پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام ، اکشن ، جنایی

بتمن

The Batman

۸.۱ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۷ رای

منتقدان:

۸.۲

امتیاز دهید:

«بتمن 2022» فیلم آمریکایی ابر قهرمانی، از کمیک‌های دی‌سی با همین نام می‌باشد. «ریدل» یک قاتل سریالی دیوانه، شخصیت‌های سیاسی مهم را در گاتهام به قتل می‌رساند. بدمن برای مهار او مجبور است؛ از فساد شهر که خانواده‌ی خودش را هم درگیر می‌کند، پرده بردارد.

کارگردان: مت ریوز

نقدهای بلند فیلم بتمن

جذاب و عجیب


دیوید رونی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ترجمه اختصاصی سلام سینما

مت ریوز با سیاره میمون‌ها نشان داد فیلم‌هایی که فرنچایزهای بزرگ دارند و بر اساس ویژگی‌های تصویری برجسته ساخته شده‌اند، لازم نیست داستان‌سرایی هوشمندانه و عاطفی را کنار بگذارند. همین امر در مورد بتمن نیز صدق می‌کند، فیلمی رمزآلود که در آن کلاه، شنل، بت‌موبیل و ابزار خفن ابرقهرمانش در بافت تیره و تار نوآر یک داستان پلیسی و پیچیده قرار گرفته‌اند. این فيلم بلندپرواز که با انرژی بالا و خط فک سفت و سخت رابرت پتینسون در نقش شوالیه‌ای سیاه با مشکلات پدرانه هدایت می‌شود، مبتنی بر واقعیتی معاصر است که در آن بی‌اعتمادی نهادی و سیاسی باعث به وجود آمدن عدالت‌خواهی خودسرانه شده است.

بتمن نسبت به جوکر 2019 در واقع‌گرایی اجتماعی تیره و تار خود متعادل‌تر بوده و احتمال اینکه به اسم سوءاستفاده‌ای نیهیلیستی رد شود کمتر است. این فیلم نه با دیدگاه یک شرور، بلکه با دیدگاه قهرمانی شکل گرفته است که تغییر و تحول شخصیتی‌اش او را از ابزاری برای انتقام به مبارزی علیه جرم و جنایت تبدیل می‌کند، به شخصی که علی‌رغم موانع ترسناکی که سر راهش قرار دارند، امیدش را برای ایجاد تغییر از دست نمی‌دهد.

این فیلم مانند یک تابلوی نقاشی سرزنده از فساد و هرج و مرج است، و با اینکه خیلی منتظر یک سر سوزن شوخ‌طبعی ماندم اما در طی سه ساعتِ طولانی فیلم حتی یک بار هم حواسم جای دیگر نرفت. اما این اثر ریوز تمام تلاشش را کرده تا همه متوجه شوند که یک جایی این وسط یک نفر - احتمالاً کریستوفر نولان - تصمیم گرفته که فیلم‌های بتمن دیگر نباید شوخ‌طبعی داشته باشند.

این موضوع خودش خنده‌دار است. منظورم را اشتباه برداشت نکنید. هیجان بالایی در فیلم وجود دارد، به ویژه در تعقیب و گریزی مهیج روی یک پل که در آن بت‌موبیل در برابر انفجارها و دیواری از آتش مثل یک ماشین عضلانی زره‌پوش مقاومت می‌کند. همچنین، تنش‌های جنسی زیادی در شیفتگی خطرناک بین بتمنِ پتینسون و سلینا کایلِ زوئی کراویتز وجود دارد. سلینا کایل موجودی اغواکننده و دوست‌دار شب با حرکات قوی کیک‌بوکسینگ و برنامه‌ای برای انتقام است که او را در راه تبدیل شدن به کت‌وومن قرار می‌دهد. چیزی که در فیلم زیاد دیده نمی‌شود خنده و شوخی است، البته اگر شوخ‌طبعیِ نه چندان جالب ادوارد نشتون (پل دینو) را حساب نکنید. ادوارد نشتون حسابدار کسل‌کننده و طردشده‌ای است که بیشتر به اسم ریدلر شناخته می‌شود.

برای آن دسته از ما که با تکرار بی‌پایان مجموعه تلویزیونی بتمن دهه 1960 با آن رژه عجیب شرورها و صحنه‌های مبارزه کارتونی‌اش بزرگ شده‌ایم، تغییرات استودیویی تیم برتون از این اثر دیرپای دی‌سی پیشرفتی طبیعی بود. به ویژه، اثر 1992 او یعنی بازگشت بتمن به لطف تغییرات بسیار خوب دنی دویتو در نقش پنگوئن و میشل فایفر در نقش کت‌وومنی که هیچگاه مثلش پیدا نخواهد شد (به کراویتز توهین نشود، او عالی است)، بین خیلی از ماها محبوب است.

جدّیت سرسختانه‌ای که در سال 2005 با بتمن آغاز می‌کند به کارگردانی نولان وارد فیلم‌های سینمایی شد، احتمالاً به دیدگاه اولیه سازندگان کامیک‌های دی‌سی یعنی باب کین و بیل فینگر و همچنین به احیای دوباره آنها در سال 1986 توسط فرانک میلر برمی‌گردد. اما با توجه به جذابیت تغییراتی که نولان و اکنون هم ریوز در این اثر ایجاد کرده‌اند، تمام آن جدیت می‌تواند برایش کمی سنگین باشد.

حتی دیدم خود من هم دارم با حسرت به آثار افتضاح دهه 90 جوئل شوماخر فکر می‌کنم، آشغال‌های پرزرق و برقی که حداقل می‌توان برای دیدن جشنی شلوغ پلوغ و جذاب در گاتهام سیتی - یا بحثی داغ درباره مناسب بودن یا نبودن قرار دادن جای سینه بر لباس بتمن رویش حساب کرد. 

