پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |اکشن ، مهیج

مرد خاکستری

The Gray Man

۷ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱ رای

منتقدان:

۴.۵

امتیاز دهید:

فیلم «مرد خاکستری» یا «مامور مخفی» داستان «کورت جنتری» یا همان مرد خاکستری(رایان گاسلینگ)، آدمکش و مامور سابق سیا است. او حاضر به افشای اسرار نمی‌شود و بنابراین رئیسش، یک آدمکش را استخدام می‌کند تا کورت را بکشد و مدارک را از او بگیرد.

نقدهای بلند فیلم مرد خاکستری

اکشن خاکستری


علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

  

مرد خاکستری فیلمی از برادران روسو یک اکشن دست اول است و موقعیت‌های هیجان‌انگیز فیلم گاه باعث می‌شود تماشاگر فرصت پلک زدن نداشته باشد. رایان گاسلینگ ابرقهرمان پرجاذبه‌ای نیست. این بازیگر به دلیل معصومیت ذاتی و البته جذابیت در فرم صورتش نمی‌تواند صرفا یک قهرمان باشد و نیاز به پیش زمینه‌ای فراتر از مرسومات هالیوودی دارد. جا دارد اشاره‌ای دوباره به گفته هاوارد سوبر در کتاب «قدرت فیلم» داشته باشم که: قهرمان اخلاق برتر دارد و نه ابزار برتر. چگونه می توان گاسلینگ «لالالند» را تبدیل به نیروی سیرا سیکس در «مرد خاکستری» کرد؟. سینما این ابزار را در دست دارد تا با جذابیت بصری و ایجاد موقعیت‌‎های پُرکشش میزان سرگرمی و تعلیق زمانی خود را حتی به قیمت تکرار کلیشه‌ای موضوع افزایش دهد اما در جواب مشخصا برای این فیلم باید نوشت: گاسلینگ هیچ تغییر درونی در بازی‌اش رخ نداده است بلکه داستان و کلیشه‌های آن موقعیتی برای او ایجاد کرده‌اند که بیشتر قهرمانی خود را به نمایش گذارد.

داستان

داستان به تجربه‌گرایی در ساخت سینما و موقعیت‌های اکشن رجوع می‌کند. جذابیتی که هرچند صریح و روشن به تماشاگرش می‌گوید این فیلم یک اکشن دست اول است اما به غایت تکراری و به گونه‌ای نوشخوار داستان‌های دیگر است. برای تماشاگر عادی شده است که مثلا در گذشته سیرا سیکس چه اتفاقاتی افتاده باشد و فیدبک‌هایی که ما در سکانس‌های پایانی فیلم از گذشته او می‌بینیم که با خفه شدن در حمام و نبرد او با لوید هنسن، کریس ایوانز، ارتباط پیدا می کند، تجربه‌ای نوستالژیک محسوب نمی‌شود بلکه گذری موقت از پیش زمینه ذهنی بیننده است. پس در «مرد خاکستری» با داستان خاکستری رو‌به‌رو هستیم که صرفا موقعیت‌های برای نمایش بیشتر خلق می‌کند. 

اکشن

پرهزینه بودن یک فیلم تنها می‌تواند تضمینی برای بازگشت سرمایه‌ داشته باشد و هیچ دلیلی برای آن که فیلم خوبی هم هست نمی‌شود. جیمزباند به مراتب سینمای اکشن و داستان‌گوتری نسبت به این فیلم یا فیلم «تنت» کریستوفر نولان دارد اما آنچه باعث تقاوت این دو اثر می‌شود چیست؟ سری فیلم‌های جیمزباند به بهانه اکشن و ماجراجویی در موقعیت‌ به قصه هدفش می‌رسد و مشخصا فیلم «مرد خاکستری»، نه لزوما «تنت» چرا که همچنان نولان قصه را فدای اکشن نمی‌کند، از اکشن برای پوشاندن نقطه ضعف در داستان گویی استفاده می‌کند. باید اعتراف کرد که اکشن فیلم نفس گیر است اما این همه هیاهو برای چیست؟ آنچه امروزه سینما را تهدید می کند ابزار سینمایی و جلوه‌های سینمایی است. سینما پناه‌گاهی برای رویا است اما به شرطی که این رویا تبدیل به توهم نشود. سینمای بالیوود، هند، عمیقا نسبت به این ابژه دامن زده است. سینمایی که گاه از تصورات کودکانه هم کودکانه‌تر است. اما نت فلیکس و هالیوود توهم را تا مرز واقعیت سینمایی می‌کنند و شاید این تنها برتری چنین کمپانی‌هایی نسبت به کمپانی‎‌های بالیوودی باشد. سرگرمی که همراه با آموزش و حامل یک پیام ارزشمند نباشد هیچ دستاوردی ندارد و تنها دستاوردش شهرت و سرمایه بیشتر است که آن‌هم در دنیای امروزی دیگر چیز با ارزشی محسوب نمی‌شود.

