان.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۲ سال پیش
آقای کارگردان کلمه مادر خیلی کلمه بزرگی و مادر فیلم شما با کمال تاسف مادر نبود و مسلما بچه های این مادر هم بچه نخواهن بود...مادر واقعی مادر فیلم علی حاتمی هستش که بهشت زیر پای این مادران هست که متاسفانه خیلی کم شده
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حالا
۲ سال پیش
از اول تا اخر فيلم منتظر يك اتفاق بودم اما وقتي اومدم بيرون قيافم شبيه دو نقطه خط بود|:
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
یاشار
۲ سال پیش
دیشب فیلم رو دیدم ! و واقعا افسوس خوردم برای بودجه ای که صرف ساخت این فیلم شده . یه فیلم بی سر وته با یه داستان بی سر و ته . وقتی کارگردان تصمیم به روایت یک موقعیت میگیره باید بیشترین توجه رو به روابط و جزئیات داخل فیلمنامه بکنه که متاسفانه توی این کار همچین چیزی وجود نداره . حتی بازیگرای پر تعداد فیلم هم نتونستن کمک کنن به فیلم . طناز طباطبایی که به شدت اجرای ضعیفی داره و و با اداها و حرکتای مصنوعی سعی داره بگه من افسرده ام ! به نیکی کریمی هم که گفتن ادای قرآن خوندن رو دربیار و هرچند دقیقه یکبار شروع کن به جیغ و گریه و سر علی مصفا هم هی داد بزن . بابک حمیدیان هم به جز ادای چندتا دیالوگ کاردیگه نمیکنه .بابک کریمی هم که تکلیفش با خودش معلوم نیست . حضور سحر دولتشاهی هم در انتهای فیلم فقط برای حلوا درست کردن هستش . و فقط از بین این جمع بازیگرها علی مصفا و ریما رامین فر و پانته آ بهرام شاید منجر به تحمل فیلم تا پایانش بشن . و در واقع فیلم به جز حضور همین سه بازیگر و فیلمبرداری کلاری هیچ چیزی نداره . یکی از بدترین فیلم هایی که توی این چند وقت دیدم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ملیحه
۲ سال پیش
فیلم عالی بود بازی ها فوق العاده مخصوصا خانم کریمی، به نظرم به این موضوع که همیشه حواسمون به چیزی که باید باشه نیست تاکید داشت... بهتره کمی واقع گرایانه نگاه کرد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
آتوسا
۲ سال پیش
بازیها قوی بودن ولی حرفی برای گفتن نداشت....
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
شهرناز
۲ سال پیش
روابط اعضای فیلمم مثل فیلم های مد شده سالهای اخیر بود. همه با هم اختلاف داشتن؛ اختلاف خواهر با برادر، زن با شوهر، مادر با بچه ... اصلا خیلی شیر تو شیر بود. کل فیلمم هیچ هدفی رو دنبال نمی کرد و خیلی ساختار ضعیفی داشت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهلا
۲ سال پیش
الان تیکت فیلمو خریدم ولی انقد اکثر نظرا منفی بود پشیمون شدم برم نگاهش کنم.حالا چجوری پسش بدم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
انتی تز
۲ سال پیش
اتفاقا خود فیلم خوب بود و اختلافات خانوادگی موجود رو نشون می داد اما مشکلش مشاوره گرفتن از یه فرد متحجر مثل بلخاری بود
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
سينا
۲ سال پیش
فيلم بسيار خسته کننده و بى سر و ته بود. سناريو ضعيف، بى محتوا ، سرد و غمزده بود که اصل داستان رو روايت نمى کرد و واقعا قصه اى براى گفتن نداشت. همچنين موزيک فيلم به قدرى در شرايط و فضاهاى مختلف به صورت غير حرفه اى تکرار مى شد که هر مخاطبى رو مى تونست برنجاند. فقط حضور بازيگر هاى سرشناس در اين فيلم و بازى خوب آقاى مصفا و تعدادى ديگر از بازيگران حسن اين فيلم بود. در کل اصلا تماشاى اين فيلم رو پيشنهاد نمى کنم.
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
احسان پ
۲ سال پیش
متاسفانه آقای حجازی نسبت به 2 فیلم قبلی تنزل پیدا کرده اند مجموعه ای از بازیگران با بازی های خوب، ولی فیلمنامه بسیار ضعیف نتیجه زحمات بازیگران را نیز از بین می برد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
هانی
۲ سال پیش
بسیار مسخره و چرت حیف پول و وقتی مه صرف این فیلم شد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
افسانه
۲ سال پیش
ناامید کننده و گول زنک ...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
