پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |اکشن ، ماجراجویی ، فانتزی

زن شگفت انگیز 1984

Wonder Woman 1984

۴.۷ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۹ رای

منتقدان:

۶

امتیاز دهید:

«زن شگفت‌انگیز 1984» در ادامه داستان زن شگفت انگیز 1980 می‌باشد و ماجراجویی‌های جدیدی را دنبال می‌کند، از جمله روبرو شد با دو دشمن جدید، چیتا و لرد مکس.

کارگردان: پتی جکینز

نقدهای بلند فیلم زن شگفت انگیز 1984

حضوری جذاب و سرزنده از گدوت


استفانی زاکارک
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«زن شگفت انگیز 1984» نه بی‌نظیر است و نه فاجعه. این فقط فیلمی مناسب در دورانی است که مردم به یک حواس‌پرتی، بعد از تابستانی خالی از فیلم‌های بزرگ، نیاز دارند. شاید این برای بعضی‌ها مسخره باشد اما استودیوی برادران وارنر «زن شگفت انگیز 1984» را در 25 دسامبر بطور همزمان هم در سینماها و هم روی اچ‌بی‌او مکس به نمایش درآورده است. ممکن است تماشای یک فیلم ابرقهرمانی در تلویزیون‌های کوچک و یا حتی بزرگ خانگی چندان جذاب نباشد اما در این زمانه‌ی پرمخاطره، گزینه‌ی مطمئنی به حساب می‌آید. 

فیلم‌های ابرقهرمانی قرار است که محصولاتی سرگرم‌کننده یا ابزاری الهام‌بخش برای زندگی باشند. ولی در هر صورت از هر طرف که به «زن شگفت انگیز 1984» به کارگردانی «پتی جنکینز» نگاه کنید، هیچکدام از این دو شاخصه را نخواهید یافت. خط داستانی فیلم مفصل است اما در اجرا ابتر می‌ماند. فیلم قبلی این فرنچایز یعنی «زن شگفت انگیز 2017» که در آن نیز «جنکینز» در مقام کارگردان و «گل گدوت» به عنوان بازیگر اصلی حضور داشتند، شاهزاده‌ی آمازون «پرنسس دیانا» با استفاده از توانایی ابرقهرمانی خود توانست جنگ جهانی اول را متوقف کند و عاشق  اولین مردی شود که را ملاقات کرده بود. 

«زن شگفت انگیز 1984» دیانا را در واشینگتن در حالی نشان می‌دهد که بعنوان یک انسان‌شناس و باستان‌شناس مشغول فعالیت است. او زنی منظم است که خودش را وقف کارش کرده است. عشق زندگیش «استیو»(کریس پاین) از دنیا رفته است. در سکانسی که می‌تواند آن را بهترین لحظه‌ی فیلم دانست، دیانا به تنهایی به کافه‌ای خیابانی رفته است. او میزی را انتخاب می‌کند و پشت آن می‌نشیند، گارسون که پس از چند دقیقه متوجه می‌شود کسی قرار نیست به دیانا ملحق شود، منوی اضافه را از روی میز بر می‌دارد. وقتی عشقتان را از دست می‌دهید، ‌ابرقهرمان بودن هم نمی‌تواند آن را برایتان آسان کند. 

اما دیانا با یک انسان‌شناس تازه‌وارد به نام «باربارا وینتر»(کریستن ویگ) دوست می‌شود. روزی سنگ عتیقه‌ای برای ارزشیابی وارد بخش سنگ‌های باستانی موزه می‌شود و باربارا آن را فاقد ارزش می‌داند اما در ادامه مشخص می‌شود که دارای اجزایی اسرارآمیز است و آرزها را برآورده می‌کند. دیانا از این عتیقه استفاده می‌کند و «استیو» را برمی‌گرداند. اما وقتی مافیای نفت «ماکسول لرد»(پدرو پاسکال) به این قدرت جادویی دست می‌یابد، منجر به انتقام و ویرانی می‌شود. 

این سنگ عتیقه برای باربارا مشکلات ترسناکی را ایجاد می‌کند و در نهایت او را از یک فرد دانشمند به یک ضدقهرمان مخوف به نام «چیتا» مبدل می‌سازد. با افزایش قدرت «ماکسول لرد»، جهان متلاشی می‌شود. دیانا تلاش می‌کند تا «استیو» را در کنار خود نگه دارد. او پس از مدت‌ها تصمیم می‌گیرد تا از تاج طلایی و سایر ابزار ابرقهرمانی‌اش برای بازگشت و نجات جهان استفاده کند. 