حتی زمانی که پتینسون لباس خفاشش را کنار می‌گذارد تا به عنوان میلیاردر منزوی بروس وین در ملأعام ظاهر شود، هنوز هم مثل پناهنده‌ای خیس عرق از یک بند موسیقی گرانج دهه 90 به نظر می‌رسد و با توجه به این که در همان اوایل فیلم زمزمه کرت کوبین را در آهنگ “Something in the way” می‌شنویم، گویا ایجاد چنین ارتباطی عمدی بوده است. شاید با توجه به وضعیت جهان کنار گذاشتن زرق و برق و استقبال از نگرانیِ درونی، تنها راه پیشروی باشد.

ریوز فیلمی طولانی ارائه کرده است. آیا غرق کردن خودمان در دنیایی تخیلی که به شدت بازتابی از بی‌اعتمادیِ سمی‌ای است که به واقعیت قرن بیست و یکم ما نفوذ کرده، تعریف فرار از واقعیت را گسترش می‌دهد؟ شاید. اما این اثر با دقت بالایی ساخته شده، داستان‌سرایی واضحی داشته و دیدگاهی پیوسته و فکرشده دارد و همه اینها روی هم سرگرمی قوی و خوبی را می‌سازند.

ریوز و دیگر نویسنده فیلم یعنی پیتر کریگ در اینجا تصمیمی هوشمندانه گرفته و از تکرار داستان اصلی برای هزارمین بار، یا ادامه دادن دنیای توسعه‌یافته دی‌سی که توسط زک اسنایدر کشف شد، خودداری کرده‌اند. این فیلم از باقی مستقل است و برای یک بار هم شده، بتمن از نظر روانی کاراکتر جذاب‌تری نسبت به دشمنانش دارد. او حتی هنگام بیرون آمدن از سایه‌ها حرکتی متفاوت دارد - آرام، هدفمند، مانند کسی که زیر تابوت را گرفته اما تابوتی در کار نیست، با گام‌هایی به سنگینی خود مجازات.

عملیات حدوداً یک سال پس از این که او شروع به تعقیب در خیابان‌های گاتهام و نابود کردن جنایتکاران کرده است، شروع می‌شود. سیگنال خفاش در حال حاضر در آسمان شب برای درخواست کمک استفاده می‌شود اما بتمن همچنان معمایی ترسناک باقی‌مانده است، معمایی ترسناک در شهری که پس از دو دهه جنایت خشونت‌آمیز در حال از هم پاشیدن است. تنها متحد او در اجرای قانون، کمیسر آینده گوردون (جفری رایت) است که در این مرحله هنوز یک ستوان در نیروی پلیسی مملو از فساد است.

سکانس اول فیلم با ترانه “Ave Maria” آغاز می‌شود. در این سکانس شخصی ناشناس در شب هالووین مشغول دید زدن خانه شهردار دون میچل جونیور (روپرت پتری - جونز) است، در حالی که همسر و پسر کوچکش از خانه بیرون می‌آیند اما این شخص خود را پنهان نگه می‌دارد، مات و مبهوت از اخبار مربوط به رقابت انتخاباتی فشرده‌ای که در آن شهردار در برابر نامزد در حال ترقی یعنی بلا رئال (جیمی لاوسون) قرار دارد. متجاوزی در یک اتاق با ماسک جنگی و لباس ارتش، شهردار را با وسیله‌ای سنگین به قتل می‌رساند. سپس پلیس به صحنه جرم می‌رسد و شهردار مرده را پیدا می‌کند که صورتش را با چسب برزنتی بسته و روی آن این کلمات را نوشته‌اند: "دروغ کافی است". یادداشتی که به جنازه وصل شده و بتمن را مورد خطاب قرار داده هویت قاتل را مشخص می‌کند: ریدلر، که به سرنخی مرموز برای قتل‌های آینده تبدیل می‌شود که وحشتناک‌ترینشان مستقیم از کتاب 1984 اورول برداشته شده است.

نگاه معناداری که در اولین صحنه جرم بین بتمن و پسر شهردار (آرچی بارنز) رد و بدل می‌شود، یادآور خاطرات دردناکی است، چرا که بروس وین نیز والدینش را در چنین سنی از دست داده بود. اما راستی و درستی پدرش توماس وین (لوک رابرتز) بعدها در فیلم زیر سؤال می‌رود زیرا ریدلر ارتباطی را به گذشته آشکار می‌کند که علاقه شدیدش به بتمن را توضیح می‌دهد. به عقیده او اکنون زمان مجازات "گناهان پدران" فرا رسیده است.

قاتل، بتمن و ستوان گوردون را به سمت معشوقه شهردار، آنیکا (هنا حرزک)، پیشخدمتی در Iceberg Lounge می‌کشاند. رئیس اوباش این کلوب شبانه - و مرکز توزیع مواد مخدر - کارماین فالکون (جان تورتورو) نام دارد و کلوب را دست نشانده شل و ولش اُز (کالین فارل) اداره می‌کند که به تدریج به پنگوئن تبدیل می‌شود. اشخاص قدرتمند و ثروتمند گاتهام در اتاقی وی‌آی‌پی واقع در کلوبی به نام “44 Below” که درون همین کلوب شبانه قرار دارد، یکدیگر را ملاقات می‌کنند. اینجاست که بتمن برای اولين بار با سلينا روبرو می‌شود، شخصی که مشکلات پدرانه و انتقام‌‌گیری‌های خودش را دارد.