علی.س
۲ سال پیش
فیلم نامه انقدر ضعیفه که علت مشکلات بین بچه ها رو اصلا توضیح نمیده و هیچ قصه ای برای گفتن نداره در صورتی که فرم فیلم ظاهرا میخواد یه قصه بگه با مشکوک کردن مصنوعی تو فیلم نامه و مهمتر از همه بازی بسیار ضعیف بازیگرا که اصلا ادم نمیتونه نقششونو باور کنه
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
راضیه
۲ سال پیش
فیلم واقعا افتضاح بود. دیلوگ های کودکانه. بازی های ضعیف. فیلم نامه فوق العاده ضعیف و بی محتوا
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
فاطمه
۲ سال پیش
یعنی تا جایی که میتونست بد باشه بد بود،تا حالا همچین فیلم مزخرفی ندیده بودم،حیفه وقت واقعا
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مرجان
۲ سال پیش
واقعا فيلم افتضاحى بود منظور اين كارگردان از ساخت يك همچين مزخرفى چى بود رو نميدونم واقعا حيف وقت با ارزشم كه نلف شد واقعا كه.......
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
عایشه
۲ سال پیش
مد شده دیگه، کلی بازیگر نام دار میارن و همه به اعتبار اونها میرن سینما، آخرش یه همچین فیلمی تحویل مردم میدن و ما برمی گردیم خونه.... دلم گرفت واقعا.... خیلی خوشی داریم تو این مملکت اینم از وضع سینما و فیلمامون
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۲ سال پیش
فیلم مناسب برای بهشت زهرا به نظر من مفهومی نداشت . ولی بازیگرانش خوب بودند
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
حمید
۲ سال پیش
مزخرفترین و بدترین فیلمی بوده که توی تمام عمرم دیدم به قوله آقای فراصتی یه فیلم به شدت بد
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
ا.ه
۲ سال پیش
باورم نمیشه برای چی و به چه منظور این فیلم باید اکران شود . با محتوا تر و مسخره ترین دیالوگ های ممکن روی این فیلم پیاده شده . واقا متاسفم از وقت تلف شده !!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
آذر
۲ سال پیش
فیلم فقط بازی داشت و فیلمبرداری واقعا هیچ چیز دیگه ای نداشت، خیلی حیف از این فیلم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
میلان
۲ سال پیش
فیلمنامه و کارگردانی واقعا بد بود فیلم بی سر وتهی بود از بین بازیها فقط مصفا قابل قبول بود بقیه بازیها جالب نبودن شخصیت ها مخصوصا خواهر وبرادرها شبیه افراد روانپریش بودن سوالایی بی سر وتهی تو فیلم مطرح میشد که جواب نداشت
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
مهیا
۲ سال پیش
تنها نکته مثبت فیلم کلکسیون بازیگران خوش نام بود. همین و بس! اصلا جالب نبود...
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
امیر
۲ سال پیش
با سلام جدا میتونم بگم تو کل عمرم فیلم به این بیخودی نرفته و ندیده بودم تعجب هستم از این بازیگرهابازیگرهای مطرح جامعه هنری که بازی تو این فیلم قبول کرده بودن من حاضر بودم پول سینما میدادم میرفتم ورودیه پارک بیشتر بهم خوش میگذشت واقعا متاسفم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
تبسم
۲ سال پیش
خیلی فضای سردی داشت و هیچ اتفاقی توش نمی افتاد. بازی ها هم آش دهان سوزی نبودند
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
محسن
۲ سال پیش
واقعا افتضاح بود. حیف وقتی که برای این فیلم گذاشتیم
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
یاسمین
۲ سال پیش
وقتی آدم بدون اطلاعات و فقط بر مبنای اسم بازیگران بره سینما نتیجه همین میشه که با پشیمانی کامل از هدر شدن پول و وقتش و فقط میزان زیادی غمزدگی از سینما خارج میشه!
خطر لو رفتن داستان
پاسخ
الهام
۲ سال پیش
فیلم بسیار پوچ و سرد و کسالت آور و بی سر و ته بود ... فیلمنامه بسیاار ضعیف و تنها نکته مثبت فیلم فیلم برداری خوب بود... در کل اتلاف وقته دیدن این فیلم..
خطر لو رفتن داستان
پاسخ

تلفن تماس:

۸۸۳۹۴۲۱۹-۰۲۱

استفاده از مطالب سلام سینما با ذکر منبع مجاز است.

کلیه حقوق این سایت برای سلام سینما محفوظ می‌باشد.

راه های ارتباطی با ما در شبکه های اجتماعی:

logo-samandehi