پوستر undefined

فیلم‌ سینمایی |درام

تی تی

TiTi

۶.۷ /۱۰
امتیاز سلام سینما

از ۸۷ رای

منتقدان:

۳.۵

امتیاز دهید:

ابراهیم، استاد فیزیک دانشگاه در آستانه‌ی مرگ با زنی روستایی آشنا می‌شود به طوری‌که زندگی و مرگ ابراهیم را از نو معنا می‌کند.

کارگردان: آیدا پناهنده

نقدهای بلند فیلم تی تی

نقش‌آفرینی تابوشکنانه شاکردوست


دبورا یانگ
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

ترجمه اختصاصی سلام سینما

«آیدا پناهنده» که برای کارگردانی فیلم «ناهید» در سال 2015 از جشنواره‌ی فیلم کن برنده‌ی جایزه‌ی بهترین فیلم اول شد، اکنون «تی تی» را کارگردانی کرده است. «تی تی» تصویری فراتر از خط قرمزها درباره‌ی زنی متفاوت را به مخاطبانش ارائه می‌دهد. این نقش را «الناز شاکردوست» به شکلی فراموش نشدنی ایفا می‌کند. او یک بازیگر تلویزیونی بود که به مرور زمان مسیرش را به مدیوم سینما پیدا کرد و اوج هنرنمایی او در نقش همسر یکی از سران القاعده در فیلم «وقتی که ماه کامل شد» بود. «تی تی» یک زن جوان کولی است که شغلش نظافتچی بیمارستان است و جهت تأمین هزینه‌های زندگی‌اش برای زوج‌هایی که نمی‌توانند بچه‌دار شوند، رحم اجاره‌ای در اختیارشان می‌گذارد.

در کنار تنش‌های میان زنان ناامید و همسرانشان، فیلم از زاویه‌ای دیگر به عنوان کردن سوالات اخلاقی می‌پردازد. «تی تی» که نوزاد زوجی را باردار است،‌ تصمیم می‌گیرد که بچه را نگه دارد ولی تهدید می‌شود که ممکن است بخاطر اینکار پایش به دادگاه باز شود. هنگامی که دکتر بچه‌ی او را به دنیا می‌آورد، زنی که صاحب اصلی بچه است وارد اتاق می‌شود اما «تی تی» به او می‌گوید که حتی یک سلول از این بچه متعلق به تو نیست. 

درون‌مایه فیلم درباره‌ی حس از خودگذشتگی و نقشی است که این حس می‌تواند در زندگی یک انسان ایفا کند. شوق واقعی «تی تی» برای کمک کردن به دیگران دلیل این است که حاملگی برای زوج دیگری را می‌پذیرد. پولی که او از این کار درمی‌آورد را برای ساختن خانه‌ نامزد موزیسین خود «امیر ساسان»(هوتن شکیبا) خرج می‌کند. روزی او در بیمارستان با فردی بسیار بیمار مواجه می‌شود. آن فرد بیمار «ابراهیم ساجدی»(پارسا پیروزفر) نام دارد. استاد فیزیکی که در مسیر کشف بزرگی درباره‌ی سیاه‌چاله‌ها بود اما دچار تومور شد. وقتی که آن استاد خوش‌چهره نظریه سیاه‌چاله‌ها را برای «تی تی» بی‌سواد شرح می‌دهد، «تی تی» اینطور برداشت می‌کند که پایان جهان نزدیک است و او باید هرطور که شده استاد ساجدی را نجات دهد. 

«تی تی» در حالی که در ماه هشتم حاملگی قرار دارد، یک شب را در دریا می‌گذارند تا بتواند ترکیب جادویی‌ای که می‌تواند به شکل معجزه آسایی به بهبود استاد بیانجامد را پیدا کند. متأسفانه هنگامی که استاد در کما به سر می‌برد، همسرش که از او جدا شده بود به «تی تی» می‌گوید که کارهای علمی او را دور بریزد. اما «تی تی» آنها را به خانه می‌برد تا امیر ساسان با آن کاغذها برای خرگوش خود خانه بسازد. بقیه‌ی زمان فیلم به تلاش‌های استاد برای پیدا کردن «تی تی» و کارهای علمی‌اش اختصاص داده شده است. با اینکه مضامین فیلم کمی کمیک بنظر می‌رسند اما در قالب یک درام رک و راست روایت می‌شوند.

آثار علمی گمشده‌ی ابراهیم تبدیل به محرک اصلی داستان تبدیل می‌شود. «تی تی» و امیر ساسان باید تصمیمات اخلاقی سختی بگیرند و چهره‌ی واقعی خود را نشان دهند. «شاکردوست» با آن چشم‌‌های درشتش به خوبی موفق می‌شود تا حس معصومیت را به مخاطب القاء کند و کاراکتری جادویی را بسازد که می‌تواند ما را میخکوب کند و در نهایت شگفت‌زده کند. مردی که «شکیبا» آن را ساخته است، چهره‌ای از یک مرد عاشق الکی، سوء‌استفاده‌گر و استثمارگر را به تصویر می‌کشد. «پیروزفر» نیز نقش مردی بورژوازی و متفکر را ایفا می‌کند که رگه‌هایی از یک دانشمند دیوانه نیز در کاراکتر او وجود دارد. 

فیلمنامه‌ی که «آیدا پناهنده» به همراه همکار و تدوینگر همیشگی‌اش «ارسلان امیری» نوشته است، وقتی که «تی تی» جلوی دوربین است خیلی حرف‌ها برای گفتن دارد. مانند صحنه‌ی یک عروسی شلوغ که بند موسیقی در حال اجرا است و زنان با خوشحال در حال رقصیدن هستند. سبک فیلمبرداری نیز تأثیر مثبت کوچکی روی فیلم گذاشته است. 

منبع: هالیوود ریپورتر

مترجم: وحید فیض خواه

بستن

آدم های مچاله شده


عباس مدحجی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

آدمهای مچاله شده


عباس مدحجی



"تی تی" اثری ملودرام با رگه هایی از تخیل است که فیلمساز تلاش کرده با نمایش لایه های درونی انسان هایی با دنیاهایی کاملا متفاوت به ما یادآوری کند که دنیای انسانی ما بسیار متنوع تر و گاهی متناقض تر از آن است که گمان میکنیم. مثلا آنجایی که زندگی یک دانشمند فیزیک و یک زن کارگر خدماتی و یک خواننده باهم گره ی سختی میخورد. 


