پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |اکشن ، جنایی ، مهیج

مکان اشتباه

Wrong Place

۳ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۱ رای

منتقدان:

۵

امتیاز دهید:

یک تولیدکننده مواد مخدر صنعتی، رئیس پلیس سابق شهر را به دام می‌اندازد. زیرا این پلیس می‌خواهد که علیه خانواده‌ی او شهادت دهد؛ اما اسیر کردن این پلیس تازه شروع دردسرهای این تولیدکننده است.

کارگردان: مایک برنز

نقدهای بلند فیلم مکان اشتباه

پایین‌تر از حد استاندارد


جیمز براردینلی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ترجمه اختصاصی سلام سینما

یک سال پیش تولیدکنندگان رندال امت و جورج فورلا، کارگردان مایک برنز و فیلمنامه‌نویس بیل لارنس در فیلم نجات از مرگ با یکدیگر همکاری داشتند. نتیجه این همکاری به یکی از بدترین فیلم‌های سال 2021 تبدیل شد و با بودجه پایین خود (گویا فقط در 9 روز ضبط شده است) از بازیگران و موقعیت‌هایی که برای ایجاد هیجان داشت تقریباً هیچ استفاده‌ای نکرد و نتیجتاً به فیلمی تاریک و خسته‌کننده در میان جنگل تبدیل شد. این تیم بار دیگر با فیلم مکان اشتباه برگشته و تقریباً همان فیلم قبلی را تکرار کرده‌اند؛ باز هم کاراکترهایی را دنبال می‌کنند که وسط جنگل گیر افتاده و برای نجات جان خود در تلاش‌اند. این داستان بار اول نتیجه خوبی نداشت و این بار هم شانسی برای برقراری ارتباط با بیننده ندارد که نشان‌دهندۀ این است که تولیدکنندگان فیلم فاقد هرگونه شجاعت در ریختن طرح داستان و سوپرایزهای آن بوده و در همان فیلمسازی سست گذشته گیرافتاده‌اند. نشستن پای مکان اشتباه شدیداً حوصله آدم را سر می‌برد و از آنجایی که به فرمول‌های گذشته پایبند مانده و تنها به قدرت ستاره‌ای بروس ویلیس متکی است، اثری از سرزندگی در آن دیده نمی‌شود. متأسفانه ویلیس در فیلم بیحال بنظر می‌رسد که باعث می‌شود بینندگان بیش از هر چیز دیگری، نگران سلامت شخصی او شوند. 

کلوئی (اشلی گرین) سرطان دارد و مادرش مگی (لارن مک‌کورد) را در اثر سانحه تصادفی که پدرش فرنک (بروس ویلیس) باعث آن شده، از دست داده است. یک سال می‌گذرد و کلوئی اکنون آماده مواجهه با مشکلاتش است، پس به دوستش تمی (استیسی دنجر) ملحق شده و با هم به کلبه خانوادگی آنها در جنگل می‌روند و در این فرآیند با فرنک نیز همراه می‌شوند. اما زمانی که فرنک حین نگهبانی از یک بنگاه دلالی و رهنی شاهد جنایتی توسط فردی به نام ویرجیل (مَسی فورلان) می‌شود، مشکلات بر سرش فرود می‌آیند. جیک (مایکل سیرو)، پسر این جنایتکار، از دور شاهد دستگیری پدرش توسط فرنک بوده و اکنون که او در زندان به سر می‌برد، به دنبال انتقام افتاده است و برای این کار، از کلوئی به عنوان طعمه‌ای برای گیر انداختن فرنک استفاده می‌کند اما از استعداد این دختر در نجات جان خود هنگام فرار خبر ندارد.

