پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام ، کمدی

پا تو کفش من نکن

Don't Step Into My Shoes

۳.۲ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱۱۴ رای

منتقدان:

۱.۵

امتیاز دهید:

این کمدی-اجتماعی داستان دو زوج را روایت میکند که برای ثبت ازدواج به محضر می‌روند ولی شلوغی محضر عاملی می‌شود برای رخداد اتفاقی غیرمنتظره و در نهایت گره خوردن زندگی این دو زوج به یکدیگر!

نقدهای بلند فیلم پا تو کفش من نکن

سینما در سایه ابتذال!


افشین علیار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ایده و سوژه مهم ترین عامل برای ساخت یک فیلم سینمایی به حساب می آیند فیلمساز با ایده یی که مد نظر دارد می تواند قصه گویی کند و یک قالب برای روایت این قصه انتخاب کند، اما گاهی اوقات فیلم هایی در سینما اکران می شوند که شرم آورند، مگر می شود همچین ایده یی برای یک فیلمساز دغدغه باشد یا مگر می شود ذهنیت فیلمساز از سینما اینقدر محدود باشد که فیلمی به نام پا تو کفش من نکن بسازد، اینکه چرا نویسنده این یادداشت به دیدن همچین فیلمی رفته است تنها به یک دلیل و آن هم نام حسین فرحبخش ست که دو فیلم خوبِ عطش و خصوصی را در کارنامه ی کارگردانی اش دارد و اگر نه از تیم بازیگران این فیلم که همه شان تلویزیونی اند می شود حدس زد که این فیلم یک فیلم فارسی عقب افتاده ای است که مشخص نیست چرا ساخته شده است ، از آنجایی که حسین فرحبخش در دهه ی هشتاد و تا حدودی در دهه ی نود استاد تهیه و تولید فیلم های تجاری و بی سروشکل بوده در این فیلم هم همان رویه ی تولیدی را درپیش گرفته، پا تو کفش من نکن که با شرایط سنی به نمایش درآمده است یک اثر بی محتوایی ست که به مستهجن بودن کشیده می شود اساسا شرایط سنی برای این فیلم یک عمل بی فایده به حساب می آید چرا که این فیلم از اساس و پایه یک فیلم تخریب کننده محسوب می شود، حتی این فیلم برای آدم های بزرگسال هم می تواند بدآموز و ضد اخلاقی باشد فیلمی که عرف و اخلاق را زیرپا می گذارد و می خواهد با موقعیت ها و دیالوگ های اروتیک به کمدی برسد مگر می شود؟ از آنجایی که منتقد باید نسبت به چنین آثارِ بی محتوایی بی تفاوت باشد، اما به نظر می رسد وقتی منتقد و کارشناس نسبت به همچین فیلمی سکوت کند فیلمساز فکر می کند که راهش را درست رفته است، پا تو کفش من نکن یک فیلم توهین کننده است که شرعیت را هم به شوخی می گیرد البته شوخی واژه ی مناسبی نمی باشد این فیلم شرعیت را به بازی می گیرد تا بتواند تماشاگر را به خنده وادار کند، اما به طور جدی تک تک نماهای این فیلم یک نوع توهین به حساب می آیند، هدف فیلمساز با استفاده از یک عقدِ اشتباه میان دو زوج موجب موقعیت ضبدری زوجین می شود و با استفاده از دیالوگ های به شدت سخیف و مستهجن قالب فیلم از  شبه طنز در می آید و تبدیل به فیلم حاشیه دار می شود ، بله پا تو کفش من نکن یک فیلم حاشیه دار است که قصد دارد با فضای غیراخلاقی به طنزی برسد که باعث شرم ساری است، از سوی دیگر صحنه هایی در فیلم وجود دارد که به نظر می رسد این فیلم قصد داشته با قوانین اسلامی شوخی کند، این فیلم به دلیل موضوع و محتوای نامربوطی که دارد اساسا به نقد نمی رسد چرا که این فیلم از انتخاب سوژه تا اجرا یک فیلم بی سر و شکلی ست که مشخص نیست چگونه توانسته پروانه ساخت و نمایش بگیرد در شرایطی که بهترین فیلم های سینمای ایران پشت اکران ماندند چرا باید فیلمی مثل پا تو کفش من نکن اکران شود این فیلم به شدت به تماشاگرش آسیب می رساند، غیر از اتفاق اصلی که در شناسنامه زوجین می افتد در فیلم چیزهایی را می شنویم و می بینیم که به شدت شرم آور است مثل دو کاراکتر که نوع جنسیت آن ها مجهول است بودن آن دو کاراکتر مسخره واقعا کمدی به حساب می آید؟ تفکر و نگرش فیلمساز از خلق این موقعیت ها چیست؟ آیا ایجاد این موقعیت های غیراخلاقی کودن فرض کردن تماشاگر نیست؟ حیف است که به این اثر فیلم فارسی بگوییم چرا که در فیلم فارسی های قبل انقلاب هم حرمت ها نگه داشته می شدند اما در این برهه ی زمانی حسین فرحبخش هیچ واهمه یی ندارد که فیلمی بسازد که اخلاق و اصول در آن جایی نداشته باشد و می کوشد با ادبیاتی کوچه بازاری و اروتیک تماشاگرش را گول بزند و بگوید این فیلم کمدی ست و می تواند از تماشاگر خنده بگیرد اما غافل از آنکه در سالن سینما هیچ تماشاگری به این فیلم نمی خندد شاید بهتر بود به جای ایجاد شرایط سنی برای این فیلم اعلام می کردند که این فیلم را به صورت انفرادی تماشا کنید چرا که تماشای این فیلم همراه با خانواده شرم آورست اگر می گوییم سریال های شبکه ی جِم بدآموزی دارد پس چرا باید فیلمی مثل پا تو کفش من نکن را در سینما ببنیم؟ اساسا ریشه و ایده ی این فیلم از سریال های شبکه جِم گرفته شده است اما با رعایت بعضی از نکات! ولی همان نکات بشدت غیر اخلاقی در بطن فیلم نهفته شده است.