آیدا پناهنده فیلمساز در گذشته چند فیلم ساخته که مطرح ترین آنها "ناهید" بوده و اتفاقا در آنجا هم ما با یک داستان درام در شمال مواجهیم. اگرچه  المانهایی مثل اختلاف زن و شوهری‌، طلاق ، فرزند طلاق و نفر سوم در هردو فیلم مشترک است اما پناهنده این بار سیاه چاله ها ، تومورمغزی و رحم اجاره ای را هم به فیلمش افزوده است.


در "تی تی" دنیای صاف و صادق برخی آدم ها در مقابل دنیای پیچیده و منفعت‌طلب آدم های دیگر قرار میگیرد و تمام سخن فیلم این میشود که در نهایت این سادگی و صداقت و انسانیت است که علیرغم تمام ضعف هاش بر پیچیدگی و منفعت طلبی و حرف آدم ها و سوء استفاده گری هایشان  پیروز و غالب خواهد شد.


بازی های خوب و همزاد پندارانه ای که توسط سه بازیگر اصلی فیلم به نمایش گذاشته شده بار اصلی فیلم و ارتباط با مخاطب را به دوش میکشد. پارسا پیروزفر در نقش ابراهیم، الناز شاکردوست در نقش تی تی و هوتن شکیبا در نقش امیرساسان بازی های قابل قبولی ارائه کردند که به خاطره انگیز بودن فیلم کمک شایانی کرده. همچنین زوج هوتن شکیبا و الناز شاکردوست بعد از موفقیتشان در فیلم قبلی نرگس آبیار [شبی که ماه کامل شد] در اینجا هم تجویز شده اند و همزمان در فیلم جدید نرگس آبیار [ابلق] بازی می کنند.


شخصیت پردازی و تثبیت کاراکترها به خوبی و به آرامی صورت گرفته، فیلم عجله‌ای برای انتقال پیامش ندارد و اجازه میدهد که پیام به آرامی در ذهن مخاطب متبادر شود. علاوه بر آن تغییراتی که شرایط بر کاراکترها اعمال می کند که در نهایت منجر به تغییر رفتار آنها در جامعه میشود را به خوبی به نمایش میگذارد.


با توجه به موقعیت های دراماتیکی که در فیلم هست می شد خیلی قاب بندی ها، و زوایای فیلمبرداری تاثیرگذار تری انتخاب شوند. نقاط قرار گرفتن لنز دوربین ضربه هایی کاری به جذابیت بصری فیلم زده و حس و حال صحنه ها را کاهش داده. فیلم گاهی هندی هم میشود و از موقعیت های تکراری عاشقانه ای استفاده میکند که با تم کلی فیلم تفاوت های فاحشی دارد.

 

تی تی حکایت انسانهایی ست که از یک کاغذ صاف شروع میشوند اما آنقدر مچاله و خط خطی میشوند که بفهمند این دنیا چیزهای مهمتری برای پیوند دارد. سیاه چاله هایی با میلیون ها سال نوری فاصله را باید فراموش کرد وقتی همین جا، جلوی رویمان و حتی درونمان پر از سیاه چاله است. این نقد در روزهای جشنواره سی و نهم فیلم فجر و کثرت اکران ها نوشته شده فلذا اشتباهات سهوی را ببخشایید.

بستن

سادگی جاه‌طلبانه


علی رفیعی وردنجانی
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

  

تی تی آیدا پناهنده اثری عمیق درباره سواستفاده از سادگی‌های زنانه است؛ این تعمق هرگز تبدیل به فلسفه‌ی فیلم نمی‌شود. «تی تی» می‌خواهد «آقای هالو» مهرجویی در قالب جنسی دیگر باشد؛ حتی نتوانسته تعریفی امروزی از چنین موضوعی داشته باشد. بازی با جادوگری و نیروهای خاص داشتن برای تماشاگر جدی سینما یادآور فیلم «راه بلد» تارکوفسکی است؛ که البته هرگز نمی توان میان این دو اثر مقایسه‌ای داشت. از آنجایی که هر اثر هنری قائم به ذات خود است باید این نکته را یادآور شد که صرفا بخش‌هایی از این فیلم می تواند روی پای خود بایستد. کارگردان فیلم ساختن را بلد است، دوربین را می‌شناسد و می‌داند چگونه می‌شود برداشت‌هایی جذاب و گاهی خیره کننده گرفت. مسئله من مشخصا با این فیلم شکل نمایش سادگی زنان است. 