در فیلم مکان اشتباه مشکلات پشت سر هم سر راه کلوئی قرار می‌گیرند اما فیلم تنها زمان بسیار کمی را به پیش بردن این آسیب‌های روحی اختصاص داده است. ما ابتدا شاهد بیماری او و سپس تصادف فرنک می‌شویم که در یک نیمه‌شب پس از صرف شامی لذت‌بخش کنار مگی با آهویی تصادف کرده و آرامششان از آن شب از بین می‌رود. داستان بار دیگر از یک سال بعد شروع می‌شود؛ فرنک، رئیس پلیس سابق، اکنون به شغل نگهبانی مشغول است و وقتی برای سیگار کشیدن بیرون می‌رود، مسیرش به اشتباه به یک صحنه قتل کشیده شده و ویرجیل را روانه زندان می‌کند، در حالی که جیک از عصبانیت در حال منفجر شدن است و مشتاق برگشتن و انتقام‌جویی از مردی که پدرش را پشت میله‌ها انداخته است. مکان اشتباه برنامه درست و حسابی‌ ندارد اما قطعاً یک نقشه انتقام در آن دیده می‌شود که در آن جیک در حال کندن قبر افراد کشته‌شده و آماده شدن برای رویارویی با دشمنش است.

مکان اشتباه چیزی جز داستان ساده یک خصومت نیست که در آن جیک وارد کلبه جنگلی شده و می‌فهمد کلوئی و دوستش آنجا هستند و در نتیجه آنها را گروگان می‌گیرد. با ورود کاپیتان ایست (تگزاس بتل) که به جای فرنک در ارتش فرستاده شده و مشکلات اعتماد به ‌نفس دارد، داستانی فرعی شکل می‌گیرد. او اوایل فیلم گلوله خورده و خود را سینه‌خیز از قبری که جیک برایش کنده نجات می‌دهد و لارنس در اینجا تصمیم بر خنده‌دار کردن شرایط گرفته که تصمیم عجیبی است. افراد بیشتری خون‌ریزان وارد فرآیند سینه‌خیز رفتن می‌شوند و اکشن وارد جنگل شده و عدم توانایی جیک در کنترل کلوئی را دنبال می‌کند چرا که کلوئی از دست او فرار کرده و سناریویی را می‌سازد که در آن این دو بین راه به فرنک ملحق می‌شوند و مبارزه‌ای از هوش و نزاکت با ابزاری که به راحتی در دسترسشان هستند شکل می‌گیرد. احتمالاً جالب‌ترین جنبه فیلم جیک باشد که در نقش فردی کاملاً احمق به تصویر کشیده شده که با دست‌وپا چلفتی‌گری جنایت‌ها و نقشه‌های گروگان‌گیری ناشیانه خود را از سر می‌گذراند، اما در کمال تعجب از این بخش برای خنداندن بیننده استفاده‌ای نشده است. 

دیالوگ‌های فیلم افتضاح‌ و کاراکترها سطحی‌ بوده و هرگز به آدم‌هایی که یا دوستشان داریم یا از آنها متنفریم تبدیل نمی‌شوند، بازیگرانی که فقط تا پایان فیلم‌برداری سر جای خود قرار داده شده و جا به جا می‌شوند. ضبط فیلم هم اکثراً در حیاط خلوت یک بنده خدا انجام می‌شود که گسترش سینمایی را محدود کرده است که البته احتمالاً استعداد برنز در کارگردانی هم همین‌قدر باشد. تلاشی فراتر از تعقیب و گریزهای نیمه سرعتی و رفتار احمقانه در فیلم وجود ندارد و وقتی یک رویداد واقعاً غیرمنتظره اواسط آن اتفاق می‌افتد، نحوه فیلمسازی به سرعت آن را از بین می‌برد چون تظاهر می‌کند هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است و از ترس از دست دادن بینندگان خود، تنها دلیلی که آنها احتمالاً به خاطرش مشغول تماشای چنین فیلم مزخرفی هستند را حذف می‌کند. مکان اشتباه به اندازه نجات از مرگ بی‌ارزش و خسته‌کننده است و امیدوارم تیم تولیدکنندگانش چنین چیزی را قرار سالیانه خود نکنند.