طرح داستان به پیروی از مدل استاندارد ابرقهرمانی علاقه زیادی نداشته و بیشتر به ریسیدن تار و پود ماجرایی کارآگاهی پرداخته است؛ در حالی که هیجان فهمیدن هویت فردی خودی که می‌خواهد جهان زیرزمینی فالکون را از بین ببرد افزایش داده می‌شود، سؤالاتی هم راجع به سوءاستفاده از کمک هزینۀ یک میلیارد دلاری بازسازی شهر که توسط توماس وین اعطا شده مطرح می‌‌شود. فیلمنامه کمی هم به مسائل روز می‌پردازد، مثلاً زمانی که سلینا شکایتش از "عوضی‌های سفیدپوست و برگزیده" را به زبان می‌آورد. اما تمرکز عمیقی که بر فساد نهادی گذاشته شده بسیار به موقع و طبیعی بنظر می‌رسند و موضوعات پدرانه نیز در از دست رفتن اعتماد نسبت به مقامات رسمیِ انتخابی نقش دارند.

به همین ترتیب، دست‌کاری شیطانیِ تئوری‌های توطئۀ آنلاین توسط ریدلر به هدف به دست آوردن فالوئرهای متعصب برای کمک به زانو درآوردن گاتهام بسیار واقعی به نظر می‌رسد. ریوز خوب می‌داند در دستیابی به خشمی که در حواشی محزون آمریکای معاصر در حال افزایش است، چه کاری باید انجام داد. دینو هم محرکی ترسناک برای آن دسته از شورشیان است؛ او شخصی عصبانی و باهوش و استعداد در تکنولوژی است که می‌تواند مشکلات زیادی به بار آورد. اینکه اتهامات فساد ریدلر درست و منطقی هستند چیزی از شیطان بودنش کم نمی‌کند. تمام تکنولوژی‌های قرن بیست و یکمی که در فیلم به کار گرفته شده به طرز شگفت‌انگیزی با چارچوب داستانی که از فیلم‌های نوآر برگرفته شده، جور درآمده است.

همانطور که ریوز به ویژه در فیلم جنگ برای سیاره میمون‌ها نشان داد، در جابجایی بین ژانرها مهارت بالایی دارد، که باعث می‌شود سکانس نهایی به اکشنی فاجعه‌بار با تخریبی در مقیاس بزرگ تبدیل شود که نه تنها هدف بتمن بلکه هدف روشنایی سیاسی در افق‌های تاریک را به چالش می‌کشد. 

با وجود تمام آن جدیت تأثیرگذاری که درباره تهدید علیه دموکراسی قانونی به خرج داده شده، این لحظات صمیمی فیلم هستند که از همه پرمعناترند. ملاقات‌های کوتاه بین بتمن و سلینا از جذابیت دو جانبه و محتاطانه فراتر رفته و به بررسی نقاط مشترک و متفاوت تصورشان از عدالت می‌پردازد. حتی موتورهایشان هم بنظر مرتبط می‌آیند. نقش پدرانه‌ای که خدمتکار باوفای پدر بروس وین یعنی آلفرد (اندی سرکیس) ایفا می‌کند، در سکانسی احساسی در بیمارستان پس از زخمی شدن آلفرد در یک حمله به تصویر کشیده شده است.

طرفداران پر و پا قرص بتمن شاید احساس کنند به آنها خیانت شده که کاراکترهای محبوب کت‌وومن و پنگوئن تنها در مراحل اولیه‌ تکاملشان ارائه شده‌اند. اما در مورد سلینا، توجهی که به این کاراکتر شده فوق‌العاده است - از مدل مو و مانیکورش هم خیلی خوشم آمد. فارل احتمالاً در فیلم‌های بعدی کار بیشتری می‌خواهد، مثلاً اینکه کمتر سر راه طمع اُز برای قدرت قرار بگیرد. سوپراستار دیگری هم در اواخر فیلم معرفی می‌شود که خبر از نقشی اصلی در فیلم بعدی می‌دهد.

بزرگ‌ترین سود رویکرد ریوز به خود بتمن/بروس برمی‌گردد. پتینسون او را مردی پر از غم و ناامیدی نشان می‌دهد که نسبت به ثروت فضایی‌اش بی‌اهمیت بوده و کاملاً از این موضوع آگاه است که کار زیادی نیست که بتواند برای اصلاح جامعه‌ای از پایه فاسدشده انجام دهد. تمام اینها مقاومت اخلاقی و فیزیکی او را در اوج اکشن فیلم هیجان‌انگیزتر می‌کند. همچنین، دیدن بتمنی که از حوادث جان سالم به در نبرده، بلکه خط و خش برمی‌دارد و درد را احساس می‌کند به آدم نیرویی تازه می‌بخشد. حتی در یک سکانس موقعی که می‌خواهد بال‌هایش را راه بیندازد و بالای مرکز پلیس گاتهام پرواز کند احساس ترس می‌کند. پتینسون در سراسر فیلم خارق‌العاده است.

گِرگ فریزر پس از فیلم‌برداری بی‌نظیرش در تلماسه، در اینجا نیز به فیلم ظاهری غم‌آلود و تیره و تار داده تا با حفره عذاب‌آور روح بتمن همخوانی داشته باشد. کار طراح تولید جیمز چینلوند در ساخت دنیای فیلم حرف ندارد. او بخش‌هایی از لوکیشن‌ها و شهرهای واقعی را بهم آمیخته و گاتهامی را ساخته که هم نمادی از نیویورک است و هم هویت سفت و سخت و ترسناک خودش را دارد که نبضش با تهدید و معما می‌زند.