جذاب و هنرمند

الناز شاکردوست بهترین بازی‌اش را در «تی تی» به نمایش گذاشته. خنده‌ها، گریه‌ها، اشک‌هایی که ناخودآگاه از چشم بیرون می ریزند، جذابیت ذاتی در چهره و در مجموعه‌ی بیان و ادای لهجه او را تبدیل به مهمترین بازیگر این فیلم کرده است. اگرچه پارسا پیروزفر همانند "آلن دلون" گاه جذابیت افراطی‌اش باعث می شود میزان استعداد و هنرش نادیده گرفته شود اما در این فیلم کارگردان با احساسات زنانه، نه به معنای ضعف و... بلکه به معنای چگونگی نگاه یک جنس به جنس مخالفش، توانسته به گونه‌ای هدفمند او را به سمت منظور فیلم هدایت کند. هوتن شکیبا، امیر ساسان، نیز به نوعی پارتنر همیشگی شاکردوست است و این دو در کنار هم تصویر درستی در قاب سینما عرضه می‌کنند؛ اگر چه معتقدم بازی او کلاژی از «شبی که ماه کامل شد» است. جایی که با فیلم مسئله پیدا می کنم اندازه روایت از سوژه است. سوژه‌ای که پناهنده پیدا کرده در مواجهه اول شدیدا دلچسب و دوست داشتنی است اما به مرور زمان عادی و تا حدی زننده می‌شود. آیدا پناهنده بعد از «ناهید» برایم جدی شد، فیلم‌سازی که دغدغه سینما دارد و داستان می گوید. داستان جدیدش بر سه ضلع بُرنده حرکت می کند. باور، توهم، معصومیت. آیا «تی تی» باور دارد که می‌شود به بشریت خدمت کرد؟ شخصیت در فیلم یک متوهم خودآزار است؟ «تی تی» نیروی جادویی دارد یا صداقت و سادگی او باعث می شود همه چیز را درباره او باور کنیم؟ پس قضیه حرکت لیوان روی میز تنها وقتی کاربرد پیدا می کند که مخاطب سادگی او را باور کند. در پلان‌های آخر وقتی که دختر ابراهیم از او می خواهد با چشمانش لیوان روی میز را جابجا کند، درحالی که او افسرده از زایمان است، را به یاد آورید. بعضی شخصیت‌ها در سینما تبدیل به کاراکتر می‌شوند و دیگر نباید آن‌ها را تغییر داد. «تی تی» نزدیک به کاراکتری شده که در ناخودآگاه تماشاگر بارها روایت شده است. سادگی، زیبایی و عاشق پیشگی او هرگز قابل قبول نیست. اگر چه معتقدم فیلم همچنان کاربرد اجتماعی‌اش را دارد اما نمی توان به بهانه یک سوژه مدیوم سینما را نشانه رفت. پناهنده می‌توانست با نگارش مقاله‌ای در روزنامه مدیوم بهتری را برای سوژه‌اش انتخاب کند. سینما رسانه برتر است اما باید باور داشت که سینما قبل از رسانه‌ بودن مهمترین هنر قابل ارائه به مخاطب است. پیروزفر، شکیبا و شاکردوست در یک فیلم بهانه‌‎‌ی خوبی برای دیده شدن و ساخت یک اثر سینمایی هستند اما چنین ویژگی‌هایی قبل از هرچیز ابزار یک فیلم‌ساز به حساب می‌آیند. 

شعار

تعریف فیلم ساز از جاهلیت و مدرنیته خیلی سطحی و دم دستی است. نه امیرساسان باور پذیر است و نه ابراهیم ساجدی. در متن فیلم‌نامه عنصر اغراق به گونه‌ای پیرنگ را محاصره کرده است که نه علاقه امیرساسان به «تی تی» جدیت پیدا می‌کند و نه علاقه ابراهیم. شخصیت پیروزفر برآمده از ذات و ژست او است. شکل دیگری نمی توان از او انتظار داشت. قطعا در بازی می تواند جای شکیبا را بگیرد اما ابدا نمی‌توان او را چنین‌ تصور شود. در این زمینه کارگردان هوشمندانه رفتار کرده اما هرگاه تماشاگر احساس کند چیز اضافه‌ای از بازیگر مورد علاقه‌اش نسبت به فیلم‌های قبلی او ندیده است کارگردان سوژه ‌می شود. به عنوان مثال بازی پژمان جمشید در «علف زار» چهره و شخصیت متفاوتی از او به جای گذاشت. الناز شاکر دوست در «تی تی» بهترین نمایش خود را ارائه داده است و به جرات می‌توان گفت قدم بزرگی روبه جلو برداشته. اما از شکیبا و پیروزفر چیز جدیدی ندیدیم. فیلم به خاطر سوژه‌اش عمیق، جذاب و سرگرم کننده است و نکات فنی سینمایی بر تعلیق آن افزوده؛ اما هرگز جلوتر از «آقای هالو» مهرجویی نیست. 