آخرین قطرات فیلم‌های بروس ویلیس همچنان در حال چکیدن هستند و جدیدترین فیلمی که سر راهم قرار گرفته، مکان اشتباه است که در آن ویلیس به تیم مسئول نجات از مرگ یعنی کارگردان مایک برنز و نویسنده بیل لارنس ملحق می‌شود. اصلاً سرزنشتان نمی‌کنم اگر پس از خواندن این بخش از دیدنش منصرف شوید. 

فرنک (بروس ویلیس، بازیگر فیلم‌های انتقام و توطئه‌گران) رئیس پلیس بوده و اکنون یک نگهبان است. اما اولین بار که او را می‌بینیم هنوز پلیس است. او و همسرش مگی (لارن مک‌کورد، قلعه و نجات از مرگ) مست کرده و درباره دخترشان کلوئی (اشلی گرین، آخرین فرصت و گرگ و میش) صحبت می‌کنند که به تازگی فهمیده‌اند سرطان دارد. در راه برگشت از شام پر از شرابشان، فرنک ماشین را منحرف می‌کند تا به آهویی که وسط جاده است برخورد نکند. احتمالاً بقیه ماجرا را خودتان می‌توانید حدس بزنید.

یک سال بعد، فرنک برای استراحت و سیگار کشیدن بیرون آمده و دقیقاً همان لحظه ویرجیل (مسی فورلان، ملکه آمازون و تا شب زنده بمان) را می‌بیند که می‌خواهد گلوله‌ای در بدن لئون (آدام هوئل پاتر، کشتار سهمگین و شکاف) خالی کند. من خودم به شخصه طرفدار اجازه دادن به جنایتکارها برای کشتن یکدیگر هستم اما فرنک در کارشان دخالت کرده و ویرجیل راهی زندان می‌شود. این قضیه به ذائقه پسرش جیک (مایکل سیرو، زنده ماندن در بازی و انسان اولیه) خوش نمی‌آید و به دنبال انتقام است. البته که اینها زمانی اتفاق می‌افتند که کلوئی تازه به خانه برگشته است.

برنز و لارنس فیلم را پر از کلیشه‌های ظاهراً بی‌پایانی کرده‌اند که قرار است نقش طرح داستان را ایفا کنند. مکان اشتباه هم فیلمی دیگر از دسته فیلم‌هایی است که به جای داشتن یک داستان واقعی گویا از لیستی از عناصر طرح داستان سرهم‌بندی شده است. این موضوع به داستان‌های فرعی فیلم نیز کشیده شده است؛ فاصله بین ویرجیل و جیک، تفاوت بین فرنک و کاپیتان ایست (تگزاس بتل، ضربه و مقصد نهایی 3) که جایگزین او شده و البته، پیدا نشدن اسلحه ویرجیل که باعث ایجاد شک و تردید نسبت به فرنک می‌شود. 

ولی توهین‌آمیزترین بخش مکان اشتباه آنجاست که فیلمنامه سعی دارد کاری کند که دلمان برای فرنک بسوزد. با اینکه تست مست بودنش از حد مجاز بالاتر نبود، اینکه آنقدر مست بود که زنش را به کباب تبدیل کند جزئیات مهمی به حساب نمی‌آید. جالب است که توانسته از آنچه پشت سر گذاشته بود به زندگی برگردد.

پس از آنکه همه اینها را تحمل می‌کنیم و به وسط مکان اشتباه می‌رسیم، تازه یادش می‌افتد که قرار بوده است فیلمی دلهره‌آور باشد و جیک، کلوئی و دوستش را گروگان می‌گیرد. متأسفانه جیک آن‌قدر محافظه‌کار است که سخت می‌توان او را به عنوان یک شرور جدی گرفت، حتی وقتی که حماقتش مثلاً اینکه فراموش می‌کند ماسک را دوباره روی صورتش بگذارد و همه چهره‌اش را می‌بینند، مشکلات بیشتری را برای مردم درست می‌کند.