کاربرد درونی صدا، کلید حس غوطه‌ورشدنی است که فیلم به مخاطب القا می‌کند، اما بیشتر از همه این موسیقی عالی مایکل جاکینو است که تماشاگر را جذب می‌کند. شاید زیرسازی سمفونیک آن در دستان فردی بی‌تجربه خیلی اضافه و بیش از حد به نظر می‌آمد اما ترکیب زیبای مضامین خاص برای بتمن و سلینا، و همچنین قطعات کلاسیکی که از نیروانا از قبل در فیلم وجود داشت به لحن آن تنوع بخشیده و اطمینان حاصل شده که بتمن هیچگاه به سمت سقوط و مجازات نرود.

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: وحید فیض خواه


بتمن The Batman 2021

تاریخ اکران: 1 مارچ 2022

کارگردان: مت ریوز

نویسنده: مت ریوز، پیتر کریگ

توزیع‌کننده: برادران وارنر

بازیگران: رابرت پتینسون، زوئی کراویتز، پل دینو، کالین فارل، اندی سرکیس

فیلمبرداری: گریگ فریزر

تدوین: ویلیام هوی، تایلر نلسون

موسیقی: مایکل جیکینو

خلاصه داستان: «بتمن 2022» فیلم آمریکایی ابر قهرمانی، از کمیک‌های دی‌سی با همین نام می‌باشد. «ریدلر» یک قاتل سریالی دیوانه، شخصیت‌های سیاسی مهم را در گاتهام به قتل می‌رساند. بدمن برای مهار او مجبور است؛ از فساد شهر که خانواده‌ی خودش را هم درگیر می‌کند، پرده بردارد.

بستن

تاریکی در دل تاریکی


علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

  

بتمن مت ریوز سینمایی‌ترین شکل یک داستان کمیک در همه ابعاد هنری به عنوان یک اثر تالیفی است. کمیک بوک‌ دی‌سی سر و شکل معمایی ندارد بلکه جاودانگی و پیروزی حق علیه باطل است. در سری فیلم های نولان منیت قهرمانی دیده نمی شود اما مشخصا در فیلم مت ریوز بیننده با جهانی داستانی روبه رو می شود که «هفت» دیوید فینچر را تداعی می‌کند درعین حالی که صلابت و قهرمانی اسطوره گونه را دارد و انتقام گیرنده است.

*مسئله

مسئله ویژه‌ای که به عنوان تماشاگر با آن برخورد می کنیم چگونگی انجام ماموریت‌ها است. از ابتدایی‌ترین پلان فیلم تماشاگر متوجه می شود که با یک اثر متفاوت از آنچه می پنداشته روبه رو است. بیننده همواره بتمن را با ژست و ماشین و پنهان شدن در تاریکی می شناسد اما اکنون مت ریوز قابلیت‌های انسانی و همچنین روانی بالایی دارد که به ما در فهم سینمایی یک شخصیت کمیک کمک می کند. از طرفی ایجاد فضایی تاریک در دل تاریکی از شهر گاتهام یک نیروی انتقامی سخت می سازد. این که در دل فلان کلوب شهر یک کلوب دیگر وجود دارد که دادستان هم در آن حاضر می شود برایمان تداعی گر «چشمان کاملا بسته» کوبریک است. البته که فرسنگ‌ها با آن اثر فاصله دارد اما به جرات می توان گفت سینمایی گری در اثر مت ریوز به مراتب از نولان بیشتر است. همواره با این فکت که نولان را کوبریک زمان حال می خوانند مخالف بوده‌ام و شدیدا عقیده دارم بازی با زمان نمی تواند بر ماهیت زمان چیره شود؛ کاری که مت ریوز در فیلم خود می کند انتقام از یک خوانش بچه‌ گانه از مهمترین کمیک سینمایی است. نورپردازی و طراحی صحنه‌های فیلم، ارتباط بتمن با جیمز گوردون و عمق رابطه ای که میان بتمن و سلینا کیل ایجاد می شود مسئله سینمایی کارگردان است که ما این مسئله را به طور اغراق شده در بتمن و جوکر نولان می بینیم. 

*ابر انتقام جو

قصد مقایسه این اثر با آثار نولان را ندارم چرا که شدیدا معتقدم هر اثر باید نسبت به ذات خود قضاوت شود اما با زبان اشاره می گویم که سینمای نولان در بتمن اگر چه از نظر اکشن دستاوردهایی دارد اما تماما باور سینمایی برای مخاطب ایجاد نخواهد کرد. مت ریوز در اثر خود شخصیت‌ها و داستان کمیک را با زبان و حس سینمایی تعریف کرده است که اجازه کشف و شهود سینمایی در اثر را زیاد می کند. این بدان معنی است که بازی رابرت پتینسون به اندازه‌ای درست است که شخصیت واقعی یک ابرقهرمان زمینی که مانند سوپرمن قدرت‌های غیر قابل باوری ندارد، باور پذیر شده است. ترحم برنمی‌انگیزد، نیازی به یک حامی مانند آلفرد ندارد، حس انتقام را در خود حفظ می کند، با میمیک و زبان بدن خود آنچه را می اندیشد بروز می دهد و... مجموع این ویژگی‌ها علاوه بر تلاش قابل ستایش کارگردان برای ساخت بتمن جدید در ذهن بیننده این باور را ایجاد می کند که یک ابرقهرمان یک ابرانتقام جو نیز هست.