نویسنده: علی رفیعی وردنجانی

بستن

تی تی، درگیر سانتی مانتالیسم بصری و درونمایه تهی


افشین علیار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

 بعد از ناهید و اسرافیل، تی‌تی سومین فیلم آیدا پناهنده به ظاهر فیلم خوب و بی‌نقصی است که سعی کرده‌است نگاهی انسانی داشته‌باشد، اما وقتی در جزئیات ریز می‌شویم می‌بینیم تی‌تی هم مانند فیلم اسرافیل مشکل چند پارگی داستانی دارد، مشکل اصلی فیلم در پرداخت شخصیت‌هاست. پناهنده در اجرا کوشیده حفره‌های فیلمش را پر کند، به همین جهت در سراسر فیلم قاب‌های کارت پستالی می‌بینیم یا بیشتر نما‌ها اکستریم لانگ‌شات است. همین باعث‌شده مخاطب نتواند با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند. شخصیت‌ها به درستی معرفی نمی‌شود و به شدت جریان قصه و ایجاد موقعیت‌های لحظه‌ای برای کارگردان مورد اهمیت بوده‌است. بنابراین نکته‌ای که به نظر می‌رسد عدم انسجام در تمهیداتی است که فیلمساز برای کاراکترهایش تدارک دیده و این همان تعلیقی است که مخاطب را آزار می‌دهد. به همین جهت وجود گیلدا زن سابق ابراهیم در فیلم کارکردی ندارد که اگر او نبود چه بسا ریتم اثر دچار افت شدید نمی‌شد، ابراهیم درست معرفی نمی‌شود؛ فیزیکدان است و استاد دانشگاه، اما او نمی‌تواند فراتر از یک تیپ باشد، چراکه معرفی لازم برای او شکل نمی‌گیرد و اساساً چرخه درام با حرفه او پیوند خورده‌است، اما اگر ابراهیم در سکانس اول در محیط دانشگاه دیده می‌شد و بعد بیمارستان این در شکل‌گیری او می‌توانست نقش درستی داشته باشد. ابراهیم به واسطه شغلش انسان جدی است و زن و زندگی برایش مهم نیست، او در بعضی از نما‌ها مثل زمانی که پسر‌خاله‌اش با او درباره تصمیم برای ازدواج با گیلدا حرف می‌زند یا نما‌هایی که او را با عصا در خیابان‌ها می‌بینیم شکل فلک‌زده‌ای از یک انسان دارد، نه یک نخبه، به عقب‌تر برگردیم، بستری‌شدن ابراهیم در بیمارستان جز معرفی تی‌تی تا پایان چه کارکردی دارد؟ اساساً این معرفی می‌توانست هر جایی شکل بگیرد، ابراهیم تومور دارد و در بیمارستان هم که کار ویژه‌ای برای او نمی‌کنند. چطور این بیماری فراموش می‌شود، وقتی می‌توانست در سکانس‌های آخر شکل دیگری برای ابراهیم داشته باشد؟ با ورود امیر ساسان فیلم دچار افت می‌شود. او هم درست پرداخت نمی‌شود، یعنی نمی‌دانیم بی‌غیرت است یا عاشق تی‌تی! تناقض شدید از همین مقطع به بعد آغاز می‌شود و اینکه نمی‌توانیم امیر ساسان را درک کنیم. بنابراین حرف‌های او درباره تی‌تی هم نمی‌تواند چندان باور‌کردنی باشد، در ادامه هم رابطه ابراهیم با تی‌تی در هاله‌ای از ابهام می‌ماند و فیلمساز جسارت پرداخت صریح و بی‌پرده را ندارد. به همین دلیل در بعضی از سکانس‌ها البته بی‌منطق تم اثر از ملودرام به رمانتیک تغییر می‌کند. مثل رفتن تی‌تی به خانه ابراهیم که بعدش آن حادثه شکل می‌گیرد، درگیری عاطفی در جریان است، فارغ از پرداخت اصولی که مخاطب را تحت تأثیر قرار بدهد خود فیلمساز نمی‌خواهد مخاطبش را داخل فیلم بیاورد. بنابراین لکنت و انحراف مسیر در قصه احساس می‌شود، تی‌تی به شدت تحت‌تأثیر نگرش‌های فمینیستی است، اما مسئله فیلمسازش این هم نیست، بلکه در بیشتر جا‌ها فیلم به یک اثر ضد زن تبدیل می‌شود. پایان‌بندی در یک نمای اکستریم لانگ شات کارت پستالی شکل می‌گیرد. ابراهیم در قاب است و تی‌تی از همان قاب خارج می‌شود و یک تنهایی شکل می‌گیرد که اساساً ربطی به قهرمان‌سازی ندارد، چون ابراهیم مشخصه‌های قهرمان بودن را ندارد، کاری برای کسی نکرده و حتی دخترش را هم به مادرش می‌سپارد.
لهجه به بازی الناز شاکردوست اضافه شده و فقط به همین جهت بازی‌اش به چشم می‌آید. هوتن شکیبا خود را تکرار می‌کند. بازی پیروزفر مثل همیشه است. تی‌تی از هر لحاظ فیلم متوسطی است که نمی‌تواند حرف خودش را بدون لکنت بزند؛ پناهنده همچنان نتوانسته از فیلم کوتاه فاصله بگیرد. او به دنبال سینمای شاعرانه و عاشقانه است که در این فیلم جواب نداده‌است. 

بستن

نقدهای کوتاه فیلم تی تی


نویسنده

سعید عقیقی

پارسا پیروزفر و هوتن شکیبا در جای خود متقاعدکننده‌اند و احتمالا الناز شاکردوست هم به اندازه ما هنگام دیدن فیلم از بازی متفاوت و شایسته تحسین خودش غافل‌گیر شده است. او هم به مانند تی تی، به یاری شهود خود و هدایت فیلم ساز، کاری می‌کند که از او انتظار نمی‌رود.

نویسنده

عباس مدحجی

نقاط قرار گرفتن لنز دوربین ضربه هایی کاری به جذابیت بصری فیلم زده و حس و حال صحنه ها را کاهش داده. فیلم گاهی هندی هم میشود و از موقعیت های تکراری عاشقانه ای استفاده میکند که با تم کلی فیلم تفاوت های فاحشی دارد.

نویسنده

نغمه خدابخش

«تی‌تی» علاوه بر بازی‌های باورپذیر و عناصری چون فیلمبرداری، تدوین، طراحی چهره پردازی و صحنه و لباس، فیلمنامه ای فکر شده و دقیق دارد که به قلم ارسلان امیری و آیدا پناهنده نوشته شده است. در این آشفته بازار فیلم‌ها با قصه های تلخ، گزنده و اندوهناک که البته بیانگر حال این روزهای دنیاست،تماشای فیلم «تی‌تی» برای اندکی نفس گیری خالی از لطف نیست.

نویسنده

مسعود فراستی

«تی تی» فیلم بسیار بدی است، به این دلیل بد است چون دارد نان یک خط سوژه را می‌خورد و نان خوبی هم نیست.فیلمساز مطلقا، مساله‌ای را مطرح نمی‌کند.

نویسنده

حمید عبدالحسینی

این فیلمی ست به غایت سنجیده، درست و کامل درباره یک زن که دست کم در یک دهه اخیر در سینمای ایران بی همتاست. «تی‌تی» مجموعه شگفت انگیزی از بهترین ها در خود جای داده است، نقطه عطف اما فیلمنامه است که در موردی نادر به ویژه در سینمای ایران ترکیب متوازنی از اجزای درست از انتخاب ایده و سوژه تا بسط و گسترش آن و ریختن در بستر یک روایت دلنشین و جذاب را به خوبی پیش می برد.

نویسنده

سعید قطبی زاده

یک عاشقانه‌ی بی‌تکلف و بی‌شعار و بی‌ادا که در بیان احساس، صریح و گستاخ و در قضاوت، محتاط و خوددار است. بر خلاف نمونه‌های رایج، جانب یک سوی ماجرا را نمی‌گیرد و زاویه‌ی دید در آن به‌گونه‌ای است که تماشاگر به‌تدریج شخصیت‌ها را درک و به آن‌ها نزدیک می‌شود.

نویسنده

شاهین شجری کهن

نه فیلمی در نشان دادن معضلات زنان است نه عاشقانه‌ای دلپذیر و نه رنگارنگی اجتماع را به نمایش می‌گذارد و تصویر زمانه خودش نیست. عناصر طبیعت، بازی الناز شاکردوست و شخصیت‌هایی با وجوه جالب در فیلم وجود دارند اما هیچکدام به مقصد نمی‌رساند، به همین دلیل نمی‌توان گفت فیلم خوبی است.