شاید نظر فرحبخش درباره ی نکات غیر اخلاقی فیلم چیز دیگری باشد و مدعی شود که نام این زوج اگر چه در دفتر خانه در شناسنامه ها اشتباه درج شده است اما شرعیت رعایت شده است، حرف فرحبخش شاید درست باشد اما ایجاد موقعیت ضبدری که در این چهار کاراکتر بوجود می آید غیرقابل قبول است، تا جایی که نادر لج می کند تا قادر و لیلا در بازداشتگاه شب را به صبح برسانند مگر می شود؟ 

در سکانسی دیگر لیلا به نادر از ماشین آخرین سیستم قادر می گوید که پیکان قراضه ی نادر را تو سرش بزند ، از سوی دیگر نادر به لیلا دختر عمویش که اشتباهی نامش در شناسنامه ی قادر ثبت شده است پیشنهاد می دهد که از قادر طلب مهریه کن! بیغیرتی در میان مردان به این حد شدت گرفته است؟ مگر می شود همچین مرد بیغیرتی را به نمایش بگذاریم ؛ این درس بی اخلاقی نیست ؟ که یک دختر ماشین بنز یک مرد هفتاد ساله را ببیند و هوش از سرش برود و از طرفی دیگر لیلی بخواهد نادر را که جوان و خوش چهره ست را مال خود کند؟ این دیالوگ ها و این فضا سازی ها برای این دهه و برای این تماشاگران نیست باور کنید کمدی با لمپنیزم فرق می کند فیلم غیراخلاقی ساختن باعث تاثیر منفی در جامعه می شود چرا باید فیلمی ساخته شود که بیشتر دیالوگ های آن به مسائل جنسی بپردازد در این برهه ی زمانی در گروه و کانال های تلگرامی آنقدر اتفاقات و الفاظ ناشایست و ارتباط های مشکوک مشهود ست که تبدیل این مسائل به سینما جائز نمی باشد ، پا تو کفش من نکن در سایه ی ابتذال درجا می زند و مطمئنا این هدف فیلمساز بوده چرا که فرحبخش در بخش تهیه لیست بلند بالایی از این گونه فیلم ها در کارنامه اش دارد، فیلم هایی که ژانر آن ها مثلا کمدی ست اما شوخی هایش سخیف و غیراخلاقی اند که شان سینما و تماشاگر را خدشه دار می کند در مواجهه با همچین فیلم هایی که پایه ی آن ها بر سینمای لمپنیزم شکل گرفته است نمی توان نقد منسجمی نوشت چرا که وقتی یک اثر آنقدر سست، بی عنصر و غیراخلاقی ست چگونه می شود اجزای آن را مورد ارزیابی قرار داد؟ تنها می شود به تماشاگر هشدار داد که گول نخورد زیرا که این فیلم به هیچ وجه کمدی نمی باشد و تنها با شوخی ها سخیف سینمای دهه ی هشتاد می خواهد از خط قرمزها عبور کند ، اما عبور از خط قرمز و بی پروایی در بازگویی بعضی از مسائل در سینما جائز نمی باشد، هر چند که برای این فیلم محدودیت و شرایط سنی ایجاد شود بعد از اینکه این فیلم به شبکه خانگی می آید دیگر محدودیت سنی وجود ندارد آن وقت چه می شود؟ اساسا شرایط سنی فقط حسِ کنجکاوی تماشاگران را جریحه دار می کند همین باعث می شود این فیلم تماشاگر زیادی را به سینما بکشاند اما بعد از چند روز این استقبال کاهش پیدا می کند، زیرا پا تو کفش من نکن فاقد نکات استاندارد در خلق یک فیلم سینمایی ست، فیلمی که می خواهد مخاطبش را با شوخی ها و دیالوگ های جنسی سرگرم کند اگر اکران نشود بهتر است. گاهی فیلمسازان ما رسالت سینما را فراموش می کنند و از شوخی های مستهجن کوچه بازاری به فکر ساخت فیلم می افتند اساسا سینما باید سطح آگاهی و سلیقه ی مخاطب را ارتقا ببخشد اما فیلم هایی مثل پا تو کفش من نکن در چه جایگاهی قرار دارند؟ چرا در این برهه ی زمانی سینمای ایران در فیلم هایی خلاصه می شوند که اساس و پایه ی آن ها شوخی های جنسی است؟ در سینمای ایران چه اتفاقی افتاده که حسین فرحبخش که عطش و خصوصی را با دغدغه ی اجتماعی ساخته به فیلم های سخیف و بی کیفیت رسیده است؟ مسیر سینما و هدف گذاری ها تغییر پیدا کرده است ادبیات و الفاظِ کوچه و خیابان در فیلم ها تبدیل به دیالوگ شده اند، سینمای روشنفکرانه دیگر نمی فروشد زیرا که سینمای سخیف مخاطب بیشتری را می تواند گول بزند به همین دلیل سطح آگاهی جامعه محدود و روزبه روز افت می کند، وقتی محصولات فرهنگی ما پا تو کفش من نکن باشد چگونه شان سینما حفظ می شود و چه گونه می شود از تماشاگر این فیلم انتظار کتاب خواندن داشت؟ چگونه فیلمساز به خودش اجازه می دهد که فیلمی بسازد که در آن به مسائل شرم آور بپردازد این فیلم نمی تواند در ژانر بگنجد چرا که فیلمسازان ما هدف و معیارشان در سینمای کمدی عبور از خط قرمزها و بیان کردن مسائلی ست که عرف نمی پذیرد.