*گرایش سینمایی

اما ترس از گناه و مجازات با آن که به صورت عینی در فیلم «هفت» دیوید فینچر نمایش داده شده است به صورت به ماهو در بتمن مت ریوز دیده می شود. در فیلم فینچر باران زیر متن تصویرها بود و ما باران را به عنوان نشانه‌ای از یک روانی آدم‌کش باور کردیم، اما نشانه فیلم مت ریوز تاریکی و نگاه از دوربین چشمی است. هر دو این ویژگی‌ها به علاوه موسیقی که بر داستان سوار می شود حس گناه و ترس را القا می کند. مت ریوز مانند فینچر سعی نمی کند دنبال آدمکش بگردد و گناه را تعریف کند بلکه آدمی را پیدا می کند که بر اساس گناهانی که خود تعریف کرده ترس تولید می کند و آدم می کشد. کسی که باعث تاریکی است و تاریکی از او انتقام می گیرد. طراحی لباس‌های این فیلم مرا ناخودآگاه به یاد نیو و ترینیتی انداخت. دو شخصیت در این فیلم علاوه بر اینکه با مشکی پوشیدن درتاریکی مخفی می شوند جزئی از تاریکی هم شده اند و علاوه بر آن باعث پناه بردن به تاریکی از شر روشنایی ترس شده اند. این فیلم بی شک یکی از تاثیرگذارترین نمونه‌های سینمایی بتمن است که رگه‌های خفاشیت را بی نظیر نمایش داده است. تاریکی، نگاه، رفتار و انتقام مهمترین ویژگی‌های متمایز کننده این فیلم است. 

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی

بستن

نقدهای کوتاه فیلم بتمن


نویسنده

پیتر دبروژ

فیلمی مانند این بحث‌های بی‌شماری را برمی‌انگیزد: آیا "بتمن" باید تا این حد تیره و تار باشد؟ آیا می‌تواند به پای سه‌گانۀ نولان برسد؟ برای هر دو به اندازه کافی جا هست، و دنباله‌های زیادی هم می‌توان بر اساسش ساخت که مستلزم آشنایی خاصی با تاریخ و افسانه این کاراکتر است. زیبایی بتمن در همین است که نسبت به دیگر قهرمانانِ پایه ثابت کمیک‌های دی‌سی برتری دارد: این ضدقهرمان برجسته نیز مثل دراکولا و هملت پتانسیل تغییرات بی‌پایان را دارد.

نویسنده

کریس اونجلیستا

فیلم "بتمن" به نظر بتمن مناسبی برای عصر کابوس‌مانند ماست. همان‌طور که سه‌گانه نولان انعکاسی کامیک بوکی از دوران جنگ با تروریسم آمریکایی بود، "بتمن" نیز نماد دنیایی است که توسط انسان‌های بسیار فاسد و قدرتمند اداره می‌شود که فکر می‌کنند قهرمان داستان خودشان هستند. با اینکه فیلمنامه و اکثر قسمت‌های فیلم پیش از انتخابات ریاست جمهوری 2020 به اتمام رسیدند؛ اما در آن سکانسی آزاردهنده از عواقب یک رویداد سیاسی وجود دارد که بخواهیم یا نخواهیم ما را یاد کلیپ‌های شورش ششم ژانویه 2021 در ساختمان کنگره آمریکا می‌اندازد.

نویسنده

جیمز براردینلی

بتمن بدون شک پس از انتقام‌جویان: جنگ بی‌نهایت، بهترین فیلم ابرقهرمانی و پس از فصل میانی سه‌گانه نولان، بهترین فیلمی است که نام شخصیت اصلی آن بر خود فیلم گذاشته شده است. قدرت این فیلم در تفاوت‌های آن و روش‌هایی نهفته است که ریوز توانسته از طریق آنها قسمت‌های اصلی را به تصویر بکشد. در زمانی که بسیاری از فرنچایزهای کامیک بوکی سعی دارند با استفاده از موجودات فضایی و مولتی‌ورس‌ها خود را بزرگ‌تر کنند، رویکرد واقع‌بینانه بتمن قابل ستایش است.

نویسنده

پیتر بردشاو

بتمن چند نفر را در کنار خود دارد. کراویتز در نقش یک سارقِ گربه‌ای به نام سلینا کایل یا زن گربه‌ای شیک و جسور است. پایان فیلم خسته‌کننده و بیش از حد احمقانه شده و صحنه‌های آخرالزمانی مصنوعی آن در ماجراهای ابرقهرمانی نه چندان جدی بهتر عمل می‌کند. جایی هم باید چیزی آشکار می‌شد؛ اما نشد که آدم را عصبانی می‌کند و اهمیتش محرکِ ساختن فیلم بعدی است.