نقدهای مردمی فیلم تی تی

دو راهی تی تی


امیررضا صفائی تبار
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

فیلم در باره ی ابراهیم است و ما از ابتدا تا انتها با او همراه می شویم. کارکتری که به خاطر برگه های که می تواند دنیای فیزیک را تغییر دهد سرنوشت خود و دیگران را تغییر میدهد. کارکتر ابراهیم باور پذیر است . ما میتوانیم تا انتها سمپاد او شویم و با او همذات پنداری کنیم. شخصیت دوم ثانویه فیلم تی تی نقش موثری در پیش بردی فیلم دارد. کارکتر زن ساده دل روستایی که از روی خوش قلبی میخواهد به ابراهیم کمک کند ولی خوش قلبی او سرنوشت خود و رابطه ی او با نامزدش امیر ساسان را خراب می کند. تی تی کارکتری که با این که دیدگاه درستی ندارد ولی می خواهد از مردی دفاع کند که به قول خودش می تواند جهان را تغییر دهد و این مثبت اندیشی بیش از حدش باعث نوعی دل بستگی ناخواسته به ابراهیم می شود و باعث کشمکش بین ابراهیم و امیر ساسان می شود . و سرانجامی که به نوعی پایان غافل گیر کننده داشت و ابراهیمی که در طول فیلم به خاطر چهاربرگه با همه جنگید و خانواده و دوستانش را از دست دهد دست به اقدامی می زند که از لحاظ انسانی کاری درست ولی کمی غافل گیر کننده است . یکی از نکات مثبت فیلم پاسخ دهی به علت و معلول های فیلم و پاسخ گویی به گره های فیلم است . اشنایی با زیست قبلی تی تی و صحبت های امیر ساسان و ابراهیم در باره ی تی تی اطلاعاتی به ما می دهد که جریان اصلی فیلم را تغییر می دهد و به نوعی نقطه عطف کلیدی فیلم محسوب می شود. تنها نقطه ضعف فیلم می توانست پایان بندی فیلم کمی بسط داشته باشد و سرانجام تمام کارکترها را کامل متوجه می شدیم. از لحاظ تصویر برداری اندازه نماها و تنوع قاب بندی را به خوبی می بینیم. دوربین ایستا نیست و حرکت دارد و همگام با سوژه حرکت می کند و به نوعی دوربین راوی فیلم است . همین طور در پایان از بازی خوب پارسا پیروز فر { ابراهیم } و الناز شاکردوست { تی تی } می توان یاد کرد که به خوبی در این فیلم توانستند بار دیگر جنبه های نوینی از بازیگری خود را نشان دهند .

بستن

فستیوالی


حسین نثاری مقدم
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

#آقای_فیلمباز و #تی_تی:

یک فیلم فستیوال پسند خوب، البته من با #ناهید بیشتر ارتباط برقرار کردم اما این فیلمم بنظرم #پارسا_پیروزفر خوبی داشت و بنظرم بعد از سالها دوری از سینما خوش درخشید.

#الناز_شاکردوست انگار یک کلاس تمرین لهجه برداشته و توی هر فیلمی لهجه های مختلفی رو داره تمرین میکنه. اما بنظرم تاثیری که #فریدون_جیرانی با #خفگی بر ایشون گذاشته خیلی مثبت بوده و از مشاوران خوبی داره بهره میبره.

البته خیلی خاص ندیدمش توی این فیلم ولی در مقایسه با آثار قبل تره  خیلی خوب شده.

#هوتن_شکیبا در حد نقشش خوب بود.

قاب های فیلم که البته #شمال هر قابش قابل قبوله قاب های خوبی بود مخصوصا سکانس سخت دریا و قاب نهایی هم ادای دینی به قاب نهایی فیلم #ناهید بود.

تدوین فیلم خوب بود اما روند فیلم بنظرم خیلی کند بود. اما ارزش یکبار دیدن رو داره. 

در کل فیلم بنظرم #آیدا_پناهنده سبک خودش رو پیدا کرده و با نیم نگاهی به فستیوال های خارجی داره مسیر خوبی رو جلو میره، مخصوصاً اینکه تو دیده شدن این فیلم #پارسا_پیروزفر خیلی میتونه نقش مهمی داشته باشه.

روی #ارسلان_امیری هم که در کنار #آیدا_پناهنده داره رشد میکنه و امسال هم توی جشنواره با فیلم #زالاوا هست دقت کردم و دیگه از این به بعد جدی تر دنبالش میکنم. 

بستن

تی تی فیلمی با طعم انسانیت


لقمان مداین
امتیاز منتقد به فیلم / ۱۰

نویسنده: لقمان مداین Loghman Madayen


* اولین بار این فیلم را در جشنواره دیدم، اخیرا هم فرصتی شد تا مجددا با عزیزی به تماشای آن بنشینم، فیلم خوب و قشنگی که هر بار از دیدنش لذت بردم، نویسنده حسابی به جزئیات توجه کرده بود، که نشان از تسلط خوب او داشت، لهجه ها دقیق، گویش ها کار شده و سبک زندگی ها مطالعه شده است.


* سکانس آخر تی تی ما را به کنار دریا می برد، دریایی که شاید در برابر سیاهچاله نابود کننده جهان هیچ باشد، اما یک قطره از آن دریا وقتی با چاشنی محبت و عشق در آمیخته می شود قادر است تا دنیای یک نفر را نجات دهد و تی تی می خواهد بگوید که ما اگر فارق از جایگاه، علم و درک‌مان از زندگی بتوانیم فقط دست یک نفر را بگیریم و از دریای مشکلات مادی و معنوی که در آن غرق شده نجاتش  بدهیم کاری بزرگتر از نجات بشریت کرده ایم.