شاید وقت آن رسیده است که فیلم‌های ابرقهرمانی با موضوع نجات جهان را یک کلیشه بدانیم. «گدوت» حضوری جذاب و سرزنده دارد. باید از جنس سنگ باشید که جذب او نشوید. او در لباس قرمز و آبی «زن شگفت انگیز» خیره‌کننده است و در جایی نیز با یک ذره طلایی ظاهر می‌شود که او را تبدیل به پرنده‌ا‌ی تزيینی می‌کند. «گدوت» در نقش «پرنسس دیانا» واقعا درگیرکننده است. ضعف‌های انسانی پیچیده‌ترین شاخصه‌ی اوست اما زن بودن برای او کافی نیست. دیانا به عنوان «زن شگفت انگیز» دختر کوچولوهای زیادی را نجات می‌دهد و آنها با نگاهی تحسین‌آمیز به او خیره می‌شوند. آن دختران از این خوسحالند که بالأخره ابرقهرمان خودشان را دارند. 

می‌توانم واکنش به نقدها بر «زن شگفت انگیز 1984» را از الان بشنوم که می‌گویند:«دختر من عاشق زن شگفت انگیز است! وقتی او لباس مخصوصش را می‌پوشد، دخترم احساس توامندی می‌کند». تمام این حرف‌ها درست است و کسی نمی‌خواهد که سرگرمی و خوشحالی دختر کوچولوها را خراب کند اما این دختر کوچولوها شایسته‌ی فیلم‌های بهتری هستند. «زن شگفت انگیز 1984» تنها یک سرگرمی است که برای فراموش کردن مشکلاتتان به مدت چند ساعت، گزینه‌ای بسیار مناسب به حساب می‌آید. 

منبع: تایم

مترجم: وحید فیض خواه

بستن

نقدهای کوتاه فیلم زن شگفت انگیز 1984


نویسنده

ریچارد روپر

به طور تصادفی یا بر اساس طرح کلی داستان‌، چندین نقش اصلی در فیلم «زن شگفت‌انگیز 1984» خواسته‌های خود را که دقیقاً همانطور که سنگ جادویی به آنها اعطا می‌کند، می‌بینند. تمایل «باربارا» برای تغییر دقیقاً به مانند «دایانا» منجر به تغییر بنیادی او به نسخه‌ای جذاب، با اعتماد به نفس، درخشان و ابرقهرمانانه از خودش می‌شود که در نهایت او را به یک شخصیت شرور تبدیل می‌کند.

نویسنده

مایک رایان

در «زن شگفت‌انگیز 1984» یک تغییر کاملاً واضح وجود دارد. «دایانا» دیگر در سنگرهای جنگ جهانی اول به سر نمی‌برد، او در سال 1984 در حال گوش دادن به موسیقی «فرانکی گویز» است و مردم شلوارهای نایلونی تنگ به تن دارند. می‌توان گفت که این یک تغییر بزرگ نیست اما با وجود جسمی به نام سنگ جادویی حالا باید کارهایی را از «دایانا» ببینیم که شاید قبلاً انتظارش را نداشتیم.

نویسنده

میک لاسال

تقریباً تمام دارای فیلم «گدوت» است که از کیفیت بی‌انتهای او برای دستیابی به یک برتری کلاسیک استفاده می‌کند. او دارای حضور و جاذبه‌ای است که همگان را درگیر خود می‌کند و تهیه‌کنندگان را برای فروش بالا امیدوار نگه می‌دارد. عملکرد او در اینجا دارای اقتدار و همینطور هیجان است. او برای این نقش به خود فشار نمی آورد‌، اما هرگز کم‌فروشی هم نمی‌کند.

نویسنده

آنجلیکا جید باستین

«زن شگفت‌انگیز 1984» با یک فلش‌بک خیلی زود به دوران جوانی «دایانا» آغاز می شود که حول ایده آزمون‌ها و تجربیات سخت و تلخ ساخته شده است و پیامش این است بعداً در زندگی آنها را درک خواهد کرد. این صحنه آغازین همان چیزی است که شما از فیلمی از فرنچایز «زن شگفت انگیز» می‌خواهید. فیلم بسیار مهیج است، اوج می‌گیرد و تمام احساسات هیجان‌انگیز را به شما القا می‌کند.

نقدهای مردمی فیلم زن شگفت انگیز 1984

مثل اینکه وضع وارنر خراب است...


رضا ظفری
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

به نام خدا 

واندروومن 1984=درخشان نه اما سرگرم کننده... 


در فیلمهای دی سی چند وقتیست فقدان جدی انسجام به چشم میخورد.

در تشبیه دی سی به سینما های جهان میتوان گفت:سینمای ایران دوران خوب نداشته، بلکه آثار خوب داشته. این مصداق برای کمپانی DC نیز مناسب است. چرا که این زیرشاخه ی برادران وارنر دوران خوب به خود ندیده؛ بلکه آثار خوبی چون (سه گانه ی بتمن از نولان یا فیلم واچمن) را به خود دیده. این در حالی است که مارول برای دیزنی منسجم ترین جهان سینماییه تاریخ سینما را رقم زده و مزد کار خود را از دو فیلم آخر فاز سوم گرفته.

