پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی

مغز استخوان

bone marrow

۶.۰ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۳۳۰ رای

منتقدان:

۵.۲

امتیاز دهید:

الان مسئله‌ی شما چیه؟! می‌خواین بگین قانونی نیست؟! یعنی اینجا همه‌چی همیشه قانونی اتفاق می‌افته؟! هممون درستیم؟! هیچکی هیچ غلطی نکرده تا حالا؟!

کارگردان: حمیدرضا قربانی

نقدهای بلند فیلم مغز استخوان

درام خوش چفت و بست


عباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

مغز استخوان تا مغز استخوان شما را درگیر خودش میکند. ماجرایی بکر از یک مثلث غیر عشقی که کمتر فیلم ایرانی به آن پرداخته‌ و میگوید وقتی راه قانون و شرع از هم جدا میشود، نوبت تصمیم های سخت میرسد‌.
 

فیلمساز تکلیفش را مشخص کرده اما در پرداخت به دوداستان اصلی (ازدواج مجدد و اثبات بی گناهی) دچار تشویش میشود. هرچه داستان پیشتر میرود و یکی از شعبده های راوی رو میشود، اوضاع هردوداستان هم بغرنج تر میشود و مخاطب برای پیگیری مصمم تر. اشکال انجایی رخ میدهد که قصه دچار حفره های سرباز و بی انتها میشود. اصولا اولین سوال این است که مجرم واقعی بودن یا نبودن عزتی چه تغییری در قصه ایجاد میکرد؟ اگر عزتی واقعا قاتل بود چه تفاوتی در ماجرا داشت؟ این و عدم پرداخت خوبِ شخصیت مجید هم کمی توی ذوق میزد. کسی که معتاد، عصبی و روانی  معرفی میشود در پایان دست کمی از یک فیلسوف شریف پیدا نمیکند و تنها به این خاطر به بستر نمیرود که حال شوهر دوم را درک میکند! این شخصیت شعاری را بگذاریم کنار شخصیت شعاری حسین با بازی حمیدی‌. مردی که حتی نمیتوانست اسم آن کار را بر زبان بیاورد در نهایت با رفتن زنش به بستر مردی دیگر ، حتی قبل از ایام عده ی شرعی موافقت میکند و ساعتی قبل از همبستری هم به دیدنش میرود !
 

جای موسیقی واقها در این فیلم خالی ست. موسیقی میتوانست  سکانسهای خوبی از این فیلم را ماندگار تد کند و مخاطب را پای فیلم میخکوب کند که متاسفانه اثری از آن نیست. سرعت فیلم روند خوبی دارد و مخاطب را خسته نمیکند خصوصا که داستان جذابی دارد و صحنه های دلهره آور و حساسش هم کم نیست. کارگردان بازی ها خوبی از بازیگران خوبی گرفته که نقش ها را باور پذیر کرده اند و تقریبا بار جذابیت فیلم را بدوش دارند.
 

فیلم چفت و بست خوبی دارد و رابطه ی علت و معلولی در آن اغلب خوبی رعایت شده‌ و بجز چند مورد، ابهامی در روایت ندارد مگر در پایانش. اگرچه فیلم ساز ترجیح داده پایان را به ذهن مخاطب بسپارد اما بنظر میرسد محتمل ترین پایان ، تلخ ترین پایان است چون اثری از بهبود اوضاع دیده نمیشود‌ و احتمالا مجید اعدام میشود ، صابر در چاله تعویض روغنی میمیرد، پیام را سرطان میبلعد و حسین هم به زن جنگجویش باز نمیگردد‌.
 

 فیلمساز البته از طعنه به سیستم قضایی و قانونی کشور هم دریغ نمیکند و میگوید در جاهایی که مهمترین و بدیهی ترین چیزها قابل دستکاری ست ، دیگر انداختن قتل به گردن دیگری ، امر چندان سختی نیست‌‌. در نهایت اگر بدنبال داستانی پرکشش و بازی خوب و درامی سرگرم کننده و تلخ هستید ، مغز استخوان ، مغز شما را قلقلک خواهد داد‌ خصوصا تعلیقی که در روابط بین انسانها ایجاد میکند.
 

این مطلب بعلت تنظیم در ایام جشنواره ممکن است دارای نواقصی باشد.
 

بستن

شکستِ تقدیر


فاطمه فریدن
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

یادداشتی بر فیلم مغز استخوان 

فاطمه فریدن 

شکستِ تقدیر 

فیلم مغز استخوان ایده نو، جذاب و پرکششی دارد اما همانند سایر فیلم‌هایی از این دست در پردازشِ داستانی منطقی با ساختاری علت و معلولی می‌لنگد. 