* تی تی آمده تا نشان دهد نجات جهان صرفا با محاسبه اندازه دهانه سیاهچاله در معادله فیزیک انجام نمی شود، بلکه می تواند در مادری باشد که زندگی می بخشد و تربیت می کند، انسانی به دنیا می آورد و او را می سازد، که اگر یک فرد به درستی رشد و نمو پیدا کند می تواند مانند آقای دکتر نجات دهنده عالمی باشد، تی تی می خواهد مرزهای ارزش گذاری ما را جابجا کند تا ثابت کند کاری که آن مادر انجام می دهد شاید به مراتب اهمیتش از کار آقای دکتر بیشتر باشد، مانند یک درخت کهن که هر شاخه اش می تواند ثمره های بسیار دهد.


* تی تی به خوبی دنیای مردان بدون حضور زنان را به تصویر کشیده، در دو دنیای متفاوت، که در یک سو اگر زنی نباشد مردانش سرگرم افیون، قمار و سختی هستند و در سوی دیگر وقتی عشقی نباشد مردش غرق در فرمول، انزوا و ناآرامی است، و به زیبایی رنگ، لعاب و گرمی حضور زنان در کانون خانواده را به رخ می کشد.


* پیرنگ اصلی حول کاراکتر فیزیک‌دانی شکل می گیرد که توانسته با حل معادله نجات دریابد که دهانه سیاهچاله ای عظیم در حال بزرگ شدن است و می تواند نابودی جهان را سرعت ببخشد، اما بخاطر بیماری از حال می رود و دست نوشته هایش گم می شوند، در مسیر یافتن نوشته هایش با چالشی بزرگ مواجه می شود که باید میان نجات زندگی اش با نجات دنیا یکی را انتخاب کند!


* در پیرنگ فرعی دو قربانی داریم و دو منفعت طلب، قربانی اول ما ابراهیم دانشمند یا همان آقای دکتر است که هنوز امیدواری دارد با کشف معادله نجات و آزاد کردن ذهنش بتواند همسر تازه طلاق گرفته اش را بازگردانده و زندگی اش را از سر گیرد اما متوجه می شود دوست منفعت طلبش از خلا عاطفی آنها استفاده کرده و با همسر سابق او ازدواج کرده است.

و قربانی دوم ما تی تی است، که تمام آرزویش داشتن یک خانه برای خود و خدمت به بشریت است، غافل از اینکه تمام مدت بازیچه نامزد منفعت طلبش امیرساسان شده و با اجاره رحم خود تبدیل به منبع درآمدی برای او گردیده است.

خرده پیرنگ های فیلم اگرچه کم است اما پررنگ و پر جزئیات است، کاشت، داشت و برداشت در آنها رعایت شده، از ماجرای زندگی تی تی گرفته تا زندگی پنهانی همسر سابق دکتر، چه زن و شوهری که رحم تی تی را اجاره کردند چه امیرساسان که از او سواستفاده می کند.


* سی ثانیه ابتدایی فیلم هیچ قوتی ندارد، ما را از سیاهچاله به درون بیمارستان می برد، سکانسی نیست که محتوای آن مخاطب را همان ابتدا میخکوب کند و صرفا قوت حضور پارسا پیروزفر و الناز شاکردوست است که بیننده را سوی خود می کشاند.


* عطف اول فیلم زمانی است که دکتر به هوش می آید و متوجه می شود که نوشته هایش نیست که پس از جدل با همسرش در می یابد دست نوشته ها را پرستار بیمارستان برده است و از اینجا قصه آغاز می شود.


* اوج فیلم زمانی است که امیرساسان  با پس دادن دست نوشته های دکتر، تی تی را میان یک دو راهی می گذارد، به او می گوید اگر هنوز عاشقش هست و دامن پاکی دارد آن نوشته ها را به درون آتش بیندازد که تی تی در این میان تصمیم می گیرد با حفظ دست نوشته ها، دستان اش را به درون آتش برده و با سوزاندن ابراهیمی خود پاکی اش را ثابت کند.


* عطف دوم فیلم زمانی است که آقای دکتر میان نجات جهان با نجات دنیای خودش  دست بر گزینه دوم یعنی عشق شکوفا شده اش می گذارد و با شکست ضد قهرمان تنها ابزار اعمال فشار او را خنثی کرده و برای همیشه قید دست نوشته هایش را می زند.


* تعلیق های فیلم مطلوب است، آنجا که مخاطب فکر می کند همسر سابق دکتر دچار عشقی یک سویه شده در حالی که شوهر سابقش به او توجه ندارد اما بعدا متوجه می شویم که وی با دوست شوهرش مدت هاست که ازدواج کرده است و محبت های بی جایش به دکتر برای کم کردن عذاب وجدانش بوده.

یا وقتی که انتظار داریم دکتر با گرفتن دست نوشته هایش قید تی تی را بزند اما او با رد پیشنهاد امیرساسان سعی بر نجات زندگی اش می کند.

و در نهایت آنجا که دکتر راضی می شود دخترش را همراه با همسر سابقش راهی سفر کند.

و تعلیق های خوب دیگر که در مسیر فیلم کم نیست.


* میزانسن فیلم عالی است و چشم شما را با متن فیلم نوازش می دهد، طراحی صحنه به خوبی شکل گرفته، می دانیم با چه تیپ افراد و شخصیت هایی طرف هستیم، خانه و ماشین دکتر، اتاق امیرساسان، اتاق تی تی، خانه در دست ساخت او و حتی محل زایمان تی تی که به مکانی غار مانند پناه برده تا ما را به یاد مریم مقدس بیندازد.

انتخاب لباس ها دقیق است، با تیپ شخصیت ها هم‌خوانی دارد، فرهنگ و طبقه اجتماعی هر کدام مشخص است.

هرچند دکوپاژ فیلم نتوانسته تمام انتظارات را برآورده کند اما قدرت فیلمنامه، میزانسن، صدا، موسیقی، و بازیگران درخشانش این خلا را به خوبی پوشانده است.


* فیلم دارای روانشناسی حیوانات است، تی تی با دو حیوان دیده می شود  یکی خرگوش است و دیگری جفتی اردک، همینجا اگر وارد مبحث شخصیت شناسی بر مبنای حیوانات بشویم، تصویر کاملی از تی تی به ما می دهد، خرگوش نماد فردی است فروتن و زود جوش که به هنگام عصبانیت سکوت می کند، همان تصویری که ما در تی تی می بینیم، او همیشه تابع بوده و حرف گوش کن، بی ادعا و بساز، قانع و کم خرج، در رابطه خیلی زود فریب می خورده و زمانی که توسط امیرساسان عصبانی می شود می بینیم که حاضر است  دست در آتش کند اما دادی نزند.