جالب اینجاست با نگاهی به تاریخ سینما می‌توان نکاتی راجع به وارنر بروز دریافت. مثلا در سال 1926 که این کارخانه خود را در آستانه ورشکستگی دید(به این دلیل که تضمین فروش فیلم ها در آن روزگار به بازیگران بسته بود و وارنر ها ستاره های زیادی در اختیار نداشتند)،با باقیمانده سرمایه خود دست به ساخت ویتافون و تولد صدا در سینما زدند. این اختراع برادران وارنر را در صدر و در جایگاه های بالای استدیو ها قرار داد و آن را تا دهه ها حفظ کرد. تا اینکه با خرید سهام DC، همچون فاکس با ایکس من هایش دوباره آهسته آهسته به انحطاط میرفت...

خبری جدید مبنی بر اینکه کریستوفر نولان می‌خواهد دیگر برای وارنر فیلم نسازد چند روزیست در حال پخش است. اگر واقعا اینطور باشد که فاتحه وارنر در مقابل غول هایی چون دیزنی خوانده است. از طرفی وضع خراب دی سی با وجود تمام تلاش های زک اسنایدر و جیمز گان و از طرفی اکران های آنلاین سال آینده، از ماتریکس 4 بگیرید تا احضار 3،همه و همه خبر از دوران غروب دوباره وارنر میدهد تا شاید معجزه ای آن را دوباره نجات داده و تاریخ تکرار شود.

این نقد در تاریخ 26 ژانویه 2021 یعنی دو هفته پس از پخش این فیلم(واندروومن 1984) نوشته شده و هر وقت آن را خواندید تاریخ را نیز نگاهی بیندازید. شاید اینگونه که ما پیشبینی کردیم از آب در نیامد. به هر حال، هم اکنون به این فیلم از جهان دی سی نگاهی میکنیم و می‌بینیم برادران وارنر تا چه حد بر لبه ی پرتگاه اند...


_این فیلم با وجود امتیاز پایین تری که نسبت به سری قبلش گرفته، همان وفاداری به کمیک ها و همان وفاداری به خواست بیننده هارا در بر دارد. اگر اهل کمیک باشید به سادگی میفهمید که چگونه ضد ابر قهرمان قدرتمندی چون چیتا را به فیلم آوردند...

اما علی رغم تمام خوبی هایی که میتوان راجع به فیلم گفت، یک چیز آن ها را چون لکه ای سیاه می‌پوشاند و آن هم نتیجه فانتزی بودن بیش از حد فیلم است که آن را 1_از واقیعت ماجرا دور میکند(به این معنا که حتی فیلم های ابرقهرمانی نیز باید واقع گرا به نظر برسند، برای مثال شوالیه تاریکی عمق رئالیسم را در عین خیالی بودن داستان به مخاطب القا میکند و حس واقعی بودن ماجرا را بهتر از خود فیلم نمایش میدهد)

و 2_همچون حباب شیشه ای ظریفی شکننده میکند. با این که واقیعت فانتزی را در هم میشکند اما فانتزی هم عمق فانتزی را در بر میگیرید(باز به این معنا که حتی فیلم هایی هم که خیلی فیلم اند،تحت تاثیر واقع گرایی ریز در داستان قرار گرفته و ساختگی و مصنوعی به نظر میرسند.)

بدون اغراق میشود گفت سری دوم این فیلم از سری اول ضعیف تر و مصنوعی تر بود. با در نظر داشتن این نکته که سری اول اینگونه نبود.

پتی جنکینز، کارگردان هر دو سری واندروومن و فیلم هایی چون هیولا با بازی شارلیز ترون، باید کمی از ماجرا و اکشن دوری میکرد و چون سری اول با اخم و جدی بودن موقعیت کمدی را پدید می آورد.

باز اینجا یک اشکال مهم ایجاد میشود. جهان دی سی جهان تاریک و دارکی است که در کمیک ها(آنانی که کمیک می‌خوانند متوجه میشوند) احتمال اینکه در آنها ذره ای شوخی و حالت کمدی یا حتی مسایل عمیق خانوادگی و رومانتیک باشد 1 درصد است.

این مورد راجع به تمام فیلمهای ابرقهرمانی صدق میکند اما راجع به عدم انسجام دارای فقدان جدی تری است.از سویی یک بتمن با لیگ عدالتی تاریک و از همان سو جوخه ی انتحاری کمدی پرور به رهبری هارلی کویین که با چهار بتمن عوض شده کریستین بیل و بن افلک و از سوی دیگر، چند تا جوکر که بهترینش هیث لجر بود. با بحث در مورد نحوه اداره دی سی به جایی نخاهیم رسید اما نتیجه ی واندروومن 1984 که در اواخر سال 2020 میلادی پخش شد، یک فیلم فمینیستی کلیشه ایست که مخاطب ژانر ابرقهرمانی (مخاطب جدی و سینما دوست که لااقل برخلاف دور و وری های ما معنی کمیک را میفهمد!!!) را راضی نمیکند.

صرفا پاپکورن خور های تینیج یا مردم عادی که تا بحال نام کمیک را نشنیدند برای لحظاتی زندگی را فراموش میکنند. با تاکید میگویم معنای کمیک (نگویید نگفتم)!!!!!

بستن