نقدهای مردمی فیلم بتمن

بتمن در خدمت کمیک


محمد رحمانیان ثابت
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

بتمن(۲۰۲۲) به واسطه کارگردان ،بازیگران و حواشی ها یکی از جنجالی ترین فیلم های امسال در پرده نقره ای سینما بود.
این نسخه از بتمن با بازی رابرت پتینسون نزدیک ترین نسخه  به کمیک بوک های دیسی نسبت به سه گانه نولان تعریف شده اما نقاط ضعف این فیلم یا بهتره بگم نقاط ضعف این بتمن باعث میشه با یک بتمن قابل قبول مواجه بشیم نه عالی!
کارآگاه این قصه(بتمن) هنوز خام و جوونه هرچند جوون بودنش باعث شده با نسخه خشن تر و تیره رو به رو بشیم اما این حضور برای شهرگاتهام کافی نیست.
پلیس شهر گاتهام به ظاهر با حضور بتمن در صحنه جرم مخالفند اما با یک اشاره از طرف جیمز گوردون راضی میشن و این یک ناهمخوانی ای ایجاد می‌کنه در تقابل بتمن با پلیس شهر گاتهام.
برخلاف آلفرد که در اولین معمای ریدلر به کمک بتمن میاد،حضور جیمز گوردون آنچنان در روند قصه تاثیری نداره حضور جیمز گوردون بیشتر به واسطه پلیس بودن و وارد کردن بتمن به صحنه جرمه تا کمک کردن از نظر ذهنی و روانی.
ضد قهرمان(ریدلر) گرچه تلاش می‌کنه تا به سبک خودش عدالت رو برقرار کنه اما هیچ کاریزمایی برای مخاطب نداره و صرفا بخاطر معماها و ذهن پیچیده ای که داره می‌تونه مخاطب رو تا آخرین لحظه با خودش همراه کنه.
اگر با پیش فرض صفر بخوام ریدلر رو تحلیل کنم اینه که ضد قهرمانیه که برای بتمن کافی نیست اما اگر بخوام یا نسخه سریال گاتهام و مابقی ریدلرها مقایسه کنم میگم با ضعیف ترین نسخه ریدلر مواجه هستیم به این دلیل که
اگر ریدلر و معماهاش رو زهر فرض کنیم و حل کردن معما توسط بتمن رو پادزهر،بتمن به غیر از معمای اول به راحتی هرچه تمام تر معماهارو حل می‌کنه و هیچ پیچیدگی خاصی در کار نیست.
فاسد بودن شهر رو در قالب یک کلوپ زیرزمینی و صرفا با حضور کله گنده های گاتهام پررنگ کردن این درحالیه که پلیس شهر گاتهام یکی از فاسد ترین اداره های پلیس در دنیای کمیک تعریف شده .
خلق شخصیت پنگوئن برخلاف کمیک بوک ها به شدت رئال و واقع گرایانه ست که کمی در کلیت داستان خدشه وارد می‌کنه.
شخصیت پردازی سلینا کایل گرچه کامل و دقیق و دارای ضعف و کنشه اما تحولی در شخصیت دیده نمیشه یا اگر دیده میشه  کارگردان چشم پوشی می‌کنه انگار که کارگردان حرف های زیادی برای گفتن داره اما بخاطر کمبود وقت، گذشته شخصیت ها و روند تکامل رو نادیده میگیره این در حالیه که مشخصه با شهر گاتهام و پیشینه این شهر کاملا آشناست.
شهربا توجه به حضور پنگوئن،فالکوم ،جیمز گوردون و حتی ریدلر تقریبا پیشرفت کرده اما چه از لحاظ ذهنی و چه از لحاظ جسمی این پیشرفت رو نداره.
در مجموع ما با یک بتمن قابل قبول رو به رو هستیم باید دید کارگردان و فیلمنامه نویسان این فیلم در قسمت دوم چه خواهند کرد.
 

بستن

خوانش جدید بتمن: یک نوآر کاراگاهی


امیراردوان میرانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

سرانجام دى سى آس خود را رو كرد. پس از شكست سنگين در پروژه هاى "ليگ عدالت، سوپرمن، زن شگفت انگيز و ..." حالا دى سى رويكرد جديدى را براى مقابله با مارول برگزيده است. مارول با هزينه ى هنگفت همواره جهان سينمايى اش را گسترش مى دهد، كارى كه شايد در آينده ى نزديك به ضرر اين كمپانى نيز تمام شود. دى سى امّا رويكرد ديگرى را انتخاب كرده است. ابتدا تاد فلپس "جوكر" را با ساختار كلسيك برايش مى سازد و حالا بتمن را به ريوز مى سپارد. مت ريوز خوانشى متفاوت از بتمن ساخته است. خوانشى نوآر كاراگاهى و كاملاً زمينى و ملموس. اين برداشت جدّى ترين و قوى ترين اثر با محوريت بتمن و بهترين فيلم دى سى پس از "شواليه ى تاريكى" كريستوفر نولان، سردمدار آثار سوپر قهرمانى تاريخ سينما است. ديگر همه داستان بروس وين و تبديل شدنش به بتمن را مى دانند. ريوز به درستى از اين بخش داستان چشم پوشى مى كند و وارد سال دوم فعاليت متعصب انتقام جوى گاتام مى شود. مدينه ى فاسده اى كه نجات يافتنى نيست. فيلم در يك شب هالووين آغاز مى شود. شبى بارانى كه تصويرى دهشتناك از شهر را به نمايش مى گذارد. نام سوپر ماركتى كه در اين شب مورد سرقت قرار مى گيرد اشاره اى به فيلم "عفو" برادران سفدى دارد. جايى كه درخشش پتينسن در آن شايد باعث شده براى نقش بتمن انتخاب شود. پتينسن با "عفو" مسير جديدى در بازيگرى اش پيش گرفت و جايزه اش همكارى با كريستوفر نولان در "تنت" و حالا "بتمن" است. قاتل سريالى به نام ريدلر سران شهر را مى كشد و معما طرح مى كند. هدف ريدلر هنوز مشخص نيست. بتمن به پنگوئن دست راست فالكونى شك مى كند و در اين راه با سلينا كايلِ دو جنس گرا آشنا مى شود. كارگردانى، فيلمبردارى، تدوين صدا، مبارزات و اكشن "بتمن" عالى هستند. فيلمنامه پر جزئيات است و شخصيت پردازى نيز بسيار خوب است. كركتر ها ريشه دار هستند و هر كدام عقبه اى دارند كه به شاكله ى اصلى روايت كمك مى كنند. موزيك متن نيز يادآور آثار كلسيك نوآر است و شنيدنى است. بروس وين در نسخه ى ريوز پرخاشگر و عصبانى است. "بتمن" به شدّت جدّى است و خوشبختانه ديگر خبرى از شوخى هاى سطح پايين و رايج سال هاى اخير دى سى در مبارزات و ديالوگ ها نيستيم. "بتمن" آغازى با حوصله براى داستان اين سوپر قهرمان زمينى است. فيلمى طولانى كه قهرمانش به زيرزمين هاى شهر فاسد گاتام رخنه مى كند و به جنگ با جرايم سازمان يافته مى رود. 