دومین حیوان اردک است که نماد فردی است زحمت کش و اهل خانواده همان ویژگی هایی که در تی تی می بینیم که از طریق رحم اجاره ای یا کار در خدمات بیمارستان سعی می کند خشت به خشت خانه اش را با دستان خود بنا کند و بزرگترین آرزویش به دنیا آوردن فرزندی است که بتواند او را با ویژگی های انسانی تربیت کند و همسری که تمام عشقش را نثارش کند و برای داشتنش دل به دریا بزند.


* فیلم دارای دو قهرمان است، اولی ابراهیم دانشمند یا همان دکتر است، که توانسته با فدا کردن زندگی شخصی اش خود را وقف بشریت کند تا به جواب معادله پایان دنیا برسد و ثابت کند اندازه دریچه سیاهچاله در حال بزرگ شدن است، او برای به دست آوردن نوشته های گم شده اش می جنگد و سعی می کند موانع ضد قهرمان را کنار بگذارد، تا به آنها برسد اما در نهایت با نگرش وسیع خود هدف را تغییر داده و با بدست آوردن کسی که دوست می دارد  زندگی اش را به جای بشریت نجات می دهد.


* قهرمان دوم تی تی است، اوست که از همان ابتدا بدون هیچ چشم داشتی برای نجات دکتر وارد دریا می شود تا بر اساس یک افسانه کولی ها، با فدا کردن خود بتواند جان دکتر را نجات بدهد.

و سپس با فدا کردن تمام دارایی هایش سعی می کند نوشته های دکتر را پس بگیرد. و در ادامه با سوزاندن دست خود صداقت اش را ثابت می کند.

که در نهایت با پذیرفتن حرف دکتر بچه به دنیا آمده اش را تحویل پدر و مادر اصلی اش می دهد.


* سیر دلبستگی تی تی در فیلم مشخص است، آنجا که در ابتدا به دکتر می گوید اگر امیرساسان نبود هشتاد درصد عاشق او می شد و می بینیم با تمام وجود برای امیرساسان آرایش می کند و لاک می زند و با ذوق به دیدنش می رود.

اما در اواسط فیلم وقتی با بی اخلاقی و نامردی های نامزدش مواجه می شود اجازه نمی دهد تا او در اتاق به وی دست بزند که به ما از دل کندن او خبر می دهد.

و در نهایت می بینیم که وقتی به دیدن دکتر می رود با شوق و ذوق برایش وسایل زینتی آشپزخانه می برد، که ما را از شروع یک رابطه ازدواجی آگاه می کند.


* عناصر فیلمنامه ای به خوبی رعایت شده، کاشت، داشت و برداشت ها با دقت گذاشته شده، جزئیات دارد، ریتم فیلم نمی افتد، بجز ضعف در شروع و دکوپاژ نکته منفی دیگری یافت نمی شود.


* ضد قهرمان امیرساسان است، اوست که سعی می کند با ندادن دست نوشته های دکتر آبروی تی تی را ببرد، با سنگ اندازی و بهانه های مختلف عقده هایش را تخلیه کند، اوست که سعی می کند تا از تی تی بهره مالی بکشد، حتی عشقش هم به او دروغ است، او نتوانسته خواننده معروفی بشود و یک ورشکسته دوره گرد است، با تی تی نیاز جنسی، مالی و عاطفی اش را برطرف می کند و در خانه مانند یک کارگر از او کار می کشد، تی تی تمام دارایی امیر ساسان است، و زمانی مغلوب قهرمان می شود که فکر می کند با گرفتن تنها سرمایه دکتر یعنی دست نوشته هایش شکست ناپذیر است اما ناگهان در میابد دکتر تنها سرمایه زندگی او یعنی تی تی را ازآن خود کرده و قید نوشته هایش را زده است.

چراکه می داند ذهنی که توانسته یکبار آن معادلات طاقت فرسا را حل کند باز هم می تواند.


* گویش های طرح شده عالی است، مطالعه شده و دقیق اجرا شده است، لهجه ها درست شکل گرفته و حالات رفتاری و حتی نحوه راه رفتن هم دقیق پیاده شده است.

دیالوگ ها به اندازه و کافیست، طولانی نشده، گل درشت نشده، اطلاعات زیادی نمی دهد، و در کمترین حالت بهترین مفهوم را می رساند و جزو نقاط قوت فیلم محسوب می شود.

عزیز نکته سنجی در همان ابتدای فیلم برایم اشاره کرد وقتی که دوست دکتر از ازدواج اش با همسر سابق وی سخن می گوید لحظه ای حال دکتر بد می شود که در همان وقت صدای ممتد و بلند مته هیلتی را از بیرون پنجره می شنویم که تداعی کننده روان دکتر است، حرف های دوستش مثل مته مغزش را سوراخ می کند.


* عنصر ارتباطی فیلم دست نوشته های دکتر است که توانسته بر مبنای معادلاتی که حل کرده ثابت کند پایان دنیا نزدیک است، همان نوشته هایی که باعث می شود به حقیقت مخفی همسر سابقش پی ببرد،  خیانت دوست سابقش آشکار شود، با امیرساسان نامزد تی تی وارد کشمکش شود و در نهایت بخاطر تی تی قید آنها را بزند.


* شخصیت پردازی ها به آرامی تثبیت شده و به خوبی نمود پیدا کرده است.

شخصیت امیرساسان در نظریه فروید از اولین مرحله رشد ایگو بهره می برد، سیگار می کشد، نوشیدنی های الکلی می خورد، قمار بازی می کند و الوات است، سیگار کشیدنش ما را متوجه خصلت روان رنجورانه او به واضح ترین شکل تثبیت دهانی  می کند، استفاده از سیگار نماد کشمکش درونی هم هست، و شخصیت دچار تعارض او را نشان ما می دهد.