انتخاب چنین ایده جدیدی ابتدا این تصور را ایجاد می‌کند که به تماشای یک درام ملتهب از جنس اجتماعی نشسته‌ایم که نمونه آن کمتر در سینمای ایران یافت می‌شود، اما مسیری که نویسنده یا کارگردان تا پایان روایت طی می‌کنند، نتیحه دیگری را رقم می‌زند. درواقع انتظار می‌رود با توجه به سوژه‌ منتخب و کمتر بازگو شده در نوع فیلم‌های اجتماعی، التهاب و گره‌های ایجاد شده همسنگ آن قرار گیرد و در جایگاه هیجاناتی که ایده در آن گنجیده است قرار گیرند. اتفاقی که می‌افتد اما خلاف آن را اثبات می‌کند تا حدی که اذعان کنیم فیلم ففط به واسطه یکی ایده یک خطی جذاب شکل گرفته و به محض بیان آن دیگر همه چیز از دست می‌رود. از طرفی این نکته حتی به ما هشدار می‌دهد که چنین فیلمی صرفا برای یک بار تماشا کردن ساخته شده؛ چون اساسا در یک سطن تمام‌شدنی است. 

یکی از دلایلی که پرداخت روایت داستانی را در کلیت روایت با مشکل مواجه کرده، حضور کاراکترهایی است که عملا نقش فزاینده‌ای در پیشبرد داستان ندارند و صرفا حاشیه‌هایی جهت طولانی شدن زمان و ادامه ماجراهای به‌ظاهر کنش‌مند فیلم هستند. در حقیقت این ادامه یافتن لزوما به معنی پیش رفتن صحیح داستان نیست. شخصیت‌هایی مانند برادرشوهر (نوید پورفرج) که به واسطه ویژگی‌های شخصیتیِ خود فقط با پرخاشگری و ناسزا گفتن به همسر سابق برادرش در قامت انسانی خوش غیرت و شریف ظاهر می‌شود نیز صرفا تیپی کلیشه‌ای از مدل‌های سابق در این گونه آثار هستند و حضورشان نفعی از حیث کاربرد دراماتیک  ندارد. به همین علت است که ایده خوب و مناسبی که قابلیت ایجاد گره‌های فراوان را در نهاد و زمینه اصلی‌اش دارد، توسط حواشیِ نه‌چندان کاربردی به لحاظ ساخت درام بی‌سرانجام می‌ماند. 

در شکل کلی، فیلمی با چنین ایده‌ای در حالتی استمراری باید در تلاطمی بی‌وقفه به سر برد اما کافی نبودن بن‌مایه داستان‌ساز از قدرت پیشرفت در مدار اصلی داستان می‌کاهد و همه چیز فقط در حد یک ایده خوب باقی می‌ماند. 

فیلم آغاز تکان‌دهنده‌ای دارد؛ مادری برای درمان بیماری فرزند کوچکش (پیام) و دریافت خون بند ناف حاضر به ارتباط دوباره با شوهر سابقش (جواد عزتی) می‌شود که اکنون در زندان به جرم دزدی منتظر اعدام است و در مقابلش نیز همسر فعلی‌اش(حسین/بابک حمیدیان) قرار گرفته که صرفا به خاطر شدت علاقه به بهار تن به تحمل چنین وضعیتی می‌دهد. با وجود آن، نقطه عطف یا تکیه‌گاه ثانویه‌ای در آن وجو ندارد که نقطه ثقل داستان روی آن قرار گيرد و به صورتی فراگیر حرکت کنند یا ابعاد شخصیتی مضاعفی از کاراکترها را نمایان کنند. 

به عنوان نمونه اگر بنای کار بر تصمیم‌گیری زن به عنوان کاراکتر محوری فیلم گذاشته می‌شد و تا انتها با مجموعه اضطراب و التهاب‌های درونی و بیرونی همه کاراکترها مواجه بودیم، شاید کشش دیدن فیلم تا پایان دوچندان می‌شد. 

به همین سبب، پایگاه اصلی فیلم همان یک خط داستانی ساده و درعین‌حال دارای جذابیت است که حالتی خلاصه دارد و اتفاقا به شکلی کلی نیز در فیلم مطرح می‌شود. این که چه آفتی گریبان‌گیر پایان‌بندی فیلم شده نیز البته مسئله اصلی دیگری است و بر اساس هیجانی که از آغاز برای رسیدن به آخرین مرحله وجود دارد، چنین نتیجه‌ای را دور از ذهن می‌کند. 

حمیدرضا قربانی، کارگردان فیلم که پیش از این دستیار کارگردان آثار برجسته و شناخته‌شده‌ای در سینمای ایران بوده است، در این فیلم می‌کوشد از بطن ایده‌ای نو و مخاطب پسند، داستانی پرکشش را روایت کند؛ داستانی که بیش از هر چیز به نظر می‌رسد از عمق ماجرایی شخصی پرورش  یافته است. 