بستن

یک نوآرِ تاریک


محمدهادی مرادی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

بعد از حرف و حدیث‌های فراوان بالاخره فیلم بتمن (The Batman 2022) با کیفیت خوب، منتشر شد. از همان ابتدا که مشخص شد مت ریوز (Matt Reeves) در تدارک نگارش و ساختن فیلم بتمن جدید است، پیشبینی می‌شد بعد از پخش فیلم، طرفداران بتمن، به دو گروه تقسیم خواهند شد، گروهی که همان سه‌گانه بتمن کریستوفر نولان (Christopher Nolan) را با بازی کریستین بیل (Christian Bale) و صحنه‌های بکر و اکشن و دیالوگ‌های ماندگار آن را ترجیح می‌دهند و آ‌ن‌هایی که می‌گویند بتمن با بازی رابرت پتینسون (Robert Pattinson) به کاراکتر کامیکی نزدیک‌تر است و با این دید بتمن جدید را دوست دارند.

در ابتدا لازم به ذکر است که به این نکته اشاره کنم که اساس مقایسه بتمن‌ها از پایه اشتباه است؛ چرا که مخاطب در سه‌گانه نولان، سه فیلم از بتمن دیده است. در فیلم بتمن آغاز می‌کند (Batman Begins 2005) با شخصیت‌ها، شهر، فضای کلی داستان و اتفاقاتی که برای شخصیت‌ها افتاده آشنا می‌شود و بعد از آن در فیلم شوالیه تاریکی (The Dark Knight 2008) و شوالیه تاریکی برمی‌خیزد (The Dark Knight Rises 2012) مخاطب به خوبی بتمن و بروس وین را می‌شناسد. همینطور بتمن بن افلک (Ben Affleck) ساخته زک اسناید (Zack Snyder) را مخاطب در چند اثر می‌بیند و با خط داستانی آن به مرور آشنا می‌شود. اما ما در بتمن (The Batman 2022) اولین فیلم از روایت سه‌گانه یا پنج‌گانه مت ریوز (Matt Reeves) است و کارگردان در تلاش است تا کاراکترها و داستان را برای مخاطب روایت کند.

متن این یادداشت حاوی اسپویل می‌باشد و داستان را برای مخاطب لو خواهد داد!

بتمنِ رابرت پتینسون که به گفته خیلی هم از منتقدان و فیلمساز کمیکی‌ترین بتمن تاریخ می‌باشد، در دومین سال بتمن بودن به سر می‌برد و همانطور که در اولین سکانس حضورش در فیلم نشان داده شد (سکانس درگیری در مترو) مرد نجات‌یافته توسط او، از شدت ترس از بتمن می‌گریزد؛ که این امر نشان‌دهنده این است، مردم شهر هنوز با بتمن آشنایی و اعتمادی ندارند. در این فیلم بیشتر به جلوه‌ی کارآگاهی بتمن پرداخته تا جلوه‌ی اکشن آن.
مخاطب با پذیرش این موضوعات باید به تماشای بتمن بنشیند!

گاتهام؛ شهری که دارای شخصیت شد!

افتتاحیه فیلم، شهر گاتهام از درون یک دوربین است. صدای نفس نفس زدن ریدلر (Riddler)، ویلن (شخصیت شرور) فیلم، می‌آید. بعد از آن قتل، هرج و مرج، دزدی، خفت‌گیری در مترو. در وهله‌ی اول مخاطب با شهر گاتهام مواجه می‌شود. مت ریوز به شهر گاتهام یک شخصیت به مانند مابقی کاراکترهایش بخشیده است. چیزی که در بتمن نولان به سختی قابل لمس بود. مخاطب تا یک ربع اول درگیر شناسی شهر و افراد آن است. تا قبل از این فیلم، ذهن مخاطب با شنیدن نام گاتهام به سراغ بتمن می‌رفت؛ درصورتیکه بعد از این فیلم مخاطب یک تصویر ذهنی مشخص از شهر گاتهام دارد. مخاطب با نمای شهر، خلافکاران شهر، پلیس و سیاستمندان شهر و در کنار آن با بتمن آشنایی پیدا می‌کند. یکی از دلایل طولانی شدن فیلم نیز می‌تواند از همین موضوع نشأت بگیرد.