پا تو کفش من نکن فیلم بی محتوایی ست که هرچه جلوتر می رود به ابتذال نزدیک می شود، دیدن این فیلم نه تنها باعث خنده و شادی نمی شود بلکه به معنای کمدی خدشه وارد کرده است و تماشاگر را از سینما و فیلم دیدن دلسرد می کند، این فیلم از ایده تا اجرا هیچ نکته ی مثبتی نداشته و از تیتراژ نخست تا سکانس پایانی ضعف هایش قابل مشاهده است. کارگردانی ضعیف و بازی های ضعیف تر، این فیلم را به یک اثر تجاری یک بار مصرف تبدیل کرده است.

بستن

تراژدي سینمای کمدی!


آرش پارساپور
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

پا تو کفش من نکن! دلش می‌خواهد یک کمدی پرفروش باشد ولی نمی‌تواند سکانس های بیهوده زیادی در طول فیلم وجود دارد که گویا سفارشی‌ است و برای نشان دادن نابازیگران در این سکانس ها ساخته شده اند تیم فیلمسازی اثری چون پا تو کفش من نکن! راه را کاملا غلط رفته اند و حالا بعد از اکران با شوآف و نمایش هایی در سینماهای سرتاسر کشور و حضور بازیگران مجموعه و... سعی در فروش هر چه بیشتر دارند بعد از دیدن «پا تو کفش من نکن» واکنش های گوناگونی خواهید داشت. بیشترین واکنشی که احتمالا از خود نشان خواهید داد افسوس خوردن به حال خودتان برای هدر رفتن دو ساعت از زندگی عالیقدرتان خواهد بود. محمدحسین فرح‌بخش فردی است که کار سینمایی خود را با نوشتن فیلمنامه فیلمی چون شارلاتان شروع کرده و اینکه در کارنامه حرفه ای او فیلم خوبی مثل زندگی خصوصی نيز به چشم می‌خورد یا کاملا شانسی و اتفاقی بوده و یا شاید برای یک بار هم که شده در روند تولید فیلم از کسی مشاوره گرفته است. پا تو کفش من نکن! دلش می‌خواهد یک کمدی پرفروش باشد ولی نمی‌تواند. در بین اسم هایی که در پوستر فیلم می‌بینید نام رضا ناجی واقعا دل آدمی را به درد می‌آورد. اینکه چرا رضا ناجی بازیگری که برنده جایزه خرس نقره ای شده باید کارش در سینما به اینجا بکشد که با چپ کردن چشمانش و زل زدن به دوربین و با لهجه حرف زدن بخواهد خنده را به زور به لبان تماشاچیان بیاورد؛ ایراد از بدنه سینمای ماست که به امثال رضا ناجی بها نمی‌دهند و نقشی به او داده نمی‌شود و به طور قطع وی نيز برای امرار معاش خویشتن مجبور به بازی در فیلم هایی مثل پا تو کفش من نکن! می‌شود. در بعضی از نوشته های راجع به این فیلم می‌خوانید که آن را با فیلمی مثل«50 کیلو آلبالو» مقایسه کرده اند. قیاس این دو فیلم کاری بس اشتباه و بی معنی است. « 50 کیلو آلبالو» اگر یک فیلم تجاری بود و سعی در تصرف گیشه داشت؛یک استراتژی خوب و تیم حاذق پشت آن بود. تیمی که توانسته بود با یک فیلم کمدی سرهم بندی شده مثل آثار غالب سینمای فعلی مان فروش خود را تضمین کند و چه بسا اگر از اکران بر داشته نمی شد فروش بسیار بیشتری نیز پیدا می‌کرد. اما تیم فیلمسازی پشت اثری چون پا تو کفش من نکن! راه را کاملا غلط رفته اند و حالا بعد از اکران با شوآف و نمایش هایی در سینماهای سرتاسر کشور و حضور بازیگران مجموعه و... سعی