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی

بستن

فیلمی قابل قبول و گران‌قیمت


پیتر تراورس
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ترجمه اختصاصی سلام سینما

"احمقانه" کلمه­ای است که بیشتر در نقدهای "مرد خاکستری" مطرح می­شود، گویی یک تمرین فکری همان چیزی است که همه ما در فعالیت­های تابستانی به دنبال آن هستیم. نه؟ 

برای آنچه که هست – یک کار پر انرژی، پاو پاو (درآوردن صدای انفجار)- با حضور دو بازیگر درجه یک، رایان گاسلینگ و کریس ایوانز -- این محصول ساخته می­‌شود. 

اما آیا پاو کافی است؟ برای نتفلیکس که در حال حاضر رکود دنبال‌کنندگان را تجربه می‌­کند، "مرد خاکستری" یک قمار گران‌قیمت با هزینه‌­های گزاف است – قورت دادن آب دهان! -- 200 میلیون دلار (یک رکورد برای آن­ها) برای جلب مجدد مخاطبان، مانند دو سریال جذاب «بازی ماهی مرکب» و «چیزهای عجیب». 

آیا یک فیلم هم می­تواند همین کار را انجام دهد؟ شک برانگیز است. اما «مرد خاکستری» که بر اساس 12 اثر پرفروش مارک گرینی ساخته شده است، می‌خواهد فرنچایزی را با بازی گاسلینگ در نقش یک مزدور سازمان سیا ملقب به "سیرا سیکس" بسازد. "007 ربوده شد"، سیکس را تحریک می­کند - که نام واقعی او کورت جنتری است (شوخی نمی­کنم) - فقط برای اینکه نشان دهد نتفلیکس چه نوع فرنچایزی را در سر دارد. 

جو و آنتونی روسو، این دو کارگردان‌، به ایوانز فرصت برابری می­دهند، همان شخص نیکوکار در فیلم کاپیتان آمریکا در چهار سری شگفت‌انگیز «انتقام‌جویان» مارول و ایوانز در یک نقش متفاوت به نام لوید هنسن، یک فرد سادیست که به شکنجه کردن هر کسی، از جمله بچه‌ها، برای رسیدن به آنچه می‌خواهد، افتخار می‌کند، ایفای نقش می­‌کند.

چقدر ناامیدکننده است که تمام چیزی که او می­خواهد، یک فلش مموری طلایی است که مقامات بالاتر را در کسب و کار کثیف دخیل می‌­کند. می­دانم، این طرح داستان به اندازه کافی قدیمی است که واجد شرایط عضویت در AARP باشد. اما تماشای بازی جذاب گاسلینگ در حالی که ایوانز در یک حالت روانی کامل، به عنوان «عروسک کن»، همان نقشی که گاسلینگ در نسخه سینمایی «باربی» ایفا خواهد کرد، او را تحقیر می­کند و این بسیار خوب است. 

شما هیچ جا نمی‌توانید گروه بازیگری ماهرتر از این پیدا کنید. در اینجا بیلی باب تورنتون در نقش دونالد فیتزروی وجود دارد، مرد ایده‌پرداز پشت برنامه سیرا که در آن مجرمان محکوم در ازای آزادی خود به قاتلان مخفی سیا (مردان خاکستری) تبدیل می­‌شوند و رگی - ژان پیج بازیگر جذاب سریال "بریجرتون"، در نقش دنی کارمایکل، رئیس گروه مخوف سیا را می­بینیم.

عنوان رمان مرد خاکستری اثر مارک گرینی (اولین بار در یک سری پرفروش) به کیفیتی اشاره دارد که برای یک جاسوس به قدری مطلوب است که یافتن آن در فیلم­‌های معاصر در مورد سوء استفاده­‌های آنها دشوار است: توانایی حرکت در جهان بدون شناسایی شدن، آنقدر عادی که کسانی که با آن­ها ارتباط برقرار می‌­کنید به محض اینکه از اتاق بیرون آمدید شما را فراموش می­‌کنند. 