مخاطب رابرت پتینسون را در قالب بتمن، نترس و بی‌باک به‌مانند بتمن‌های دیگر می‌بیند اما وقتی نقاب مشکی خود را برمی‌دارد، در قالب بروس وین، اظطراب و ترس به خوبی برای مخاطب ملموس است؛ که نباید از بازی خوب رابرت پتینسون هم غافل شویم که به خوبی در قالب بروس وین و بتمن ظاهر شد. مدت زمان حضور بروس وین در فیلم بسیار کم‌تر از بتمن است. این را هم می‌توان به همان 2 سال بتمن بودنِ بروس نسبت داد. چراکه او انتخاب کرده است بتمن باشد و از بتمن بودن خوشحال‌تر است تا بروس وین.
در این مدت محدود از بتمن بودن، افسر جیم گوردون  (Jim Gordon) با بازی جفری رایت (Jeffery Wright) تنها شخصی است که به بتمن اعتماد کامل دارد و از او به‌ عنوان همکار و کارآگاه در پرونده استفاده می‌کند. رابطه‌ی دوستی این دو هرچند اندکی اغراق‌آمیز ولی به خوبی شکل گرفته است.
رابطه کت وومن (CatWoman) با بازی زویی کراویتز ( Zoe Kravitz) با بتمن به خوبی شکل گرفته بود و از عاشقانه‌های سطحی و مقوایی فیلم‌های ابرقهرمانانه فراتر رفته بود. سکانس پایانی فیلم و لحظه‌ای که هر یک از این دو کاراکتر به مسیری مجزا می‌رود؛ نگاه بتمن به آیینه موتورش در بدرقه راه کت‌وومن به خوبی نشانگر پرداخت به رابطه این دو کاراکتر بود.
هر چند روایت کت‌وومن در داستان کمی از انسجام آن کم کرد. کت‌وومن مشغول انجام ماموریت خودش است اما با تمام بازیگران داستان بتمن و گوردون درگیر می‌شود و در عین حال هیچ رابطه‌ای هم با آن ها ندارد و به تنهایی ماموریت خود را پیش می‌برد تا درگیری نهایی‌اش با کارماین فالکون با بازی جان تورتورو (John Turturro).
مت ریوز در پرداخت شخصیت‌های فالکون و پنگوئن با بازی کالین فارل (Colin Farrell)دقت زیادی به خرج داده است و اثرگذاری زیادی در روند فیلم دارند. هرچند که شباهت بیش از اندازه کالین فارل به آل‌کاپون رابرت دنیرو (Robert De Niro) کمی تو ذوق می‌زند.
ریدلر با بازی پاول دانو (Paul Dano) یک قاتل زنجیره‌ای است که مت ریوز با الگوبرداری از زودیاک (Zodiac 2007) آن را خلق کرده است. رمزگذاری‌ها و طراحی معماها و چهره‌اش تاییدکننده این امر می‌باشد. پاول دانو مرموز و ترسناک بودن ریدلر را به خوبی برای مخاطب القا می‌کند. در موقعیت‌هایی از فیلم، اختیار عمل را کاملا از بتمن می‌گیرد. مخاطب هیجان و استرس لازم را با او تجربه می‌کند. سکانس ملاقات و صحبت او با بتمن (که مخاطب را به یاد سکانس معروف سکوت بره‌ها(The Silence of the lambs 1991)  ملاقات کلاریس استارلینگ با هانیبال لکتر در زندان می‌اندازد) نقطه اوج تقابل این دو کاراکتر در فیلم است. اما در اکت آخر فیلم، گویی تمام نقشه‌های ریدلر به هیچ بدل شد! تمام آن معماها و انفجارهای شهر و شهری که درگیر سیلاب شده بود، به راحتی نجات پیدا کرد. آن شروع و پرداخت قوی در طول فیلم گویی به یکباره به اتمام رسید.

بتمن، نماد امید گاتهام
در پایان نجات شهر زمانیکه بتمن از آب بیرون می‌آید و به کمک مردم درگیر آوار می‌رود و آن‌ها را در رسیدن به بالگرد امداد یاری می‌کند، می‌بینیم که دختر، بازو بتمن را می‌گیرد. این سکانس را با سکانس درگیری در مترو ابتدای فیلم که مرد پس از نجات توسط بتمن از او گریخت، مقایسه کنید. باز هم به این نکته اشاره می‌کنم که بروس وین در سال دوم بتمن بودنش است و در ابتدا شهر نه تنها از او شناختی ندارد بلکه از او وحشت هم دارد. اما در پایان فیلم، بتمن تبدیل به نماد امید در شهر می‌شود و اعتماد مردم را به دست آورده است.

دوربین، باشکوه مثل همیشه

گِرِگ فریزر (Greig Fraser) پس از خلق Dune 2021 اینبار با دوربین خود، گاتهام را به ما نشان می‌دهد. فیلم پر است از نماها و کادرهای خیره‌کننده. دوربین فیلم نیز یکی دیگر از دلایلی است که بتمن را ورای یک فیلم ابرقهرمانی به مخاطب عرضه می‌کند. یکسری از نماهای اورشولدر (Over Shoulder) در فیلم اضافه به‌نظر می‌آیند و اگر از فیلم حذف می‌شدند، لطمه‌ای به فیلم وارد نمی‌شد و مدت زمان فیلم کمی کاهش پیدا می‌کرد. تم فیلم بتمن، سیاه است. در سکانس‌هایی از فیلم این تم سیاهی به همراه بارش شدید باران به نکته منفی فیلم بدل می‌شد و دید مخاطب را تا حد بالایی، پایین می‌آورد.
بتمن مت ریوز، نماهای باشکوه اکشن نولان را ندارد. آن بتمن آرمانی را به مخاطب نمایش نمی‌دهد. درعوض یک بتمن ساده‌تر‌‌ و منطقی‌تر در قالب یک نوآرِ تاریک به مخاطب ارائه می‌دهد.
این بتمن، موسیقی هانس زیمر را ندارد اما موسیقی مایکل جکینو (Michael Giacchino) در خدمت فیلم بود. در لحظات هیجان‌انگیز، استرس‌زا، عاشقانه فیلم، موسیقی به خوبی با مخاطب همراه می‌شد. تنها در لحظات اکشن فیلم، کمی موسیقی عقب‌تر بود. به‌طبع با کمتر بودن لحظات اکشن فیلم، مخاطب توقع دارد در همان لحظات اندک، موسیقی به همراهی سکانس‌ها بیاید.
بتمن مت ریوز تمام این تفاوت‌ها را بتمن نولان دارد و با دیدن سکانس انتهایی فیلم متوجه می‌شویم که این بتمن دنباله‌ای با حضور جوکری جدید خواهد داشت. حال باید دید بتمن مت ریوز در کنار جوکر آن، چطور خواهد بود!؟

بستن