این فیلم هم همان مشکلی را دارد که یکی دو روز پیش در نقد “Pact of Vengeance” بیان کردم. فیلم‌های اکشن و دلهره‌آور برای مؤثر واقع شدن باید تهدیدی جدی داشته باشند. وقتی که واضح است شرور داستان تهدیدی برای قهرمان آن به حساب نمی‌آید تهدیدی در فیلم به وجود نیامده و کسل‌کننده می‌شود. برای همین هم آرنولد مجبور به مبارزه با غارتگران و مریخی‌ها و رامبو مجبور به ایستادن در برابر تمام ارتش‌ها شدند. مکان اشتباه احمقی را به ما ارائه داده است که دائماً کلوئی فریبش داده و کتک می‌خورد. باید کایوت (شخصیت قهوه‌ای‌رنگ انیمیشن میگ میگ) را برای این نقش انتخاب می‌کردند.

در نیم ساعت آخر فیلم همه تلوتلوخوران وسط جنگل سرگردان‌اند. کسانی که فکر می‌کنیم مرده‌اند سر و کلۀ زنده‌شان در فیلم پیدا می‌شود به جز چند استثنا که کسی را شگفت‌زده نخواهد کرد. مکان اشتباه با حس و حالی عاطفی تمام می‌شود اما بیشتر بینندگان از اینکه بالاخره فیلم به پایان رسیده است احساس خوشحالی دارند. تازه اگر از زورکی و غیرطبیعی بودن آن حالت تهوع نگرفته باشند. می‌دانم حمله کردن به این‌جور فیلم‌ها مثل آب خوردن است اما مکان اشتباه افتضاح است، حتی با وجود حد و استانداردهای ویلیس در روزهای پایانی حرفه خود.

منبع: ریل ویوز

مترجم: وحید فیض خواه


مکان اشتباه Wrong Place (2022)

تاریخ اکران: 15 جولای 2022

کارگردان: مایک برنز

نویسنده: بیل لارنس

توزیع‌کننده: ورتیکال

بازیگران: اشلی گرین، محمد الباج، بروس ویلیس، مایکل سیرو، تکزاس بتل، استیسی دنجر، مسی فورلان

فیلمبرداری: پیتر هالند

تدوین: جیک بوشت

موسیقی: برنسی

خلاصه داستان: «مکان اشتباه» داستان یک سازنده ماده مخدر متافتامین است که به دنبال به دام انداختن یک مأمور پلیس می‌باشد تا از شهادت دادن او علیه خانواده‌اش جلوگیری کند.

بستن

نقدهای کوتاه فیلم مکان اشتباه

نویسنده

جولیان رومان

فیلم «مکان اشتباه» (Wrong Place) دارای اشتباهات بزرگ زیادی است. بگذارید با تغییر عجیب در لحن داستان شروع کنیم. فیلم در ابتدا با لحنی غمناک آغاز شده و ناگهان به داخل صحنه‌های اکشن می‌پرد. در صحنه‌هایی، خشن و پر از خون است و ناگهان در صحنه‌های دیگر به طرز عجیبی خنده‌دار.

نویسنده

جیم مورازینی

توهین‌آمیزترین مورد درباره فیلم «مکان اشتباه» (Wrong Place) فیلمنامه آن است و این که نویسنده سعی دارد احساس دلسوزی مخاطب برای فرانک، بروس ویلیس، را برانگیزد. یک فیلم اکشن برای این که تأثیرگذار باشد به یک تهدید جدی نیاز دارد. در فیلم «مکان اشتباه» شخصیت منفی داستان هیچ تهدیدی برای قهرمان به‌حساب نمی‌آید و هیچ‌کس او را جدی نمی‌گیرد. در نتیجه فیلم خسته‌کننده می‌شود.