این اصول به سختی به سبک کاری جو و آنتونی روسو از نتفلیکس وارد می‌شود به صورتی که قهرمان آن (رایان گاسلینگ) لباس‌های جالب توجه می‌پوشد و جوری توجه همه را به خود جلب می‌کند که کل شهرها را از به هم می­ریزد (البته ناگفته نماند که آنقدر خوش‌تیپ است که جاسوس‌های عملیات جان لو کاره هرگز او را از میدان بیرون نمی‌­کنند.) یک شخصیت جانبی ارزش همرنگ جماعت شدن را نشان می‌دهد، با این وجود او صورتی پر از ریش و سبیل دارد و در ساختمانی که توسط هنرمند فریدنرایش هاندرتواسر طراحی شده، هنرمندی که باعث شد گائودی رام به نظر برسد، زندگی می­‌کند. اگرچه ممکن است خود فیلم تقریباً به همان اندازه که قهرمانش ظاهراً می‌خواهد او را شخصی که جلب توجه نمی­کند نشان دهد، اما هر چیزی که هست نامحسوس نیست.

گاسلینگ نقش کورت جنتری را بازی می­‌کند که زمانی که دونالد فیتزروی (بیلی باب تورنتون) از سازمان سیا او را به عنوان یک قاتل عملیات‌­های سیاه استخدام کرد، به جرم قتل در زندان بود. اکنون او سیرا سیکس است، آخرین عضو از کارکنان سیرای فیتز روی به سبک دوازده مرد خبیث. اولین باری که او را در حال عملیات می­بینیم، ممکن است از این واقعیت که او تا اینجای کار رسیده است شگفت‌زده شویم. 

مأموریت او، یکی از مضحک­‌ترین ساخته‌­ها در تاریخ فیلم‌­های هیتمن است که در آن از تفنگی به اندازه یک چکش برای شلیک از روی سقف به سمت مردی دو طبقه بالاتر از او استفاده می­‌شود - هدفی که چند ثانیه پیش در حال قدم زدن در اطراف بود. هنگامی که یک کودک به صحنه می­رسد، سیکس مأموریت را متوقف می­‌کند و آن شخص را به روش قدیمی می‌­کشد.

اما در حالی که او هنوز نفس می­کشد، قربانی فاش می­کند که خودش یکی از افراد سابق سیرا است و هدف قرار گرفته است زیرا فلش مموری با شواهدی در اختیار دارد که ثابت می­کند رئیس گروه آژانس، دنی کارمایکل (رژی - ژان پیج بریجرتون) برای اهداف پنهان خودش در حال کشتن مردم در سراسر جهان است، و کار مایکل با دانستن اینکه سیکس اکنون قدرت دارد، او را به عنوان یک یاغی معرفی می­کند و همه جاسوسانش را می­فرستد تا او را بکشند. 

کریس ایوانز، ستاره بهترین فیلم‌های روسوها (کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان و جنگ داخلی) و برجسته‌­ترین آنها (انتقام‌جویان: پایان بازی) وارد می­شود. به نظر می‌­رسد که اوانز از بازی در این تیپ لذت زیادی می­برد. اکنون او یک فریلنسر بسیار ثروتمند است که کارمایکل به عنوان آخرین راه حل با او تماس می­گیرد. او که در یک قلعه فرانسوی با 19000 جریب کار می‌کند، یک شکنجه­گر است که به صورت یک شخص شاد با ثروت بی‌نهایت و بدون هیچ مشکل اخلاقی زندگی می­کند.

زوج ایوانز/روسو تنها در اینجا دیده نمی­شوند. آنا د آرماس، هم‌بازی گاسلینگ در فیلم بلید رانر 2049، در نقش دنی میراندا به او ملحق می‌شود، مأموری که حرفه‌اش به خاطر همه این‌ها به خطر می‌افتد، اما تصمیم می‌گیرد با وجود شک و تردیدش به سیکس کمک کند. ساختار بازیگران آن فیلم به اینجا منتقل نمی‌شود، اما میراندا حداقل می‌تواند سیکس را آن‌قدر نجات دهد که او احساس ناکافی بودن کند. این نقش برجسته‌تر از بازی اکشن - قهرمانی دی آرماس در فیلم "زمانی برای مردن نیست" است، اما نقش جیمز باند در آنجا شخصیت بیشتری داشت.