بستن

نقدهای مردمی فیلم مغز استخوان

نداشتن تم واحد


امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

مغز استخوان جدید ترین اثر حمیدرضا قربانی است . فیلمسازی که پیش از این فیلم درخشان خانه ای در خیابان چهل و یکم را ساخته بود اثری پر از تعلیق و تضاد. فیلم مغز استخوان درباره ی پسری به نام پیام است که دچار بیماری سرطان شده است. حادثه محرک فیلم پیشنهاد دکتر است که در نا امیدی بهار {پریناز ایزدیار} و حسین ناپدری اش{بابک حمیدیان } بیان می شود. پیوند بند ناف پیشنهادی است که پزشک می دهد . بهار می خواهد دوباره با مجید همسر سابقش ازدواج کند تا با پیوند رحم امکان زنده ماندن پیام محقق شود. اما حسین به شدت مخالفت می کند. فیلم سرشار از گره افکنی و موقعیت های درماتیک است. فیلم تا دقیقه حدود 60 به خوبی پیش می رود اما شاید پرداخت ماجرای مجید به اعدام ضرورتی نداشت. و مشکل فیلم دقیقا همین جا است . نداشتن تم ثابت. ما فیلم را شخصیت محوری بهار اغاز می کنیم و با او جلو می رویم. اما وقتی فیلم به سمت مجید حرکت می کند و درگیر او می شویم لحظاتی به ناگاه قضیه بهار فراموش می کنیم. مجید که به به خاطر فداکاری اش برای خانواده جرم قتل و تجاوز را به عهده رفته است . حالا انگار با دو موضوع مختلف رو به رو هستیم. ماجرای مجید و خانواده اش و ماجرای بهار . اگر فیلم تنها روی بهار به عنوان پی رنگ اصلی فوکوس می کرد فیلم می تواست بیشتر مخاطب را درگیر خود کند. با این وجود فیلم قابل قبول است. خرده پی رنگ های فیلم کشمکش های حسین و بهار ، و کشمکش بهار با برادر مجید و کشمکش های برادر مجید با وکیل و خانواده اش . و کشمکش برادر مجید با صابر . فیملنامه از لحاظ ساختار بندی قوی است . دیالوگ های ان به پیشبرد فیلم کمک می کند منتها تنها عیب ان مشکل زاویه دید فیلم است که مشخص نیست فیلم از نگاه چه کسی است . ایا بهار شخصیت محوری ان است یا مجید یا حتی برادر مجید. در اخر پایان بندی ان بزرگترین مشکل ان است . سه پایان باز داریم که مشخص نیست سرنوشت کارکترها چه می شود. سرنوشت حسین و بهار که ایا دوباره ازدواج می کنند یا خیر. سرنوشت پیام که زنده می ماند یا نه. سرنوشت مجید که اعدام می شود یا خیر و سرنوشت صابر که در کارواش زندانی شده چه می شود . کارگردانی فیلم قابل قبول است . تداوم و خط فرضی رعایت شده است . میزانسن درست از نکات خوب فیلم است . در کل فیلم قابل قبول است و می توان یکی از اثار قابل قبول حمیدرضا قربانی برشمرد.

بستن

#مغز_استخوان به دردبخور


حسین نثاری مقدم
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

#آقای_فیلمباز و #مغز_استخوان

باید بگم #فیلمنامه کار خیلی نظرمنو به خودش جلب کرد. 

نو و تازه و چالشی و البته بگم استثنایی و خاص به معنای واقعی کلمه. 

#فیلمنامه فیلم بسیار دقیقه و طبق اصول میره جلو. هر بیست و پنج دقیقه گره ای از فیلم باز میشه و شاهد گره جدید و باز شدن گره های قبلی هستیم.

بازی ها بسیار خوب.

مخصوصاً #بابک_حمیدیان که تبریک میگم بهش خیلی درخشان و خوب. برخلاف #روز_بلوا

#پریناز_ایزدیار هم بنظرم اینجا بر خلاف #سه_کام_حبس خیلی بازی بهتری داره. اما کاش نبود

#نوید_پورفرج بسیار عالی و درخشان و قشنگ پیشرفتش رو میبینیم و بهترین هارو آرزو دارم براش. 

بنظرم فیلم حق داره که توی آراء مردمی باشه.

ریتم فیلم رو دوست داشتم و مخصوصا حسی که در اخر به مخاطب میده که شاید مخاطب بتونه فیلم رو به خوبی تحلیل کنه.

تدوین خوب.

دوربین و تصویر و نماها خیلی خوب و بیان کننده مفاهیمه.

کار رو کلا دوست داشتم ولی یکمی با انتخاب #پریناز_ایزدیار مشکل دارم بهمین دلیل 

اول توصیه میکنم به دیدنش و دوم توجه به بازی #بابک_حمیدیان 

#جواد_عزتی هم که مثل همیشه خوب. 

گیشه خوبی در انتظار فیلمه... خداقوت به همه عوامل 

نمره من به #مغز_استخوان 7.5 از 10.

#مغز_استخوان به دردبخور

بستن