در فروش هر چه بیشتر دارند. ایراد اندر ایراد داستان بسیار سرراست است. یک زوج جوان از قشر طبقه پایین جامعه و یک زوج دیگر از قشر طبقه بالای جامعه به محضر می‌روند و در یک اقدام عجیب و غریب اسم‌شان اشتباهی و برعکس در شناسنامه هم می‌رود. این دو زوج باید دو سه روزی دندان روی جگر بگذارند تا محضر باز شود و این اشتباه تصحیح شود. این سوژه به ظاهر خط قرمزی و داغ با بازی بد و روایت بدتر تبدیل به فیلمی خنک و بی‌مزه شده است. کارگردان در اکثر سکانس ها نمایی کاملا بسته و نزدیک از چهره بازیگران در حین ادای دیالوگ های‌شان دارد و دوربین تا حلق درون صورت ایشان رفته است. این نماهای نزدیک انگار می‌خواهد زیبایی چهره بازیگران را به رخ تماشاگر بکشد که به لطف گریم بسیار بد همین را هم نشان نمی‌دهد! فیلمنامه فیلم نيز عملا بی معنی و شوخی های آن بسیار سطحی است. فیلمنامه یک فیلم کمدی جز دو سه صحنه با شوخی های بی ادبانه در هیچ سکانسی توان گرفتن خنده از بینندگان اثر را ندارد. یوسف تیموری کاراکتر همیشگی تلویزیونی خود را به روی پرده سینما آورده و سحر قریشی هم کاش دست از سر لوندی و بازی های مصنوعی خود بردارد. در بین این جمع بازیگران در کمال تعجب بایداشاره كرد، علی صادقی با ایفاگری نقش کوتاه خود توانسته خوب عمل کند و باقی عوامل بازیگری فیلم به کل در آفساید به سر می‌برند. مرا به زور بخندان! سکانس های بیهوده زیادی در طول فیلم وجود دارد که گویا سفارشیست و برای نشان دادن نابازیگران در این سکانس ها ساخته شده اند. مثل سکانس جابه‌جایی زوجین در کلانتری توسط سرباز پلیس وظیفه که فقط براي نشان دادن چهره خوش سیمای بازیگر سرباز وظیفه ساخته شده است. اصولا فیلم هایی از این قبیل برای به نقد کشیدن ساخته نمی‌شوند و تکلیف خودشان را با منتقدان سینمایی مي‌دانند. این‌گونه فیلم ها برای پر کردن اوقات فراغت مخاطبین عام ساخته و به اکران در می‌آیند. اما شاید بهتر است که بدانیم مخاطب سینمای کمدی کشورمان با وجود ساخت آثار خوب و محتوا داری در این ژانر نیز سلیقه اش کمی تا قسمتی تغییر پیدا کرده و به دنبال اسم چهار بازیگر و دو تا شوخی نصفه و نیمه بی ادبی نیست. این فیلم ها یا بهتر است تبدیل به نمایش های شبانه کمدی در سالن‌های مخصوص این نوع نمایش‌ها شوند و یا در بازار ویديویی پخش گردند و آبروی سینما و شعور مخاطب را حفظ کنند.اصراری به اینکه کمدی باید همراه با تفکر و تعقل باشد ندارم. کمدی می‌تواند تنها برای خنده باشد و بس.خندیدن نيز هیچ عیبی ندارد. حتی اگر پشت آن تفکر و تاملی نهفته نباشد. ولی زورکی خندیدن و به زور خندانیدن ایراد دارد. فیلمی که می‌خواهد به زور خود را بامزه نشان دهد و با کمک اسامی بازیگران نه چندان سوپر استارش خود را نمایش دهد؛ به جایی که باید،نمی‌رسد. پا توکفش من نکن! برای پناه بردن از شر آتش سوزان داغ تابستان به سمت سالن سینمایی خنک و استراحتی دو ساعته در طول روز به کار می‌آید و نه چیز دیگر!

بستن