صحبتی از باند: مرد خاکستری مطمئناً می‌خواهد با او و اتان هانت از نظر اکشن‌های جهانگردی، مکان‌های بدیع و صحنه‌های وحشی رقابت کند؛ این یک بلندپروازی بسیار گران است که همیشه نتیجه نمی­دهد. برای مثال، سکانسی که در آن سیکس در هواپیمای باری گیر می‌کند که در حال فروپاشی است و حمله قاتلان را دفع می‌کند، نمی‌تواند به هیجان وحشت‌انگیز اقدام مشابه در فیلم سایه در ابر از رُزان لیانگ نزدیک شود؛ یک درگیری بسیار طولانی با اسلحه در شهر قدیمی پراگ، با تعداد بی پایانی از قاتلان که به نحوی موفق به کشتن شخص اصلی داستان ما نمی‌­شوند، مانند یک صحنه از فیلم جان ویک.

گاهی اوقات، یک موسیقی متن تمام انفجا­رها و خونریزی­های اطراف آن را به تصویر می­کشد - برای مثال استفاده از بازتاب برای کشتن یک مهاجم پنهان. اما لحظات هوشمندانه فیلمنامه اغلب قابل پیش‌بینی هستند، مانند یک بیت بلند تلگرافی از فعالیت ضربان‌ساز یک کاراکتر. 

شخصیت (خواهرزاده فیتزروی، ربوده شده توسط هانسن) توسط جولیا باتلرز، بازیگر فیلم روزی روزگاری در هالیوود بازی می­‌شود. اگرچه فیلم تارانتینو نقش معتبرتری از یک کودک استثنایی را به او داد، اما حضور یک کودک در اینجا هم ارزشمند است، و نه فقط به این دلیل که تلاش برای نجات او باعث می‌شود سیکس شخصی نجیب­ به نظر برسد. در عوض، صحنه­ای که در آن او بی سر و صدا از او محافظت می‌­کند یکی از معدود موارد خشونت در مقیاس انسانی فیلم است که در آن گاسلینگ (بازگشت خوشایند به صفحه بزرگ نمایش چهار سال پس از فیلم اولین مرد) می­تواند این کارهای آرام اما مرگباری که از او بر می‌­آید را نشان دهد. (سکانس بعدی مبارزه تن به تن، با نقش چند خطی هندی دانوش، به همین ترتیب ارزشمند است، اگرچه پایان آن بسیار غیرقابل قبول است.)

به طور پیش‌بینی‌شده، زمانی که گاسلینگ و ایوانز مستقیماً یا از طریق واسطه‌ها با هم درگیر می‌شوند، فیلم بسیار سرگرم‌کننده می­شود. وقتی در مراکز فرماندهی هستیم و افسران اطلاعاتی را می‌بینیم که تلاش می‌کنند تا روی اشتباهات خود را بپوشانند، فیلم جذابیت کمتری پیدا می‌کند. آلفره وودارد در حضور کوتاه مدت خود به عنوان متحد قدیمی فیتزروی روی پرده می­درخشد. اما پیج و جسیکا هنویک که هر دو زمان زیادی روی صفحه نمایش حضور دارند (هنویک نقش معاون کارمایکل را بازی می‌کند)، با شخصیت‌های مختصر نوشته شده و قدرت‌نمایی‌های طوطی­‌واری دست و پنجه نرم می‌کنند. 

جو روسو با همکاری با شرکای قدیمی، کریستوفر مارکوس و استفن مک‌فیلی، روند کتاب را به طرز چشمگیری تغییر داده است. مانند اقتباس جک ریچر با بازی تام کروز، بسیاری از طرفداران نویسنده ممکن است آنچه را که در اینجا می­‌بینند نشناسند. بنابراین هوشمندانه است، اگرچه گزارش‌های اولیه (و منطق شو بیز) نشان می‌دهند که این اولین محصول از بسیاری از محصولات مرد خاکستری خواهد بود، اما اکشن فیلم چندان این انتظار را ایجاد نمی‌کند. اجازه دادن به این یک ماجراجویی مستقل ممکن است از نظر هنری عاقلانه باشد و با وجود تمام صرفه‌­جویی­‌ها و کسب درآمد در نتفلیکس، نه گفتن به دنباله­ای بسیار گران‌قیمت ممکن است حتی باعث آزار هنرمندان درگیر نشود. 

آنا د آرماس – به خوبی همان نقشی که برای دنیل کریگ در «زمانی برای مردن نیست» ایفا کرد - هم در نقش همکار دنی میراندا، مورد تمجید قرار می‌گیرد. او و گاسلینگ به طوری که خیلی مشتاقانه زمان مورد نیاز از نظر جذابیت را در فیلم فراهم می‌کنند.