از باده مستی، قمار و زن بارگی او می توان بعد دیگر شخصیت وی را پیدا کرد، الگویی رفتاری که نشان می دهد او نیازها و خلاهای درونی اش را از طریق جستجوی تحریک بیرونی و پرداختن به آن ارضا می کند یعنی همان رفتاری که با قهرمان قصه خواهد کرد.


تثبیت های دهانی وقتی به او تعلق می گیرد که نمود خصوصیات دیگر آزار، لجوج، بدجنس و غیر منطقی اش را می بینیم، او ناتوان است از توجه کردن به دیگران و در برابر این احساس ضعف، خودخواهی، حرض و بی رحمی اش را به تصویر می کشد.

کشمکش روان رنجورانه او از عقده‌ ادیپ نشات می گیرد، آنگاه که رانه های اولیه و حیوانی اید با نیروی لیبیدو که غریزه های اصلی سکس و پرخاشگری را بروز می دهد، تجلی پیدا می کند.


* دکتر از ساختار ناخودآگاه ایگو در  مدل روان رنجورانه فروید بهره می برد، او نماینده واقعیت، آشتی و رفتار شایسته است.

شخصیت او مدام در حال رشد است، هر چه می گذرد راه های تازه ای برای انطباق با مقتضیات زندگی اش پیدا می کند، و به مرور تلاش می کند تا بر محیط خود مسلط شده و بر موانع پیروز شود، فارق از پیرنگ و خرده پیرنگ آنچه که مهم است تحول شخصیتی اوست که در کاراکتر شخصیت به تصویر کشیده می شود.


* کاراکتر تی تی در نظریه فروید از دومین مرحله رشد روانی جنسی ایگو بهره می برد او زوجی کمیک است، یعنی کنار شخصیتی متضاد زیست می کند که همدیگر را سرخورده و ناکام می کنند، او تمایل به کنترل و محدودیت دارد، شور و حرارت او در برابر خویشتن داری خیلی زود لو نمی رود بیننده شور و شهوت، عشق و دلدادگی او را بصورت نیابتی حس می کند.


* تمام بازی ها عالی است، تسلط بازیگران بر نقش توانسته به فیلم روح بدهد و مخاطب را با خود همراه سازد، چون مبحث ما در ارتباط با متن است از این قسمت عبور می کنم.


* در پالت های رنگی دنیای امیرساسان با رنگ مشکی مواجه هستیم، رنگ سیاه بیانگر پوچی و نابودی است، همان ابتدا فریاد نه را در برابر آوای آری به رخ می کشد، از رفتار منفی گونه افراطی سخن می گوید، و نسبت به رفتار های غیر عقلانی او هشدار می دهد.


* اما همین رنگ سیاه چون به دنیای تی تی وارد می شود نیاز او به جبران خطایش را به تصویر می کشد، همان احساس گناهی که باعث شده خودش را در مقابل گم شدن دست نوشته های دکتر مسئول بداند.


* رنگ قهوه ای در دنیای امیرساسان  نشانگر بی خانمانی و آوارگی است که ورشکستگی او را خبر می دهد.


* رنگ زردی که وقت زایمان تی تی شاهد هستیم نمایشگر توسعه  قلمروهای آزادی اش است، توانسته حصارهای دورش را کنار زده و خود را آزاد کند، از سهل گیری به مشکلات و آرامشش سخن می گوید، و نشان از تسکین یافتن اضطراب هایش دارد و از امیدواری عاطفی اش خبر می دهد، درست همانجایی که دکتر به دوست او می گوید تی تی را دوست دارد تا اجازه یابد به وادی وی راه پیدا کند.


* رنگ سبز در دنیای دکتر نماد مقاومت و ایستادگی است، که همراه با خود خبر از تنش و اضطراب می دهد. همچنین از بلند پروازی، جاه طلبی، پشتکار و خویشتن داری های دکتر سخن می گوید که تمامش توام با امیدواری است.


* و رنگ کرم مایل به زردش از تغییر و تحول در زندگی وی خبر می دهد، کنار هم قرار گرفتن این دو رنگ بیانگر ناسازگاری در زندگی شخصی اوست. و بدین معنا است که انتخاب کننده آن میل دارد به مقام و موقعیت بالایی دست یابد تا مورد احترام دیگران واقع شود دقیقا همان روحیه ای که در کاراکتر دکتر می بینیم، آنجا که کنار خانواده اش تلخ است و کنار انبوه شاگردانی که به ملاقاتش آمده اند روحیه می گیرد و شاد است، یا آنجا که همه چیزش را فدای یافتن جواب معادله نجات می کند تا دنیا را از یک اتفاق بزرگ باخبر کند اما از اتفاقات بزرگ زندگی اش غافل است.


* رنگ قرمزی که در امیرساسان می بینیم بیانگر خستگی جسمانی و عصبی است یعنی یک بازنده بزرگ و از دست دادن قدرت و اراده جنسی که می تواند عیان کننده روحیات خود محوری، بی قیدی و خیانت هم باشد. و آنجا که تی تی لاک قرمز می زند و لباس قرمز برای نامزدش می پوشد نمایانگر اشتیاق و آرزو است ولی بعدا که زیر کت مشکی آن را به تن می کند به ما از پافشاری و اصرارش برای حل بحران خبر می دهد.


* رنگ آبی در بیمارستان سخن از روح خسته شده و آسیب پذیر دکتر می گوید و درست در همان لحظات است که همسر سابقش نه تنها نمی تواند کمکی کند که محکم ترین ضربه را به او وارد می کند، و در همان وقتی که دکتر تشنه آرامش است تا خودش را پیدا کند تی تی در مسیرش قرار می گیرد تا روح آسیب دیده اش را جلا دهد و بهبود بخشد.


* در تجربه زیبایی شناسی، رنگ آبی را هوشمندانه قلمداد می کنند چون به ما شخصیت هایی را معرفی می کند که دارای ویژگی های صداقت و وفاداری هستند، و به عنوان حساسیت آرامش یافته از شرایط اولیه برای یک دله شدن خبر می دهد.


و پایان

بستن