اما "مرد خاکستری" می­تواند جهانی باشد. شما می­توانید هر پنی از این بودجه کلان را در حالی که فیلم در تایلند، برلین، کرواسی، وین و آذربایجان در حال رقابت است، مشاهده کنید، از جمله یک مبارزه بزرگ با مشت در هواپیمایی که در حال سقوط آزاد است و توقفی در پراگ که در آن سیکس موفق می‌­شود ارتشی از آدمکش­‌ها را از بین ببرد، در حالی که با دستبند به یک نیمکت پارک بسته شده بود. شیرین است.

و فقط در صورتی که نگران این باشید که «مرد خاکستری» قلب ندارد، برادران روسو در یک داستان فرعی از کودک ربایی، لوید خواهرزاده 12 ساله فیتزروی، با بازی هنرپیشه ماهر فیلم «روزی روزگاری در هالیوود»، جولیا باترز، را وارد ماجرا می­‌کنند. بیایید با آن روبرو شویم، «مرد خاکستری» چیزی بیشتر از یک جفت سوپراستار بی‌نظیر نیست که تلاش می‌کنند به مجموعه‌ای بی‌الهام از کلیشه‌های رزمی جان بدهند. اینکه گاسلینگ و ایوانز گاهی موفق می‌شوند، «مرد خاکستری» را به اندازه‌ای خوب می‌کند که در رتبه‌بندی قابل تماشا قرار بگیرد.

اما حتی در این دوران تورمی، آیا نباید با خرج 200 میلیون دلار، این فیلم برای ما بیشتر از «به اندازه کافی خوب» باشد ؟

منبع: ای بی سی

مترجم: وحید فیض خواه


مرد خاکستری Gray Man (2022)

تاریخ اکران: 22 جولای 2022

کارگردان: جیمز گری

نویسنده: جو روسو، جو شارپنل

توزیع‌کننده: نتفلیکس

بازیگران: رایان گاسلینگ، کریس ایوانز، آنا د آرماس، جسیکا هنویک، رگ – ژان پیج، دانوش، وگنر مورا، جولیا باتلرز، آلفرد وودوارد، ‌بیلی باب تورنتون

فیلمبردار: استفن اف. ویندون

تدوین: جف گروث، پیترو اسکالیا

موسیقی: هنری جکمن

خلاصه داستان: فیلم «مرد خاکستری» یا «مأمور مخفی» داستان «کورت جنتری» یا همان مرد خاکستری (رایان گاسلینگ)، آدمکش و مأمور سابق سیا است. او حاضر به افشای اسرار نمی‌شود و بنابراین رئیسش، یک آدمکش را استخدام می‌کند تا کورت را بکشد و مدارک را از او بگیرد.

بستن

نقدهای کوتاه فیلم مرد خاکستری


نویسنده

پیتر دیبرگ

فیلم «مرد خاکستری» (The Gray Man) به‌راحتی می‌تواند همانند «جیمز باند» به مجموعه عظیم جهانی تبدیل شود. برخلاف آخرین فیلم «جیمز باند» که ثابت کرد یک قهرمان می‌تواند فانی باشد، مخاطبان زیاد نگران زنده‌بودن شماره 6 «رایان گاسلینگ» نیستند. روایت داستان منحصربه‌فرد نیست. اگر مقدار زیادی از عناصر «جان ویک» و کمی از «جیسون بورن» را با هم ترکیب کنیم به فرمول فیلمنامه «مرد خاکستری» دست پیدا می‌کنیم.

نویسنده

ریچارد ترنهولم

نتفلیکس بعد از دنبال‌کردن سرنخ‌هایی از فیلم‌های اکشن محبوب اما ضعیف خود مانند «اعلان قرمز» (Red Notice) و «خارج‌کردن» (Extraction) به «مرد خاکستری» می‌رسد. فیلمی پر از ستاره جاسوسی که تمام سرمایه خود را برای رویارویی کریس اوانز و رایان گاسلینگ گذاشته است.

نویسنده

جاشوا ریورا

هیچ ایده یگانه‌ای در «مرد خاکستری» وجود ندارد و ایرادی هم به آن وارد نیست. در فیلم‌های این‌چنینی بیشتر دنبال چگونه‌ایم تا چه و تمام تیم بازیگران در تلاش‌اند برای اینکه نمایشی از صحنه‌های اکشن به ما ارائه دهند. صحنه‌های خوش‌ساختی در «مرد خاکستری» وجود دارد.